یادداشتی از سیدرضا صدرالحسینی:
حمایت پاریس و لندن از عربستان در یمن به چه معناست؟
حمایت انگلیس و فرانسه بیش از هر چیز با هدف تطمیع عربستان و بهنوعی بهرهبرداری از درآمدهای نفتی این کشور در چارچوب پرونده یمن مطرح شده است.
سیدرضا صدرالحسینی، کارشناس مسائل منطقه طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح دلایل حمایت انگلیس و فرانسه از عربستان در جنگ با دولت یمن پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد:
یکی از موضوعاتی که در روزهای گذشته در حوزه رسانهای بسیار مورد بحث قرار گرفت و واکنشهایی را به دنبال داشت، کمک برخی از کشورهای اروپایی به عربستان در مقابل دولت یمن بود و واکنش برخی از مقامات ارشد دو کشور انگلیس و فرانسه نیز به آن دامن زد.
پیش از ارائه هر تحلیلی، باید به این نکته توجه داشته باشیم که بودجه دفاعی و نظامی عربستان سعودی یکی از بالاترین بودجههای نظامی در سطح جهان محسوب میشود و این کشور طی سالهای گذشته، همواره یکی از بزرگترین بودجههای نظامی منطقه غرب آسیا را به خود اختصاص داده است.
در اینجا، این سؤال مطرح میشود که چرا کشوری با چنین بودجه دفاعی و نظامی گستردهای که در حال حاضر بخش قابلتوجهی از سرزمین خود را از نظر پدافندی در اختیار آمریکا و برخی از کشورهای عضو ناتو قرار داده است، در برابر کشوری که بیش از ۱۰ سال است در محاصره کامل قرار دارد و از سال ۲۰۱۵ تاکنون درگیر جنگی تمامعیار با ائتلافی منطقهای و فرامنطقهای به رهبری عربستان بوده است، تا این اندازه مستأصل میشود؟
پاسخ به این سؤال میتواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند و پاسخگوی پرسشهای بعدی نیز باشد.
به نظر میرسد مشکلات اقتصادی دو کشور یادشده، یعنی فرانسه و انگلیس و همچنین ناکامی کشورهای اروپایی در حمایت از اوکراین در برابر روسیه و تشدید مشکلات اقتصادی آنها پس از جنگ با ایران، این کشورها را بر آن داشته است تا از طریق حمایت از عربستان، از این کشور بهرهبرداری اقتصادی کنند.
بنابراین، باید به این نکته توجه داشته باشیم که این کشورها طی یک دهه گذشته، تمامی کمکهای موردنیاز عربستان را برای مقابله با دولت یمن در اختیار آن قرار دادهاند. بااینحال، به نظر میرسد که در شرایط کنونی، این حمایتها بیش از هر چیز با هدف تطمیع عربستان و بهنوعی، بهرهبرداری از درآمدهای نفتی این کشور مطرح شده است.
نکته مهم بعدی این است که به هر شکل ممکن، اگر این کشورها یا کشورهای دیگری در جنگ با یمن به عربستان کمک کنند، شناورها و کشتیهای آنها اجازه عبور از تنگه بابالمندب را نخواهند داشت. این تهدیدی است که دولت نجات ملی یمن مطرح کرده و به نظر میرسد از قابلیت اجرایی برخوردار باشد.
بنابراین، با توجه به شرایط اقتصادی انگلیس، فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی که احتمال پیوستن آنها به حمایت از عربستان مطرح شده است، این کشورها باید ریسک بسیار بالایی را بپذیرند؛ چراکه بین ۱۳ تا ۱۵ درصد از تجارت جهانی از طریق تنگه بابالمندب انجام میشود و در حال حاضر، ارتش ملی یمن از اشراف اطلاعاتی و عملیاتی کاملی بر این منطقه برخوردار است.
بر این اساس به نظر نمیرسد انگیزه این دو کشور از حمایتهای احتمالی خود، فراتر از همان نکتهای باشد که پیشتر به آن اشاره شد؛ یعنی افزایش پشتیبانی از عربستان و بهرهبرداری از ظرفیتهای اقتصادی این کشور.
همچنین، بعید به نظر میرسد سایر کشورهای اروپایی نیز با توجه به وابستگی بخش قابلتوجهی از تجارت خود به مسیرهای دریایی منطقه، بهویژه تنگه بابالمندب و دریای سرخ، حاضر شوند وارد چنین معرکه پرهزینهای شوند.