گنجینههای تاریخی در آتش جنگ
در شرایطی که بیمارستانها و مدارس و خانهها و… در تیررس هستند، نمیتوان انتظار داشت که موزهها و محوطههای تاریخی در امان باشند. اما میتوان با اقداماتی عملی و حسابشده، خسارتها را به حداقل رساند و حافظه تاریخی را برای روزهای پس از جنگ حفظ کرد.
در شرایطی که آسمان ایران امن نیست و گزارشهایی از اصابت موشک به مدرسهها، بیمارستانها، خانههای مسکونی، بازار تاریخی، کاخموزه و … منتشر میشود، نگرانی درباره سرنوشت گنجینههای تاریخی شاید در نگاه اول در اولویت نباشد، اما تجربه جنگهای دهههای اخیر در منطقه نشان داده که تخریب میراث فرهنگی، بخشی از معادله درگیریهای مدرن است.
مساله فراتر از احساسات است؛ میراث فرهنگی در جنگها، صرف نظر از ارزشهای نمادین، کارکردهای مشخصی دارد؛ منبع درآمد گردشگری، پشتوانه هویت جمعی و مستندات تاریخی برای نسلهای آینده است. کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکلهای الحاقی آن، کشورها را موظف به حفاظت از اموال فرهنگی در زمان درگیریهای مسلحانه میکند. این الزام حقوقی در تجربه تلخ جنگ جهانی دوم ریشه دارد که طی آن، کتابخانهها و موزههای اروپا تخریب یا غارت شدند.
در جنگهای اخیر خاورمیانه، تخریب میراث فرهنگی ابعاد تازهای داشته. طالبان در افغانستان، داعش در عراق و سوریه، موزهها و محوطههای باستانی را نه بهعنوان آسیب جانبی، که بهعنوان هدف اصلی ویران کردند. این گروه با تخریب مجسمهها و بناهای باستانی، در واقع میخواستند پیوند تاریخی مردم منطقه با گذشتهشان را قطع کنند.
از سوی دیگر، این مساله که موزههای غربی، حافظاند یا غارتگر همواره محل بحث بوده است. موزه سرامیک تونس در سالهای نزدیکتر را گواه میگیریم؛ همان موزه زیبا با معماری چشمنواز و مدرن که صرفاً با دورریز آثار غارتشده سرپا شده و گفته میشد، اصل مجموعه در موزههای اروپایی است. این روایت، تصویر دقیقی از رابطه تاریخی غرب با میراث فرهنگی کشورهای آسیایی و آفریقایی است. آمارها نشان میدهد که موزه بریتانیا حدود ۱۰۰ هزار شیء از ایران در اختیار دارد و لوور نیز مجموعه قابل توجهی از آثار هخامنشی و ساسانی را نگهداری میکند.
میگویند این اشیاء عمدتاً در دوران قاجار و از طریق حفاریهای غیرمجاز، خریدهای زیرمیزی یا قراردادهای استعماری از ایران خارج شدهاند. برای مثال، الواح هخامنشی تخت جمشید که اکنون در مؤسسه شرقی دانشگاه شیکاگو نگهداری میشود، سالهاست که موضوع مناقشه حقوقی بین ایران و آمریکاست و بازگرداندن آنها همواره با موانع سیاسی و قضایی مواجه بوده است.
استدلال «حفاظت بهتر» از سوی دیگر مطرح میشود؛ این ادعا که آثار تاریخی در موزههای غربی «بهتر» حفظ میشوند، چند ایراد اساسی دارد؛ نخست اینکه، این نگاه، واقعیت غارت سیستماتیک را نادیده میگیرد. گزارشهای یونسکو نشان میدهد که بسیاری از این اشیاء در دوران استعمار و با توسل به زور از کشورهای مبدأ خارج شدهاند. دوم اینکه، این آثار در موزههای غربی، از بافت تاریخی و فرهنگی خود جدا شدهاند. شاید یک کتیبه هخامنشی در موزه لوور، تنها یک شیء تاریخی باشد، اما همان کتیبه در تخت جمشید، بخشی از یک مجموعه معنادار و قابل فهم است.
با این حال، باید پذیرفت که برخی از این آثار در ایران هم آسیب دیدهاند. سرقتها و تخریبهای گاهبهگاه در موزههای داخلی، واقعیتی است که نمیتوان انکار کرد. اما بهواقع و به اذعان کارشناسان مستقل و کاربلد راه حل این مشکل، سپردن آثار به موزههای غربی نیست، بلکه بهبود سیستم حفاظتی داخل کشور است.
