«دوست محترم ترامپ».. اوربان چگونه جهان را تغییر داد؟
ویکتور اوربان با طرح «دموکراسی غیرلیبرال» و اجرای سیاستهای ملیگرایانه در مجارستان، نهتنها ساختار سیاسی کشورش را تغییر داد، بلکه به الگویی اثرگذار برای جریانهای راستگرا در اروپا و آمریکا، از جمله اطرافیان ترامپ، تبدیل شد.
به گزارش ایلنا به نقل از الجزیره، در جریان مناظره ریاستجمهوری میان دونالد ترامپ و کامالا هریس در سپتامبر ۲۰۲۴، هریس گفت رهبران جهان به ترامپ «میخندند». ترامپ در پاسخ، به تمجیدهای ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان، اشاره کرد و او را «یکی از محترمترین و قدرتمندترین مردان» خواند. این ارجاع نشاندهندهٔ جایگاه ویژه اوربان در میان برخی جریانهای راستگرای آمریکا بود؛ جریانی که او را الگویی برای حکمرانی اقتدارگرا و ملیگرا میداند.
اوربان پس از بیش از یک دهه حکمرانی، به نماد «دموکراسی غیرلیبرال» در اروپا تبدیل شد؛ مدلی که در آن انتخابات وجود دارد، اما نهادهای مستقل مانند رسانهها، قوه قضائیه و محدودیتهای قانونی قدرت تضعیف میشوند. این الگو نهتنها در مجارستان، بلکه در بخشهایی از اروپا و حتی در جریانهای راستگرای آمریکا اثرگذار بوده است.
پس از سقوط دیوار برلین در ۱۹۸۹، تصور غالب این بود که اروپای شرقی بهسوی دموکراسی لیبرال و اقتصاد بازار حرکت خواهد کرد. اما در عمل، گذار سیاسی در بسیاری از کشورها به شکل مصالحه میان نخبگان سابق کمونیست و نیروهای جدید انجام شد. این روند باعث شد بسیاری از ساختارهای قدرت قدیمی در قالب جدید ادامه یابند و زمینه نارضایتی عمومی شکل بگیرد.
در دهههای بعد، خصوصیسازی سریع، سیاستهای نولیبرالی و بحران مالی ۲۰۰۸ موجب افزایش نابرابری و بیثباتی اجتماعی شد. بخشهایی از طبقه کارگر، ساکنان مناطق روستایی و بازندگان گذار اقتصادی احساس کردند از روند توسعه کنار گذاشته شدهاند. این شرایط، بستر مناسبی برای رشد احزاب ملیگرا و پوپولیست فراهم کرد.
در مجارستان، حزب فیدس به رهبری اوربان از این نارضایتی بهره برد و در سال ۲۰۱۰ با وعده «بازگرداندن حاکمیت ملی» و مقابله با نخبگان سیاسی به قدرت رسید. پس از آن، اوربان اصلاحات گستردهای انجام داد: بازنویسی قانون اساسی، تغییر ساختار دادگاهها، کنترل رسانهها و تقویت شبکهای از حامیان اقتصادی وابسته به دولت.
سیاستهای اقتصادی او شامل ملیسازی برخی بخشها، محدود کردن نفوذ بانکهای خارجی و تبدیل بدهیهای ارزی بود؛ اقداماتی که اگرچه از نظر منتقدان اقتدارگرایانه تلقی شد، اما در میان بخشی از جامعه محبوبیت داشت، زیرا فشار اقتصادی را متوجه نهادهای خارجی میکرد.
در سطح فکری، اوربان بر مفاهیمی مانند «مسیحیت اروپایی»، «حاکمیت ملی» و مقابله با مهاجرت تکیه دارد. او لیبرالدموکراسی غربی را متهم میکند که تحت سلطه نخبگان جهانی و ارزشهای فرهنگی لیبرال قرار گرفته است. این روایت در میان جریانهای راستگرای اروپا و آمریکا نیز بازتاب یافته است.
الگوی مجارستان به تدریج به منبع الهام برای احزاب راستگرا در ایتالیا، فرانسه، آلمان، اسپانیا و سایر کشورها تبدیل شد. بسیاری از این جریانها از ترکیب سیاستهای ضد مهاجرت، ملیگرایی فرهنگی و تضعیف نهادهای لیبرال بهره گرفتهاند.
در همین حال، ارتباط میان اوربان و جریان راست آمریکا نیز تقویت شد. برخی اندیشکدهها و چهرههای محافظهکار آمریکایی، مجارستان را نمونهای موفق از «حکمرانی محافظهکارانه» معرفی کردند. این تعاملات از طریق نشستها، مؤسسات آموزشی و همکاریهای رسانهای گسترش یافت.
در سطح جهانی، نزدیکی فکری میان اوربان و ترامپ بر پایه مخالفت با مهاجرت، بدبینی به نهادهای بینالمللی، تأکید بر هویت ملی و نقد لیبرالیسم شکل گرفته است. با این حال، این جریانها از نظر اقتصادی و منافع ملی همیشه همسو نیستند و بیشتر یک «ائتلاف پراکنده» محسوب میشوند تا یک جنبش منسجم.
ویکتور اوربان نهتنها سیاست داخلی مجارستان را تغییر داد، بلکه به شکلگیری یک جریان جهانی پوپولیستی-ملیگرا کمک کرد؛ جریانی که در حال بازتعریف رابطه میان دموکراسی، قدرت و هویت ملی در جهان غرب است.