پادشاهی جدید در مسیر توپ طلا
حتی هالند هم جلودار سوپرمن انگلیس نیست
فوقستاره رئال مادرید، با ثبت دبل درخشان و فراموشنشدنی مقابل نروژ، سهشیرها را یکتنه به نیمهنهایی جام جهانی رساند تا خطونشانی جدی برای کسب جایزه توپ طلا بکشد.
به گزارش ایلنا، ارلینگ هالند ترس و وحشت را به دل خطوط دفاعی حریف میاندازد. آنها صدای استارتهای انفجاری و قدرتمند او را میشنوند و به لرزه میافتند؛ همانطور که گِهی، همتیمی این بازیکن نروژی در سیتی، این موضوع را به چشم دید.
بلینگام نیز با گامهای ظریف و تماشاییاش دستکمی از او ندارد، اما بار دیگر، این دوندگی با بازی عمودی و اعتماد به نفس بالا همراه است. دو غول فوتبال جهان مقابل هم قرار گرفتند، اما تنها یکی از آنها میتوانست در ایالات متحده بماند و آن بازیکن، ستاره رئال مادرید بود که با به ثمر رساندن دو گل، به لطف اراده قدرتمند خود و شش گلی که تا به حال وارد دروازه حریفان کرده، تیمش را به مرحله نیمهنهایی جام جهانی هدایت کرد.
نروژ در طول ۹۰ دقیقه تلاش بیشتر و باکیفیتتری ارائه داد، اما در وقتهای اضافه، بلینگام دوباره ظهور کرد تا پیروزی را قطعی کند؛ اگرچه انگلیس پیش از آن نیز دو بار دروازه حریف را تهدید کرده بود. این گل یک گلِ شکارچی کلاسیک بود، بسیار شبیه به گل مرینو در برابر بلژیک.

شوت راجرز با مهار ناقص نایلند همراه شد و او نتوانست توپ سرگردان را در اختیار بگیرد. بلینگام روی توپ مرده در محوطه ششقدم خیمه زد تا مقاومت نروژ را در هم بشکند، اما این گل در ابتدا جنجالبرانگیز شد؛ چرا که به نظر میرسید توپ به کابلهای دوربین بالای زمین برخورد کرده است که در این صورت بازی باید متوقف میشد. با این حال، سنسورهای داخلی توپ هوشمند این موضوع را تأیید نکردند.
ترس یک مقوله است، اما اینکه در مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی پا به زمین بگذاری و دستور داشته باشی که صرفاً زمان بازی را تلف کنی و منتظر بمانی تا سیبی از درخت بیفتد یا توپ به طور تصادفی به منطقه نفوذ هالند برسد، مقوله کاملاً متفاوتی است.
نروژ با توجه به رویکرد و نوع نگرش خود در میامی، نمیتوانست انتظار چیزی غیر از این داشته باشد. آن سیب فرضی سقوط نکرد، اما در عوض شِیلدِروپ ظاهر شد تا در دقیقه ۳۵ گل زندگیاش را به ثمر برساند و شاید زیباترین گل جام جهانی را خلق کند. درست شصت ثانیه قبل از این گل، فلوریدا اولین شوت داخل چارچوب مسابقه (ضربه سر هالند) را از سوی هر دو تیم ثبت کرده بود.