اما امروز، در این شرایط جنگی، با حملاتی که ادعای نقطهزنی دارند اما به مدارس و بیمارستانها هم رحم نمیکنند، نمیتوان روی پایبندی به قوانین بینالمللی حساب کرد. با این حال، چند اقدام عملی در سطح داخلی شاید قابل اجرا باشد؛ نخست انتقال به پناهگاههای امن است، که در مورد آثار ارزشمند معاصر گویا این اتفاق افتاده. اما طبق استانداردهای یونسکو، ضروری است هر کشوری فهرست اولویتبندیشده از آثار ارزشمند خود را داشته باشد. این آثار باید به فضاهای امن منتقل شوند که دور از مناطق نظامی و استراتژیک هستند. انبارهای موزهها، گالریهای زیرزمینی و حتی فضاهای امن شهری میتوانند گزینههای مناسبی باشند.
از سوی دیگر مستندسازی دیجیتال ضروری است. این اقدام سادهترین و کمهزینهترین راه برای حفظ اطلاعات آثار تاریخی است. اسکن سهبعدی، عکاسی با کیفیت بالا و ثبت مشخصات فنی، حداقل کاری است که میتوان برای حفظ حافظه تاریخی انجام داد. پروژههایی مانند مستندسازی سهبعدی مجموعه کاخموزه نیاوران که توسط پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار فرهنگی-تاریخی با استفاده از تکنیک فتوگرامتری اجرا شده و برای بیش از ۱۰۰ شیء شاخص، مدلهای دیجیتال دقیق و تصاویر گیگاپیکسل تهیه کرده، نمونهای از این تلاشهاست که میتواند در شرایط اضطراری توسعه یابد و برای سایر گنجینههای هنری کشور تکرار شود.
همکاری با نهادهای بینالمللی راه دیگر است. یونسکو صندوقی برای حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط اضطراری دارد. اگرچه دسترسی به این منابع در شرایط تحریم دشوار است، اما ثبت تخریبهای احتمالی و گزارش به این نهاد، دستکم مستندسازی لازم برای آینده را فراهم میکند.
در شرایط جنگی اخیر، مهمترین اقدامی که برای حفاظت از گنجینههای هنری ایران انجام شد، انتقال بیش از ۳۰۰۰ شیء موزه ملی به مخازن امن بود. با این حال، تصاویر منتشرشده از نحوه حفاظت (از جمله پوشاندن آثار با فویل آلومینیومی، گونیهای شن و فومهای بستهبندی) و نبود شفافیت درباره محل نگهداری آثار، نگرانیهای جدی درباره استاندارد بودن این اقدامات ایجاد کرد. حضور داوطلبانه باستانشناسان و کارشناسان مستقل در روزهای آغازین بحران نشان داد دغدغه حفظ این آثار فراتر از نهادهای رسمی وجود دارد، اما انتقادها به روشهای حفاظتی و سابقه تخریبهای پیشین (از جمله تخریب تپههای باستانی و تعرض به محوطههای تاریخی در سالهای گذشته)، ضرورت تدوین پروتکلهای شفاف و استاندارد برای آینده را یادآوری میکند.
در شرایط بحران، شهروندان هم نقش مهمی در حفاظت از میراث فرهنگی دارند. تجربه جنگ اوکراین نشان داد که بسیاری از شهروندان با ابتکار شخصی، آثار هنری و تاریخی را از مناطق جنگی خارج کردند. آگاهسازی عمومی درباره ارزش این آثار و نحوه حفاظت از آنها، میتواند مؤثر باشد. در جنگ اوکراین، وزارت فرهنگ این کشور با همکاری یونسکو، نقشه دقیقی از اماکن فرهنگی تهیه و آنها را با علامت «سپر آبی» (نماد حفاظت از اموال فرهنگی در کنوانسیون لاهه) مشخص کرد. همچنین با همکاری موزههای اروپایی، آثار شاخص به لهستان و آلمان منتقل شدند. در جنگ سوریه، اگرچه تخریب میراث فرهنگی ابعاد گستردهای داشت، اما برخی مجموعهداران خصوصی و فعالان محلی با جابهجایی آثار کوچک، آنها را از دسترس داعش دور نگه داشتند. عراق پس از سقوط موزه بغداد در ۲۰۰۳، برنامه گستردهای برای مستندسازی و بازپسگیری آثار غارتشده آغاز کرد که تا امروز ادامه دارد.
موضوع حفاظت از گنجینههای تاریخی در زمان جنگ، نه یک بحث احساسی که یک ضرورت عملی است. این آثار نه تنها سرمایه ملی، که مستندات هویتی برای نسلهای آینده هستند. تجربه نشان داده که تکیه بر قوانین بینالمللی و حسن نیت طرفهای درگیر، کافی نیست. آنچه میماند، برنامهریزی داخلی، اقدام سریع و استفاده از ظرفیتهای مدنی است. در شرایطی که بیمارستانها و مدارس و خانهها و… در تیررس هستند، نمیتوان انتظار داشت که موزهها و محوطههای تاریخی در امان باشند. اما میتوان با اقداماتی عملی و حسابشده، خسارتها را به حداقل رساند و حافظه تاریخی را برای روزهای پس از جنگ حفظ کرد.