عطوان: چرا اسرائیل نگران حمله پیشدستانه ایران است؟
در حالی که گمانهزنیها درباره احتمال حمله دوباره آمریکا و اسرائیل به ایران افزایش یافته، عبدالباری عطوان با اشاره به تحولات تنگه هرمز و تحرکات نظامی در منطقه، از نگرانی تلآویو نسبت به احتمال پیشدستی تهران و تغییر معادلات رویارویی پیش از آغاز هرگونه حمله سخن میگوید.
به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقهای «رای الیوم» نوشت: هنگامی که موشکهای ایران ۱۲ نفتکش غولپیکر را که تلاش میکردند بدون پذیرش شروط ایران از تنگه هرمز عبور کنند، منهدم میکنند، این اتفاق چالشی برای ایالات متحده و اقدامی تحریکآمیز علیه این کشور به شمار میرود و ادعاهای واشنگتن درباره تسلط بر این تنگه و ازسرگیری کشتیرانی تجاری در آن را زیر سؤال میبرد. این مسئله، عقبنشینی رئیسجمهور آمریکا از تهدیدهایش برای بمباران ایران با «مادر بمبها» را، دستکم بهطور موقت و از بیم پیامدهای احتمالی، توضیح میدهد.
مردم و دولت ایران دیگر از رویارویی با ائتلاف آمریکا و اسرائیل هراسی ندارند و برای مقابله با هرگونه تجاوز جدید، آمادگی بالایی پیدا کردهاند. یکی از مهمترین گزینههای ایران، پیشدستی در حمله و هدف قرار دادن ناوهای هواپیمابر و بیش از ۲۰ شناور جنگی در دریای عرب و اقیانوس هند است.
نتانیاهو زمانی نگرانی خود را از این مسئله آشکار کرد که بر ضرورت تسریع در حمله به ایران برای جلوگیری از واردکردن ضربه نخست از سوی تهران تأکید کرد. او در آخرین نشست خبری خود گفت اسرائیل برای حمله پیشدستانه به ایران، حتی بدون حمایت آمریکا، آمادگی دارد.
نتانیاهو همچنین مدعی شد که هدف اصلی او سرنگونی نظام در تهران است و ۹۰ درصد این مأموریت به دلیل وخامت وضعیت اقتصادی ایران و افزایش فشار بر مردم، که ممکن است به اعتراضات جدید منجر شود، محقق شده است.
هشت ماه محاصره شدید ایران، از جمله بستن بنادر، نتوانسته است به تغییر نظام منجر شود؛ همانطور که تلاشها برای تحریک مردم ایران به حضور در خیابانها و اعتراض نیز ناکام مانده است. آنچه رخ داده، درست برعکس بوده است؛ یعنی مردم ایران بهطور گسترده پشت سر رهبری کشورشان قرار گرفته و از آن حمایت کردهاند.
اعلام حمایت ترامپ از نتانیاهو در انتخابات پارلمانی اسرائیل در روز ۲۷ اکتبر (۵ آبان)، نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا تمام تخممرغهای خود را در سبد حزب لیکود و رهبر آن، نتانیاهو، گذاشته است. این تحولات همچنین از احتمال نزدیک بودن حمله مشترک آمریکا و اسرائیل حکایت دارد؛ حملهای که به باور نویسنده، میتواند به شکست هر دو طرف، هم در عرصه نظامی و هم در رقابتهای انتخاباتی، منجر شود.
متحدان ایران در حال پیروزی و تقویت توان خود هستند و انگشتشان روی ماشه است؛ آنها منتظر شلیک گلوله آغازیناند تا وارد میدان رویارویی شوند و از تمام خطوط قرمز عبور کنند.
در اینجا از حزبالله لبنان سخن میگوییم که بهبود یافته و تمام توانمندیهای نظامی خود را بازیافته است؛ همچنین انصارالله یمن، حشدالشعبی عراق و حماس در نوار غزه که بار دیگر توان خود را بازیافتهاند. حماس در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل، همدستی برخی کشورهای عربی همسایه و تداوم جنگ نسلکشی، همچنان بر حفظ سلاح خود پافشاری کرده و حاضر به خلع سلاح نشده است.
