خبرگزاری کار ایران

ثواب برای کشتن مورچه؟ روایت عجیب متون زرتشتی

ثواب برای کشتن مورچه؟ روایت عجیب متون زرتشتی

مورچه‌ای که کشتنش ثواب دارد، خارپشتی که کشتنش ۲ هزار تازیانه در پی دارد و سگی که آسیب به آن می‌تواند مجازات سنگینی داشته باشد؛ اینها تنها بخشی از احکامی است که در برخی متون کهن زرتشتی درباره حیوانات آمده است.

مورچه‌ای که کشتنش ثواب دارد، خارپشتی که کشتنش ۲ هزار تازیانه در پی دارد و سگی که آسیب به آن می‌تواند مجازات سنگینی داشته باشد؛ اینها تنها بخشی از احکامی است که در برخی متون کهن زرتشتی درباره حیوانات آمده است. «وندیداد» و «ارداویراف‌نامه» از تقسیم‌بندی جانوران به گروه‌هایی متفاوت سخن می‌گویند؛ از «خرفستران» که در این متون در شمار موجودات شرور و وابسته به اهریمن معرفی شده‌اند تا حیواناتی که برای کشتن یا آسیب رساندن به آنها مجازات‌های سختی تعیین شده است.

بررسی برخی از متون کهن زرتشتی، از جمله «وندیداد» و «ارداویراف‌نامه»، نشان می‌دهد که در این منابع، نگاه یکسانی نسبت به همه حیوانات وجود نداشته است. در این متون، میان جانوران تفاوت‌های اساسی گذاشته شده و برای برخی از آنها مجازات‌های سنگین و برای گروهی دیگر، پاداش و ثواب در نظر گرفته شده است.

بنابر روایت حوزه، از یک سو، برای آسیب رساندن یا کشتن بعضی حیوانات مجازات‌هایی مانند اعدام یا هزاران ضربه تازیانه تعیین شده و از سوی دیگر، از بین بردن برخی حشرات و جانوران، عملی ثواب‌آمیز یا حتی راهی برای کفاره برخی گناهان معرفی شده است.

در منابع کهن زرتشتی، گروهی از جانوران با عنوان «خْرَفْسْتْرَ» شناخته می‌شوند و در شمار موجوداتی قرار گرفته‌اند که منشأ آنها به اهریمن نسبت داده شده است. بر اساس این متون، کشتن برخی از این جانوران دارای پاداش دانسته شده، در حالی که برای آسیب رساندن به برخی دیگر، مجازات‌های سنگینی تعیین شده است.

 آیا مورچه در آیین زرتشتی موجودی اهریمنی به شمار می‌آمد؟

بر اساس نوشته‌های برخی منابع کهن زرتشتی، شماری از درندگان، خزندگان و حشرات در گروه موجودات شرور و آفریده اهریمن قرار گرفته‌اند و برای نابودی آنها ثواب‌هایی ذکر شده است. این گروه با عنوان «خرفستران» شناخته می‌شوند.

در میان جانورانی که در این منابع از آنها نام برده شده، می‌توان به زنبور، لاک‌پشت، مار، مورچه ــ به‌ویژه مورچه دانه‌کش ــ وزغ، موش، ملخ، مگس، عنکبوت، کرم، سوسک، پشه، بید، شپش، گرگ، عقرب، مارمولک، شیر، جغد، پلنگ، فیل، کفتار، شغال، گربه، سیاهگوش و بزمجه اشاره کرد. (۱)

این منابع، برای مواجهه با حیوانات، احکام و مجازات‌های متفاوتی بیان کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که در برخی موارد، کشتن یا آزار یک حیوان مجازات‌های بسیار سنگینی داشته، اما در موارد دیگر، نابودی حیوان یا حشره‌ای خاص، عملی دارای ثواب تلقی شده است.

برای نمونه، در برخی از این متون، مجازات کشتن خارپشت دو هزار تازیانه تعیین شده است. (۲) همچنین برای کشتن خرگوش، مجازات اعدام ذکر شده است. (۳) درباره رفتار با سگ‌های نگهبان گله یا روستا نیز احکام سختی وجود داشته؛ به‌گونه‌ای که دادن استخوان سفت یا غذای داغ به چنین سگ‌هایی می‌توانست مجازات اعدام به همراه داشته باشد. (۴)

در مقابل، یکی از وظایفی که برای موبدان و پیشوایان دینی زرتشتی مطرح شده، نابود کردن جانوران و حشرات موذی، از جمله مورچه‌ها، بوده است. در «وندیداد» و به‌خصوص در برخی منابع دینی پهلوی، حتی کشتن شمار زیادی از مورچه، وزغ، پشه و موجودات مشابه، به عنوان کفاره برخی گناهان معرفی شده است. (۵)

 پاداش کشتن «خرفستران» در منابع زرتشتی

در منابع مهم زرتشتی، برای از بین بردن حیواناتی که در گروه موجودات شرور قرار گرفته‌اند، پاداش‌هایی ذکر شده و در برخی موارد، کشتن تعداد بسیار زیادی از این جانوران به عنوان کفاره یک گناه تعیین شده است.

