در گفتوگو با ایلنا مطرح شد:
رویکرد منفی به فعالیت سمنها در بحران؛ از بروز آسیب بیشتر در مناطق جنگی جلوگیری میکنیم
رئیس هیئت مدیره موسسه مهر و ماه گفت: در جنگ ۳۹ روزه این اجازه را ندادند که ما سمنها بتوانیم نقش مؤثری در حوزه پوشش نیازهای روانی کودکان، بهویژه کودکانی که دچار آسیبهای روانی شده بودند، ایفا کنیم.
«افخم صباغ» فعال اجتماعی و رئیس هیئت مدیره موسسه مهر و ماه در گفتوگو با خبرنگار ایلنا درباره ظرفیت سازمانهای مردم نهاد برای کمک به هموطنان آسیبدیده جنوب کشور در جنگ گفت: قطعا جنگ یکی از بزرگترین بحرانهایی است که یک جامعه با آن مواجه میشود. یکی از اقداماتی که سازمانهای مردم نهاد بهویژه در حوزه کودکان، پیش از شروع بحرانی مانند جنگ میتوانند انجام دهند ایجاد آمادگی در خانوادهها برای مواجهه با این بحران است مانند تهیه پروتکلهایی برای حفاظت از کودکان. از سوی دیگر کارکنان و داوطلبان سمنها هم باید با این موارد آشنا و از آمادگی لازم برخوردار باشند.
به گفته او ایجاد یک بانک اطلاعاتی از خانوادههای آسیبپذیر در جنگ از دیگر اقداماتی است که سازمانهای مردم نهاد «سمنها» میتوانند نسبت به آن اقدام کنند و از این طریق با مدارس، مراکز درمانی و سایر سازمانها همکاری کنند تا در هنگام بحران، اقدامات لازم سریعتر انجام شود.
کمکرسانی اولیه به خانوادههای آسیبدیده در جنگ توسط سمنها
این فعال اجتماعی به اقداماتی که سمنها حین جنگ هم میتوانند نسبت به آن اقدام کنند، اشاره کرد: شناسایی و ارزیابی سریع نیازهای مردم درگیر جنگ و کمک به برطرف شدن آنها یکی دیگر از وظایف سمنها در چنین موقعیتهایی است. سمنها ارتباط نزدیکی با بدنه جامعه و بهویژه خانوادههای آسیبپذیر دارند، بنابراین اولین کمکرسانیها میتواند توسط سمنها انجام شود، زیرا این ارتباط از قبل به شیوه مناسبی ایجاد شده است. ارائه بستههای معیشتی، بهداشتی و کمکهای اولیه روانی یا ایجاد فضاهای دوستدار کودک برای کودکان و خانوادهها از جمله خدماتی هستند که معمولاً سمنها در زمان بحران و پس از ارزیابی سریع ارائه میدهند.
صباغ اضافه کرد: همچنین خیلی وقتها ارجاع افراد به خدمات درمانی، حقوقی و حتی حمایتی در شرح وظایف سمنها قرار میگیرد. در سطحی گستردهتر، اگر خانوادهها، بهویژه زنان را در نظر بگیریم، موضوع توانمندسازی اقتصادی خانوادهها، برنامههای جبرانی برای یادگیری و بازگرداندن کودکان به مدرسه و ارائه حمایت روانی بلندمدت برای خانوادههای آسیبدیده از جنگ هم اقداماتی هستند که سمنها میتوانند در خصوص آن اقدام یا به تسریع انجام آنها توسط سازمانهای مربوطه کمک کنند. به عبارت دیگر از ارائه حمایت روانی – اجتماعی به کودکان و خانوادههایشان گرفته تا کمک به تحصیل و آموزش کودکان در دوران جنگ، پیشگیری از ترک تحصیل دانشآموزان، حمایتهای معیشتی از خانوادههای دارای کودک و حمایت از کودک و خانواده در شرایط پرخطر، همگی از وظایف سمنهاست.
