در گفتوگو با ایلنا مطرح شد:
هیچ ملتی با کمک خارجی نجات پیدا نکرده است/ مردم تاریخ را دوباره بخوانند
جامعهشناس و روانشناس اجتماعی گفت: تفکر اینکه یک نفر از بیرون به ما کمک میکند و ما را نجات میدهد، یک سراب و یک دروغ است؛ در هیچ جای دنیا اتفاق نیفتاده است. مردم ما باید بار دیگر تاریخ را مطالعه کنند و ببینند در عراق و سوریه چه گذشته است.
علیرضا شریفی یزدی، جامعهشناس و روانشناس اجتماعی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا در تشریح تبعات جامعه شناختی جنگ برای جامعه کنونی ایران گفت: جنگها همواره با خود، آسیبهای روانی به همراه دارند و این آسیبها، ریشههای جمعی پیدا میکنند و در دراز مدت خود را به شکل «تروما» نشان میدهد. نخستین پیامدی که معمولاً افراد از جنگ تجربه میکنند، اضطراب جمعی است. این اضطراب جمعی دلایل متعددی دارد که مهمترین آن احساس ناتوانی در مدیریت زندگی، عدم اطمینان از آینده و نگرانی در مورد پیامدهای جنگ است. پس از جنگ نیز شاهد پیامدهایی در حوزه اقتصادی و اجتماعی خواهیم بود. این دغدغهها میتوانند منجر به نوعی درماندگی و ناتوانی روانی شوند.
بعد از هر جنگی، شاهد گسترش آسیبهای اجتماعی گوناگون هستیم
وی افزود: بعد از هر جنگی، شاهد گسترش آسیبهای اجتماعی گوناگون هستیم؛ از افزایش خشونت و طلاق گرفته تا اعتیاد و بزهکاریهای جمعی. جنگ همچنین سرعت و گستره پدیده مهاجرت را افزایش میدهد. علاوه بر جابجایی و آوارگیهای جمعی که در زمان جنگ رخ میدهند، پس از پایان جنگ نیز شاهد این پدیده هستیم.
این روانشناس اجتماعی در ادامه خاطرنشان کرد: افراد به دنبال یافتن مکانی امنتر برای زندگی هستند و این امر منجر به افزایش مهاجرت میشود. متأسفانه، مهاجرت نیروهای متخصص و کارآفرین میتواند به رکود اقتصادی در جامعه منجر شود. برخی از متخصصان معتقدند که پیامدهای پس از جنگ، از خود جنگ بدتر هستند. جنگها معمولاً موجب بسته شدن جامعه و ایجاد فضایی سنگین و ناخوشایند میشوند، تجربهای که در سراسر جهان پس از جنگها مشاهده شده است. کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست.
شریفی یزدی در پاسخ به این سوال که تجربه جامعه ایرانی از جنگ در مقایسه با دیگر کشورها چه تفاوتی دارد، گفت: پیامدهای منفی جنگ معمولاً به دو دسته تقسیم میشوند، برخی از این پیامدها تقریباً در همه جا مشترک هستند؛ برای مثال، جنگها معمولاً باعث رکود اقتصادی میشوند. این رکود به دلیل اختلال در چرخه اقتصادی، افزایش ویرانیها، مستهلک شدن زیرساختها و از دست رفتن بخشی از نیروی انسانی (به دلیل کشته شدن، جابجایی جمعیت یا مهاجرت) رخ میدهد. افزایش آسیبهای اجتماعی نیز از دیگر پیامدهای مشترک جنگ است.
وی با اشاره به اینکه به طور معمول، جوامع پس از هر جنگی با این پیامدها مواجه میشوند، اظهار کرد: با این حال، این پیامدها همواره با شرایط خاص هر جامعه درهمتنیده و تفاوتهای منحصر به فرد خود را دارند. به عنوان مثال، کشوری مانند ایران که تجربه جنگ هشتساله و جنگ دوازده روزه را داشته، طبیعتاً شرایط را بهتر مدیریت میکند و بازگشت به شرایط عادی برایش آسانتر است تا کشوری که چنین تجربهای را نداشته باشد. بخشی از شرایط فعلی که در کشورمان تجربه میکنیم، ریشه در همین تجربیات جنگی دارد.
این جامعهشناس با مقایسه جنگ فعلی با جنگ ۸ ساله به لحاظ جامعه شناختی گفت: جنگ هشتساله در دورانی رخ داد که کشور ما از انسجام اجتماعی بالایی برخوردار بود. انقلابی تازه به وقوع پیوسته بود و اکثریت قریب به اتفاق مردم به انقلاب و آینده امیدوار بودند. شرایط اقتصادی نیز در آن زمان بسیار مناسب بود؛ جمعیت کشور در حدود ۳۸ میلیون نفر بود و اقتصاد نسبتاً قویای داشتیم که به واسطه فروش نفت و عدم وجود تحریمها، رونق میگرفت. گسلهای اجتماعی نیز فعال نبودند و همین امر به ما این امکان را داد که برای مدت طولانی در برابر جنگ مقاومت کنیم.
به گفته وی در مقایسه با آن شرایط، امروز جامعه ما با چالشهای متفاوتی روبرو است. گسلهای اجتماعی مختلفی فعال شدهاند؛ گسلهای اقتصادی و طبقاتی که فاصله بین فقیر و غنی را بسیار زیاد کرده، گسلهای نسلی و گسلهای اطلاعاتی که دانش و آگاهی در آنها بسیار متفاوت است. فعال شدن این گسلها، زلزلهای در جامعه ایجاد کرده است که آن را در حوادث سالهای ۸۸-۹۶-۹۸-۱۴۰۱ و دی ماه ۱۴۰۴ مشاهده کردیم و پیامد آن گسلها بوده است.
شریفی یزدی در ادامه توضیح داد: این موضوع باعث میشود مقایسه شرایط امروز با آن دوران بسیار متفاوت به نظر برسد. نوع جنگ نیز تغییر کرده است؛ در گذشته با جنگ زمینی روبرو بودیم که شامل حملات و دفعات متقابل بود، اما امروزه جنگها بیشتر به سمت جنگهای دیجیتال، جنگهای الکترونیکی و جنگ تکنولوژی متمایل شدهاند.
وی همچنین در خصوص تأکیدهای فراوان بر ضرورت حفظ انسجام اجتماعی برای عبور از بحران جنگ کشور گفت: گسستهایی که به آنها اشاره شد، می تواند کاهش شدید انسجام اجتماعی را در پی داشته باشد. در جنگ اخیر، به دلیل وقوع آن پس از فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی ماه، یقیناً در جامعه ما آن انسجام واقعی که بین آحاد یک جامعه باید وجود داشته باشد، کمرنگ شده است. اگر بتوانیم واقع بینانه نگاه کنیم، گروهی از افراد در جامعه ما طرفدار این جنگ هستند، زیرا معتقدند که باید از مرزها و کیان ملی دفاع شود.این افراد عمدتا وفادار به نظام حکمرانی هستند.
این روانشناس اجتماعی ادامه داد: گروه دیگری نیز طرفدار جنگ هستند، اما با تفکری متفاوت؛ آنها به اشتباه تصور میکنند که یک نیروی خارجی به نجات آنها خواهد آمد. شاهد بودیم که برخی از رسانههای خارجی این ذهنیت را ترویج میکنند و ادعا میکنند که جنگ آمریکا و اسرائیل برای حمایت از مردم ایران است. متاسفانه، این تفکر در داخل کشور نیز طرفدارانی دارد، در حالی که اکثریت جامعه میدانند که جنگ عامل خوشبختی نیست و هیچ نیروی خارجی مشکلات ما را حل نخواهد کرد.
وی با تاکید بر اینکه تغییر و تحول در روشها، نباید توسط یک عامل خارجی صورت بگیرد، گفت: اکثریت جامعه معمولاً کنار هستند و در متن قرار ندارند، اما بین دو گروه افراطی گیر افتادهاند. کسانی که بر طبل جنگ میکوبند و تصور میکنند یک نیروی خارجی کشور را نجات میدهد و مردم را رستگار میکند، کاملاً تاریخ را فراموش کردهاند. تغییراتی که به قیمت اشغال سرزمین صورت بگیرد، از نظر من ارزشی ندارد و نوعی بردگی است.
این جامعهشناس توضیح داد: امروزه، نتانیاهو و ترامپ ادعا میکنند که برای حمایت از مردم عمل میکنند، اما این ادعاها صرفاً به خاطر منافع کوتاهمدت و بلندمدت آنها است. خودمان باید کشورمان را بسازیم. تغییرات عمیق یک شبه در هیچ جای دنیا جواب نداده و در ایران نیز به نتیجه نخواهد رسید. امیدوارم این جنگ به خیر و خوشی تمام شود. ما سالیان طولانی باید دست و پنجه نرم کنیم تا خرابیهایی که طی این جنگ ایجاد شده، بازسازی شوند.
اکنون وقت تسویه حساب اختلافات داخلی نیست
وی در پاسخ به این پرسش که مهمترین اقدام برای کاهش تبعات جنگ چیست، گفت: اولین کاری که باید انجام دهیم، ایجاد وحدت و همبستگی در بین مردم است. در این شرایط، دو نکته بسیار مهم است: اول اینکه باید درک کنیم که یک حمله خارجی صورت گرفته و اکنون وقت تسویه حساب اختلافات داخلی نیست؛ وسعت این ماجرا بسیار بزرگ است. نکته دوم و بسیار مهم این است که دولتمردان و اصحاب قدرت باید بدانند که هرچقدر توانمندی داشته باشند، اگر مردم را فراموش کنند، به نتیجهای نخواهند رسید.
شریفی یزدی گفت: تفکر اینکه یک نفر از بیرون به ما کمک میکند و ما را نجات میدهد، یک سراب و یک دروغ است؛ در هیچ جای دنیا اتفاق نیفتاده است. مردم ما باید بار دیگر تاریخ را مطالعه کنند و ببینند در عراق و سوریه چه گذشته است.
وی در ادامه به نقش نسل Z در باز تعریف فضای پس از جنگ اشاره کرد و گفت: نسل جدید، ضد تاریخ نیست، بلکه تاریخ را به شکل متفاوتی میفهمد. نیازی نیست این مطالب را به آنها گفت؛ من با نسل جدید زیاد در ارتباط هستم. نسل جدید جامعه، نسل قیاسیتری است و برای فهمیدن تاریخ، به کتابهایی مانند ویل دورانت مراجعه نمیکند. اما نسل جدید از طریق اینترنت و فضای دیجیتال، تاریخ را درک میکند.