در گفتوگو با ایلنا مطرح شد:
آتشسوزی یا آتشزدن؟ ۲۷ شهید در راه حفاظت از زاگرس؛ مسئولان واکاوی علل حریقها را جدی نمیگیرند
یک بومشناس با اشاره به تبعات آتشسوزیهای مکرر در زاگرس، معتقد است که حریق در ارتفاعات این منطقه نه آتشسوزی که آتشزدن عمدی است موضوعی که توسط مراجع ذیربط جدی گرفته نمیشود. درحالیکه ضروری است دولت و نهادهای قضایی و امنیتی به صورت جدی برای واکاوی عمیق علل این آتشگرفتنها و برخورد با آمران و عاملان آن وارد عمل شوند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در روزهای گذشته، ارتفاعات روشنکوه در شهرستان بختگان استان فارس، منطقه کوهمره سرخی شیراز و کوه بدیل در شهرستان بهبهان در ارتفاعات زاگرس دچار آتشسوزی شدند. اتفاقی تکراری که سوگ دیگری را رقم زد. یک بار دیگر جوانی در راه حفاظت از زاگرس مظلوم، جان خود را در میان شعلههای آتش از دست داد. «تقی چنگلوایی» فعال محیط زیست و پدر دو دختر، از اهالی روستای اسدآباد از توابع بهبهان روز هشتم تیر ماه به خاک سپرده شد.
از ابتدای سال جاری تا کنون اما این تنها مورد از آتشسوزیهای زاگرس نبوده است. به گفته مدیرکل مدیریت بحران استانداری کهگیلویه و بویراحمد از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون تنها در همین استان ۱۷ فقره آتشسوزی در عرصههای طبیعی رخ داده و حدود ۱۲۸ هکتار را تحت تأثیر قرار داده است.
شهرام منتصری مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان فارس هم عامل اصلی بروز آتشسوزیها را طمعورزی و زیادهخواهی برخی افراد طمعورز در کنار ناآگاهی و ضعف فرهنگسازی در سطح جامعه دانسته است.
این آتشسوزیهای عمدی اما موضوعی است که «بهمن ایزدی» پژوهشگر بومشناس و رئیس هیئت مدیره سمن محیط زیستی گنجه پشتیبان زیستبوم ایران مورد تایید قرار میدهد.
آتشافروزیهای عمدی در زاگرس از ۱۳۹۹ تاکنون
ایزدی که سالها است در حوزه محیطزیست فعال بوده و در بسیاری از حوادث آتشسوزی در زاگرس حضور داشته است در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، گر گرفتنهای مکرر زاگرس بهویژه از سالهای ۱۳۹۹ به بعد را عمدی و ناشی از عامل انسانی میداند: بهتر است به جای واژه «آتشسوزی» واژه «آتشزدن» رابه کار ببریم، موضوعی که تقریبا از اوایل اردیبهشتماه آغاز شده است.
به گفته او این آتشزدنها تبدیل به معضلی خانمانسوز شده که در حال گرفتن زاگرس از ایرانیان است و به بحرانیتر شده وضعیت منابع کشور شدت میبخشد: این آتشسوزیها تقریبا از سال ۱۳۹۹ به صورت جدی شروع شد و نسبت به آتشسوزیهای قبل از آن سال متفاوت بود. قبل از سال ۱۳۹۹ آتشسوزیها عمدتاً ناشی از بیاحتیاطی و ناآگاهی مردم و گردشگرانی بود که به دلایل مختلف با بیاحتیاطی اقدام به روشن کردن آتش میکردند و بعضاً ممکن بود آتش به سایر نقاط هم سرایت کند. درصد کمی از آتشسوزیها هم در آن سالها در اثر وقوع رعد و برق رخ میداد.
رئیس هیئت مدیره گنجه پشتیبان زیستبوم ایران، به تغییر شرایط آتشسوزیها از سال ۱۳۹۹ به بعد اشاره میکند: از این سال به بعد به تدریج مسئولان نهادهای مربوطه متوجه شدند که ۹۰ درصد این آتشسوزیها عمدی و ناشی از عامل انسانی است، اطلاعاتی که سازمانهای متولی هم از آن باخبر هستند. به اعتقاد ما فعالان محیطزیست هم که در این سالها درگیر خاموشکردن آتش زاگرس بودهایم، واقعاً بیشتر از ۹۰ درصد آتشسوزیها عمدی است. به علاوه اینکه تا قبل از سال ۱۳۹۹ آتشسوزیها از دامنههایی که دارای جاذبه گردشگری بودند شروع میشد و زود هم با کمک مردم مهار میشد. اما بعد از این سال اما موقعیت آتشسوزیها از دامنهها به ارتفاعات بهویژه در جنوب زاگرس رسید.
او توضیح میدهد: این ارتفاعات مرتفع «اکوتونهای» ما هستند. اکوتونها، بوممرزهای ما محسوب میشوند که بین دو جریان هوایی خنک و مرطوب مدیترانهای و هوای گرم و خشک سودانی - عربستانی قرار گرفتهاند. این موضوع موجب شده که حتی در ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر، شاهد اکوتونی بسیار متنوع و متراکم باشیم. این مناطق رویشگاه درختان بسیار کهنسال و بهویژه درخت غالب زاگرس یعنی بلوط هستند. این رویشگاهها نقش سپر حفاظتی برای جلوگیری از تسلط هوای گرم سودانی و عربستانی بر زاگرس را دارند، زیرا همانطور که میدانید زاگرس تحت تأثیر هوای مرطوب و خنک شرق مدیترانه است. همین موجب شده که زاگرس از دیرباز دارای موقعیت خاص رویشگاهی باشد.
این بومشناس تاکید میکند که در حال حاضر ۷۰ درصد رویشگاههای زاگرس با وسعت ۶ میلیون هکتار شامل جنگلهای بلوط کهنسال، سپس بنه و سایر گونههای گیاهی هستند که همگی نقش ارزشمندی در حفظ اکوسیستمهای سطوح مختلف ارتفاعات این منطقه دارند و همچنین بیش از ۴۰ درصد آب باکیفیت، شیرین و تجدیدپذیر را ذخیره میکنند. این آتشزدنها اما دقیقا از همین اکوتونها یا مرزبومها ما آغاز شده یعنی همان نقاطی که سپرهای زاگرس در ارتفاعات را شامل میشوند. دقیقا مانند آتشسوزیهایی که همین چند روز پیش در کوههای اطراف بهبهان رخ داد و جان یکی از یاران ارجمند بهبهانی ما «تقی چنگلوایی» راهم گرفت.
از دست رفتن جنگلها تعادل اقتصادی و اجتماعی را بهم میریزد
ایزدی در پاسخ به این سوال که هدف از آتشزدن ارتفاعات زاگرس به صورت عمدی چیست؟ میگوید: کارکردهای جنگل ما بیشمار است. رویشگاههای ما آبخوانها و تأمینکننده سفرههای آبی ما هستند که در دل کوههای زاگرس وجود دارند. آنها خاک را تثبیت و از بروز سیل جلوگیری میکنند و موجب تعدیل هوا میشوند. به علاوه این رویشگاهها اکسیژنسازی کرده و نظام رطوبتی کشور در زاگرس را مهیا میکنند. همچنین این رویشگاهها عامل اصلی جذب ابر، ریزش باران و هدایت آن به سمت لایههای زیرین زمین برای تغذیه آبخوانها هستند. آبخوانهایی که معیشت اقتصادی حداقل ۱۱ استان کشور را در پیکره زاگرس تأمین میکنند به بیان دیگر زاگرس اقتصاد نیمی از جمعیت کشور ایران عزیز را فراهم میکند.
او به پیامدهای این آتشسوزیها بر کارکرد جنگلهای زاگرس اشاره میکند: وقتی این جنگلها بسوزند و خاکستر شوند، کارکرد اکولوژیک خود را از دست میدهند. در نتیجه این رخداد، نخست نظام رطوبتی دچار خلل میشود و جذب ابرها با مشکل مواجه میشود و از طرفی کارکرد مهم آنها برای تغذیه آبخوانها از بین میرود. علاوه بر این، زیستگاه جانوران مفیدی که در این جنگلها زندگی میکنند هم نابود میشود. در حالی که این جانواران با عملکرد روزانهای که دارند باعث تکثیر دوباره جنگل میشوند یعنی به دنبال آتشزدنها عوامل طبیعی تکثیر جنگل که همین جانوران هستند، مانند گراز، سنجاب و سایرین از میان میروند.
به گفته رئیس هیئت مدیره گنجه پشتیبان زیستبوم ایران، سوختن جنگلها زمینهساز کاهش شدید ظرفیت آبخوانها میشود، مسالهای که باعث میشود دبی آبهای جاری از جمله چشمهها و رودخانهها کاهش یافته یا حتی خشک شوند: در حال حاضر در مناطقی از خوزستان، به دلیل همین خشکیدگی جنگلها، مردم آب مورد نیاز خود را از دست دادهاند. سالها است که در آبادیهای خوزستان مهاجرت اجباری رخ داده و مردم بهویژه به استانهای شمالی کشور نقل مکان کردهاند. این مهاجرت تعادل اقتصادی و اجتماعی را هم در مناطق مبدا مهاجرت یعنی خوزستان و هم در مناطق مقصد برهم میزند. همه این موارد ضربههای بزرگی برای کشور هستند، زیرا با از دست رفتن تعادل طبیعی، تعادلهای اجتماعی و اقتصادی کشور نیز دچار اختلال میشوند.
یک اتاق فکر هوشمند پشت آتشسوزیها
به باور این فعال محیطزیست پشتپرده ماجرای آتشزدنهای عمدی یک اتاق فکر هوشمند قرار دارد که به وسیله عوامل خود، زاگرس را به سمت نابودی میبرند: متولیان امر اما واکاوی، بررسی و برخورد ریشهای با جریانهای آتشزدن و خشککردن جنگلها را جدی نگرفتهاند و هیچ برنامه مناسبی برای این موضوع ندارد. سازمانهای ذیربط مانند محیطزیست و منابع طبیعی بسیار ضعیف هستند نه نیروی کافی دارند نه ترابری و نه تجهیزات مناسب برای مقابله با آتش. مسالهای که باعث شده بار این ماجرا بر دوش مردم قرار گیرد.
او میگوید: شهروندان بهدلیل عِرق ملی و معرفت بالایی که نسبت به کارکرد طبیعت و جنگلها و نقش آنها در ارتقای کیفیت زندگی دارند، نمیتوانند فقط نظارهگر باشند. بنابراین فعالان حوزه اجتماعی از جمله جوامع محلی چه NGOها و انجمنها در چنین مواردی با دست خالی به دل آتش میزنند. یعنی در شرایطی اقدام به اطفاء حریق در جنگلهای زاگرس میکنند که نه تجهیزات و امکاناتی و لباس مناسب دارند و نه از سوی سازمانهای متولی آموزش دیدهاند که چگونه از تجهیزاتی مانند دمنده و… برای اطفای حریق استفاده کنند و با ایمنی کامل به دل آتش بزنند.
او معتقد است که سازمانهای متولی با استفاده از عرق ملی مردم در این مواقع، وظایف خود را بر دوش آنها میاندازند به گونهای که مردم ناچارند وارد عمل شوند: از سال ۱۳۹۹ تا کنون ۲۷ شهید در راه اطفاء حریق طبیعت دادهایم که آخرین نفر همین چند روز پیش جان خود را از دست داد. سازمانهای متولی اما پاسخگو نیستند. به بیان دیگر مدیریت نظارت، ارزشیابی، بازرسی و وقایعنگاری توسط سازمانهای بالادستی در حد پایینی است و این موضوع باعث شده که سازمانهای متولی در انجام وظایف خود بهصورت استاندارد، کیفی و جامع برای مقابله با آتشزدنهای زاگرس کوتاهی کنند و هیچ برنامه اصولی برای برخورد با این مسئله نداشته باشند.
این بومشناس با بیان اینکه هر سال رویشگاههای گرانبهای ما که تامین کننده آب مورد نیاز برای مصارف مختلف هستند توسط شخص یا اشخاصی از دست میرود و هیچکس هم از سازمانهای متولی سوال نمیکند که چرا نسبت به برخورد ریشهای با این حوادث کوتاه میآیند.
چرا دولت علت این آتشزدنها را واکاوی نمیکند؟
به گفته او مسئولان ذیربط علت کمبود یا نبود تجهیزات اطفای حریق در ارتفاعات مانند بالگرد آبپاش، دمنده و… را کمبود اعتبارت عنوان میکنند: آنها میگویند حتی خودرو هم نداریم که مأموران خود را جابهجا کنیم اما بر اساس اطلاعات موجود، سال گذشته هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان برای همین موضوع به سازمان منابع طبیعی تخصیص یافته است. سازمان محیطزیست هم در این زمینه اعتباراتی دریافت کرده است اما به نظر میرسد این اعتبارات هزینهکرد مناسبی ندارد به عنوان مثال در یکی از پارکها ساختمانی ساختهاند برای افرادی که میخواهند برای خاموش کردن آتش به محل حادثه بروند اما این اقدامات چندان مناسب نیست.
رئیس هیئتمدیره گنجه پشتیبان زیستبوم ایران با اشاره به اینکه نهاد تحت مدیریت او در همه این سالها تا حد امکان اقدام به خرید و توزیع تجهیزات و امکانات مناسب اطفا حریق مانند لباس و کفش مناسب، دستگاه دمنده و… ارائه آموزشهای لازم به سمنها و نیروهای مردمی کرده است تا به آنها فشار کمتری وارد شود و از ایمنی بیشتری در مقابله با حریق جنگلها برخوردار شوند، اضافه میکند: اما همه اینها مبارزه با معلول است نه علت. فرد یا افرادی به هر علتی اقدام به آتش زدن جنگلها میکنند و صدها نفر درگیر اطفا آن میشوند. در این مسیر چنان که شاهد بودیم صدها نفر مجروح شدهاند و ۲۷ نفرهم جانشان را از دست دادهاند.
او این سوال را مطرح میکند که چرا دولت ریشه این حوادث را واکاوی نمیکند؟ چرا سازمانهای متولی بخش قضایی و امنیتی را به صورت جدی درگیر نمیکنند تا اتاق فکر، آمران و عاملان این آتشزدنها شناسایی شوند و یک برخورد عمیق و ریشهای با بحران آتشزدنهای زاگرس صورت گیرد: بسیار مشخص است که گروههایی به دنبال خشکاندن ایران عزیز ما و بر هم زدن تعادلات زیستی کشور به لحاظ اکولوژی، هیدرولوژیکی دو اقتصادی یا اجتماعی هستند تا به ویژه در این شرایط سخت دچار آشفتگی و درهمریختگی شویم.
او معتقد است که فرافکنیهای بخش دولتی ذیربط در خصوص برخورد جدی و ریشهای با عاملان و آمران آتشسوزی به نفع کشور نیست. این آتشزدنها هرسال تکرار میشود و هربار ناچاریم از نظر منابع انسانی و منابع مالی هزینههای بیشتری بپردازیم اما در نهایت شاهد هستیم که هر سال آمار مناطق سوخته در زاگرس مظلوم اضافه میشود در حالی که از جریانهای فکری مخربی که به دنبال نابودی زاگرس و ایران عزیز ما هستند عقبتریم.