این تحلیل است که در صداوسیما میبینیم یا تهدید و رجزخوانی؟
مدیرعامل موسسه علمی مطالعات و بررسیهای سیاسی و رسانهای اندیشه و قلم، با نگاهی به عملکرد صداوسیما در طول ایام جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، گفت: «از بالاوپایینکردن لیست بلندبالای شبکههای تلویزیون، دو چیز بیشتر دست مخاطب را نمیگیرد؛ یا کارشناس و تحلیلگرانی که مشخص نیست آنچه از زبانشان شنیده میشود تحلیل است یا تهدید و زجرخوانی؟ یا گزارشهای میدانی از تجمعات خیابانی.»
قطع آنچه پیشتر بهعنوان اینترنت میشناختیم و نشستن اصطلاح سیمکارت «سفید» یا سیمکارت «پرو» به جای آن، تنها موجب تبعات مالی و آسیب به حوزه اقتصاد دیجیتال نشده است. ازجمله شاهدان مثال این ادعا میتوان به انسداد عموم راههای ارتباطی و رسانهای و بهتبعیت آن ناگزیری کاربران پیشین شبکههای اجتماعی پیامرسانهای خارجی، به استفاده از پیامرسانهای داخلی، با وجود همه کجدار و مریزیشان، شد. در شرایطی که از اوایل تا اواسط جنگ ۳۹ روزهٔ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تنها اینترانت (شبکه ملی اطلاعات) بهجای اینترنت در دسترس کاربران ایرانی بود به مرور، اصطلاحاتی مانند سیمکارت سفید یا پرو مطرح شد.
روزنامه شرق در گزارشی در پاسخ به این که «اینترنت پرو چیست؟» نوشت هر کسبوکار برای دریافت اینترنت «پرو» باید یک نامه درخواست را که برایش ارسال میشود، تکمیل کند تا نامه در اختیار کمیتهای که شعام دستور تشکیل آن را داده است، کمیتهای شامل وزارت ارتباطات و مرکز ملی، قرار گیرد. همچنین فایل اکسلی هم برای افراد درخواستکننده ارسال میشود که باید نام افرادی که میخواهند از سیمکارت «پرو» استفاده کنند، به همراه اطلاعات دقیق در آن نوشته شود. در نهایت بعد از تأیید کمیته، کسبوکار درخواستکننده میتواند هر تعداد سیمکارت پرو را که در فایل اکسل اعلام کرده دریافت کند. در این گزارش در توضیح هزینههای دریافت «اینترنت پرو» اشاره شده است که: «هزینه آن یک میلیون و ۹۸۰ هزار تومان بهعلاوه ۱۰ درصد مالیات برای یک سال است. همچنین این سیمکارتها ۵۰ گیگ اینترنت هدیه هم دارند». با این حال بررسیها نشان میدهد که هر گیگ «اینترنت پرو» در اپراتورهای مختلف بین ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان متغیر است.
در خصوص وضعیتی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴، با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به واسطه قطع اینترنت در حوزه علوم ارتباطات و رسانه شاهد آن هستیم به تازگی با امیر دبیریمهر، مدیرعامل موسسه علمی مطالعات و بررسیهای سیاسی و رسانهای اندیشه و قلم، گفتوگو کردیم. در این گفتوگو مشخصا بر عملکرد سازمان صداوسیما در طول جنگ ۳۹ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران تمرکز شد.
دبیریمهر، با یادآوری سالهایی که در این سازمان گذراند، تصریح کرد: «فراموش نکنید که من به هر حال، صداوسیما را خانه خود میدانم، دلبسته رادیو و تلویزیون هستم و بهترین سالهای عمر کاریام را در حوزه برنامهسازی و اجرا در این سازمان گذراندهام. پس در دلسوزیام برای این رسانه نمیتوان تردید کرد و همین موجب میشود وقتی برنامهای با سطح کیفی مطلوب نیز از قاب تلویزیون پخش میشود به آن اشاره و از سازندگانش تشکر کنم. برای همین میگویم، در کنداکتور بلندبالای شبکههای صداوسیما برای ایام جنگ، بهعنوان مثال، نمیتوان برنامهای مثل «من ایرانم» را با اجرای محمدرضا شهیدیفرد (به تهیهکنندگی علی زارعان- شبکه نسیم) نادیده گرفت. هرچند باید یک شاخه گل در شورهزار دانستنش و به چندین و چند برنامه دیگر صداوسیما در طول جنگ، بهویژه برنامههای گفتوگو، اشاره کرد که نه تنها، چنین نبودند که مثالهایی نقض برای این برنامه و عملکرد سازندگانش، به حساب میآمدند.»
وی تاکید کرد: «به هر حال، هر رسانهای، ازجمله صداوسیما برای دعوت از کارشناسان و تحلیلگران، باید اصول و استانداردهایی مشخص را رعایت کند.» دبیریمهر ازجمله این اصول و استانداردهای مشخص به «لزوم رعایت تنوع گرایشهای سیاسی و جناحی کارشناسان، تطابق رشته تحصیلی و زمینه کاری آنها با موضوع برنامه، توجه به توانایی سخنوری و دایره واژگان آنها و همچنین برخورداری از چهرهای فوتوژنیک و... اشاره کرد و افزود: «جالب توجه این که برخی کارشناسان و تحلیلگرانی که در طول این مدت در برنامههای گفتوگومحور صداوسیما حضور پیدا کردند، فارغ از برخورداری یا عدم برخورداریشان از این ویژگیها، افرادی ناشناس و فاقد کارنامه تحصیلی و کاری مشخص و قابل جستوجو به حساب میآمدند.» به عقیده او «موقعیت وقتی غامضتر میشود که این افراد تنها به اظهارنظر در مورد موضوع برنامه بسنده نمیکنند و چنین میپندارند که در جایگاهی قرار دارند که میتوانند به مقامات رسمی سیاسی و نظامی کشور خط و ربط بدهند و برای آنها تعیین تکلیف کنند. در حالی که جملگی این موارد خارج از چهارچوبها، اصول و استانداردهای برنامهسازی است.»
اینگونه، از بالاوپایینکردن لیست بلندبالای شبکههای تلویزیون، دو چیز بیشتر دست مخاطب را نمیگیرد؛ یا کارشناس و تحلیلگرانی که مشخص نیست آنچه از زبانشان شنیده میشود تحلیل است یا تهدید و زجرخوانی؟ یا گزارشهای میدانی از تجمعات خیابانی. دبیریمهر با اشاره به این نکته ادامه داد: «باید اضافه کنم که ارسال گزارشهای تصویری از میادین شهر و مداحان سرشناس حاضر در این میادین، نیز ضروری است اما حاضران در میادین، نه همه ملت ایران هستند و نه همه روایت مقاومت در برابر دشمن، به آنها محدود میشود. در واقع در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نظر به کنشگری لایههای گوناگون اجتماعی؛ از کادر درمان تا نیروهای خدماتی، میشد جنبههایی بینهایت زیبا از مقاومت ملی را به تصویر کشید. جنبههایی که به تصویرکشیدهشدنش آنها از رسانهای که عنوان «ملی» را یدک میکشد ضروری بود.»