برای مثال، در یکی از این منابع، ثواب کشتن یک مورچه دانه‌کش با کشتن یک شیر در بیشه یا حتی بینا کردن یک فرد نابینا برابر دانسته شده است. (۶)

همچنین در «مینوی خرد» آمده است که شادترین زمین، زمینی است که لانه حشرات شر در آن ویران و نابود شود. (۷)

در نمونه‌ای دیگر، برای مردی که با زن حائض آمیزش کرده و در حالی که هر دو از حیض آگاه بوده‌اند، منی را خارج نکرده باشد، کفاره‌ای تعیین شده که شامل کشتن شمار زیادی از حیوانات است؛ از جمله هزار مورچه دانه‌کش و دو هزار مورچه از گونه‌های دیگر. (۸)

از سوی دیگر، کشتن این حیوانات لزوماً به دست شخص گناهکار انجام نمی‌شد و امکان نیابت مالی نیز وجود داشت. بر اساس گزارش منابع، موبدان می‌توانستند در ازای انجام این امور، مزد دریافت کنند.

روایت ارداویراف از مجازات یک گناهکار

«ارداویراف»، که از برجسته‌ترین موبدان دوره ساسانی معرفی شده، در کتاب مشهور خود روایتی از مشاهداتش در عالم پس از مرگ ارائه می‌کند.

او در «ارداویراف‌نامه» می‌نویسد که در جریان معراج، روان مردی گناهکار را مشاهده کرده که او را درون دیگی می‌پختند؛ با این حال، پای راست این مرد بیرون از دیگ قرار داشت.

علت اینکه پای راست او در معرض آن مجازات قرار نگرفته بود، این عنوان شده که آن شخص با پای راست خود، تعداد زیادی از وزغ، مورچه، مار، کژدم و دیگر «خرفستران» را کشته بود. (۹)

 مجازات‌های تعیین‌شده درباره حیوانات

بر اساس مطالب ذکرشده در منابع مورد استناد این متن، برخی از مجازات‌های مربوط به حیوانات عبارت‌اند از:

۲۰۰۰ تازیانه: برای دفن جسد سگ به مدت یک سال در زمین یا کشتن خارپشت.

۱۶۰۰ تازیانه: برای کشتن سگ نگهبان گله.

۱۲۰۰ تازیانه: برای کشتن سگ نگهبان روستا یا کشتن سگ آبستن در حالی که شیر در پستان داشته باشد.

۱۲۰۰ تازیانه: برای کشتن سگ شکاری و نیز زخمی کردن سگ ولگرد با سلاح و در نتیجه کشتن آن.

۱۰۰۰ تازیانه: برای دفن سگ مرده در زمین به مدت شش ماه یا کشتن توله‌سگ و برخی انواع دیگر سگ‌ها با زخمی کردن آنها.

۴۰۰ تازیانه: برای کشاورزی و روان کردن آب در زمینی که انسان یا سگی در آن مرده باشد، پیش از گذشت یک سال از انتقال جسد.

۴۰۰ تازیانه: برای دادن غذای نامناسب به سگ گله.

۱۸۰ تازیانه: برای دادن غذای نامناسب به سگ نگهبان روستا یا خانه.

۱۴۰ تازیانه: برای دادن غذای نامناسب به سگ ولگرد.

۱۰۰ تازیانه: برای دادن غذای نامناسب به توله‌سگ.

این موارد نشان می‌دهد که در برخی متون حقوقی و دینی زرتشتی، میان انواع حیوانات تفاوت قابل توجهی وجود داشته و احکام مربوط به آنها بر اساس جایگاهشان در نظام دینی آن دوره متفاوت بوده است. از یک سو، برخی جانوران در شمار «خرفستران» و موجودات وابسته به اهریمن قرار می‌گرفتند و نابودی آنها عملی ثواب‌آمیز تلقی می‌شد و از سوی دیگر، درباره برخی حیوانات، به‌ویژه سگ، مجازات‌های بسیار سنگینی برای آسیب رساندن یا کشتن آنها تعیین شده بود.

 پی‌نوشت‌ها

۱. ر.ک: رضی، هاشم، وندیداد، ج۲، ص۷۶۲-۷۷۵.

۲. رضی، هاشم، وندیداد، ج۳، ص۱۳۳۰ (فرگرد ۱۳، شماره ۴).

۳. رضی، هاشم، وندیداد، ج۲، ص۶۹۷، قسمت شرح.

۴. رضی، هاشم، وندیداد، ج۳، ص۱۴۷۸ (فرگرد ۱۵، شماره ۳).

۵. رضی، هاشم، وندیداد، ج۲، ص۷۶۳-۷۶۳، قسمت شرح.

۶. سد در بندهش، در ۲۳؛ به نقل رضی، هاشم، وندیداد، ج۲، ص۷۶۶-۷۶۸، قسمت شرح.

۷. مینوی خرد، بخش ۴، بند ۸؛ به نقل رضی، هاشم، وندیداد، ج۲، ص۷۶۶-۷۶۸، قسمت شرح.

۸. رضی، هاشم، وندیداد، ج۳، ص۱۶۰۱ (فرگرد ۱۸، شماره ۷۳).

۹. آموزگار، ژاله، ارداویراف‌نامه، فصل ۴۰، ص۸۰.

 

منبع پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ
انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز