کامبیز نوروزی: نظم که نباشد، همه چیز نامعلوم است
وقتی نظم وجود دارد، همه چیز معلوم است و سر جای خودش قرار میگیرد؛ هرکس به آسودگی کار خودش را میکند و میتواند به راحتی پیشبینی کند که چهار قدم جلوتر و چهار روز بعد چه خواهد شد و چه خواهد کرد. میتواند خود و پیرامون خود را ببیند و بشناسد. زندگی روان و آسوده بدون التهاب، اضطراب و بلاتکلیفی میگذرد.
کامبیز نوروزی حقوقدان در روزنامه شرق نوشت: نظم که نباشد، همه چیز نامعلوم است. زندگی به مجهولی بزرگ بدل میشود که یک وجب جلوتر و یک ساعت بعدترش هم معلوم نیست. انگار در اتاقی تاریک ایستادهاید و نمیدانید در آن چه میگذرد. حتی یک شناخت ساده هم نمیتوانید پیدا کنید. سؤالها بیجواب میمانند. زندگی در ترس و نگرانی و اضطراب میگذرد. بلاتکلیفی همه را کلافه میکند.
در میدان مجهولات فقط آدمهای انگشتشماری صاحب زور میدانند چه خبر است و چه خواهد شد. چهبسا همانها هستند که اتاق را تاریک کردهاند تا دیگران ندانند چه میگذرد. خودشان هم با چیزی شبیه دوربین دید در شب همه چیز را میبینند و آنچه به سودشان باشد، دور از چشمان ساکنان اتاق میکنند و میبرند.
همه میدانند کار حقوق برقراری نظم عادلانه است. نظم نباشد عدالت هم نیست. حتی در نظمهای آهنین مستبدانه هم بالاخره رگههایی، ولو کمرنگ و کماثر از عدالت شکل میگیرد.
قانون فقط یکی از عوامل نظم است. وقتی قانون درست نوشته نمیشود و درست هم اجرا نمیشود یعنی یک ستون نظم وجود ندارد یا سخت متزلزل است. اما فقط قانون نیست که نظم میسازد؛ عرفها و رویهها نیز هستند و گاه از قانون هم مهمترند. در اختلال نظم حقوقی عرفها و رویهها هم بیارزش میشوند.