رئیس انجمن صنعت ساختمان:
تحریمها تمام شریانهای زنجیره مسکن را مسدود میکند
رییس انجمن صنعت ساختمان گفت: در شرایطی که تمام شریانهای زنجیره مسکن وابسته به تحریمها است و وقتی دیپلماسی به بن بست میخورد، تجارت و دیپلماسی تجاری میتواند وضعیت را از تضاد راهبردی به منافع اقتصادی مشترک تغییر دهد.
به گزارش ایلنا، پژمان جوزی، رئیس انجمن صنعت ساختمان با اشاره به اثرگذاری توافق احتمالی بر بازار مسکن اظهار داشت: پایداری صلح و آرامش سیاسی، نه در امضاهای دیپلماتیک، بلکه در منافع مشترک اقتصادی ریشه دارد. بخش خصوصی و به طور مشخص صنعت ساختمان است که میتواند با ایجاد وابستگی متقابل زنجیره بقای یک توافق پایدار را بسازد و آن را از گزند تندروها و لابیهای صهیونیستی در واشنگتن مصون بدارد.
وی ادامه داد: تاریخ معاصر به ما آموخته است که جنگها و تخاصمهای شدید، سرآغاز یک دشمنی ابدی نیستند. کمتر کسی تصور میکرد جنگ خونین با عراق به اتحاد استراتژیک کنونی منجر شود یا روابط پرتنش با عربستان در عین حفظ خط مرزها و تفاوت ها به سرعت به سمت عادیسازی دیپلماتیک برود. این تجربهها به ما نشان میدهد که پس از دورههای تنش، باید به دنبال فرصتهای پایدار برایبازسازی و همکاری بود.
جوزی افزود: اکنون که نظام حکمرانی پس از اثبات قدرت بازدارندگی کشور، مسیر دیپلماسی را برای حفظ منافع ملی برگزیده، این وظیفه بخش اقتصادی و بهویژه فعالان و سرمایهگذاران بخش خصوصی و صنعت ساختمان است که زمینه را برای جذب سرمایه و آغاز پروژههای بزرگ فراهم کنیم.
رئیس انجمن صنعت ساختمان با بیان اینکه عامل اصلی تعیینکننده در مشارکت بخش خصوصی، ریسکهای بسیار سنگینِ ناشی از تحریمهای ایالات متحده است، وگرنه جذابیتهای سرمایهگذاری در ایران فراون هستند، گفت: بزرگترین چالش، ریسکهای سنگین ناشی از تحریمهاست. اولین و مهمترین مانع، "اثر فراسرزمینی" آنهاست. برای یک پروژه بزرگ ساختمانی، صنعتی، محیط زیستی انرژی شما به تأمین مالی از بانکهای بینالمللی،بیمههای معتبر جهانی، واردات ماشینآلات سنگین و فناوریهای نوین نیاز دارید. تحریمهای آمریکا تمام این شریانها را مسدود میکند و هر شریک بینالمللی را با ریسک جریمههای کلان و حذف از بازار آمریکا مواجه میسازد.
وی به عامل "عدم قطعیت" به عنوان دومین مانع جدی اشاره کرد و گفت:یک پروژه ساختمانی، یک سرمایهگذاری بلندمدت ۵ تا ۱۰ ساله است. هیچ سرمایهگذاری سرمایه را وارد پروژهای نمیکند که ممکن است فردا با یک تغییر سیاسی یا اعمال مجدد تحریمها، متوقف شود. اینابهام و غیرقابل پیشبینی بودن فضای مقرراتی، به تنهایی برایفراری دادن بزرگترین سرمایهگذاران کافی است.
رئیس انجمن صنعت ساختمان، سومین مانع را ابهام در تعریف"بخش خصوصی" در ایران دانست و افزود: برای یک شرکت خارجی،انجام بررسیهای لازم
برای یافتن یک شریک کاملاً خصوصی در ایران که هیچگونه پیوندی با نهادهای تحریمی نداشته باشد، یک فرآیند بسیار دشوار، پرهزینه و پرریسک است. این ابهام در مرز میان بخش خصوصی و شبهدولتی،یک ترمز جدی برای شکلگیری مشارکتهای بزرگ است.
جوزی راهکار عبور از این بنبست را در فعالسازی «دیپلماسی بخش خصوصی» یا «دیپلماسی تجاری»دانست و تاکید کرد: وقتی دیپلماسی رسمی به بنبست میخورد، این تجارت است که میتواند راه را باز کند. ورود شرکتهای بزرگ، روایت را از تضاد راهبردی به منافع اقتصادی مشترک تغییر میدهد. به عنوان مثال وقتی یک شرکت آمریکایی در ساخت یک شهرک مدرن در ایران سرمایهگذاری میکند، دیگر به فکر تضاد دیپلماتیک نیست، بلکه به بازگشت سرمایه و سود پروژه فکر میکند و این واقعگرایی، پادزهر فضای امنیتی است.
وی خاطر نشان ساخت:همکاری بخش خصوصی میتواند، دیپلماسی چراغخاموش باشد. شرکتها میتوانند به عنوان واسطههایی عمل کنند که مسائل فنی و غیرسیاسی را حلوفصل میکنند.