خبرگزاری کار ایران

نویسنده و کارگردان برگزیده جشنواره تئاتر فجر با ایلنا مطرح کرد؛

کار فعالان تئاتر خیابانی بیان دردهای جامعه است/ سربازانی که جانشان تنِ وطن است

کار فعالان تئاتر خیابانی بیان دردهای جامعه است/ سربازانی که جانشان تنِ وطن است

نویسنده و کارگردان نمایش خیابانی «ننه لیلا» که در چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر روی صحنه رفت و موفق به کسب عناوینی شد، درباره این حضور با ایلنا گفتگو کرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا،  ننه لیلا یکی از نمایش‌هایی است که از شهر خمین به بخش خیابانی جشنواره چهل و چهارم تئاتر فجر  راه یافته بود. نجمه مهرابی نویسنده و کارگردان این اثر است. این اثر نمایشی با مدت زمان سی دقیقه ساعت ۱۶ در پهنه رودکی اجرا  در اختتامیه موفق به کسب عناوینی شد. 

مهرابی  در جشنواره امسال جایزه بهترین بازیگر زن بخش «ایران من» را از آن خود کرد. همچنین از او برای بهترین طرح و ایده‌پرداز در بخش خیابانی «ایران من»، در کنار امیر رجب‌پور برای «ته این قصه»، سعید بادینی برای «سورئالیت» و سیدمحسن موسوی برای «کوران»، تقدیر به عمل آمد.

نجمه مهرابی درباره این حضور و جزییات نمایش «ننه لیلا» با ایلنا گفتگو کرد. 

کار فعالان تئاتر خیابانی بیان دردهای جامعه است/ سربازانی که جانشان تنِ وطن است

در ابتدا کمی از  سابقه حضورتان در جشنواره تئاتر فجر بگویید. 

اگر درست بگویم این هشتمین یا نهمین‌بار است که در جشنواره تئاتر فجر حضور پیدا می‌کنم. البته در این رویداد عناوینی را هم کسب کرده‌ام. طی سال‌های گذشته دو بار به عنوان بازیگر اول بخش خیابانی انتخاب شدم. در یکی از دوره‌ها هم جایزه بازیگری سوم را از آن خود کرده‌ام. 

با توجه به تجربه چندین‌ساله حضورتان در جشنواره تئاتر فجر، دوره چهل و چهارم را با دیگر ادوار این رویداد، چگونه مقایسه می‌کنید؟ 

 نسبت به روند کیفی جشنواره طی این سال‌ها نظر مثبتی ندارم. بدون شک تمام اتفاقات بیرونیِ رخ داده طی این سال‌ها، بر کم و کیف تئاتر و حضور و عدم حضور هنرمندان در جشنواره تاثیر داشته است. این را هم بایددر نظر داشت که به هرحال حین یا پیش از هر اتفاق، ستاد برگزاری به لحاظ شرایط موجود دچار محدودیت‌هایی شده است. اگر توجه کنید ستاد برگزاری جشنواره تئاتر فجر و دبیرخانه این رویداد، در هر دوره و هرسال با اتفاقاتی مواجه بوده‌اند که شاید خیلی‌ها از جزییات آن‌ها مطلع نبوده‌اند و باید این موارد را هم در نظر داشته باشیم. به عنوان مثال برای منِ نوعی که از بیرون (چه به عنوان مخاطب و چه به عنوان شرکت‌کننده)، نظاره‌گر امور هستم، در این زمینه سوالاتی ایجاد می‌شود. اما قطعا بچه‌های دبیرخانه تمام تلاش‌شان را می‌کنند که جشنواره در هر شرایطی به بهترین شکل برگزار شود. به نظرم جشنواره امسال نیز از این رویه مستثنی نبوده است. اگر هم کمبودهایی وجود دارد صرفا بچه‌های دبیرخانه مقصر نیستند. 

و خب فضای فعلی به هرحال بر روند برگزاری جشنواره تاثیر می‌گذارد. اتفاقا اتفاقی که در این دوره از جشنواره افتاد، زمان انتشار فراخوان بود که خیلی دیر بود. اگر اشتباه نکنم فراخوان جشنواره امسال، آبان‌ماه منتشر شد.

اواخر مهرماه امسال بود که فراخوان جشنواره فجر منتشر شد.

شخصا از مدت‌ها قبل برای حضور در جشنواره چهل و چهارم، برنامه‌ریزی کرده بودم و به همین دلیل امسال در هیچ رویداد داخلی دیگری، شرکت نکردم. می‌خواستم انرژی و تمرکزم را روی جشنواره تئاتر فجر بگذارم. روال هرسال این بود که فراخوان جشنواره در ماه بهار منتشر می‌شد. انتشار امسال خیلی دیر بود و ما خیلی منتظر بودیم. البته و قطعا شرایط موجود، در روال برگزاری جشنواره بی‌تاثیر نبوده است. بالاخره اینکه جنگ دوازده روزه را داشتیم و در ادامه هم اتفاقات دیگری رخ داد. 

عده‌ای نظرشان این است که جشنواره  با تاخیر و در اوضاعی بهتر برگزار می‌شد. 

همیشه و هرکجا این را مطرح کرده‌ام که ما قشر تئاتری شغلمان تئاتر است. مثل خیلی از شغل‌های دیگر تئاتر هم برای فعالان این عرصه شغل محسوب می‌شود؛ از سوپر مارکتی بگیرید تا کارمند بانک یا مامور آتش‌نشانی و هزار شغل دیگر.  ما این شغل را انتخاب کرده‌ایم. در هر اتفاق و جریانی، انتظار می‌رود که ما تئاتری‌ها کنار بکشیم و کار نکنیم. اما چرا؟ 

بله متاسفانه همینطور است و در هر شرایط نامعمول و  همان اول به تئاتر و تئاتری‌ها حمله می‌کنند. نمونه بارزش پاندمی کرونا بود و در ادامه اتفاقات دیگر...

بله این اتفاق چندین بار رخ داده است. شخصا دلیل این توقع و انتظار را نمی‌دانم. چرا فردی چون من که این همه هزینه کرده‌ام و از جان و مال و ذهنم مایه گذاشته‌ام باید درگیر چنین رفتارهایی شوم. همچنین برای اجرای یک اثر  اطرافیانم را نیز جمع کرده‌ام تا کاری در خور انجام دهیم و نمایشی با کیفیت را اجرا کنیم که عامه مخاطبان آن را بپسندند. این حمله‌ها و انتقادها برای چیست؟

چرا عامه مخاطبان؟ 

به این دلیل که کار من تولید و ارائه نمایش خیابانی است. مواجه من با تماشاگر این نوع تئاتر است. مخاطب عام یعنی تماشاگرانی که شاید از تئاتر خیلی سر رشته ندارند. اصولا تمام ویژگی‌ها و جزییات تماشاگران عام را در آثارم مد نظر قرار می‌دهم تا نهایتا تئاتری درخور تولید کنم. اما خب، بالاخره شرایط طوری پیش می‌رود که اتفاقاتی رخ می‌دهد. چرا باید یک فرد تئاتری که برای تولید اثرش زحمت کشیده و هزینه کرده، از میانه راه کار را رها کند و آن تلاش‌هایی که داشته را نادیده بگیرد. این نوع نگرش را کم‌لطفی می‌دانم. همه ما یکی هستیم و به جز این نیست. 

باید بگویم کاری که ما فعالان عرصه تئاتر خیابانی انجام می‌دهیم بیان دردهای اجتماع است. تئاتر خیابانی باید برقرار باشد چون از دل جامعه است و دردهای جامعه را می‌گوید و برای جامعه است.  

کمی درباره نمایش «ننه لیلا» به نویسندگی و کارگردانی شما که در بخش ایران من چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر اجرا شد، و عناوینی را هم کسب کرد،  صحبت کنیم. قصه این اثر درباره چیست؟ 

مضمون و محوریت نمایش درباره جنگ دوازده روزه است. نمایش درباره سربازی است که در مرز خدمت می‌کند و اصطلاحا سرباز مرز است. شنیده‌ایم زمانی که در یک خانواده پسری می‌خواهد به خدمت سربازی برود، به او می‌گوییم به خدمت برو تا زودتر خودت و زندگی‌ات را جمع و جور کنی و زودتر مشغول به کار شوی و ازدواج کنی. شخصیت نمایش «ننه لیلا» هم با همین امید به سربازی رفته و همانجایی که بوده، حین خدمت شهید شده است. من مضمونی چون جنگ دوازده روزه را به این شکل نگاه می‌کنم. اینکه مادر یک سرباز چه حالی دارد. 

بله می‌توان به موضوعی چون جنگ، نگاهی انسانی و اخلاقی داشت و خیلی به مسائل سیاسی ماجرا که شاید حاشیه‌ساز هم باشد، ورود نکرد.

به نظرم نگاه هنرمند به چنین جریاناتی (مثل جنگ دوازده روزه)، باید هنرمندانه باشد. بگذارید در ادامه از نمایش خودم مثالی مرتبط بیاورم. در سوال‌تان از مذهب نام برید. بله مذهب هم جزیی از فرهنگ ماست و من در «ننه لیلا» نمایش ایرانی را دارم؛ همان تعزیه. تعزیه از دل مذهب بیرون آمده است. تعزیه جدا از مذهب بخشی از آیین‌های ماست. در دانشگاه نیز زمانی که درس نمایش‌های ایرانی را پاس می‌کنیم بخشی از آن درباره تعزیه است. 

تعزیه گونه معتبری است که حتی فاصله‌گذاری برتولت برشت نمایشنامه‌نویس مولف آلمانی از آن برداشت شده است. 

بله درست است و کاملا همینطور است که می‌گویید. 

در اثرتان از چه آیین‌ها و اِلِمان‌های ایرانیِ دیگری استفاده کرده‌اید؟ 

من در نمایش «ننه لیلا» سایه‌بازی هم دارم. تمام سعی‌ام بر این بوده که مخاطب با نگاهی ویژه کارم را بنگرد و به این واسطه جذب اجرا شود؛ چرا؟ به این دلیل که تلاش کرده‌ام نگاه خودم نیز به اثر، ویژه باشد. به طور واضح‌تر و خلاصه؛ تمام تلاش من این بوده که اصالت را حفظ کنم. 

روال روایت قصه به چه شکل است؟ 

گویی اینگونه است که از آخر به اول می‌رسم؛ یکی از دلایلش این است که قصه نمایشم ریشه در شهر اصفهان دارد. من در اثرم با اِلِمان‌هایی از اصفهان پرداخته‌ام. شخصیت زن نمایش هم اصفهانی است.   شما از طراحی‌های اثر تا نقش و نگارهایی که از آن‌ها در نمایشم بهره برده‌ام، این نگاه وجود دارد. اگر اجرای ما را دیده باشید، خودتان موجه موضوع شده‌اید. در نمایشم حتی از دوغ و گوش فیل که متعلق به اصفهان است نیز، بهره برده‌ام؛ تا به این واسطه به اصالت‌ها و ریشه‌ها پرداخته باشم. حتی در نمایشم دیالوگی دارم که می‌گوید: سرباز من جانش تنِ وطن است. ریشه این اصالت همین سرباز بودن است. سرباز بودن خود مقوله‌ای بسیار ریشه دارد. حال شما از سرباز بودن بگیرید تا برسید به اصفهان و دوغ و گوش فیلش. 

سال‌های سال است که بخشی با عنوان نمایش خیابانی در جشنواره تئاتر فجر وجود دارد. با توجه به این قدمتِ حضور و توجهاتی که به این سیاق وجود داشته، تئاتر خیابانی چه روندی را در جهت تکامل و ارتقاء پیموده است. به طور واضح‌تر اینکه طی این سال‌های گونه‌هایی چون پرفورمنس یا تئاتر محیطی و موارد دیگر هم باب شده است. مجموع تمام اینها تئاتر خیابانی را به چه سمت و سویی برده است؟ 

اگر منظورتان پیشرفت تئاتر خیابانی است، بله چنین پیشرفتی وجود داشته است. به هرحال تئاتری‌ها انتخاب می‌کنند که در چه زمینه‌ای فعالیت کنند. فردی می‌رود و شاخه صحنه‌ای را انتخاب می‌کند و دیگری به فعالیت در زمینه خیابانی تمایل نشان می‌دهد. و باز هم در شاخه خیابانی انتخاب‌هایی موجود دارد. شخصی می‌آید و شاخه سنتی آن را انتخاب می‌کند و دیگری مدرنتیه یا محیطی آن را مورد توجه قرار می‌دهد. 

