پژوهشگر مؤسسه دیویدسون در دولتهای کلینتون و اوباما:
جنگ با ایران براساس یک توهم بزرگ آغاز شد/ این اولین یا آخرین بار نیست که آمریکا خود را به توهم میزند
شاید به همین سادگی باشد که ایران ضعیف به نظر میرسید و آمریکا خود را قدرتمند احساس میکرد. متحدی همهجانبه به نام اسرائیل را داشت و آنها به این نتیجه رسیدند که "هی، این کار مثل پیادهروی در پارک خواهد بود." این، با اشاره به کتاب من، یک توهم بزرگ است. این اولین بار یا آخرین باری نیست که آمریکا خود را به این توهم میزند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، از زمانی که ارتش تروریست آمریکا و رژیم فاسد صهیونیست تجاوز خود را به ایران در ۲۸ فوریه آغاز کردند، این درگیری به لبنان و دیگر کشورهای خاورمیانه گسترش یافته و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داده است. حملات اولیه منجر به شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران و برخی فرماندهان طراز اول، نزدیک به ۲۰۰ دانشآموز و تعدادی از شهروندان عادی شد و بلافاصله موجی از پاسخهای کوبنده ایران به رژیم غاصب و پایگاههای ارتش تروریست آمریکا ازسوی ایران و همزمان همراهی نیروهای مقاومت در جهان اسلام مواجه شد. سپس ایران مهمترین برگ برنده خود را با بستن تنگه هرمز رو کرده و اقتصاد کل جهان را به چالشی عمیق کشاند.
روزنامه دارتموث در تاریخ ۶ مارس با پنج استاد دانشگاه درباره حمله متجاوزان به ایران گفتگو کرد. بیش از سه هفته بعد، باتوجه به تحولات سریع این درگیری، دارتموث با استیون سایمون، استاد مدعو دولت و مطالعات یهود، که کتابش با عنوان «توهم بزرگ» به بررسی مداخله آمریکا در خاورمیانه از دوران ریاستجمهوری ریگان میپردازد، به گفتگو نشست تا درباره تحولات اخیر، از جمله تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای حمله به زیرساختهای ایران صحبت کند. سایمون که در حال حاضر به عنوان پژوهشگر برجسته مدعو در مؤسسه دیویدسون برای امنیت جهانی فعالیت میکند، در دولتهای کلینتون و اوباما در وزارت امور خارجه ایالات متحده کار کرده و نویسنده مشترک هشت کتاب درباره خاورمیانه است.
او در کتاب «توهم بزرگ» استدلال میکنید که جاهطلبیهای ایالات متحده در خاورمیانه همواره فراتر از آن چیزی بوده که ابزارهای سیاستگذاری به طور واقعبینانه میتوانند به آن دست یابند.
آیا جنگ کنونی با ایران را ادامه آن الگو میدانید؟
استیون سایمون: به نظر میرسد که قطعاً در این الگو قرار میگیرد. نکته عجیب درباره این جنگ این است که ایالات متحده کارزار را از نقطهای آغاز کرد که طرح معمولاً در آن به پایان میرسد – با حمله به رهبری در ایران. با معکوس کردن طرح معمول، دولت اکنون با یک دوراهی درباره چگونگی تشدید درگیری مواجه است.
دولت در حال حاضر درباره اعزام نیروهای زمینی و حملات زیرساختی با ماهیتی بسیار گسترده صحبت میکند که بر اساس قوانین بینالمللی جنایت جنگی محسوب میشوند. شما نمیتوانید تأسیسات آبشیرینکن یا تصفیه فاضلاب را هدف قرار دهید زیرا آسیب آن متوجه غیرنظامیان خواهد شد. دولت آمریکا یا باید به شدت تنش را افزایش دهد، یا باید اعلام پیروزی کند و بگوید که به نوعی با ایران به توافق رسیده است. اما دولت هنوز آمادگی انجام این کار را ندارد. و ایرانیها میدانند که دولت آمریکا را در موقعیت دشواری قرار دادهاند. آنها به هیچیک از تلاشهای آمریکا برای کاهش تنش درگیری تن نمیدهند. در حال حاضر موقعیت دشواری است و این به این سوال بازمیگردد که کدام طرف میتواند درد بیشتری را برای مدت طولانیتری تحمل کند.
ایران و دونالد ترامپ چه نتایجی را میخواهند؟
استیون سایمون: با قضاوت براساس نتایج نظرسنجیها، به نظر میرسد که این جنگ به نفع سیاسی رئیسجمهور تمام نمیشود، حتی اگر اکثریت قریب به اتفاق رأیدهندگان جمهوریخواه همچنان از تلاش جنگی و اهداف آن حمایت کنند. اینکه افکار عمومی گستردهتر چگونه بر نتایج انتخابات میاندورهای و چشمانداز نامزدهای اصلی جمهوریخواه برای نامزدی ریاستجمهوری در سال ۲۰۲۸ تأثیر خواهد گذاشت، یک سوال بیپاسخ است، اما کاملاً واضح است که حزب جمهوریخواه تا حدودی نگران این موضوع است. سوزی وایلز، رئیس ستاد رئیسجمهور، اشاره کرده که قیمت بنزین از نظر سیاسی هزینهبر است.
برای ایرانیها، من فکر نمیکنم چاره زیادی جز این داشته باشند که با برگهایی که در دست دارند بازی کنند، که عبارت است از بسته نگه داشتن تنگه هرمز برای حفظ فشار اقتصادی بر غرب و دولت آمریکا، زیرا آنها میدانند که ترامپ در این زمینه آسیبپذیر است.
آیا به نظر شما تغییر رژیم همچنان امکانپذیر است؟
استیون سایمون: به نظر نمیآید. ایالات متحده و اسرائیل بخش بزرگی از نخبگان سیاسی ایران را از بین بردند و بیشتر بازیگران کلیدی آن را هدف قرار دادند. ایران در حال حاضر ضربه عظیمی را متحمل شده است، اما همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد. اعتراضاتی در خیابانها رخ نداده است. ایران دارای یک ساختار امنیتی توزیعشده، لایهلایه و دارای پشتوانه در سراسر کشور است که میتواند نظم را حفظ کند. من واقعاً چشماندازی برای تغییر رژیم نمیبینم.
مهمترین درسهایی که ایالات متحده از مداخلات خود در افغانستان، عراق و سایر درگیریهای منطقه آموخته است چیست و چگونه میتواند از این درسها در آینده استفاده کند؟
استیون سایمون: فکر نمیکنم هیچ درسی آموخته شده باشد. هر دولتی متفاوت است، با خویشتنداری، شخصیت، ماهیت رهبری و فرآیندهای تصمیمگیری خاص خود. به نظر میرسد این جنگ بسیار بداهه و سلیقهای باشد. گفتن اینکه آیا این جنگ بر اساس هرگونه دانش یا درسهای آموختهشده است یا خیر، دشوار است.
مورخان نمیدانند که تصمیم به راه انداختن این جنگ چگونه گرفته شد، اما به نظر نمیرسد که با اندیشه و آیندهنگری زیاد گرفته شده باشد. هیچ رویداد تحمیلکنندهای برای این جنگ وجود نداشت. شاید به همین سادگی باشد که ایران ضعیف به نظر میرسید و آمریکا خود را قدرتمند احساس میکرد. متحدی همهجانبه به نام اسرائیل را داشت و آنها به این نتیجه رسیدند که "هی، این کار مثل پیادهروی در پارک خواهد بود." این، با اشاره به کتاب من، یک توهم بزرگ است. این اولین بار یا آخرین باری نیست که آمریکا خود را به این توهم میزند.