روایت کوتاه از سفر یک روزه به عسلویه؛
سایه سیاست بر شعله صنعت
آنگونه که مدیران مجتمع میگویند، صنایع پتروشیمی منطقه به شکل دومینویی به هم وابستهاند. برای مثال در زمان جنگ 12 روزه، پر بودن مخازن و نبود کشتی برای صادرات باعث شد برخی واحدها مجبور به توقف شوند. توقف در یک شرکت مانند پتروشیمی نوری، بر تولید شرکتهای دیگر مانند پارس و آریا اثر میگذارد، چون محصولات میانیشان به هم وابسته است و توقف در یکی، میتواند چرخ سایر واحدها را نیز از حرکت بازدارد.
روز پنج شنبه، 8/8/1404 میهمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس بودیم؛ در گرمای جنوب و در امتداد جادهای که از کنار خلیج فارس میگذرد، لولههای قطور فلزی، رقص شعلههای بلند فلرها در افق، بوی گاز و بخار واحدهای صنعتی، نخستین حس ورود به عمق صنعت پتروشیمی را برایمان ساخت. اینجا، قلب صنعت گاز ایران است؛ منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، جایی که گاز از اعماق دریا به زندگی مردم گره میخورد و هر روز میلیونها مترمکعب گاز را پردازش و به محصولات متنوع پتروشیمی تبدیل میکند.
در جریان بازدید میدانی از این منطقه، مدیران مجتمع پتروشیمی خلیج فارس از نزدیک روند فعالیت، دستاوردها و چالشهای زیستمحیطی این پهنه عظیم صنعتی را برای ما تشریح کردند.
مدیران مجتمع گاز پارس جنوبی و شرکتهای پتروشیمی مستقر در عسلویه توضیح دادند که بزرگترین میدان گازی جهان، با ۸ درصد ذخایر گاز دنیا و نزدیک به ۴۰ درصد ذخایر ایران، چگونه مسیر خود را از دریا تا پالایشگاه طی میکند.
میگویند اینجا همه چیز از دل دریا و از نقطهای آغاز میشود که بزرگترین میدان گازی جهان، میدان مشترک پارس جنوبی قرار دارد. مرز مشترک ایران و قطر، در فاصله حدود ۱۲۰ کیلومتری از ساحل، محل حفاری و لولهگذاری است. بیش از ۱۱۰ کیلومتر لوله در کف دریا خوابانده شده تا گاز ترش استخراجشده را به پالایشگاههای عسلویه برساند.
باوجود دستاوردهای فنی که از همان ابتدا به چشم میآید، سایه چالشهای زیستمحیطی همچنان بر آسمان عسلویه دیده میشود. فلرینگ یا همان سوزاندن گازهای اضافی هنوز ادامه دارد، گرچه آمارها از کاهش محسوس آن نسبت به سالهای گذشته حکایت دارند اما خودشان تأکید میکنند که ریشهکنی این پدیده نیازمند همکاری همهجانبه ملی است، نه تصمیمهای جزیرهای شرکتها.
در همین حال، مدیران هلدینگ خلیج فارس، از صرف صدها میلیارد تومان در پروژههای آموزشی، بهداشتی و فرهنگی سخن میگویند، تلاشی برای آنکه توسعه صنعتی، پابهپای توسعه انسانی پیش برود.
تا اینجای کار، پتروشیمی پارس ۱۳۰ میلیارد تومان و نوری ۱۰۰ میلیارد تومان برای توسعه زیرساختهای اجتماعی پرداخت کردهاند اما نگرانی از آلودگی هوا و گرمای طاقتفرسا و وضعیت کارگران پیمانکاری با شیفتهای طولانی، گرمای طاقتفرسا و زندگی در خوابگاههای موقت همچنان باقی است.
در سمت راست جاده ورودی، آبشاری از آب بازگشتی را میبینیم؛ آبی که از دریا گرفته میشود، برای خنکسازی واحدهای صنعتی مورد استفاده قرار میگیرد و سپس دوباره به خلیج فارس بازمیگردد. به گفته مدیران منطقه، حجم آبی که از دریا برداشت میشود معادل سه تا چهار برابر مصرف روزانه آب تهران است، رقمی حیرتانگیز که مقیاس فعالیت صنعتی عسلویه را نشان میدهد.