ضربه به سبک روبرتو کارلوس که انگلیس را شوکه کرد
با توجه به رویکرد تدافعی نروژ، انگلیس چارهای جز حفظ مالکیت و پاسکاریهای مداوم نداشت، اما این یک سبک خیلی انگلیسی نیست و به همین دلیل، صرفاً پاس دادن توپ به کار آنها نمیآمد. این شیوه، شباهتی به سبک لیگ برتر که در آن توپ با سرعت بالا به حرکت درمیآید، نداشت. نروژ هم چنین گزینهای را به آنها نمیداد، اما آنچه شاگردان توخل اصلاً انتظارش را نداشتند این بود که شوت پای چپ شیلدروپ از جناح چپ، دقیقاً به سبک روبرتو کارلوس، در کنج دروازه پیکفورد آرام بگیرد.
این گل انگلیس را به هم ریخت و در پنج دقیقه بعدی، نروژ سه فرصت ایده آل داشت تا اختلاف را بیشتر کند یا حداقل تا آستانه آن پیش رفت. ابتدا اودگارد، سپس سورلوت و در نهایت یک ضدحمله اجرا شده توسط بازیکنان سرخ و سفیدپوش، میتوانست برای آینده انگلیس در جام جهانی مرگبار باشد.
در فوتبال، درست مثل زندگی، باید از فرصتهای خود نهایت استفاده را ببرید؛ به این ترتیب بازی از سناریوی سقوط احتمالی نروژ، به سمت نمایش درخشان بلینگام تغییر جهت داد که با پاس خوب گوردون (که آیندهدار نشان میدهد) همراه شد تا او پنجمین گل — یا بهتر بگوییم گل تماشایی خود — در جام جهانی را به ثمر برساند. دو لمس توپ و گامهای بلند و قدرتمند او کافی بود تا دو مدافع میانی نروژ را جا بگذارد و نایلند را مغلوب کند. این اتفاق در اولین دقیقه از وقتهای تلف شده نیمه اول رخ داد، اما دو دقیقه بعد کین در موقعیت آفساید گلزنی کرد. در آن لحظه این نروژ بود که در طناب رینگ گرفتار شده بود؛ ۳۵ دقیقه بیهدفی محض و ۱۰ دقیقه هیجان بیش از حد. این است فوتبال.
بلینگام در حال پرواز است. او دوباره به همان اسب اصیلی تبدیل شده که در بدو ورودش به رئال مادرید بود: قدرتمند، سریع و با حس بویایی قوی برای گلزنی، اما بالاتر از همه، با آن توانایی رهبری و بیرون کشیدن تیمش از یک موقعیت بحرانی، دقیقاً مانند شرایطی که آنها پس از گل بازیکن بنفیکا تجربه کردند. او احساس اهمیت میکند و از بازی در پشت سر کین کاملاً خوشحال است.
تماشاگران متوجه شدند که زمان استراحت نیست؛ چرا که تیم خود را در وقتهای تلف شده در حال هجوم دیدند. به ندرت چهار دقیقه اینقدر پرحادثه بوده است، بهویژه با توجه به حسی که از دگرگونی کامل جریان بازی به وجود آمد.

سنسورهایی که رویای ۲۸ ساله وایکینگها را نابود کردند
برعکس نیمه اول، و علیرغم اینکه توخل ساکا و ازه را به زمین فرستاد، نروژ با عزم بیشتری وارد زمین شد و سورلوت و هالند تفاوتها را رقم زدند و انگلیس را در محوطه جریمه خود حبس کردند. هگن روی یک ضربه کرنر گلزنی کرد که قبل از آن با هل دادن بیمورد از سوی هالند همراه بود — خطایی که اگر به شکل معکوس رخ میداد، هرگز پنالتی اعلام نمیشد. از آنجا که این حادثه قبل از زدن ضربه کرنر رخ داده بود، کل جریان بازی باید دوباره از ابتدا شروع میشد.
نروژ همچنان به دنبال رویای نیمهنهایی خود بود و حضور و تسلط بیشتری از خود نشان داد و حتی بعد از پانزده دقیقه، ضربه آیر به تیرک دروازه برخورد کرد. همه چیز به رنگ قرمز نروژ درآمده بود، به ویژه پس از ورود باب و نوسا به زمین. در این میان تنها ساکا (که نیمکتنشینیاش واقعاً گیجکننده بود) جرأت کرد خط دفاعی نروژ را بشکافد، به خصوص با یک ارسال خطرناک که اورسنس مانع از آن شد که این صحنه به خداحافظی تیمش با جام جهانی تبدیل شود.

درست همانطور که در نود دقیقه قبلی جریان داشت، این مسابقه مملو از تضادها و لحظات دراماتیک بود. وقتهای اضافه با تسلط انگلیس آغاز شد؛ جایی که ساکا موقعیت خلق میکرد و بلینگام تیر خلاص را برای پیروزی شلیک کرد. این یک مجازات سخت برای نروژ بود؛ تیمی که در نتیجه ۱-۱ گلایهمند بود که توپ به کابل دوربین تلویزیونی برخورد کرده است، هرچند فیفا بعداً به لطف سنسورهای توپ این ادعا را رد کرد.
تیم اسکاندیناوی پس از ۲۸ سال به جام جهانی بازگشته بود و حتی در وقتهای اضافه سزاوار چیزهای بیشتری بود. کار به جایی رسید که توخل مجبور شد هافبک بلندقامت خود، برن را برای مهار حملات نروژیها به رهبری باب و نوسا به زمین بفرستد و در کمال تعجب، این کار را بدون حضور هالند در نیمه دوم وقتهای اضافه انجام داد.