کاهش سن مراجعه مبتلایان به اچپیوی
سکوت درباره سلامت جنسی لزوماً به معنای محافظت از نوجوانان نیست. دکتر محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان و پژوهشگر حقوق کودک، با اشاره به نگرانیها درباره کاهش سن مراجعه مبتلایان به اچپیوی، به خبرآنلاین میگوید که ناآگاهی نوجوانان از بدن، حریم خصوصی و راههای پیشگیری میتواند آسیبپذیری آنان را افزایش دهد.
انتشار خبرهایی درباره کاهش سن مراجعه مبتلایان به اچپیوی به ۱۶ سال، نگرانیهایی درباره سلامت نوجوانان و ضرورت آموزش و پیشگیری ایجاد کرده است. هرچند کاهش سن مراجعه در یک مرکز بهتنهایی اثباتکننده افزایش شیوع ویروس در جامعه نیست، اما این موضوع ضرورت بررسی وضعیت آموزش، آگاهی نوجوانان و دسترسی آنان به خدمات پیشگیرانه را مطرح میکند.
دکتر محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان و پژوهشگر حقوق کودک، معتقد است مسئله اچپیوی در نوجوانان را باید فراتر از یک موضوع پزشکی و در چارچوب حقوق کودک، مسئولیت خانواده و عدالت در سلامت بررسی کرد.
او در خصوص کاهش سن مراجعه مبتلایان به اچپیوی، به خبرآنلاین میگوید: «اهمیت این موضوع را باید فراتر از یک مسئله پزشکی و در چارچوب حمایت از سلامت، کرامت و حقوق کودکان و نوجوانان بررسی کرد. البته کاهش سن مراجعه در یک مرکز یا گزارش موردی، بهتنهایی اثباتکننده افزایش شیوع ویروس در کل جامعه یا کاهش سن ابتلا در کشور نیست و برای نتیجهگیری به دادههای معتبر و مطالعات جمعیتمحور نیاز داریم.»
آقای دکتر تعریف ساده از اچپیوی چیست و حقوق کودک چه دیدگاهی در این زمینه دارد؟
اچپیوی گروهی از ویروسهاست که برخی انواع آن میتوانند به ایجاد زگیل تناسلی و برخی دیگر، در صورت تداوم عفونت، به بروز سرطانهایی از جمله سرطان دهانه رحم منجر شوند. بااینحال، بیشتر عفونتها خودبهخود کنترل یا برطرف میشوند و ابتلا لزوماً به معنای ابتلا به سرطان نیست.
از منظر حقوق کودک، مسئله مهم این است که نوجوانان متناسب با سن و مرحله رشد خود به اطلاعات علمی معتبر، آموزش پیشگیرانه و خدمات حمایتی دسترسی داشته باشند. این خبر باید زنگ هشداری برای خانوادهها، مدارس و سیاستگذاران باشد، نه فرصتی برای متهم یا سرزنش کردن نوجوانان.
آیا ناآگاهی نوجوانان میتواند یکی از عوامل آسیبپذیری آنان در برابر اچپیوی باشد؟
بله، کمبود اطلاعات معتبر میتواند یکی از عوامل آسیبپذیری باشد، اما نباید آن را تنها عامل دانست. عواملی مانند نوع مواجهه، دسترسی به خدمات پیشگیرانه، فشار همسالان، اجبار یا سوءاستفاده و میزان آگاهی فرد از مرزهای شخصی نیز اهمیت دارند.
در برخی محیطهای خانوادگی و آموزشی، گفتوگو درباره بدن، بلوغ و سلامت جنسی با سکوت یا شرم همراه است. گاهی تصور میشود هرگونه آموزش درباره این مسائل، نوجوان را به تجربه زودهنگام رفتارهای جنسی ترغیب میکند؛ درحالیکه آموزش علمی، تدریجی و متناسب با مرحله رشد میتواند آگاهی نوجوانان را افزایش دهد، به تصمیمگیری مسئولانه کمک کند و توانایی آنان را برای تشخیص و گزارش آزار تقویت کند.
برخی بر این باورند که آموزش سلامت جنسی به نوجوانان به معنای عادیسازی روابط زودهنگام است؛ آیا چنین است؟
خیر. باید میان آموزش پیشگیرانه و تشویق به یک رفتار تفاوت گذاشت. آموزش درباره سلامت بدن، مرزهای شخصی، خطر سوءاستفاده و بیماریهای قابل انتقال، بهخودیخود به معنای تأیید یا ترویج رفتار جنسی زودهنگام نیست.
کودک باید بداند بدن او محترم است، کسی حق ندارد او را به تماس نامناسب وادار کند و در صورت احساس ناامنی باید از یک بزرگسال قابل اعتماد کمک بخواهد. در دوره نوجوانی نیز آموزش میتواند با توجه به تغییرات بلوغ، روابط سالم، رضایت، پیامدهای رفتارهای پرخطر و روشهای پیشگیری از بیماریهای قابل انتقال تکمیل شود.
والدین میتوانند در این فرایند مشارکت کنند و ارزشها و انتظارات خانوادگی خود را توضیح دهند؛ اما آموزش باید بر اطلاعات علمی صحیح استوار باشد و به ترساندن، تحقیر یا محروم کردن نوجوان از آگاهی منجر نشود.
والدین چه مسئولیتی در آگاهیبخشی و پیشگیری از آسیبها دارند؟
خانواده نخستین محیط یادگیری کودک است و نقش آن در پیشگیری و شناسایی خطر بسیار مهم است. بااینحال، مسئولیت والدین صرفاً کنترل رفتار فرزند یا محدود کردن دسترسی او به فضای مجازی نیست. مهمتر از کنترل، ایجاد رابطهای است که نوجوان بتواند پرسشها و نگرانیهای خود را بدون ترس از تحقیر، تهدید یا مجازات نامتناسب مطرح کند.
وقتی نوجوان بداند والدین ابتدا به حرف او گوش میدهند و برای حمایت از او اقدام میکنند، احتمال پنهان کردن مشکل کاهش مییابد. والدین باید به فرزندان خود بیاموزند که هیچکس حق ندارد آنان را به تماس ناخواسته، ارسال تصاویر خصوصی یا افشای اطلاعات شخصی وادار کند. همچنین باید بدانند اگر فردی از موقعیت سنی، عاطفی یا قدرت خود برای فریب، تهدید یا سوءاستفاده استفاده کرد، مسئولیت رفتار آسیبزا بر عهده فرد مرتکب است، نه نوجوان.
آیا پس از طرح موضوع احتمال اینکه نوجوان -حتی از سوی خانواده- مورد قضاوت قرار بگیرد، وجود ندارد؟
این مسئله نکته مهمی است و اتفاقا در این زمینه باید از تبدیل بیماری به معیار قضاوت اخلاقی درباره فرد پرهیز کرد. تشخیص اچپیوی بهتنهایی نمیتواند زمان ابتلا یا مسیر انتقال را مشخص کند؛ بنابراین خانوادهها باید از اتهامزنی و افشای اطلاعات خصوصی نوجوان پرهیز کنند.
مدارس چگونه میتوانند در پیشگیری از این آسیبها نقش مؤثرتری داشته باشند؟
مدرسه یکی از مهمترین محیطهای اجتماعی برای آموزش مهارتهای زندگی، شناخت حقوق و پیشگیری از آسیبهای قابل اجتناب است. البته انتظار نداریم معلمان بهجای متخصصان سلامت بنشینند یا آموزش تخصصی پزشکی ارائه کنند. نقش مدرسه، فراهم کردن آموزش پایه و متناسب با سن، شناسایی موقعیتهای نگرانکننده و هدایت دانشآموز به خدمات معتبر است.
در این چارچوب، آموزش حقوق کودک باید با موضوعاتی مانند شناخت بدن، حریم خصوصی، احترام متقابل، پیشگیری از آزار و ایمنی در فضای مجازی پیوند بخورد. مدارس همچنین باید برای مواجهه با موارد احتمالی آزار یا سوءاستفاده دستورالعملهای روشن داشته باشند. برخورد با دانشآموزی که تجربه نگرانکنندهای را مطرح میکند، نباید با بازجویی، سرزنش یا افشای موضوع در جمع همراه باشد؛ بلکه باید با رعایت محرمانگی و ارجاع به افراد متخصص پیگیری شود.
پیماننامه حقوق کودک چه تعهداتی در زمینه سلامت و پیشگیری از آزار دارد؟
پیماننامه حقوق کودک سازمان ملل متحد چارچوب مهمی برای بررسی این مسئله فراهم میکند. ماده ۲۴ این پیماننامه بر حق کودک برای برخورداری از بالاترین استاندارد قابل حصول سلامت و دسترسی به خدمات درمانی تأکید دارد. ماده ۱۹ نیز حمایت از کودک در برابر خشونت، آسیب، بدرفتاری و سوءاستفاده را مطرح میکند.
ماده ۱۷ به نقش اطلاعات و رسانهها در دسترسی کودکان به اطلاعات سودمند برای رفاه آنان میپردازد و ماده ۱۲ حق کودک برای بیان دیدگاه خود در امور مربوط به او را به رسمیت میشناسد. این مواد نشان میدهند که حمایت از سلامت نوجوانان صرفاً به درمان پس از ابتلا محدود نمیشود؛ پیشگیری، آموزش و فراهم کردن امکان دسترسی به خدمات مناسب نیز اهمیت دارند.
هزینه واکسن اچپیوی چه مسئلهای را درباره عدالت اجتماعی مطرح میکند؟
دسترسی به خدمات پیشگیرانه، از جمله واکسیناسیون، موضوعی مرتبط با عدالت در سلامت است. سازمان جهانی بهداشت واکسیناسیون اچپیوی را یکی از مؤثرترین راههای پیشگیری از عفونتهای مرتبط با برخی سرطانها معرفی میکند و بر تزریق واکسن پیش از مواجهه با ویروس تأکید دارد.
در ایران، بر اساس اطلاعات منتشرشده در پایگاه داده واکسیناسیون سازمان جهانی بهداشت و گزارشهای داخلی، این واکسن در برنامه عمومی واکسیناسیون کشوری قرار نداشته و دسترسی به آن عمدتاً از مسیر بخش خصوصی گزارش شده است. البته وضعیت دقیق سیاستهای جاری باید بر اساس آخرین اطلاعیههای رسمی وزارت بهداشت بررسی شود.
وقتی هزینه خدمات پیشگیرانه برای بخشی از خانوادهها سنگین باشد، امکان برخورداری از آنها ممکن است به توان اقتصادی وابسته شود. از منظر عدالت اجتماعی، باید راهکارهایی مانند ارزیابی هزینهاثربخشی واکسن، تعیین گروههای اولویتدار بر پایه شواهد علمی و بررسی امکان تأمین عادلانهتر خدمات مورد توجه قرار گیرد. البته واکسن جایگزین آموزش و پیشگیری از سوءاستفاده نیست؛ همانطور که آموزش نیز جایگزین مداخلات پزشکی لازم نمیشود.
آیا ابتلا به اچپیوی میتواند به انگ اجتماعی و نقض حقوق نوجوانان منجر شود؟
بله متأسفانه، انگ اجتماعی یکی از نگرانیهای جدی در مواجهه با بیماریهایی است که بهنوعی با سلامت جنسی ارتباط دارند. ممکن است فرد مبتلا بهجای دریافت حمایت، بر اساس قضاوتهای اخلاقی درباره زندگی خصوصیاش ارزیابی شود. چنین برخوردی میتواند به افشای اطلاعات شخصی، تحقیر، طرد اجتماعی یا تأخیر در مراجعه به خدمات مورد نیاز منجر شود.
هیچ نوجوانی نباید به دلیل وضعیت سلامت خود مورد تحقیر یا تبعیض قرار گیرد. ابتلا به اچپیوی بهتنهایی نمیتواند مبنای قضاوت درباره شخصیت، روابط یا رفتار فرد باشد. بسیاری از عفونتها بدون علامتاند و تشخیص پزشکی نیز لزوماً زمان یا مسیر انتقال را روشن نمیکند.
در مواردی که احتمال سوءاستفاده جنسی، اجبار یا بهرهکشی از نوجوان وجود دارد، موضوع باید بر اساس سازوکارهای قانونی حمایت از کودک بررسی شود؛ بدون آنکه فرد آسیبدیده سرزنش یا اطلاعات خصوصی او منتشر شود.
چه اقداماتی برای حمایت مؤثر از نوجوانان در برابر اچپیوی باید در اولویت قرار گیرد؟
نخستین اقدام، پرهیز از واکنشهای هیجانی و تکیه بر دادههای معتبر است. اگر درباره کاهش سن مراجعه یا افزایش موارد ابتلا نگرانی وجود دارد، باید آمار مراکز درمانی و آزمایشگاهی با رعایت محرمانگی بررسی شود و در صورت امکان، مطالعات جمعیتمحور انجام گیرد.
دوم، آموزش حقوق کودک و سلامت متناسب با سن باید با مشارکت والدین، مدارس، متخصصان سلامت و کارشناسان حقوقی تقویت شود. سوم، دسترسی به خدمات پیشگیرانه و مشاورهای معتبر باید افزایش یابد و موضوع عدالت در دسترسی به واکسن بر پایه شواهد علمی بررسی شود.
چهارم، سازوکارهای حمایت از کودک در برابر آزار و سوءاستفاده باید تقویت شوند تا نوجوان بداند در صورت مواجهه با تهدید یا اجبار، امکان دریافت حمایت دارد.
در نهایت، رسانهها باید میان اطلاعرسانی مسئولانه و انتشار ادعاهای تأییدنشده تفاوت قائل شوند. انتشار خبر درباره بیماریهای مرتبط با سلامت جنسی، بدون توضیح علمی و توجه به محرمانگی، ممکن است به ترس و انگ اجتماعی دامن بزند. مسئله اچپیوی در نوجوانان را باید فرصتی برای بازنگری در نظام آموزش، پیشگیری و حمایت از کودک دانست. مسئولیت حمایت از کودکان و نوجوانان را نمیتوان به خود آنان واگذار کرد؛ خانواده، مدرسه، نظام سلامت، نهادهای حمایتی و سیاستگذاران نیز وظیفه دارند شرایط این مراقبت را فراهم کنند.