تمدن ایرانی و آندره مالرو از نگاه بهمن نامور مطلق؛
باید مراقب باشیم شبیه نتانیاهو و ترامپ نشویم!
بهمن نامور مطلق، استاد دانشگاه شهید بهشتی و رییس انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی، یادداشتی را درباره جنگ علیه ایران منتشر کرد.
ترامپ تمدن ایرانی را تهدید کرده است و از این تهدید نمیتوان به سادگی گذشت. این سخنان ترامپ ریشه در ناخودآگاه برخی از سیاستمداران کوتهبین و دنیاپرست غرب کنونی دارد. افراد ناآگاه و بیفرهنگی که نه تنها مفهوم فرهنگ و مدنیت را نمیدانند و از فرهنگ و تمدن ایرانی بیخبرند، بلکه حتی اندیشمندان و هنرمندان خودشان را نیز نمیشناسند و آنها را مطالعه نکردهاند. در اینجا به سخنان یکی از مهمترین چهرههای فرهنگی اروپایی یعنی آندره مالرو بسنده میشود.
آندره مالرو نویسندۀ شهیر و نخستین وزیر فرهنگ در فرانسه و در جهان خطاب به سیاستمداران غربی چنین مینویسد: «آنچه شما تمدن مینامید در حقیقت غربزدگی است. ... در قرن شانزدهم، دربار شاهان فرانسه در قبال دربار ایران چه وزنی دارد؟ پاریس هنوز مجموعۀ آشفتهای از کوچه و پسکوچههاست و حال آنکه در همان زمان، معماران ایرانی خیابانهای بزرگ اصفهان را با چهار ردیف درخت طرح میکنند و میدان شاه اصفهان را میسازند که به بزرگی میدان کنکورد است... هیچ تمدنی، خواه سفید یا سیاه یا زرد، با جنگجو شروع نشده است، بلکه هنگامی شروع میشود که قانونگذار و روحانی به متمدن کردن جنگجو میپردازد، هنگامی که عقل و منطق حق خود را بهدست میآورد. هر تمدنی مستلزم خودآگاهی و احترام به دیگری بوده است.» (آندره مالرو، ضد خاطرات ۱۳۷۴ ص ۵)
گرچه این سخنان بسیار روشنند و چندان نیازی به توضیح و تفسیر ندارند اما بر چند نکته تاکید دارند:
نخست او میکوشد تا از سوءتفاهمی که بسیاری از سیاستمداران غربی میخواهند برای توجیه استعمار خود ایجاد کنند، یعنی یکی انگاری «تمدن» با «غربزدگی» جلوگیری کند. او بهخوبی فرهنگ شرق و فرهنگ ایرانی به خصوص هندوچین را میشناسد و به عنوان بنیانگذار وزارت فرهنگ در همه جهان میداند که فرهنگ یک نسخه واحد ندارد و نمیتوان واژههای فرهنگ و تمدن را تنها با مصداق غربی آن تعریف و معنا کرد.
نکته دوم اینکه اگر خواسته باشند به قدمت و اصالت فرهنگها ارجاع دهند بیگمان فرهنگ ایرانی و برخی فرهنگهای شرقی از این جهت دست بالا را دارند. زیرا هنگامی که فرهنگ ایرانی به «طراحی شهری» که از مهمترین عناصر مدنیت است، میپرداخت، عروس شهرهای غربی یعنی پاریس، هنوز در کوچه پسکوچههای تنگ و تاریک گرفتار بودند.
نکته سوم اینکه بهترین الگویی که آندره مالرو برای شکوهمند و اصیل بودن فرهنگ شرقی مییابد فرهنگ ایرانی به ویژه در دوران صفویه است. شهر اصفهان عروس شهرهای شرقی و جلوه اصالت فرهنگ نه فقط ایرانی بلکه کل شرق به حساب میآید. میدان شاه به مثابه نماد بزرگی و شکوه مانندی در زمان خود ندارد و باید قرنها بگذرد تا میدان کنکورد پاریس بتواند از نظر گستره و نه جنبههای دیگر شبیه آن شود.
نکته چهارم و بسیار مهم تاکید مالرو بر قانونگذاری و معنویت است. وی بر خلاف بسیاری به ویژه غربیها که قدرت نظامی را مهمترین اصل تمدن میدانند، قانون و قانونگذاری را پایه هر تمدنی میپندارد. از نظر او هر گاه قانونگذاران و روحانیون بتوانند جنگجویان را متمدن کنند و فرهنگ آنها را ارتقاء بخشند تمدن شکل میگیرد و تداوم مییابد. به بیان دیگر کشور متمدن آنست که قانون و دانایی و همچنین معنویت بر قوه قهریه و نظامی چیره گردد. نیروی نظامی در چارچوب قانون و فرهنگ مهار شده باشد.
در واقع، یکی از ویژگیهای برجسته جامعه ایرانی فرهنگ و مدنیت آن بوده است. باید در وضعیتی که سردمدارانی مانند ترامپ و نتانیاهو بویی از تمدن و انسانیت نبردهاند، باید مراقب بود تا ما را با کنشهای وحشیانه شبیه خودشان نکنند. زیرا خشم همچون مهربانی، و بدویت همچون مدنیت قابل سرایت است و بزرگترین ضربهای که این سرمداران گجسته میتوانند به جامعه ایران بزنند تهی کردن ویژگیهای فرهنگی آن و شبیه شدن به خودشان است. به بیان دیگر در عین داشتن صلابت و توانایی دفاع از مردم کشور نباید در این تقابل به دام شیوههای آنها افتاد و دچار استحاله یا دگردیسی گردید. لذت از ویرانی و کشتار، تحقیر دیگران و خودبزرگبینی، خشونت و بیرحمی، ... ویژگیهای تاناتوسی و نارسیسی، دون ژوانی و دون کیشوتی این جوامع به ویژه سرمداران آنهاست که میکوشند مانند سبک زندگی خود در جهان تکثیر کنند. این همان وضعیتی که آندره مالرو و آل احمد و بسیاری از روشنفکران در عرصه جهانی، غربزدگی میگویند.