جهان در سال ۱۴۰۴/پرونده نهم: شبه قاره هند
طاهری: زد و خورد کابل - اسلامآباد بر سر دیورند/ تعمیق روابط دهلینو و تلآویو
رایزن پیشین ایران در افغانستان گفت: ماهیت عمیق و تاریخی اختلاف مرزی دیورند و رقابت ژئوپلیتیک منطقهای کماکان به قوت خود باقی است و افغانستان را به عرصهای برای حلوفصل منازعات پیچیدهی داخلی و خارجی تبدیل کرده است.
عبدالمحمد طاهری، رایزن پیشین ایران در افغانستان در تشریح مهمترین تحولات شبه قاره هند در سال ۱۴۰۴ در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: اختلافات مرزی میان افغانستان و پاکستان، بهویژه درباره خط دیورند، بیش از یک قرن است که تداوم یافته است. این مسئله در طول تاریخ افغانستان، در دورههای مختلف حکومتی (از پادشاهی تا جمهوری و از جبهه مقاومت افغانستان تا حاکمیت طالبان) همواره بهعنوان یک چالش بنیادی و حلنشده مطرح بوده است. حتی احمدشاه مسعود، یک هفته پیش از ترور خود، به این موضوع اشاره کرد که افغانستان دشمنان متعددی دارد و پاکستان از طریق سازمان اطلاعاتی خود (آی.اس.آی) نه تنها طالبان را تربیت میکند، بلکه عامدانه اوضاع را در افغانستان متشنج نگه میدارد تا دولتهای کابل را از پیگیری جدی ادعاهای مرزی بازدارد. این دیدگاه، بازتابی از یک باور ریشهدار در میان نخبگان سیاسی و نظامی افغانستان است که پاکستان را بازیگری میدانند که منافع امنیتی خود را در گرو تضعیف و بیثباتی همسایه شمالی خود تعریف کرده است.
وی ادامه داد: نقش پاکستان در شکلگیری و تقویت طالبان در دو مقطع تاریخی برجسته قابل بررسی است. در دور اول، در دههی ۱۳۷۰، طالبان با پشتیبانی لجستیکی، مالی و امنیتی اسلامآباد ظهور کردند و موفق به سرنگونی دولت نجیبالله شدند. در آن مقطع، تصمیمگیرندهی نهایی برای حفظ مرزها و تأثیرگذاری بر روند افغانستان، آی.اس.آی بود. پس از حمله آمریکا به افغانستان و سقوط رژیم طالبان، بقایای این گروه بار دیگر به پناهگاههای امن در پاکستان بازگشتند. در دور دوم، طالبان تحت حمایت گستردهتر و نظامیتر پاکستان تجدید قوا کردند و نهایتاً در سال ۱۴۰۰ موفق به تسخیر کابل و سرنگونی دولت اشرف غنی شدند. این الگو حاکی از تعهد بلندمدت بخشهایی از پاکستان به یک استراتژی مبتنی بر ایجاد و استفاده از گروههای شبهنظامی بهعنوان ابزاری برای تأثیرگذاری در افغانستان و جلوگیری از شکلگیری یک دولت مرکزی قدرتمند و مستقل بود.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: با این حال، پس از بازگشت طالبان به قدرت در کابل، شاهد تغییر تدریجی در رویکرد اسلامآباد هستیم. این تغییر تحت تأثیر دو عامل کلیدی روی داد؛ اول، تشدید مشکلات داخلی پاکستان از جمله ناامنی اقتصادی و سیاسی و دوم، فشار فزاینده ایالات متحده به دولت پاکستان به دلیل حضور گروههای تندرویی که منافع آمریکا در منطقه را تهدید میکردند. ایالات متحده، پاکستان را متعهد کرد تا علیه شاخههای باقیماندهی طالبان، بهویژه شبکه حقانی و نیز گروه موسوم به داعش خراسان (ISIS-K) که در خاک پاکستان پناه داشتند و از مرز با افغانستان نیروگیری میکردند، اقدامات تهاجمی انجام دهد. این گروههای تندرو نهتنها تهدیدی برای منافع آمریکا محسوب میشدند، بلکه با ایجاد ناامنی در خود پاکستان، ثبات دولت مرکزی این کشور را نیز به چالش میکشیدند.
وی افزود: در نتیجه، دولت پاکستان برای نخستین بار با وضعیتی دووجهی و پیچیده مواجه شد؛ از یک سو، فشار مستقیم و جدی واشنگتن برای مبارزه با تروریسم، و از سوی دیگر، تهدید گروههای تندرو. این امر منجر به رویکردی متفاوت از دورههای پیشین شد. پاکستان عملاً ناچار شد تا حملات هوایی و زمینی را علیه مواضع این گروهها در مناطق مرزی خود آغاز کند، اقدامی که در تناقض آشکار با حمایتهای تاریخی آن از برخی جناحهای شبهنظامی قرار داشت. این تغییر موضع، اگرچه تحت فشار خارجی و به دلیل ملاحظات امنیت داخلی بود، اما نشاندهنده یک گسست نسبی در پارادایم سنتی روابط اسلامآباد با بازیگران غیردولتی در افغانستان است. با این حال، ماهیت عمیق و تاریخی اختلاف مرزی دیورند و رقابت ژئوپلیتیک منطقهای کماکان به قوت خود باقی است و افغانستان را به عرصهای برای حلوفصل منازعات پیچیدهی داخلی و خارجی تبدیل کرده است.
طاهری در پایان خاطرنشان کرد: در مورد هند هم باید به این نکته توجه کرد که این کشور در سال گذشته به صورت علنی و مشهود روابط خود با اسرائیل را تقویت کرد؛ تا جایی که اخیراً نارندرا مودی، نخستوزیر هند به تلآویو سفر کرد و توافقات مختلفی میان این دو منعقد شد که در گذشته و خصوصاً در سه دهه گذشته سابقه نداشت و اساساً هند خواهان علنی شدن این روابط تا به این حد نبود. در این میان به نظر میرسد که اسرائیل به عنوان میانجی میان هند و آمریکا عمل کرد تا بتواند اختلافات اخیر میان دو کشور را حل و فصل کند. از سوی دیگر ایالات متحده خواهان آن نیست که تنش میان هند و پاکستان افزایش پیدا کند و به نوعی در حال کنترل این دو قدرت هستهای است و خویشتنداری را در دستور کار قرار داده است.