آنگونه که گفته شد در اینجا، ۲۴ فاز پالایشگاهی فعال یا در حال تکمیلاند که گاز را شیرینسازی کرده و آماده تزریق به شبکه سراسری یا خوراک مجتمعهای پتروشیمی میکنند.همین گازی که از اعماق خلیج فارس با هزینهای اندک استخراج میشود، در مجتمعهای پتروشیمی به محصولاتی تبدیل میشود که در همهچیز از صندلی اتوبوس تا پوشاک و مواد آرایشی حضور دارند.
زنجیرهای از صنعت و خطر
آنگونه که مدیران مجتمع میگویند، صنایع پتروشیمی منطقه به شکل دومینویی به هم وابستهاند. برای مثال در زمان جنگ 12 روزه، پر بودن مخازن و نبود کشتی برای صادرات باعث شد برخی واحدها مجبور به توقف شوند. توقف در یک شرکت مانند پتروشیمی نوری، بر تولید شرکتهای دیگر مانند پارس و آریا اثر میگذارد، چون محصولات میانیشان به هم وابسته است و توقف در یکی، میتواند چرخ سایر واحدها را نیز از حرکت بازدارد.
در زمان جنگ، آمونیاک ذخیرهشده در پتروشیمی هنگام به تهدیدی جدی تبدیل شده بود. چنانکه میگویند در صورت بروز حادثه و آسیب به مخازن، شعاعی چند ده کیلومتری تحـت تأثیر قرار میگیرد و همین فشارها باعث شده برخی کارکنان پس از جنگ تصمیم بگیرند منطقه را ترک کنند.
در ادامه بازدید، وارد محدوده پتروشیمیها شدیم. منطقه موسوم به «سهراه پتروشیمی» که محل استقرار دهها شرکت بزرگ در دو فاز بود. در فاز نخست، شرکتهایی چون زاگرس، نوری، مبین جم، پارس و آریاساسول فعالیت تولیدی دارند و در فاز دوم شرکتهای جدیدتر در مرحله احداث یا بهرهبرداری قرار گرفتهاند. کار صادرات محصولات تولید شده به عهده مجموعه بندری پارس است و وظیفه ارائه خدمات رفاهی، فرهنگی و ورزشی به کارکنان شرکتها را شرکتی به نام پازارگاد عهدهدار شده است.
پتروشیمی هنگام؛ خودکفایی در دل تحریم
در ادامه بازدید، به جنوب منطقه و مجتمع پتروشیمی هنگام رسیدیم؛ جایی که گفته شد پس از سهسالونیم تلاش مداوم، واحد تولید آمونیاک این مجتمع در سال ۱۴۰۲ به بهرهبرداری کامل رسیده است.
مدیر فنی مجتمع با اشاره به این دستاورد میگوید: در شرایطی که هیچگونه شرکت خارجی یا لایسنس بینالمللی در دسترس نبود، توانستیم طراحی، ساخت و راهاندازی را کاملاً با تکیه بر دانش داخلی انجام دهیم.خوراک این واحد از گاز متان پالایشگاههای مجاور تأمین میشود. در فرآیند «رفورمینگ»، متان در دمای حدود ۸۵۰ درجه سانتیگراد شکسته و هیدروژن حاصل با نیتروژن هوا ترکیب میشود تا آمونیاک تولید شود. ظرفیت تولید سالانه این مجتمع ۷۲۶ هزار تن آمونیاک است که بخش عمده آن به تولید اوره اختصاص دارد، محصولی راهبردی که با امنیت غذایی جهان ارتباط مستقیم دارد.
او با اشاره به چالشهای تحریم میافزاید: طراحی اولیه این واحد مربوط به شرکتهای اروپایی بود، اما از سال ۲۰۰۰ هیچ اطلاعات فنی در اختیار ما قرار نگرفت. تمام سیستمها توسط مهندسان ایرانی بازطراحی و بهروز شدند و امروز با استانداردهای بینالمللی مطابقت کامل دارند.
وی با اشاره به اینکه بخش قابلتوجهی از آمونیاک و اوره تولیدی هنگام به هند، ترکیه و چند کشور اروپایی صادر میشود، میگوید: خلوص بالا و ثبات کیفی محصولات ما موجب استقبال بازارهای جهانی شده و این موضوع نقش مهمی در ارزآوری و تقویت تراز تجاری کشور داشته است و ما تاکنون توانستهایم بیش از ۶۵۰ هزار تن آمونیاک تولید و به فروش برسانیم.
مبین انرژی؛ شریان حیاتی زیرساختی
در ادامه بازدید، به شرکت مبین انرژی خلیج فارس میرویم؛ زیرساخت مشترک تمام پتروشیمیهای منطقه. واحدی که برق، آب صنعتی و بخار تمام پتروشیمیها را تولید میکند. مدیران مبین میگویند نیروگاه هزار مگاواتی این شرکت نزدیک به نه سال است حتی لحظهای خاموشی نداشته است.
این شرکت همچنین ۲۰ درصد صادرات پتروشیمی ایران را پشتیبانی میکند ، آماری که اهمیت آن را در پشت صحنه تولید و صادرات آشکار میسازد.
در ظاهر، مبین کارخانهای است میان انبوه لولهها و دودکشها، اما در واقع یکی از مهمترین ستونهای منطقه به شمار میرود.میگویند از آب تا گاز ؛ همه چیز در این منطقه عظیم صنعتی به هم متصل است. برق، بخار، آب صنعتی و خدمات زیربنایی تمام پتروشیمیها از اینجا تأمین میشود. همه پسابهای صنعتی منطقه به واحد تصفیه این شرکت منتقل میشود. در سه مرحله فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی تصفیه و دوباره به چرخه تولید بازمیگردد. آب خروجی علاوه بر آبیاری فضای سبز، در برخی بخشها با خلوصی بالاتر از آب مقطر به واحدها بازگردانده میشود. همین فرآیند سبب شده تا مبین، الگویی برای مدیریت زیستمحیطی صنعتی در خلیج فارس باشد.
پتروشیمی نوری؛ نوری در دل تحریم
بزرگترین مجتمع آروماتیک خاورمیانه، پتروشیمی نوری، همچنان یکی از نمادهای موفقیت صنعتی کشور است. ظرفیت تولید آن بیش از ۱.۹ میلیون تن محصولات مختلف است و علاوه بر تأمین خوراک واحدهای پاییندستی، بخشی از بنزین و گازوئیل کشور را نیز تولید میکند. با وجود فشار تحریمها و افزایش هزینه خوراک، نوری در نیمه نخست امسال ۴۸ درصد رشد درآمد و ۲۰ درصد حاشیه سودثبت کرده است.
مدیرعامل نوری میگوید: در نیمه نخست امسال، ۴۸ درصد رشد درآمد داشتیم و رکورد تاریخی شرکت شکسته شد. او به سامانه هوشمند پایش اشاره میکند و میگوید: سیستم پانوراما را خودمان طراحی کردهایم. با کمک هوش مصنوعی، تمام واحدها را بهصورت لحظهای کنترل میکنیم. این طرح در میان ۴۰۰ شرکت جهانی، مقام اول را به دست آورده است.او همچنین از، ربات لایروب دریایی سخن میگوید؛ اختراعی که از میان هزاران پروژه بینالمللی در کره جنوبی برگزیده شد.
اما در میان این پیشرفتها، گلایهها نیز کم نیست. مدیران از فرمول قیمتگذاری خوراک گاز و میعانات گلایه دارند. یکی از آنها میگوید: گاز را ۱۲ سنت حساب میکنند، در حالیکه در قطر و عربستان ۶ سنت است. یعنی ما داریم دو برابر رقیبمان هزینه میدهیم، فقط چون دولت برای جبران کسری بودجه، این فرمول را گذاشته است.یکی از مدیران با ناراحتی ادامه داد: در این شرایط، حتی با بهترین مدیریت و فناوری، نمیشود دوام آورد.
پارس جنوبی نفسش به شماره افتاده است. فشار مخازن کاهش یافته و خوراک کمتری به مجتمعها میرسد.
یکی از مدیران نوری توضیح میدهد: ظرفیت طراحی ما ۱۳۰ هزار بشکه میعانات در روز است، اما الان فقط ۱۲۰ هزار بشکه میرسد، آن هم سبکتر از قبل. همین باعث افت ۳۷ درصدی تولید شده است. از دیگر سو ، سرمایهگذاری در مناطق ویژه اقتصادی بهدلیل حذف معافیتها دیگر مزیتی ندارد. آنها همچنین از وضع مالیات ۱۰٪ بر حمل دریایی با کشتیهای غیرایرانی؛ درحالیکه کشتی ایرانی موجود نیست و تحریم مانع استفاده از آنهاست گلایه دارند و معتقدند در شرایط فعلی، این قانون غیرعملی و تحمیل هزینه مضاعف است.
مالیاتها و عوارض صادراتی سنگین، نفس این صنعت را تنگ کرده است. اما با وجود همه این چالشها، چهره مهندسان جوان نوری پر از انگیزه است. آنها میگویند: تحریم، گرانی، کمبود خوراک... همه را پشت سر گذاشتیم. فقط میخواهیم اجازه دهند کارمان را درست انجام دهیم.
در خروج از مجتمع نوری، نسیم گرم خلیجفارس میوزد و شعله مشعلها همچنان در افق میدرخشند، نشانهای از امیدی که هنوز خاموش نشده است.
تلاش پتروشیمی پارس برای گذر از خام فروشی
به محوطه پتروشیمی پارس میرسیم، پیش از آغاز بازدید، مسئول ایمنی با لحن جدی هشدار میدهد: هیچ عکاسی و فیلمبرداری مجاز نیست. در صنعتی که هر لوله و هر واحدش بخشی از امنیت ملی است، خیلی جای سوال درباره چرایی این تذکر باقی نمیگذارد.
مهندس محمد رحیمی، از مدیران ارشد مجتمع توضیح میدهد: پتروشیمی پارس برای فرآورش گاز میدان مشترک پارس جنوبی طراحی شد. خوراک ما از پالایشگاههای فازهای ۱ تا ۳ میآید؛ حدود دو هزار و پانصد تن در ساعت گاز غنی که پس از تفکیک، به اجزای متان، اتان، پروپان، بوتان و سیپلاس تقسیم میشود.
در مسیر بازدید، برجهای تفکیک فلزی چون ستونهایی از فولاد سر به آسمان کشیدهاند. بخارهای سفید از واحدهای فرآورش بیرون میزند. مهندس همراه میگوید: پروپان و بوتان تولیدی بیشتر صادر میشوند؛ عمدتاً به چین. اتان، خوراک اصلی پتروشیمیهای پاییندستی مثل جم و آریاساسول است. بخشی از متان هم به خطوط سراسری برمیگردد؛ همان گازی که در خانهها میسوزد.
مسئول فنی توضیح میدهد: دمای نگهداری پروپان و بوتان منفی ۴۴ درجه باید باشد تا فشار در حالت ایمن باقی بماند. اگر این گازها مایع نشوند، فشارشان چنان بالا میرود که نه نگهداری ممکن است و نه انتقال. مایعسازی، کلید ایمنی و صرفه اقتصادی ماست.
او میگوید: در حال اجرای پروژه PPH هستیم تا زنجیره ارزش تکمیل شود. قرار است با استفاده از اتیلن، پلیاستایرن و دیگر محصولات پلیمری تولید کنیم. هدف این است که از خامفروشی فاصله بگیریم.
چند قدم آنسوتر، مهندس آزاد، از اورهال سنگین سال گذشته سخن میگوید: در حالیکه خطوط تولید متوقف نشد، توانستیم ظرفیت برخی واحدها را تا صد درصد ارتقا دهیم. همه این کار را با نیروهای بومی انجام دادیم؛ نیروهایی که امروز در کلاس جهانی کار میکنند.
پایان سفر
خورشید در حال غروب است و شعلههای فلر آسمان جنوب را سرخ کردهاند؛ نمادی از تناقض همیشگی عسلویه، شهری که از دل آب و آتش، ثروت میآفریند. اما در دل این حرارت و هیاهو، چیزی فراتر از صنعت جریان دارد؛ ایمان به ساختن و امید به صنعتی که هم تولید میکند و هم امید و غرور میرویاند.