یک اقدام مغفول مانده
این فعال اجتماعی مهمترین اقدامی که سمنها میتوانند در زمان بحران و جنگ انجام دهند اما کمتر به آن توجه شده است را «مستندسازی و پژوهش» برای حمایتگری و سیاستگذاری در حوزه حمایت از کودکان دانست: در چنین مواقعی ضروری است گزارشها و پژوهشهایی درباره اینکه در زمان بحران چه اقداماتی انجام شده، چه کارهایی هنوز لازم است و چه خلأهایی وجود دارد، صورت گیرد. این موارد عمدتاً برای همه بحرانهاست، اما در مورد جنگ اهمیت بیشتری پیدا میکند. در حال حاضر هر یک از سمنها خاطرات و تجربیاتی دارند که ضروری است مستندسازی شوند و بتوانند مبنای پژوهشهای آینده قرار گیرند تا از این تجربهها برای برنامهریزیهای آینده استفاده شود.
او عنوان کرد: در جلسهای که هفته گذشته برگزار شد، یکی از موضوعاتی که مورد توجه قرار گرفت مساله بحرانهای روحی و روانی خانوادهها، بهویژه کودکان در جنگ بود. در جنگ ۳۹ روزه این اجازه را ندادند که ما سمنها بتوانیم نقش مؤثری در حوزه پوشش نیازهای روانی کودکان، بهویژه کودکانی که دچار آسیبهای روانی شده بودند، ایفا کنیم. یکی از دوستان ما که در حوزه اختلالات آموزشی فعالیت میکند و روانشناس است، تعریف میکرد که پس از جنگ، به محل اسکان خانوادههایی که خانههایشان را از دست داده بودند و در هتلها اسکان یافته بودند مراجعه کرده بودند تا به کودکان مشاوره بدهند یا برنامههایی برای کاهش آثار تروما اجرا کنند، اما متأسفانه شهرداری اجازه این کار را به آنها نداده بود. یعنی موانعی از این جنس در جنگ ۳۹ روزه وجود داشت.
رئیس هیئت مدیره موسسه مهر و ماه تجربهای که این موسسه در حوزه بحران به دست آورده است را یادآوری کرد: ما در بحرانهای قبلی تجربههایی داشتهایم. مثلاً در زلزله کرمانشاه خانههای کودک ایجاد کردیم و تلاش کردیم نیازهای اولیه آنها را تا حد امکان سریع تأمین کنیم. در سیل بلوچستان هم با توجه به تجربههای قبلی در حوزه بخش توانمندسازی اقتصادی خانوادهها فعالیت کردیم و از آنجایی که در حوزه کارآفرینی تجربه داشتیم، تلاش کردیم صندوقهای کار ایجاد کنیم. از همان زمان کارگاههای خیاطی را راهاندازی کردیم، چرخ خیاطی تهیه کردیم و با مجوز هلال احمر ورود کردیم. این صندوقها بعدها مجوز تعاونی گرفتند و به تعاونی تبدیل شدند.
او اضافه میکند: در واقع در دی ماه ۱۳۹۸ سیل سیستان و بلوچستان رخ داد ما در ادامه اقداماتمان برای توانمندسازی خانوادهها نسبت به راهاندازی صندوقی برای تولید صابون مایع اقدام کردیم که این فعالیت تا مرحله اخذ مجوزهای لازم از مراجع دولتی پیش رفت و در حال حاضر هم در مرحله انتقال صندوق به تعاونی هستیم. جالب این بود که این اقدام با شیوع کرونا در کشور همزمان شد و ما در بهار اولین سال شیوه کرونا، موفق شدیم یکی از نیازهای اولیه دوران کرونا را در حد توان پوشش دهیم.
شهرداری در زمان جنگ به سمنها پاسخ مناسب نداد
این فعال اجتماعی درباره مانعتراشیهای شهرداری در مسیر خدمترسانی سازمانهای مردم نهاد، در جنگ توضیح داد: واقعیت این است که شاید نگاه امنیتی وجود دارد یا تصور میکنند سمنها تابع نظر آنها نیستند، به هر حال پاسخ مناسبی به درخواست سمنها داده نشد اما این نخستین بار نیست، در بسیاری از موارد ترجیح میدهند سازمانهای مردمنهاد وارد عمل نشوند.
صباغ همچنین وجود مدیریت یکپارچه برای کمکرسانی در زمان بحران را یک ضرورت دانست: این نگاه که هر سازمان مردم نهادی بهتنهایی هر اقدامی انجام دهد یکی از آسیبهایی است که در بحرانها مشاهده میشود و به پراکندگی در کمکرسانی منجر میشود اما در کنار این موضوع، باید این موضوع توسط مسئولان به رسمیت شناخته شود که یکی از نقشهای سازمانهای مردمنهاد حضور در بحرانها است.
او تاکید کرد: ما در جنگ ۳۹ روزه، در همان محلهای که فعالیت میکنیم، اقداماتی را براساس وظایف خودمان برنامهریزی و اجرا کردیم، یعنی از توزیع اقلام معیشتی گرفته تا برقراری ارتباط گسترده برای ارائه خدمات مشاورهای توسط مددکاران و روانشناسان. واقعیت این است که در تمام طول دوران جنگ هیچیک از همکاران ما مرخصی نبودند، همه در حال کار بودند و با خانوادههایی که با آنها ارتباط داشتیم، در تماس بودند و نیازهایشان را پیگیری میکردند.
به گفته این فعال اجتماعی در روزهای جنگ برخی از خانوادهها به شدت در مضیقه بودند به نحوی که اگر از آنها حمایت نمیشد در معرض آسیبهایی بسیار جدی قرار میگرفتند: سرعت در شناسایی این نیازها به دلیل ارتباط مستمری است که سمنها میتوانند در زمان بحران با خانوادههای در معرض آسیب داشته باشند.
نقش مهم سمنها در روزهای بعد از جنگ
به گفته صباغ یکی دیگر از وظایف سمنها را پیگیری پیامدهای پس از بحران و جنگ برای رسیدگی به مسائل کودکان و خانوادههایی که در این بحران بیشتر آسیب دیدهاند، دانست: حتی اگر آتشبس اتفاق بیفتد همچنان باید از افراد و خانوادههایی که دچار ترومای روانی مانند اضطراب، ترس، افسردگی و پرخاشگری شدهاند و به سلامت روانشان آسیب رسیده است رسیدگی شود. این افراد بعد از جنگ و در حین جنگ به صورت جدی به حمایتهای روانی – اجتماعی نیاز دارند که سمنها در ارائه این حمایتها میتوانند نقش مهمی ایفا کنند.
او توضیح داد: ارائه این حمایتها توسط سمنها میتواند از طریق بازیدرمانی، هنر، موسیقی، آموزش والدین، مشاورههای فردی و گروهی انجام شود. همچنین اگر در روند آموزش کودکان اختلال ایجاد شده باشد، سمنها میتوانند کلاسهای جبرانی یا آموزش موقت برگزار کنند. معمولاً پس از بحران خانوادهها و بهویژه برخی از آنها با فقر یا ناامنی معیشتی مواجه میشوند و سازمانهای مردمنهاد میتوانند بستههای غذایی و خدمات حمایتی، معیشتی به آنها ارائه دهند.
افخم به پیامدهای منفی جنگ و بحران بر کودکان و بهویژه اطفالی که سرپرست و والدین خود را از دست میدهند هم اشاره کرد: مطلع هستم که یکی از سازمانهای مردمنهاد فعال در حوزه کودکان، در جنگ ۳۹ روزه بهطور مستمر اطلاعیه منتشر میکرد که اگر کودکی را میشناسید که خانواده خود را از دست داده است، ما آمادگی پذیرش موقت او را داریم تا زمانی که مراجع قانونی پیگریهای لازم را انجام دهند. این اقدام هم یکی دیگر از کارهایی است که سمنها میتوانند در زمان بحران انجام دهند.