ترامپ درخواست عربستان سعودی برای بمباران جنبش انصارالله یمن را رد کرد. مصر نیز پیشنهاد اعزام نیرو به عربستان برای «حمایت از این کشور» در برابر حملات یمن را پس گرفت یا اجرای آن را به تعویق انداخت؛ اقدامی که با مخالفتهایی در پارلمان و جامعه مصر روبهرو شد. فروپاشی دو ضلع ائتلاف مکه، یعنی ترکیه و پاکستان، در پایبندی به تعهد دفاع از عربستان سعودی نیز همگی نشانههایی از شکست ائتلاف آمریکا در منطقه هستند.
اسرائیل قطعا موفق خواهد شد آمریکا را به تجاوزی جدید علیه ایران بکشاند؛ زیرا ترامپ نمیتواند هیچ درخواستی را از سوی نتانیاهو، که نقش مرشد او را دارد، رد کند. اسرائیل پیشتر نیز موفق شد عربستان سعودی را از طریق متحد آمریکایی خود به شعلهورکردن دوباره جنگ در یمن بکشاند؛ همان متحدی که وعده داده بود عربستان را تنها نگذارد، اما مانند همیشه آن را ناامید کرد.
ائتلاف آمریکا و اسرائیل، چه آغازگر تجاوز باشد و چه ایران ابتکار عمل را به دست بگیرد و نخستین حمله را انجام دهد، بزرگترین بازنده این رویارویی خواهد بود.
برای یادآوری، کافی است به حمله مقاومت لبنان به ناوشکن آمریکایی در بندر بیروت در سال ۱۹۸۳ اشاره کنیم که طی آن، ۲۴۱ تن از تفنگداران دریایی آمریکا در عرض چند ساعت کشته شدند. پس از آن نیز یک عملیات انتحاری موجب شد تمام شناورهای جنگی از لبنان و منطقه عقبنشینی کنند تا از خطر در امان بمانند.
قایقهای تندرو انتحاری ایران و هزاران موشک دریایی و موشک با کلاهکهای خوشهای نیز همگی در انتظار نبرد بزرگ هستند.
راهبرد احتمالی ایران در جنگ آینده بر واردکردن بیشترین تلفات ممکن به نظامیان آمریکایی متمرکز خواهد بود؛ چه آنهایی که بر ناوهای هواپیمابر و شناورهای جنگی مستقرند و چه نظامیانی که در پایگاههای آمریکا در اردن و منطقه خلیج فارس حضور دارند. این راهبرد همچنین میتواند شامل اسیرگرفتن هرچه بیشتر نظامیان آمریکایی باشد.
حدود ۵۰ هزار تفنگدار دریایی در این شناورها حضور دارند؛ زیرا بازگشت نظامیان آمریکایی در تابوت به خانههایشان، کوتاهترین مسیر برای شکست آمریکا و وادارکردن این کشور به خروجی تحقیرآمیز از منطقه است؛ همانگونه که در افغانستان، عراق، لبنان و ویتنام رخ داد.
در جنگ ۱۲روزه ژوئن سال گذشته، موشکهای دارای کلاهکهای خوشهای بخشهای گستردهای از تلآویو بزرگ را ویران کردند و هفت میلیون شهرکنشین اسرائیلی را شب و روز به پناهگاهها فرستادند.
در جنگ جدید ممکن است شاهد فروریختن آسمانخراشها در حیفا، تلآویو، عسقلان، اشدود و ایلات باشیم؛ به همان شکلی که مرکز تجارت جهانی در نیویورک فروریخت، یا حتی در ابعادی بزرگتر. در چنین شرایطی، سانسور نظامی اسرائیل نیز نخواهد توانست با پنهانکردن واقعیتها و جلوگیری از تصویربرداری، ابعاد این خسارات تکاندهنده را مخفی نگه دارد.
روزها میان ما و تحقق این پیشبینیها فاصله خواهند انداخت.