گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت؛
در باب افزایش بهای کتاب در این روزهای سخت
ابوالفضل جوکار در آستانۀ سی و هفتمین نمایشگاه کتاب و هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهرانیم. رویدادی فرهنگی و دیرپا که همگان در دهههای اخیر به عظمت آن اذعان داشتهاند. نمایشگاهی که سی سال به صورت حقیقی یا بهتر است بگوییم حضوری برگزار میشد و بهرهمندی از آن مستلزم تشریففرمایی متقاضی به پایتخت کشور و خرید مستقیم از ناشر بود.
ابوالفضل جوکار
در آستانۀ سی و هفتمین نمایشگاه کتاب و هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهرانیم. رویدادی فرهنگی و دیرپا که همگان در دهههای اخیر به عظمت آن اذعان داشتهاند. نمایشگاهی که سی سال به صورت حقیقی یا بهتر است بگوییم حضوری برگزار میشد و بهرهمندی از آن مستلزم تشریففرمایی متقاضی به پایتخت کشور و خرید مستقیم از ناشر بود.
تا اینکه بلیۀ کرونا سبب شد در کنار این نمایشگاه عظیم که برکات بسیار برای ناشر و مؤلف و کتابخوان داشته و دارد فروش مجازی هم شکل و رونق بگیرد. امسال سال هفتم نمایشگاه مجازی است الا اینکه این نوبت در کنار صورت حضوری ایفای نقش نمیکند بلکه به سبب شرایط خاص کشور در جنگ تحمیلی سوم، تنها راه تهیۀ کتاب برای علاقمندان است. با این حال باید این اتفاق را آن هم در چنین اوضاع و احوال خطیری قدر دانست و مغتنم شمرد.
چرا که پیوستگی و استمرار این رویداد بزرگ فرهنگی وظیفۀ آحاد جامعۀ مرتبط با کتاب است.
باید بکوشیم تا هرچه بهتر و شایستهتر این اتفاق را رقم بزنیم؛ اتفاقی در خور نام بلند ایران.
چنانکه همگان میدانند جنگ فعلی که در حال حاضر بیشتر در خلیج فارس نمود نظامی و توپ و تفنگ یافته، تبعات آشکار و پنهانی هم بیرون از این حوزه دارد که اهم آن تنازع اقتصادی است. تبعات اقتصادی جنگ برای دو طرف واجد اهمیت و البته طاقتفرساست. بیشک طرف مقابل ما به امید پیروزی در جنگ اقتصادی است که جنگ فیزیکی با بمب و پهپاد را هر از چندگاه متوقف میکند. تورمی که از سالها پیش گریبان اقتصاد ما را چسبیده است طبیعی است که در این شرایط روز به روز دلآزارتر و بیرحمتر میشود. همۀ اقلام اعم از خوراکی و صنعتی و فرهنگی همه و همه گاه هفتهای و گاه حتی روزانه رو به صعود است. کتاب هم در این آشفتهبازار مستثنی نیست. تا جایی که بیم آن میرود اندک اندک این کالای مهم فرهنگی از سبد زندگی کثیری از ما ایرانیها حذف شود.
اما چه باید کرد؟
فارغ از برنامهریزیهای کلی که وظیفۀ دولت خصوصاً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است عجالتاً باید برای تحقق امری ممکن و قابل دستیابی همت کرد. آنچه میگویم البته نکتهای اخلاقی است اما با اصول اقتصاد هم بیگانه نیست؛ تجربهای است فردی که میتواند در صورت پسند و قبول همکاران به تجربهای فراگیر و عمومی بدل شود.
مؤسسۀ گاج سالهاست که از بدو تأسیس با اقبال مردمی از سوی جامعۀ هدف خود روبرو بوده است. قریب ربع قرن سابقۀ فعالیت مستمر دارد و در غالب این سنوات از نشر کتابهایش سود برده و به رشد و توسعۀ همه جانبۀ خود پرداخته است. خب، چنین ناشری نباید در شرایط خاص همچون شرایط جنگ باز هم همان طور عمل کند که پیشتر میکرد. خوب است بر دو اصل اساسی اتفاق کنیم:
یک) مدیریت در مفهوم درست و مبتکرانهاش یک هنر است
دو) این که هر وقت قیمتها بالا رفت ما هم بهای کالای خود را افزایش دهیم و به مشتری عرضه کنیم هنر نیست
برخلاف تصمیم و عمل بعض دوستان و همکاران، (روی سخنم با ناشرانی که به سختی حتی امرار معاش میکنند نیست) ما در مؤسسۀ گاج به این نتیجه رسیدیم که لزومی ندارد در سال پیش رو که بیگمان سال سختی است، مثل سابق حتی در حدّ متعارف از ناحیۀ کار و تلاش خود فایده ببریم. همیشه که نباید خریدار، تاوانِ کمبودها و بحرانها را بدهد. اگر عمیقا به این جمله باور داشته باشیم حل مشکلات آسانتر خواهد شد. به قول فردوسی بزرگ که در ایام بزرگداشت او قرار داریم:
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت
ما طی این سالها زیرساختهایی را تدارک دیدیم تا در چنین روزهایی بتوانیم از افزایش قیمت و سود متعارف چشمپوشی کنیم.
به عنوان نمونه سهم توزیع کتاب را از چرخۀ تولید تا مصرف به واسطۀ گاج مارکت و فروش مجازی کاهش دادیم.
این زیرساخت البته تنها در انحصار گاج نیست. دیگر ناشران هم تاکنون محصولات خود را در آن عرضه کردهاند و از این پس نیز با تمهیدات صورتگرفته بر این شمار افزوده خواهد شد.
نیز در شکل تبلیغات و هزینههایش تجدید نظر کردیم.
از مساحت فضاهای اداری کارمندان و مدیران کاستیم و ساختمانهای مازاد را حذف کردیم.
در تولید محتوا، تصویرسازی و برنامهنویسی از امکانات نوین بهره بردیم.
باری، این همه سبب شد تا امروز با خود بگوییم سالی را در سختی و تنگنای مشتریان خود شریک میشویم.
غرض این که با مدیریت صحیح و هوشمندانه میتوانیم فشار بحرانها را تقسیم کنیم و اگر ضرر و زیانی از ناحیۀ تورم هست، خریدار و فروشنده هر یک از آن سهمی ببرند. این حرکت صرفا اخلاقی نیست بلکه اقتصادی هم هست.
بیگمان مخاطبان ما نیز از یاد نخواهند برد که در زمان گرفتاری و تنگنا آنان را تنها نگذاشتیم. واقع آن است که یک سال سودنبردن، ما را از پای درنمیآورد، اما شاید نوجوانی را ناچار کند اساساً قید فلان کتاب را که تهیهاش با قیمتی گزاف بیرون از عهدۀ اوست بزند و بعضاً مسیرش را تغییر دهد. اگر میخواهیم ایران را سربلند و پرشکوه ببینیم باید در همین روزهای سخت کمی نسبت به هم دلسوزتر و مهربانتر باشیم.