نگهداری از والدین سالمند تلفکردن عمر است؟/ انتقاد از کلیپ یک کارشناس
«برای پدر و مادرتان پرستار بگیرید، اما خودتان پرستارشان نشوید. اگر لازم بود آنها را به خانه سالمندان ببرید تا دوستان تازهای پیدا کنند. حق ندارید عمرتان را برای مراقبت از پدر و مادرتان تلف کنید»؛ اینها را مردی میگوید که روی سن یک همایش انگیزشی ایستاده و برای حاضران درباره شیوه مواجهه با سالمندی والدینشان نسخه میپیچد.
روزنامه قدس نوشت: کلیپ سخنان او چند روزی است در فضای مجازی دستبهدست میشود و بهدلیل توصیههای جنجالیاش، خیلی زود واکنشهای زیادی را به دنبال داشته است.
داریوش فرضیایی که سالها تجربه مراقبت از مادر سالمندش را دارد، این توصیهها را «خزعبلات» میخواند و از مردم میخواهد این حرفها را بازنشر نکنند.
فرضیایی با اشاره به تجربه شخصی خود میگوید بهخوبی میداند نگهداری از پدر و مادر چقدر دشوار است؛ بااینحال، از فرزندان خواست والدینشان را تنها نگذارند و حتی اگر درآمد اندکی دارند، همان را با آنها تقسیم کنند.
قضاوت نکنید
اما میان این دو نگاه، روایتهای دیگری هم وجود دارد؛ زنی که از مادر مبتلا به پارکینسون خود مراقبت میکند، تنها ۱۲ ساعت از زندگی مشترکشان را اینگونه توصیف میکند: «اگر قرصهایش را زیاد بخورد، دچار توهم میشود و اگر کمتر بخورد، بدنش از حرکت میافتد. شبها نمیخوابد و اجازه نمیدهد من هم بخوابم. گاهی بیهوش میشود و نمیتواند برای خوردن دارو از جایش بلند شود. همین دیشب طیکردن فاصله ۳متری تا رختخواب ۴۵ دقیقه طول کشید».
او از کسانی که سپردن سالمندان به مرکز نگهداری را در هر شرایطی ظلم و بیرحمی میدانند، میخواهد پیش از قضاوت، خودشان را جای خانوادههای درگیر مراقبتهای طولانیمدت بگذارند: «سالمند سالم را که کسی به خانه سالمندان نمیبرد. وقتی بیماری ۱۰ سال ادامه دارد و شرایط هر روز سختتر میشود، اطرافیان سالمند هم بیمار میشوند. قضاوت دیگران فقط عذاب وجدان فرزندی را که ناچار به این تصمیم شده، چند برابر میکند».
در سوی دیگر ماجرا، ویدئویی از یک مرد سالمند با عصایی در دست در مرکز نگهداری منتشر میشود که با گلایه از فرزندانش، میگوید: «۶ پسر و پنج دختر دارم، اما هیچچیز ندارم. من را آوردند اینجا و دیگر احوالم را نمیپرسند». او تعریف میکند فرزندانش هرکدام تنها چند روز میزبانش میشدند و بعد او را به خانه دیگری میفرستادند. از گرفتهشدن کارت یارانه و اموالش میگوید و در پایان با شرمندگی، از دوربین میخواهد گلایهاش از فرزندان را ثبت کند. روایت او یادآور این واقعیت است که گاهی رنج سالمند نه از بودن در مرکز، بلکه از احساس طردشدگی و فراموششدن توسط خانواده ناشی میشود.
بااینحال، همه سالمندان اقامت در مرکز را به معنای طردشدن نمیدانند؛ زهرا حسینی، معلم بازنشستهای که تنها دخترش پس از ازدواج به خارج از کشور مهاجرت کرده، با انتخاب خود به مرکز سالمندان آمده است. او بیان میکند: «فرزندان ما حق زندگی دارند و نباید جوانیشان را پای ما بگذارند. بچههای امروز بیمعرفت نیستند؛ زمانه آنها را شرمنده کرده است. خیلیهایشان دو شیفت کار میکنند و بهسختی از پس زندگی خودشان برمیآیند».
زهرا از جوانی میگوید که در خانهای ۴۰ متری و اجارهای زندگی میکند و عملاً فضایی برای مراقبت از مادرش ندارد. او معتقد است ساختار خانوادهها و خانهها تغییر کرده و دیگر نمیتوان با معیارهای گذشته درباره نسل امروز قضاوت کرد: «من محبت و ارتباط با فرزندان را حق خودم و وظیفه آنها میدانم، اما انتظار ندارم کار و زندگیشان را رها کنند. اینجا همسنوسال هستیم، دغدغهها و تفریحات مشترک داریم و خدمات پزشکی دریافت میکنیم».
خانه همیشه بهترین مکان نیست
احمد دلبری، رئیس مرکز تحقیقات سالمندی با اشاره به توصیههای سخنرانی که در ابتدای این گزارش به آن اشاره کردیم، به خبرنگار ما میگوید: اشکال اصلی چنین صحبتهایی، نسخهپیچی یکسان برای همه خانوادههاست. نه میتوان مراقبت از پدر و مادر را بهطور کامل به پرستار یا آسایشگاه سپرد و نه میتوان از فرزندان انتظار داشت زندگی خود را کنار بگذارند و همه مسئولیت مراقبت را شخصاً بر عهده بگیرند. در برخی موارد، بهویژه درباره سالمندان بسیار وابسته یا مبتلا به آلزایمر پیشرفته، استفاده از مراقب حرفهای یا یک مرکز استاندارد میتواند تصمیم مناسبتری باشد؛ اما درحالیکه مراقبت تخصصی قابل واگذاری است، محبت، حضور و مسئولیت فرزندی را نمیتوان واگذار کرد.
اصل باید این باشد که نه سالمند رها شده و نه خانواده زیر فشار مراقبت، فرسوده شود.
او معتقد است: تا زمانی که سالمند در خانه از ایمنی، مراقبت کافی و ارتباط عاطفی مناسب برخوردار باشد، ماندن در محیط آشنا معمولاً بهترین انتخاب است. این موضوع بهویژه برای سالمندانی که دچار اختلالات شناختی هستند، اهمیت بیشتری دارد. اما اگر سالمند به آلزایمر پیشرفته، وابستگی شدید، مشکلات رفتاری یا خطر سقوط دچار بوده و به مراقبت شبانهروزی نیاز داشته باشد و خانواده نتواند این نیازها را بهصورت ایمن تأمین کند، اصرار بر نگهداری او در منزل الزاماً به نفعش نیست. بنابراین، خانه همیشه بهترین مکان نیست؛ بهترین مکان جایی است که کرامت، ایمنی و کیفیت مراقبت از سالمند بهتر تأمین شود.
دلبری عنوان میکند: حمایت از سالمند فقط به کمک مالی یا همخانه بودن محدود نمیشود و حمایت عاطفی، رسیدگی به امور روزمره، درمان و مراقبت را هم دربرمیگیرد.
بااینحال، مطالعات انجامشده در ایران نشان میدهد خانواده همچنان اصلیترین منبع حمایت از سالمندان است. در یک مطالعه روی سالمندان تهران، حدود ۷۲ درصد افراد دستکم روزی یکبار با یکی از فرزندان خود در تماس بودند و نزدیک به ۷۰درصد نیز رابطهشان با فرزندان را بسیار خوب ارزیابی کردند. در مطالعهای دیگر، حدود ۵۱درصد سالمندان مورد بررسی، مراقب خانوادگی مشخص داشتند؛ درحالیکه سهم مراقبان رسمی و پولی فقط ۳.۴درصد بود. بنابراین، خانواده همچنان مهمترین ستون مراقبت از سالمندان در ایران است؛ اما نمیتوان درصد واحدی برای میزان حمایت فرزندان اعلام کرد، زیرا این حمایت از تماس و همراهی عاطفی تا کمک مالی و مراقبت شبانهروزی، شکلهای متفاوتی دارد.
کدام ارزانتر است؟ نگهداری در خانه یا مرکز سالمندان
وی ادامه میدهد: بزرگترین رنج سالمندان در مراکز نگهداری همیشه کمبود امکانات نیست؛ گاهی احساس طردشدگی، تنهایی و فراموششدن از سوی خانواده، رنج بیشتری به آنها تحمیل میکند. حتی بهترین مرکز نگهداری نیز نمیتواند جای ارتباط عاطفی سالمند با فرزندانش را بگیرد. بنابراین، اگر انتقال سالمند به مرکز نگهداری ضروری باشد، مسئولیت خانواده تمام نمیشود، بلکه فقط شکل مراقبت تغییر میکند. حضور منظم، تماس مستمر، مشارکت در تصمیمهای درمانی و حفظ ارتباط عاطفی خانواده همچنان ضروری است.
به اعتقاد دلبری، نمیتوان گفت نگهداری در خانه یا مرکز سالمندان همیشه ارزانتر است؛ زیرا هزینهها کاملاً به میزان وابستگی و نیازهای مراقبتی سالمند بستگی دارد. او تصریح میکند: برای سالمندی که نسبتاً مستقل است، ماندن در منزل معمولاً هزینه کمتری دارد؛ اما زمانی که به مراقبت شبانهروزی، پرستار، جابهجایی مکرر یا خدمات تخصصی نیاز پیدا میکند، هزینه نگهداری در منزل میتواند بسیار بالا و حتی بیشتر از هزینه یک مرکز استاندارد باشد. البته هزینه مراقبت فقط مالی نیست؛ زمان، فرسودگی جسمی و روانی و حتی ترک شغل یا کاهش ساعات کاری فرد مراقب نیز بخشی از هزینه واقعی مراقبت از سالمند محسوب میشود. بنابراین، مقایسه هزینهها باید براساس سطح نیاز سالمند و مجموع هزینههای مستقیم و پنهان مراقبت انجام شود، نه فقط شهریه مرکز یا حقوق پرستار.
پرستار جای خانواده را نمیگیرد
این متخصص سالمندان درباره مزایا و موهبتهای نگهداری پدران یا مادران سالمند در منزل اظهار میکند: نگهداری از سالمند در منزل، در صورت فراهمبودن شرایط مناسب مراقبتی، مزایای بسیاری دارد. خانه برای سالمند فقط یک مکان نیست، بلکه مجموعهای از خاطرات و بخشی از احساس امنیت، استقلال و هویت او است. ماندن در محیطی آشنا و در کنار خانواده میتواند احساس تعلق و آرامش بیشتری ایجاد کند و از تنهایی و انزوای سالمند بکاهد. این مسئله بهویژه درباره سالمندان مبتلا به اختلالات شناختی اهمیت دارد؛ زیرا حضور در محیط آشنا میتواند به حفظ جهتیابی و کاهش سردرگمی آنها کمک کند. شاید مهمترین مزیت نگهداری سالمند در منزل، حفظ ارتباط میان نسلها باشد. حضور پدربزرگ و مادربزرگ در خانواده فقط برای خود سالمند ارزشمند نیست، بلکه برای فرزندان و نوهها نیز میتواند منبعی از تجربه، عاطفه و تقویت پیوندهای خانوادگی باشد. البته همه این مزایا زمانی معنا پیدا میکند که خانه محیطی ایمن باشد و خانواده نیز توانایی ارائه مراقبت مناسب را داشته باشد.
این استاد تمام دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی در پاسخ به اینکه اگر بخواهید یک الگوی سالم پیشنهاد کنید که هم کرامت سالمند حفظ شود و هم زندگی فرزند کاملاً متوقف نشود، آن الگو چیست، میگوید: الگوی سالم، «مراقبت مشترک» است؛ الگویی که در آن نه فرزند فدا میشود و نه سالمند رها. خانواده باید محور عاطفی و تصمیمگیری باقی بماند، اما لازم نیست تمام بار مراقبت را بهتنهایی بر دوش بکشد.
در گام نخست باید نیازهای سالمند ارزیابی شود؛ میزان استقلال، بیماریها، وضعیت حافظه و توان حرکتی او و اینکه در چه کارهایی به کمک نیاز دارد. سپس مسئولیت مراقبت میان اعضای خانواده تقسیم شده و هرجا به خدمات تخصصی نیاز است، از مراقب آموزشدیده، پرستار، پزشک، خدمات توانبخشی و مراقبت در منزل کمک گرفته شود. اگر با وجود این حمایتها، امکان مراقبت ایمن در خانه وجود نداشته باشد، انتخاب یک مرکز استاندارد نیز میتواند تصمیمی مسئولانه باشد.
حتی اگر مراقبت جسمی سالمند را به فرد دیگری بسپاریم، نباید رابطه عاطفی را واگذار کنیم. تماس و دیدار منظم، شنیدن حرفهای سالمند، مشارکتدادن او در تصمیمها و حفظ احترام و اختیارش همچنان وظیفه خانواده است. درعینحال باید به وضعیت خود فرزند مراقب نیز توجه کرد. فردی که سالها بدون استراحت و حمایت، از سالمند مراقبت میکند، ممکن است دچار فرسودگی شود و در نهایت کیفیت مراقبتش نیز کاهش یابد. کمکگرفتن نشانه بیمسئولیتی نیست و گاهی مسئولانهترین شکل مراقبت محسوب میشود.
اگر بخواهم این الگو را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم خانواده جای پرستار نیست و پرستار نیز جای خانواده را نمیگیرد؛ مراقبت مطلوب زمانی شکل میگیرد که تخصص مراقب در کنار محبت و حضور خانواده قرار گیرد.