هانی زاده در گفتوگو با ایلنا تشریح کرد:
دلایل تلاش اسرائیل برای انتقال ساکنان غزه به سومالی لند/ چالشهای امنیتی آفریقا در مواجهه با راهبرد تلآویو
کارشناس مسائل منطقه گفت: تحرکات شکلگرفته نشان میدهد آمریکا و اسرائیل در پی آشفتهسازی فضای کشورهای عربی هستند.
حسن هانی زاده، کارشناس مسائل منطقه با اشاره به طرح اسرائیل برای انتقال ساکنان غزه به سومالی لند در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: واقعیت این است که اسرائیل چندین گزینه را برای انتقال اهالی غزه به مناطق مختلف جهان بررسی کرده است؛ از جمله شاخ آفریقا، شمال آفریقا، یمن، سوریه و صحرای سینا. این نقاط گزینههایی بودند که رژیم صهیونیستی در مقاطع مختلف تلاش داشت از طریق آنها مسئله جابهجایی جمعیت غزه را پیش ببرد. در ابتدا، موضوع اتیوپی مطرح شد. در ازای فلاشاها (یهودیان اتیوپیایی) که پیشتر از اتیوپی به اراضی اشغالی منتقل شده بودند، قرار بر این بود که از طریق کمکهای مالی به اتیوپی و مشارکت در پروژه سد النهضه، این کشور با پذیرش انتقال بخشی از اهالی غزه موافقت کند. سد النهضه که با هزینهای بالغ بر ۱۰ میلیارد دلار و با مشارکت سرمایهداران یهودی ساخته شد، بهعنوان بزرگترین پروژه آبی آفریقا معرفی میشود، اما این پروژه با واکنش بسیار شدید مصر مواجه شد؛ چراکه کاهش سهم آب رود نیل، تهدیدی راهبردی برای امنیت ملی مصر به شمار میرود.
وی ادامه داد: با وجود این مخالفتها، سد النهضه ساخته شد و حتی مصر تهدید کرد که ممکن است آن را بمباران کند. در نهایت، موضعگیری قاطع عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، در مخالفت با انتقال اهالی غزه به خارج از این منطقه، باعث شد این طرح عملاً به حاشیه رانده شود و اسرائیل تهدید مصر را جدی تلقی کند. گزینه بعدی، یمن بود. در این سناریو، قرار بود با کمک امارات متحده عربی و شورای انتقالی جنوب یمن، این کشور بار دیگر تجزیه شود و دولتی مستقل در جنوب یمن، مشابه وضعیت پیش از سال ۱۹۹۰، شکل بگیرد؛ بهگونهای که این دولت جدید بر تنگه بابالمندب مسلط شود و در عین حال، بخشی از اهالی غزه نیز به جنوب یمن منتقل شوند. با این حال، فشار عربستان سعودی و اختلافات جدی میان ریاض و ابوظبی باعث شد این طرح نیز عملاً خنثی شود. حتی عبدالفتاح السیسی اعلام کرد که مصر در کنار عربستان خواهد ایستاد و اجازه تجزیه یمن را نخواهد داد و در همین چارچوب، دیدارهایی میان السیسی و محمد بن سلمان انجام شد. باید توجه داشت که اختلاف نظر میان عربستان و امارات در این پرونده بسیار شدید است و حتی برخی احتمال میدهند که این اختلافات به درگیری نظامی نیز منجر شود.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: گزینه سوم و نهایی، سومالیلند است. با توجه به اینکه سومالی نزدیک به چهار دهه درگیر جنگ داخلی، فروپاشی ساختار دولت مرکزی و حضور گروههای تروریستی بوده، به نظر میرسد رژیم صهیونیستی این شرایط را فرصتی مناسب برای پیشبرد پروژه تجزیه سومالی به دو بخش «سومالی مرکزی» و «سومالیلند» تلقی میکند. بر اساس این سناریو، سومالیلند بهعنوان یک دولت مستقل شکل میگیرد و انتقال اهالی غزه به این منطقه نیز در دستور کار قرار میگیرد. با این حال، کشورهای عربی و اسلامی با این طرح مخالفت کردهاند؛ چراکه انتقال اهالی غزه به سومالیلند میتواند چالشهای جدی امنیتی برای کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای دو سوی ساحل دریای سرخ، ایجاد کند و تهدیدی جدی برای صلح و امنیت شاخ آفریقا باشد. افزون بر این، انتقال قهری جمعیت غزه با قوانین بینالمللی و بهویژه توافقنامه اسلو (۱۹۹۳) در تعارض آشکار است.
وی افزود: از منظر داخلی نیز، وضعیت سومالی پیچیده است. ساکنان مناطق شمالی این کشور خود را بیشتر آفریقایی میدانند و پیوندهای قومی، مذهبی و تاریخی عمیقی با کشورهای عربی ندارند و همین مسئله میل به جدایی را در آنها تقویت کرده است. در این چارچوب، تحرکاتی شکل گرفته که نشان میدهد هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی در پی آشفتهسازی فضای کشورهای عربی هستند. نمونه آن، افزایش تمایلات جداییطلبانه در جنوب سوریه است. در این منطقه، وضعیت دروزیها پیچیدهتر شده و اسرائیل اقداماتی را برای تجزیه جنوب سوریه از جمله معرفی فردی به نام سرلشکر غسان علیان بهعنوان هماهنگکننده میان دروزیهای سوریه، اراضی اشغالی و لبنان انجام داده است که این روند تهدیدی جدی برای تمامیت ارضی سوریه و همچنین امنیت لبنان به شمار میرود.
هانی زاده در پایان خاطرنشان کرد: مجموع این تحرکات نشان میدهد که مسئله سومالی برای رژیم صهیونیستی یک پرونده کاملاً جدی است. نبود دولت مرکزی باثبات، شدت درگیریهای داخلی و چندپارگی سیاسی در سومالی، اسرائیل را به این جمعبندی رسانده که شرایط برای تجزیه این کشور و انتقال اهالی غزه فراهم است. با این حال، با توجه به موضعگیری صریح کشورهای عربی منطقه، به نظر میرسد نه تجزیه سومالی و نه انتقال اهالی غزه به سومالیلند، دستکم در شرایط کنونی، احتمال بالایی برای تحقق نداشته باشد.