این انتخاب برای خودتان به چه شکل بوده است؟ 

با تمام احترامی که برای انواع دیگر تئاتر و بخش‌های مختلف جشنواره قائل هستم، علاقه و تمایل من در آثارم حفظ سنت‌ها است. احتمالا خودتان طی صحبت‌هایی که در این مصاحبه داشتیم به این مهم پی برده باشید. البته که با اتفاقات و جریانات جدید و پیشرفت موافق هستم، اما روی اصالت‌ها نیز تاکید بسیار دارم. به عنوان نویسنده و کارگردان، اصلا مهم‌ترین اصلی که برای من در تئاتر خیابانی دغدغه محسوب می‌شود، این است که اثرم صرفا یک نمایش خیابانی باشد. 

تئاتر خیابانِی صرف، یعنی چه؟ 

این تعریف به همان مولفه‌های سنتی که خودتان هم گفتید باز می‌گردد؛ اینکه تمام وسائل من در خدمت خیابان باشد و نه غیر از آن! اگر اشتباه نکنم طی یکی، دو دوره گذشته در جشنواره تئاتر فجر اثری داشتم که درباره زنی دوره‌گرد بود. من به عنوان زنی دوره‌گرد و نقال می‌آمدم و قصه‌ام را می‌گفتم. در این اثر من با تمام وسائل در خدمت کار بودم. حتی نوازنده‌ام هم در خدمت اثر بود با توضیح اینکه من نقال دوره‌گرد بودم و او نوازنده خیابانی بود. او در اجرا با من بودو با من هم از صحنه خارج می‌شد. تلاشم این بود در نمایش «ننه لیلا» هم همین حرکت را انجام دهم. در این اثر یک گاری دارم که با من وارد می‌شود و سپس با خودم خارج می‌شود. همه این موارد صرفا باید در خدمت نمایش خیابانی باشد. این خیابانی بودن مضامین و توجه به اِلِمان‌ها در اثر، یعنی تئاتر خیابانی صرف. 

اوضاع تئاتر خیابانی در استان اصفهان و شهری چون خمینی‌شهر چگونه است؟ 

از خمینی‌شهر که شهر خودمان است، شروع می‌کنم. من تئاتر خیابانی را از سال ۱۳۹۳ یا ۹۴ شروع کردم و علت این تمایل و گرایش این بود که ما سالن آمفی‌ تئاتر نداشتیم. در آن مقطع فقط یک سینما داشتیم و خب چنین مکانی با ظرفیتی حدود هفتصد نفر، برای اجرای تئاتر مناسب نیست؛ علاوه بر اینکه فاقد امکاناتی بود که یک اجرای تئاتر را میسر کند. خلاصه اینکه این سالن سینما برای اجرای تئاتر مناسب‌سازی نشده بود. به این موضوع فکر می‌کردم که برای فعالیت در عرصه تئاتر و اجرای آثار چه باید کرد؟ بعد به این نتیجه رسیدم که تئاتر خیابانی نیز انگار خوب است. در همان مقطع بود که فعالیت در عرصه خیابانی را شروع کردم و در جشنواره نیز شرکت نمودم. خوشبختانه شهردار خمینی‌شهر آقای اصغر حاج‌حیدری به تئاتر خیابانی اهمیت بسیاری می‌دهند و این گونه در شهرمان فعال است؛ بخصوص در ایام عید و تعطیلات نوروزی. با این تفاسیر باید بگویم فعالیت در تئاتر خیابانی و حضور خانم‌ها در این عرصه رویه‌ای است که در خمینی‌شهر وجود دارد. درباره تئاتر خیابانی در استان اصفهان نیز باید بگویم، این هنر به خوبی مورد استقبال است و این موضوع را مایه مباهات می‌دانم. با وجود هنرمندانی که داریم، افتخار می‌کنم که زاده این استانم. در این سال‌ها از دوستانی که دارم بسیار آموخته‌ام. این تعامل و آموختن قطعا بر کم و کیف کارم تاثیر و باعث شده به عنوان یک تئاتری خانم چه به عنوان بازیگر و چه به عنوان کارگردان، بار را به دوش بکشم. سعی‌ام این بوده هر جا که هستم، بهترین را ارائه دهم.

جالب است که با تئاتر خیابانی بانوان در  استان و شهر شما به راحتی پذیرفته شده است.

اینطور هم که می‌گویید نیست. در زمینه فعالیت خانم‌ها در تئاتر خیابانی در شهرمان، چالش‌ها و مقابله‌هایی را هم داشته‌ایم. در این زمینه، افرادی پشت ما بودند و همانطور که گفتم شهرداری هم حمایت‌مان کرد. اما خب خیلی‌ها به این روند متحجرانه می‌نگریستند! حتی یادم هست که یک سال این اجازه داده نشد که خانم‌ها در نمایش‌های خیابانی بازی کنند و بانوان حذف شدند. چند سالی بیشتر از این قضیه نمی‌گذرد که مثلا بگویم این نگرش مربوط به قدیم و گذشته‌های دور است. در نهایت اینکه ما سفت ایستادیم و کار کردیم. اساسا خودمانی بگویم؛ فردی که تئاتر خیابانی کار می‌کند، پوست کلفت است. فرد یا افرادی که مثلا حاضر هستند در سرما و گرما و باران و برف با دشواری‌هایی که هست، اجرا بروند واقعا باید پوستی کلفت داشته باشند. 

بله درست است. شاید بنا به همین دلایل و وجود شرایط سخت است که تئاتر خیابانی بازی بازیگران را قدرت می‌بخشد. بدن منعطف‌تر و بیان قوی‌تر دو مولفه مهم بازیگری هستند که در تئاتر خیابانی ورزیده می‌شوند. 

بله دقیقا درست است. 

جشنواره تئاتر فجر در این دوره هم با وجود تمام کاستی‌ها و چالش‌ها تمام شد. نظرتان درباره تعامل عوامل برگزاری با شرکت‌کنندگان و نحوه میزبانی‌ها، چیست؟ 

اتفاقا در اینباره طی صحبتی که با یکی از عواملم داشتم، گفتم جشنواره امسال چقدر با دوره‌های قبلی، فرق داشت. به هرحال در زمان برگزاری جشنواره و پیش از آن با عدم ارتباطات تلفنی و قطعی اینترنت و مواردی از این دست مواجه بودیم. همانطور که اشاره کردید این سوال هم مطرح بوده که اصلا جشنواره، امسال برگزار شود یا خیر. در ابتدای صحبت‌ها هم گفتم؛ همه این موارد روی کم و کیف برگزاری جشنواره تاثیر می‌گذارد. اینکه بودجه برگزاری جشنواره امسال سیزده میلیارد تومان از بودجه دوره قبل کمتر بوده نیز اتفاقا و حفره عمیقی در تئاتر خیابانی است. بالاخره من هنرمند که تمام تلاشم و جانم را برای تئاتر خیابانی می‌گذارم، بالاخره دنبال این مورد هستم که هزینه‌هایی که کرده‌ام به من باز گردد. 

آیا ناگفته‌ای دارید؟ 

به هرحال جشنواره تئاتر فجر برای بچه‌های شهرستان اهمیت دارد. علاوه بر اینکه حضور در این جشنواره رزومه محسوب می‌شود، رویدادی اصیل است؛ از این جهت که همه برای ارائه اثری با کیفیت تلاش می‌کنند. این موضوع باعث می‌شود من نجمه مهرابی تمام تلاشم را بر رشد خودم بگذارم. حال شما حساب کنید تمام مسائل با هم دخیل شوند تا کارها به لحاظ کیفی افت پیدا کنند یا مثلا بودجه و دستمزدها کم شود! همه این موارد باعث دلزدگی خواهند شد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز