خبرگزاری کار ایران

چین چه وقتهایی با تحریم‌های آمریکا علیه ایران همراه می‌شود؟

چین چه وقتهایی با تحریم‌های آمریکا علیه ایران همراه می‌شود؟

اظهارات اخیر وزیر خزانه داری آمریکا درباره دور تازه فشارهای اقتصادی علیه ایران یک پرسش مهم را پیش روی کشورمان قرار داده است: اگر واشنگتن دامنه تحریم‌ها را گسترده‌تر کند، چین چه خواهد کرد؟ آیا پکن در کنار ایران می‌ایستد یا فشار آمریکا بخشی از روابط اقتصادی دو کشور را محدود خواهد کرد؟

روزنامه اطلاعات نوشت: پاسخ را نمی‌توان در یک «بله» یا «خیر» خلاصه کرد. در بررسی رفتار چین باید میان موضع سیاسی دولت این کشور و رفتار اقتصادی بانک‌ها، پالایشگاه‌ها، شرکت‌های کشتیرانی و بنگاه‌های تجاری چینی تفاوت گذاشت.موضع سیاسی پکن تا حد زیادی روشن است. چین با تحریم‌های یک‌جانبه خارج از چارچوب شورای امنیت سازمان ملل موافق نیست و بر حل اختلافات از مسیر گفت‌وگو و دیپلماسی تأکید می‌کند. بنابراین بعید است دولت چین رسماً اعلام کند از سیاست فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران تبعیت خواهد کرد؛ به‌ویژه در شرایطی که رقابت چین و آمریکا به یکی از محورهای اصلی سیاست جهانی تبدیل شده است.

اما سیاست خارجی فقط بیانیه وزارت خارجه نیست. یک بانک چینی یا یک پالایشگاه هنگام تصمیم‌گیری درباره ادامه همکاری با ایران، هزینه و فایده اقتصادی را نیز محاسبه می‌کند. دسترسی به بازار آمریکا، نظام مالی بین‌المللی، بیمه، حمل‌ونقل و خطر قرارگرفتن در فهرست تحریم‌های ثانویه، همگی در این محاسبه نقش دارند.تجربه دوره‌های گذشته تحریم همین واقعیت را نشان داده است. بسیاری از بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ چینی که ارتباط گسترده‌تری با نظام مالی بین‌المللی دارند، در همکاری مستقیم با ایران محتاط‌تر شده اند. در مقابل، پالایشگاه‌های مستقل چین، به‌ویژه مجموعه‌های موسوم به «تی‌پات» در استان شاندونگ، در سال‌های گذشته از خریداران مهم نفت ایران باقی مانده اند، زیرا میزان وابستگی آنها به بازار و نظام مالی آمریکا، با شرکت‌های بزرگ دولتی یکسان نیست.

 

این دو رفتار الزاماً متناقض نیست؛ یکی بیانگر موضع سیاسی دولت چین و دیگری حاصل محاسبه ریسک یک بنگاه اقتصادی است .روابط تجاری و انرژی ایران و چین حتی در دوره‌های شدید فشار آمریکا متوقف نشد، اما شکل آن تغییر کرد. برخی شرکت‌ها محتاط‌تر شدند، مسیرهای پرداخت پیچیده‌تر شد و بخشی از تجارت به مجموعه‌هایی منتقل شد که ارتباط کمتری با بازار آمریکا و نظام مالی غرب داشتند.

از همین رو، سؤال درست این نیست که «آیا چین، ایران را رها می‌کند؟» سؤال دقیق‌تر این است که «کدام بخش از اقتصاد چین حاضر است هزینه ادامه همکاری با ایران را بپردازد و این همکاری در چه حوزه‌هایی می‌تواند ادامه پیدا کند؟» نفت در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد. چین یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان انرژی جهان است و تنوع‌بخشی به منابع تأمین انرژی برای پکن اهمیتی راهبردی دارد. ایران نیز برای چین صرفاً یک فروشنده نفت نیست. موقعیت ایران در خلیج فارس، ارتباط با آسیای مرکزی و قرارگرفتن در مسیرهای شرق و غرب، به رابطه دو کشور ابعادی فراتر می‌دهد .

با این حال، نباید نتیجه گرفت که چین در هر شرایطی و بدون محاسبه هزینه، از اقتصاد ایران در برابر تحریم‌های آمریکا حمایت خواهد کرد. در سیاست خارجی چین نیز منافع ملی، تعیین‌کننده است.چین در کنار روابط خود با ایران، مناسبات اقتصادی گسترده‌ای نیز با آمریکا، اروپا و کشورهای عربی خلیج فارس دارد و تلاش می‌کند تا جای ممکن همه آنها را حفظ کند. از این رو، مخالفت سیاسی چین با تحریم آمریکا برای ایران یک ظرفیت مهم است، اما نباید آن را با تضمین اقتصادی نامحدود اشتباه گرفت.اگر سیاست اقتصادی ما بر این فرض استوار شود که صرف مخالفت سیاسی پکن با واشنگتن، به‌طور خودکار همه مسیرهای بانکی، نفتی و تجاری ایران را باز نگه خواهد داشت، محاسبه دقیقی نخواهد بود. در روابط بین‌الملل، میان همسویی سیاسی و منافع مشترک تفاوت مهمی وجود دارد و روابط پایدار معمولاً بر دومی استوار می‌شود.

هر اندازه چین در پروژه‌های انرژی، ترانزیت، زیرساخت، صنعت و سرمایه‌گذاری ایران منافع بلندمدت بیشتری داشته باشد، هزینه کاهش همکاری با ایران نیز برای پکن بیشتر خواهد شد. اما اگر رابطه اقتصادی دو کشور عمدتاً به خرید نفت در شرایط تحریم محدود بماند، قدرت چانه‌زنی ایران نیز محدود می‌شود.شدت و نوع تحریم‌های جدید آمریکا نیز تعیین‌کننده خواهد بود. تحریم یک شرکت کوچک با هدف قراردادن یک بانک بزرگ یا مجموعه مهم انرژی چین یکسان نیست. هرچه واشنگتن هزینه همکاری با ایران را برای شرکت‌های چینی بالاتر ببرد، احتمال افزایش احتیاط در بخشی از اقتصاد چین بیشتر می‌شود.در عین حال، آمریکا نیز در اعمال فشار بر چین با محدودیت روبه‌روست. اقتصاد چین آن‌قدر بزرگ و درهم‌تنیده با اقتصاد جهانی است که استفاده گسترده از تحریم‌های ثانویه علیه شرکت‌های مهم این کشور می‌تواند موضوع را از پرونده ایران فراتر ببرد و به بخشی از رقابت مستقیم واشنگتن و پکن تبدیل کند. چنین روندی حتی می‌تواند انگیزه چین برای توسعه سازوکارهای مالی مستقل از دلار را افزایش دهد.

برای ایران، نتیجه روشن است. حفظ صادرات نفت مهم است، اما کافی نیست. اگر همکاری با چین به سرمایه‌گذاری مشترک، زیرساخت، صنعت، پتروشیمی، حمل‌ونقل و پروژه‌های ترانزیتی گسترش یابد، رابطه دو کشور از سطح یک مبادله مقطعی فراتر می‌رود و هزینه کاهش همکاری برای طرف چینی هم افزایش پیدا می‌کند.پس پاسخ به پرسش عنوان دو بخش دارد: در سطح سیاسی بعید است چین رسماً با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران همراه شود، اما در سطح اقتصادی رفتار بازیگران چینی یکدست نخواهد بود؛ برخی عقب می‌کشند، برخی محتاط‌تر می‌شوند و برخی دیگر، به‌ویژه آنهایی که وابستگی کمتری به بازار و نظام مالی آمریکا دارند، احتمالاً به همکاری ادامه خواهند داد.

درس اصلی برای ایران همین است. آینده اقتصاد کشور را نباید صرفاً به این امید گره زد که چین تحریم‌ها را نادیده خواهد گرفت. رابطه با پکن زمانی بیشترین ارزش راهبردی را پیدا می‌کند که بر پایه منافع متقابل، سرمایه‌گذاری واقعی، پروژه‌های مشترک و وابستگی اقتصادی دوطرفه شکل گرفته باشد، نه اینکه صرفاً به مسیری برای عبور از تحریم محدود شود.آنچه می‌تواند رابطه با چین را در برابر فشارهای خارجی مقاوم کند، انتظار حمایت سیاسی بدون هزینه نیست؛ بلکه ساختن منافعی است که حفظ آن برای پکن نیز ارزش داشته باشد.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز