ماموریت دشوار آتزوری در زنیتسا؛ نبردی سرنوشتساز برای جام جهانی
تیم ملی ایتالیا در دیداری حساس و تعیینکننده باید در ورزشگاه پرهیاهوی زنیتسا برابر بوسنی به میدان برود؛ مسابقهای که میتواند سرنوشت شاگردان گتوزو در مسیر رسیدن به جام جهانی را مشخص کند.
به گزارش ایلنا، گویی بر سردر استادیوم بیلینو پولیه که قدمت آن به سال 1972 بازمیگردد، همان کتیبه دلهرهآور جهنم دانته حک شده است: «هر آنکس که پا به اینجا میگذارد، باید دست از تمام امیدهایش بشوید.» حجم برف و یخبندان به حدی است که اسکلت بنای این ورزشگاه به زحمت به چشم میآید. این شرایط جوی طاقتفرسا و فضای نامهربانانه میزبان، احتمالاً یک تاکتیک حسابشده است تا شاگردان رینو گتوزو از هر سو در منگنه قرار گیرند.
سرمربی لاجوردیپوشان که خود گرگ بالاندیده چنین میادینی است، این روزها مدام یک هشدار حیاتی را در گوش شاگردانش زمزمه میکند: «باید مهارت درک و شناسایی تهدیدات را بیاموزیم.» در سوی مقابل، نیمکت بوسنی از سال 2024 شاهد حضور سرگئی باربارز است؛ مهاجم سالهای دور که هدایت تیم ملی کشورش، اولین و تنها تجربه او در عرصه سرمربیگری محسوب میشود. او این جایگاه را نه یک شغل، بلکه یک دین و رسالت ملی میداند و شاید اگر دِین به وطنش نبود، هرگز به دنیای مربیگری پا نمیگذاشت.
باربارز برای موفقیت در این مسیر، از مهارتهای خود در عرصهای نامتعارف بهره میبرد: بازی پوکر. او که یک پوکرباز قهار است و حدود یک دهه پیش نامش در میان برترینهای مسابقات جهانی لاسوگاس به چشم میخورد، باور دارد که تکنیکهای این بازی فکری کاملاً در مستطیل سبز قابل پیادهسازی است. او برای این نبرد یک آس پیک در آستین خود پنهان کرده است؛ هرچند وقتی پای یک مهاجم 193 سانتیمتری یعنی ادین ژکو در میان باشد، مخفی کردن این برگ برنده کار آسانی نیست.
«قوی سارایوو» در مرز 40 سالگی، همچنان در محوطه جریمه حریفان مانند قناری خوشنوا ظاهر میشود و ایتالیاییها به خوبی با زهر خط حمله او آشنا هستند. اگرچه دوران حضور اخیر او در فیورنتینا چنگی به دل نزد، اما کسی فراموش نکرده که او در رقابتهای فصل 2016-2017 سریآ با لباس آاس رم کفش طلای مسابقات را به خانه برد و در زمان حضورش در اینتر میلان نیز، 2 قهرمانی در کوپا ایتالیا و 2 فتح در سوپرجام این کشور را جشن گرفت.
گتوزو برای رهایی از فشار خردکننده سکوهای میزبان، چارهای جز مهار این متغیرهای غیرقابل پیشبینی و به حداقل رساندن ریسک تیمی ندارد. تماشاگران بوسنیایی به شدت خشمگین و لبریز از انگیزه انتقام هستند؛ خشمی که ریشه در ویدیوهای وایرالشده اخیر دارد که نشان میداد بازیکنان ایتالیا پس از مشخص شدن قرعهکشی مسیر پلیآف جام جهانی 2026، از اینکه به جای ولز باید با بوسنی رو در رو شوند، سر از پا نمیشناختند و پایکوبی میکردند.
در چنین کارزار فیزیکی و پربرخوردی، قدرت بدنی حرف اول را میزند؛ از همین رو انتظار میرود برایان کریستانته در ترکیب، جانشین مانوئل لوکاتلی شود. پیو اسپوزیتو بار دیگر نقش یک سلاح پنهان را ایفا خواهد کرد که در جریان بازی به میدان میآید، در حالی که خط آتش ابتدایی لاجوردیپوشان با زوج ماتئو رتگی و مویزه کین شکل خواهد گرفت.
نگاهی به آرشیو تقابلهای دو تیم، کفه ترازو را با 4 برد، 1 تساوی و تنها 1 باخت به نفع ایتالیا سنگین میکند. با این وجود، داغ همان یک شکست هنوز بر دل ایتالیاییها تازه است. این ناکامی به یک بازی دوستانه در سال 1996 برمیگردد که در شهر سارایوو، شهری که هنوز زخمهای درگیریهای چند ماه قبلش التیام نیافته بود، برگزار شد.
در آن روز تلخ، آتزوری با نتیجه 2 بر 1 مغلوب شد و گلهای الویر بولیچ و حسن سالی حمیدزیچ برای میزبان، طومار دوران سرمربیگری آریگو ساکی را در تیم ملی ایتالیا در هم پیچید. مردی که مسیر و فلسفه فوتبال این کشور را دگرگون کرده بود، بیدرنگ در همان مقطع از سمت خود استعفا داد.
حالا نوبت گتوزو است که پیامی به همان وسعت و قاطعیت صادر کند، اما این بار با پایانی متفاوت و رو به جلو. کاروان ایتالیا به هیچ وجه خیال پا پس کشیدن و تسلیم شدن ندارد و تمام تمرکزش بر استارت زدن پروژه پرواز به سوی مسابقات مشترک مکزیک، کانادا و ایالات متحده معطوف است. اما آیا این رویای بزرگ محقق خواهد شد؟ شرط لازم برای رسیدن به این هدف، جنگندگی بیامان و حفظ ششدانگ حواس در تمام 90 دقیقه جهنم زنیتسا است.