محاصره هرمز؛ بازی پرریسک آمریکا با امنیت انرژی جهان
در حالی که نگاهها به گفتوگوهای اسلامآباد دوخته شده بود و بسیاری در انتظار نشانهای از پیشرفت بودند، ناگهان کاخ سفید مسیر دیگری را برگزید؛ تصمیمی که با اعلام آن از سوی ترامپ، عملا معادلات را برهم زد.
به گزارش ایلنا به نقل از المسیره، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا با کنار گذاشتن مسیر دیپلماسی، از اجرای محاصره دریایی فراگیر علیه ایران سخن گفت و به این ترتیب، تنگه هرمز را از یک گذرگاه حیاتی تجارت جهانی، به صحنه رویارویی مستقیم نظامی تبدیل کرد؛ وضعیتی که بسیاری آن را خطرناکترین تنش چند دهه اخیر میدانند.
این تغییر مسیر، دیگر صرفا یک اختلاف منطقهای نیست، بلکه به تقابلی فرسایشی تبدیل شده که امنیت انرژی جهان را نشانه گرفته و از شرق آسیا تا اروپا را درگیر پیامدهای خود کرده است.
گرهگشایی با فشار
در سالهای گذشته، تهران همواره از «اهرم هرمز» بهعنوان ابزار بازدارنده استفاده کرده و در ماههای اخیر نیز با اقداماتی مانند محدودسازی تردد دریایی، نشان داده که این اهرم همچنان کارآمد است. در مقابل، رویکرد پرنوسان و غیرقابل پیشبینی دولت آمریکا، این کشور را به سمت اجرای سیاست «فشار متقابل» سوق داده است.
هرچند حضور گسترده ناوگان نظامی آمریکا در منطقه، در ظاهر به تداوم عبور نفتکشها کمک کرده، اما این وضعیت هزینههای سنگینی به همراه داشته است؛ افزایش شدید هزینههای بیمه، ناامن شدن مسیرهای انتقال انرژی و تبدیل هر محموله نفتی به هدفی بالقوه، تنها بخشی از پیامدهای این رویکرد است که زنجیره تأمین جهانی را با اختلال جدی مواجه کرده است.
اروپا؛ قربانی خاموش
در این میان، اروپا بیش از دیگران تحت فشار قرار گرفته است. در شهرهایی مانند برلین و پارس، دیگر سخن از انتظار برای بهبود اوضاع نیست، بلکه نگرانیها به سطحی رسیده که موضوع «بقا» در کانون توجه قرار گرفته است. کاهش شدید دسترسی به منابع انرژی، اقتصاد کشورهای اروپایی را با چالش جدی روبهرو کرده و افزایش قیمتها، فشار مضاعفی بر زندگی مردم وارد آورده است.
بسیاری از تحلیلگران، سکوت اروپا را نشانهای از ناتوانی در تصمیمگیری مستقل میدانند؛ قارهای که از یکسو به حمایت امنیتی آمریکا وابسته است و از سوی دیگر، بهای سیاستهای واشنگتن را با رکود اقتصادی میپردازد.
نقشآفرینی قدرتهای شرقی
در این میان، پین و روسیه هر یک با نگاه خاص خود به این بحران مینگرند. برای روسیه، افزایش قیمت انرژی فرصتی برای تقویت درآمدهای نفتی و گسترش نفوذ در معادلات منطقهای است. در مقابل، چین که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارد، با نگرانی تحولات را دنبال میکند، اما همزمان تلاش میکند از مسیرهای جایگزین و همکاری اقتصادی با ایران، فشارهای ناشی از این وضعیت را مدیریت کند.
بنبست و بازگشت ناگزیر به مذاکره
پس از ناکامی گفتوگوهای اسلامآباد، اکنون این پرسش مطرح است که آیا راهی برای بازگشت به دیپلماسی باقی مانده است یا نه. شواهد نشان میدهد اختلافات میان دو طرف عمیق است؛ ایران بر رفع فوری فشارها تأکید دارد و در مقابل، آمریکا خواستار محدودسازی کامل توانمندیهای راهبردی ایران است.
با این حال، بسیاری از ناظران بر این باورند که ادامه این وضعیت برای هیچیک از طرفین قابل دوام نیست. محاصره دریایی، همانقدر که برای ایران هزینهزاست، میتواند تبعات اقتصادی و سیاسی جدی برای آمریکا نیز به همراه داشته باشد؛ بهویژه در شرایطی که فشارهای اقتصادی در داخل این کشور رو به افزایش است.
از این رو، احتمال میرود در ادامه، دو طرف ناگزیر به بازگشت به میز مذاکره شوند؛ مذاکراتی که اینبار نه از موضع انتخاب، بلکه تحت فشار واقعیتهای میدانی شکل خواهد گرفت.
قمار پرهزینه
در نهایت، بهنظر میرسد راهبرد فشار حداکثری واشنگتن، آنگونه که تصور میشد، به نتیجه سریع نخواهد رسید. تجربه نشان داده که تقابل بر سر گذرگاههای راهبردی، معمولا به فرسایش همه طرفها منجر میشود، نه پیروزی قاطع یکطرف.
در شرایطی که تنشها در منطقه رو به افزایش است، اقتصاد جهانی بهعنوان قربانی خاموش این تقابل، بیشترین آسیب را متحمل میشود؛ قمار بزرگی که پیامدهای آن، دیر یا زود، دامنگیر خود آمریکا و شهروندانش نیز خواهد شد.