خبرگزاری کار ایران

آرایش نظامی آمریکا برای «ساعت صفر»؛ هواپیماهای سی‌۱۷ چه محموله‌ای به منطقه می‌آورند؟

آرایش نظامی آمریکا برای «ساعت صفر»؛ هواپیماهای سی‌۱۷ چه محموله‌ای به منطقه می‌آورند؟

هم‌زمان با افزایش تحرکات نظامی آمریکا در خاورمیانه و رصد پروازهای هواپیماهای ترابری سنگین سی‌۱۷ به مقصد منطقه، گمانه‌زنی‌ها درباره اهداف واشنگتن افزایش یافته است؛ تحرکاتی که برخی کارشناسان آن را نشانه آمادگی برای رویارویی نظامی و برخی دیگر ابزاری برای تشدید فشار بر ایران و واداشتن تهران به تغییر محاسبات ارزیابی می‌کنند.

به گزارش ایلنا به نقل از الجزیره، تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه این پرسش را مطرح کرده است که آیا واشنگتن در حال فراهم کردن مقدمات یک درگیری گسترده است یا با نمایش قدرت نظامی و محدود کردن مسیرهای تأمین تسلیحاتی، به دنبال افزایش فشار بر ایران است.

در همین چارچوب، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) از تشکیل گروهی با عنوان «دروازه آهنین» برای جلوگیری از انتقال تسلیحات و فناوری‌های ممنوعه از مرزهای ایران خبر داده است.

سی‌۱۷؛ توانایی انتقال تجهیزات سنگین

هواپیمای ترابری نظامی سی‌۱۷ آمریکا قادر است تا ۷۷.۵ تن تجهیزات و محموله حمل کند. این هواپیما امکان جابه‌جایی تانک‌های سنگین آبرامز، خودروهای زرهی و بالگردهای نظامی را دارد و می‌تواند حداکثر ۱۰۲ چترباز را با تجهیزات کامل منتقل کند.

قابلیت فرود در باندهای کوتاه و غیراستاندارد و سوخت‌گیری در آسمان نیز به این هواپیما امکان می‌دهد مأموریت‌های ترابری و پشتیبانی را در مسافت‌های طولانی انجام دهد.

با این حال، رصد پروازهای سی‌۱۷ به مقصد خاورمیانه به‌تنهایی مشخص نمی‌کند چه تجهیزاتی در این پروازها جابه‌جا شده‌اند و نمی‌توان از نمایش ظرفیت‌های این هواپیما، انتقال قطعی تانک و تجهیزات سنگین به منطقه را نتیجه گرفت.

سرهنگ نضال ابوزید، کارشناس نظامی و راهبردی، این تحرکات را بخشی از آنچه «مهندسی ساعت صفر» می‌نامد، می‌داند؛ البته به شرط آنکه تصمیم نهایی برای اقدام نظامی در سطوح سیاسی اتخاذ شود.

جنگ یا فشار نظامی؛ دو برداشت از تحرکات آمریکا

جویی هود، معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا، معتقد است وضعیت کنونی را نمی‌توان «نه جنگ و نه صلح» توصیف کرد؛ زیرا حملات و محاصره نیز بخشی از اقدامات جنگی هستند. او می‌گوید: «ما در میانه جنگ هستیم» و بنابراین مسئله اصلی، سطح و دامنه مرحله بعدی رویارویی است.

در مقابل، عبدالله الشایجی، استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت، شرایط کنونی را نوعی جنگ فرسایشی می‌داند که در آن هر طرف می‌کوشد طرف مقابل را به فرسودگی بکشاند. ابراهیم فریحات، استاد مطالعات منازعات بین‌المللی مؤسسه مطالعات عالی دوحه نیز از وضعیت «جنگ سرد» سخن می‌گوید که گاه به مرحله تنش و درگیری گرم می‌رسد، اما لزوما به رویارویی تعیین‌کننده منجر نمی‌شود.

مهند سلوم، کارشناس امنیت بین‌الملل و دفاع، معتقد است احتمال جنگ مستقیم در عمل کاهش یافته، هرچند این گزینه همچنان مطرح است. از نگاه او، گسترش ابزارهای محاصره و جلوگیری از انتقال تسلیحات نشان‌دهنده حرکت آمریکا به سمت راهبرد «اجبار نظامی» است؛ یعنی استفاده از قدرت نظامی برای واداشتن طرف مقابل به تغییر رفتار، بدون ورود به جنگی گسترده.

اما فریحات با این ارزیابی مخالف است و استقرار نیروها و انتقال تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه را نشانه آمادگی برای جنگ می‌داند؛ تحرکاتی که به گفته او، ایران نیز آنها را در همین چارچوب ارزیابی می‌کند.

اختلاف اصلی تحلیلگران نه بر سر افزایش حضور نظامی آمریکا، بلکه درباره هدف آن است: آیا واشنگتن می‌خواهد تهدید نظامی را برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود باورپذیرتر کند یا در حال آماده‌سازی مقدمات اجرای آن است؟

«دروازه آهنین»؛ محاصره یا مقدمه عملیات نظامی؟

بیانیه سنتکام درباره تشکیل گروه «دروازه آهنین» ابعاد دیگری از سیاست فشار آمریکا را آشکار می‌کند. بر اساس این بیانیه که هفتم نوامبر منتشر شد، این گروه حدود ۲۰ عضو نظامی و غیرنظامی دارد و در شهر تامپا در ایالت فلوریدا مستقر است.

مأموریت اعلام‌شده این گروه، هماهنگی با نهادهای دولتی آمریکا برای جلوگیری از انتقال تسلیحات پیشرفته، فناوری‌های دارای کاربرد دوگانه و مواد مشمول تحریم از مسیر مرزهای زمینی ایران و دریای خزر است.

در این بیانیه از اعزام نیروی عملیاتی به مرزهای ایران سخنی گفته نشده و جزئیاتی نیز درباره نحوه اجرای میدانی این مأموریت ارائه نشده است. بنابراین، تشکیل این گروه را نمی‌توان به‌معنای استقرار نیروهای تهاجمی در مرزهای ایران دانست؛ هرچند محدود کردن مسیرهای تأمین تجهیزات می‌تواند بخشی از راهبرد گسترده‌تر فشار واشنگتن باشد.

چرا افزایش فشار لزوما ایران را به عقب‌نشینی وادار نمی‌کند؟

محجوب الزویری، کارشناس سیاست‌های خاورمیانه، اقدامات آمریکا را در چارچوب راهبرد «انباشت فشار» ارزیابی می‌کند؛ راهبردی که هدف آن محدود کردن گزینه‌های تهران و واداشتن ایران به اتخاذ تصمیمی روشن درباره مذاکرات است.

با این حال، حسن احمدیان، استاد مطالعات خاورمیانه دانشگاه تهران، معتقد است افزایش هزینه‌های مقاومت الزاما به عقب‌نشینی ایران منجر نمی‌شود. به گفته او، تهران هزینه ایستادگی در برابر فشارها را کمتر از هزینه‌ای می‌داند که تسلیم شدن در برابر خواسته‌های آمریکا به همراه خواهد داشت.

الیاس حنا، کارشناس نظامی نیز معتقد است معیار سنجش موفقیت محاصره، صرفا اعلام محدودیت‌های جدید نیست، بلکه میزان تأثیر آن بر محاسبات ایران و توانایی آن برای تغییر موضع تهران است.

آیزنکوت؛ تغییر در راهبرد جنگ یا شیوه مدیریت آن؟

تحولات سیاسی رژیم صهیونیستی نیز به یکی از متغیرهای مؤثر بر آینده تقابل با ایران تبدیل شده است. دفتر اسحاق هرتزوگ، رئیس این رژیم، شامگاه هفتم نوامبر اعلام کرد که مأموریت تشکیل کابینه جدید را به گادی آیزنکوت واگذار خواهد کرد؛ مأموریتی که قرار بود روز یکشنبه هشتم نوامبر به‌طور رسمی به او ابلاغ شود.

جویی هود معتقد است کنار رفتن بنیامین نتانیاهو لزوما به معنای تغییر مسیر اسرائیل به سمت صلح نیست. او با اشاره به تفاوت دیدگاه نتانیاهو و آیزنکوت می‌گوید این تغییر به معنای بازگشت چهره‌ای مانند اسحاق رابین به قدرت نیست، بلکه جابه‌جایی در درون جریان راست اسرائیل است.

در مقابل، لقاء مکی، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات الجزیره، احتمال می‌دهد آیزنکوت با تکیه بر سابقه ریاست ستاد کل ارتش، تلاش کند توانایی خود را در مدیریت جبهه‌های جنگ و دستیابی به نتایجی بهتر از نتانیاهو نشان دهد.

فریحات نیز معتقد است روی کار آمدن آیزنکوت ممکن است گزینه نظامی را در محاسبات اسرائیل به حاشیه براند، اما آن را کاملاً کنار نگذارد. به گفته او، احتمال دارد قدرت نظامی در قالب راهبردی سیاسی گسترده‌تر و با هماهنگی آمریکا به کار گرفته شود.

فرصت محدود برای دیپلماسی

طارق حمود، پژوهشگر مرکز عربی پژوهش‌ها و مطالعات سیاست‌گذاری، معتقد است نتایج انتخابات آمریکا و تحولات سیاسی اسرائیل می‌تواند در میان‌مدت احتمال جنگ را کاهش دهد، اما در یک دوره انتقالی کوتاه و پیش از تثبیت آرایش سیاسی جدید، زمینه تشدید درگیری را نیز فراهم کند.

او همچنین تأکید می‌کند رقابت دموکرات‌ها با دونالد ترامپ را نباید به معنای همسویی آنان با ایران دانست؛ بنابراین تغییر موازنه سیاسی در آمریکا نیز تضمینی برای برخورداری تهران از فرصتی نامحدود نخواهد بود.

در کنار تحرکات نظامی، نشانه‌هایی از تلاش برای احیای مسیر دیپلماتیک نیز وجود دارد. وبگاه آکسیوس ششم نوامبر به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، شخصاً در مذاکرات غیرمستقیم با ایران مشارکت کرده تا زمینه دستیابی به آتش‌بسی جدید و ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای فراهم شود.

بر اساس این گزارش، میانجی‌ها برگزاری یک نشست فنی میان نمایندگان ایران و آمریکا را نیز بررسی کرده‌اند، اما این نشست هنوز برگزار نشده است.

ابراهیم فریحات در همین زمینه از دستیابی به توافقی مرحله‌ای با محوریت بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تنش‌ها حمایت می‌کند؛ توافقی که به‌جای گره زدن همه مسائل به حل یک‌باره اختلافات پیچیده، امکان برداشتن گام‌های محدود و عملی را فراهم کند.

عبدالله الشایجی نیز بر ضرورت اقدامات اعتمادساز تأکید دارد و معتقد است تداوم رویارویی تنها برای ایران هزینه‌ساز نیست، بلکه کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز از پیامدهای آن متأثر می‌شوند.

در مجموع، تحرکات نظامی آمریکا، تلاش برای محدود کردن مسیرهای تأمین تسلیحاتی ایران و هم‌زمان ادامه تماس‌های غیرمستقیم، تصویری چندوجهی از سیاست واشنگتن ترسیم می‌کند؛ سیاستی که در آن گزینه نظامی همچنان مطرح است، اما ابزارهای فشار و دیپلماسی نیز به‌طور هم‌زمان دنبال می‌شوند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز