خبرگزاری کار ایران

جنگ ایران و آمریکا وارد فاز جدید شد؛ پشت پرده «نبرد زیرساخت‌ها» چیست؟

جنگ ایران و آمریکا وارد فاز جدید شد؛ پشت پرده «نبرد زیرساخت‌ها» چیست؟

با ورود درگیری‌های ایران و آمریکا به دومین هفته، الگوی رویارویی دو طرف نیز دستخوش تغییر شده است؛ حملات متقابل به زیرساخت‌های انرژی، بنادر، شبکه‌های ارتباطی و مسیرهای راهبردی نشان می‌دهد این تقابل از نبرد صرفا نظامی عبور کرده و وارد مرحله‌ای شده که می‌تواند معادلات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه را دگرگون کند.

به گزارش ایلنا، در حالی‌که تقابل نظامی میان ایران و آمریکا وارد دومین هفته خود شده، الگوی رویارویی دو طرف نیز وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که بیش از هر چیز با حمله به زیرساخت‌های حیاتی، تأسیسات انرژی، شبکه‌های ارتباطی و شریان‌های لجستیکی شناخته می‌شود. اگر در هفته‌های نخست، تمرکز حملات بر اهداف صرفا نظامی بود، اکنون به نظر می‌رسد دو طرف تلاش می‌کنند با افزایش هزینه‌های اقتصادی و راهبردی، طرف مقابل را به عقب‌نشینی وادار کنند؛ راهبردی که می‌توان آن را «جنگ زیرساخت‌ها» نامید.

در سوی آمریکایی، آنچه از مجموع حملات و مواضع رسمی سنتکام برمی‌آید، نشان می‌دهد واشنگتن فعلا قصد ورود به یک جنگ زمینی گسترده را ندارد. راهبرد آمریکا بر «نردبان تنش» استوار است؛ یعنی افزایش تدریجی فشار نظامی، بدون عبور از آستانه‌ای که به یک جنگ فراگیر منجر شود. هدف از این رویکرد، فرسایش توان لجستیکی، دریایی و فرماندهی ایران و همزمان حفظ ابتکار عمل برای تشدید یا کاهش بحران متناسب با تحولات سیاسی است.

در همین چارچوب، حمله به پل‌ها، مراکز انرژی، سامانه‌های ارتباطی، زیرساخت‌های ساحلی و تأسیسات مرتبط با بنادر، بخشی از تلاش آمریکا برای محدود کردن آزادی عمل ایران در جنوب کشور و به‌ویژه در محور تنگه هرمز ارزیابی می‌شود. از نگاه واشنگتن، این اقدامات می‌تواند توان عملیاتی ایران را کاهش داده، بدون آنکه هزینه‌های یک عملیات زمینی را بر آمریکا تحمیل کند.

در مقابل، ایران نیز تلاش کرده معادله بازدارندگی را از مرزهای خود فراتر ببرد. حملات به زیرساخت‌های انرژی و آب در برخی کشورهای منطقه و نیز فشار بر مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس، در همین چارچوب قابل تحلیل است. تهران می‌کوشد این پیام را منتقل کند که هرگونه هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران، با افزایش هزینه برای آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن همراه خواهد بود.

در این میان، تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین نقطه ثقل این تقابل به شمار می‌رود. واشنگتن تلاش دارد با تضمین امنیت کشتیرانی و حفظ مسیرهای دریایی، مانع از تغییر موازنه به سود ایران شود؛ در مقابل، تهران نیز با استفاده از اهرم ژئوپلیتیکی هرمز، می‌کوشد قدرت چانه‌زنی خود را حفظ کند. به همین دلیل، بسیاری از حملات اخیر دو طرف، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با این گذرگاه راهبردی ارتباط دارد.

با این حال، مهم‌ترین خطر پیش روی منطقه، نه صرفا افزایش حجم حملات، بلکه احتمال بروز خطاهای محاسباتی است. هرچه دامنه حملات به زیرساخت‌های حیاتی گسترش یابد، احتمال ورود بازیگران جدید، واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی و از کنترل خارج شدن چرخه تنش نیز بیشتر خواهد شد. چنین روندی می‌تواند کشورهای منطقه را به سمت همگرایی امنیتی بیشتر با آمریکا سوق دهد و در مقابل، ایران را نیز به افزایش دامنه بازدارندگی خود ترغیب کند؛ وضعیتی که مدیریت بحران را دشوارتر خواهد ساخت.

در شرایط کنونی، نشانه‌ای از آمادگی آمریکا برای آغاز یک عملیات زمینی گسترده دیده نمی‌شود، اما استمرار حملات متقابل به زیرساخت‌ها نشان می‌دهد دو طرف در حال بالا رفتن از «نردبان تنش» هستند؛ نردبانی که هر پله آن، احتمال گسترش دامنه درگیری و پیچیده‌تر شدن معادلات امنیتی خاورمیانه را افزایش می‌دهد. از همین رو، آینده این رویارویی بیش از آنکه به برتری نظامی یک طرف وابسته باشد، به توان بازیگران در مدیریت تنش و جلوگیری از یک خطای راهبردی بستگی خواهد داشت.

زیبا اکبرزاده

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز