سفیر پیشین ایران در کویت در گفتوگو با ایلنا:
بعید است همه بندهای تفاهمنامه بدون تنش اجرا شود/ آمریکا بهدنبال ارائه روایتی تبلیغاتی از پایان جنگ است
روابط با کشورهای خلیج فارس نباید صرفاً امنیتی تعریف شود
سفیر پیشین ایران در کویت، با بیان اینکه بعید است همه بندهای تفاهمنامه ایران و آمریکا بدون تنش وارد مرحله اجرا شود، گفت: شرایط کنونی شکننده است و هرگونه سوءمدیریت میتواند روند اجرای توافق را با تأخیر مواجه کند. اگرچه آمریکا تلاش دارد با ارائه روایتی تبلیغاتی از پایان جنگ، فشارهای داخلی و نگرانیهای متحدان منطقهای خود را مدیریت کند.
محمد ایرانی دیپلمات پیشین در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره ارزیابیاش از یادداشت تفاهمنامه بین ایران و آمریکا و نقض بخشی از بندهای این تفاهمنامه گفت: این تفاهمی که شکل گرفته و یادداشت تفاهمی که امضا شده، به نظر من برای ایجاد اطمینان کامل در میان طرفها کفایت نمیکند تا بتوان با قطعیت گفت که تمامی بندهای آن مو به مو اجرا خواهد شد. به بیان سادهتر، همه احتمالات باید در نظر گرفته شود.
عدم مدیریت شرایط ممکن است اجرای تفاهمنامه را به تعویق بیندازد
وی ادامه داد: مذاکرهکنندگان ایرانی هم از پیش به این موضوع واقف بودند که ممکن است در هر لحظه یا در هر مرحلهای، آمریکاییها به دلایل گوناگون وارد صحنه شوند و روند امور را به سمت افزایش تنش سوق دهند یا اسرائیل با اقداماتی در جنوب لبنان تلاش کند روند اجرای توافق را مختل کرده و مانع تکمیل آن شود.
این دیپلمات پیشین تصریح کرد: به نظر من، از همان ابتدای امضای تفاهم باید هم نگرانیهای خاص خود و هم امیدواریها را در نظر داشته باشیم. از یک سو، بازگشت و استقرار فضایی مثبت که نشاندهنده فاصله گرفتن منطقه از جنگ، تخریب و ترور است، میتواند امیدوارکننده باشد. اما در کنار آن، نگرانیهایی هم وجود دارد؛ چه در ارتباط با نحوه اجرای تعهدات از سوی طرف مقابل و چه درباره میزان امتیازاتی که قرار است ایران در این چارچوب دریافت کند. این مسائل باید در محور نگرانیها مورد توجه قرار گیرد و به نظر میرسد تا حدی هم مورد توجه قرار گرفته است.
ایرانی گفت: آنچه در حال حاضر رخ داده، شرایط را به سمت وضعیتی نسبتاً شکننده سوق داده است؛ وضعیتی که اگر بهخوبی مدیریت نشود، ممکن است به یک بحران تبدیل شود و اجرای این توافقنامه را به تعویق بیندازد. اینکه آیا این رویکرد تأخیری یا تعلیقی از ابتدا در دستور کار آمریکاییها بوده و اکنون در حال اجراست، یا اینکه صرفاً تابع شرایط بهوجودآمده است، همچنان محل بحث است.
وی ادامه داد: برداشت شخصی من این است که دونالد ترامپ به دلیل شرایط خاص داخلی در ایالات متحده از جمله فشارهای سیاسی از سوی دموکراتها و حتی بخشی از جمهوریخواهان که درباره چرایی و نحوه آغاز جنگ پرسشهایی مطرح میکنند، تمایل دارد روندی شکل بگیرد که در نهایت بتواند آن را بهعنوان یک موفقیت در عرصه تبلیغاتی معرفی کند. به نظر میرسد تلاش میشود تعریفی از پایان جنگ ارائه شود که بتواند در چارچوب روایتسازی سیاسی و تبلیغاتی مورد استفاده قرار گیرد.
واشنگتن در پی نمایش چهرهای قابلقبول از خود به افکار عمومی و اعراب است
سفیر سابق ایران در کویت گفت: یکی از مسائلی که مطرح است این است که ایالات متحده تلاش میکند خود را در برابر افکار عمومی داخلی آمریکا و همچنین در برابر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ــ که نسبت به پیامدهای این جنگ نگرانیهایی دارند ــ در موقعیت قابل قبولی نشان دهد. بنابراین مجموعهای از ملاحظات وجود دارد که نباید از آنها غفلت کرد.
ایرانی تاکید کرد: من همواره نگران این بودم که نتانیاهو و اسرائیل در این مرحله وارد عمل شوند و با اقداماتی تلاش کنند اجرای این تفاهمنامه را به تعویق بیندازند. در عمل هم شاهد بودیم که در چند مرحله چنین اقداماتی صورت گرفت، هرچند ترامپ چندین مرتبه آنها را از گسترش بیشتر وضعیت منع کرد. با این حال اکنون اقداماتی را از سوی اسرائیل در جنوب لبنان شاهد هستیم.
وی گفت: در چنین وضعیتی بسیار مهم است که ما شرایط را بهدرستی درک و تحلیل کنیم. برای ایران نیز موضوع بسیار حساس است؛ زیرا نباید اجازه دهیم در زمینی بازی کنیم که دیگران برای این تفاهمنامه تعریف میکنند. بلکه لازم است همان برنامهریزیهایی که در داخل کشور انجام شده و مصوبات داخلی که وجود دارد، مبنای عمل قرار گیرد و مذاکرهکنندگان نیز در همان چارچوب حرکت می کنند. اگر در این مسیر غفلتی صورت بگیرد، ممکن است وارد مرحلهای شویم که جبران آن دشوار باشد.
بعید است تمامی بندهای تفاهمنامه بهصورت ساده و بدون تنش وارد مرحله اجرا شود
این دیپلمات پیشین درباره ارزیابیاش از سرنوشت تفاهمنامه ایران و آمریکا در روزهای آینده گفت: به نظر من، در این مدت شاهد فراز و فرودهایی خواهیم بود و بعید است تمامی بندهای تفاهمنامه بهصورت ساده و بدون تنش وارد مرحله اجرا شود.
وی گفت: در مراحل ابتدایی، بندهایی وجود دارد که ایالات متحده باید بر اساس آنها امتیازاتی ارائه کند. در مراحل بعدی هم موضوعات حساستری همچون مسائل هستهای و روند تدریجی رفع تحریمها مطرح خواهد شد. هماکنون فشارهای سیاسی داخلی بر ترامپ قابل توجه است؛ زیرا منتقدان معتقدند با وجود هزینههایی که آمریکا در این جنگ متحمل شده، دستاورد ملموسی حاصل نشده است. همین فشارها ممکن است باعث شود که گاهبهگاه شاهد مواضع تندتر یا مانورهای سیاسی و رسانهای از سوی آمریکا باشیم؛ اقداماتی که هدف آن القای این پیام است که هر زمان اراده کنند، میتوانند روند را تغییر دهند یا حتی توافق را بر هم بزنند.
ایرانی تاکید کرد: البته این احتمال هم وجود دارد که اگر شرایط داخلی ترامپ بهبود یابد، وی در مقطعی خواستار طرح موضوعات جدید یا حتی تفاهمی متفاوت شود. همه این سناریوها قابل تصور است و نباید از نظر دور داشت. جمعبندی من این است که باید با نهایت احتیاط، هوشیاری و بهصورت مرحلهبهمرحله در این مسیر حرکت کرد. هر میزان که بتوان در چارچوب این روند امتیازاتی متناسب با منافع ملی کشور کسب کرد، به سود ایران خواهد بود.
روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس نباید صرفا به صورت امنیتی تعریف شود
وی همچنین در بخش دیگری از صحبتهایش درباره ارزیابیاش از ایده عراق مبنی بر «همکاری شش به علاوه دو» با هدف تأمین امنیت منطقه توسط کشورهای خود منطقه و اینکه آیا کشورهای منطقه تمایلی به اجرای این طرح و همکاری با ایران دارند، گفت: اتفاقی که رخ داده این است که پس از جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، خواه ناخواه معادلات منطقهای تغییر کرده است. به بیان دیگر به نظر میرسد معادلات پیش از جنگ با معادلات پس از آن متفاوت خواهد بود و منطقه دیگر به وضعیت گذشته بازنخواهد گشت. واقعیت این است که اگر ایران بتواند این شرایط جدید را بهدرستی ترجمه و مدیریت کند و در چارچوب مذاکرات منافع کامل جمهوری اسلامی ایران را تأمین و تثبیت کند، این دستاورد میتواند در معادلات منطقهای هم اثرگذار باشد.
این دیپلمات پیشین تصریح کرد: از سوی دیگر، نباید روابط ایران با همسایگان بهویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس که در طول این جنگ بیشترین آسیبها را متحمل شدند صرفاً در چارچوب مسائل امنیتی تعریف شود. محورهای دیگری هم در روابط وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. به نظر من، برای آنکه شرایط لازم برای شکلگیری توافقهای امنیتی با این کشورها فراهم شود و بتوان به سمت امنیت جمعی، امنیت مشترک یا هر الگوی همکاری منطقهای دیگری حرکت کرد، لازم است مجموعهای از زمینههای همکاری در حوزههای مختلف هم تقویت شود.
ایرانی تاکید کرد: اگر قرار باشد طرحی تحت عنوان «یک طرف ایران و طرف دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس بهعلاوه دو کشور دیگر» یا هر چارچوب مشابهی مطرح شود، پیش از آن باید به مسئلهای توجه کرد که همواره میان دو طرف مشکلساز بوده است و آن مسئله بیاعتمادی متقابل و نوعی عدم توازن در برداشتهای امنیتی است که بهویژه در برخی کشورهای عربی وجود داشته است.
در بسیاری از کشورهای عربی این تصور شکل گرفته که ایران دنبال نوعی هژمونی یا تسلط در منطقه است
وی گفت: در بسیاری از این کشورها این تصور شکل گرفته که ایران به دنبال نوعی هژمونی یا تسلط در منطقه است و مسائل منطقهای را عمدتاً در قالب روایتهای امنیتی تعریف میکند. من به دلیل حضور در این کشورها و آشنایی با فضای ذهنی آنها میدانم که در ذهن برخی از نخبگان و سیاستگذاران این کشورها چنین برداشتی وجود دارد که وقتی ایران از «توافق امنیتی» سخن میگوید، ممکن است منظور فرمولی باشد که در آن جمهوری اسلامی ایران نقش مسلط یا نوعی برتری امنیتی بر دیگر کشورها داشته باشد.
این دیپلمات پیشین خاطرنشان کرد: بنابراین پیش از هر چیز لازم است این برداشت و این تصویر ذهنی اصلاح شود. این کار هم طبیعتاً نیازمند تلاشهای تدریجی در چارچوب روابط دوجانبه است. زیرا این بیاعتمادیها و سوءبرداشتها یکشبه به وجود نیامدهاند، بلکه طی سالهای طولانی شکل گرفتهاند. در نتیجه، روند اعتمادسازی هم باید تدریجی و مستمر باشد. موضوع «ایرانهراسی» که در سالهای گذشته در برخی از این کشورها شکل گرفته باید از بین برود.
ایرانی با تاکید بر تغییر نگاه کشورهای حاشیه خلیج فارس نسبت به ایران گفت: اگر قرار است ابتکاری برای همکاری منطقهای یا امنیت جمعی مطرح شود، باید این واقعیتهای ذهنی و سیاسی هم در نظر گرفته شود. به نظر من، ایران باید همزمان با طرح مباحث امنیتی، در حوزههای دیگر هم وارد گفتوگوهای فعال با این کشورها شود؛ از جمله در حوزههای اقتصادی، فناوری، سرمایهگذاری و سایر زمینههای همکاری دوجانبه. این اقدامات میتواند زمینهای فراهم کند تا این تصور شکل نگیرد که طرح همکاری امنیتی در واقع احیای الگوهای گذشته یا تلاش برای اعمال نفوذ در منطقه است.
وی گفت: بهویژه پس از نتایجی که از این جنگ حاصل شده، طبیعی است که کشورهای منطقه هم تحولات را با دقت دنبال میکنند و متوجه برخی دستاوردهای ایران هستند. در عین حال، این احتمال هم وجود دارد که برخی بازیگران در پشت صحنه تلاش کنند مانع تثبیت این دستاوردها شوند یا شرایطی ایجاد کنند که ایران نتواند آن برداشت و تعریفی را که از معادلات پس از جنگ ارائه میدهد، بهطور کامل محقق کند.
سفیر سابق ایران در کویت گفت: به همین دلیل، ضروری است که ایران هرچه سریعتر از طریق گفتوگو با کشورهای منطقه، اطمینان خاطر لازم را به آنها بدهد و زمینه همکاریهای اقتصادی، تجاری و سرمایهگذاریهای مشترک را تقویت کند. این همکاریها میتواند به تدریج فضای ذهنی جدیدی ایجاد کند.
همسایگی با کشورهای منطقه، همکاری میطلبد نه تحمیل اقتدار
وی گفت: این تصور که چون ایران از یک جنگ پیروز خارج شده است باید اقتدار خود را به دیگران تحمیل کند، به نظر من رویکردی کاملاً نادرست و حتی خطرناک برای آینده روابط منطقهای است. واقعیت این است که ما و این کشورها همسایه یکدیگر هستیم و این همسایگی از نظر جغرافیایی تغییرناپذیر است؛ بنابراین ناگزیر از همکاری و همزیستی درازمدت هستیم.
ایرانی تاکید کرد: بنابراین برای حفظ دستاوردهایی که در این تحولات حاصل شده، بهترین راه ترجمه آن این است که همکاریهای منطقهای را عمیقتر و مستحکمتر کنیم. البته واقعیتهایی هم وجود داشته است؛ برای مثال برخی از این کشورها در مقاطعی میزبان پایگاهها یا حضورهای نظامی بودهاند و طبیعتاً تبعات آن را نیز مشاهده کردهاند. با این حال، باید این مرحله در جایی متوقف شود و به این درک برسند که ادامه چنین روندی میتواند پیامدهای مشخصی داشته باشد.
ایرانی با تاکید براینکه روابط ایران با این کشورها نباید صرفاً در چارچوب امنیتی تعریف شود، گفت: در سایر حوزهها هم ظرفیتهای گستردهای برای همکاری وجود دارد. حتی همکاریهای عمیق اقتصادی و تجاری میتواند بهتدریج زمینه اعتماد امنیتی را هم تقویت کند. در چنین شرایطی، اگر در آینده بحث توافقهای امنیتی مشترک مطرح شود، آن توافقها پشتوانه واقعیتری خواهند داشت؛ در غیر این صورت، صرف امضای یک توافق امنیتی بدون شکلگیری اعتماد و همکاریهای گسترده، چندان اطمینانبخش نخواهد بود و دوام نخواهد داشت.
برخی کشورهای منطقه تلاش میکنند از هر فرصتی برای احیای وضعیت گذشته استفاده کنند
وی در پاسخ به این پرسش که آیا کشورهای عربی در صورت حرکت ایران در چنین مسیری تمایل به گسترش روابط خواهند داشت، گفت: این موضوع تا حد زیادی به نحوه مدیریت این روند از سوی ایران و همچنین به تحولات منطقهای بستگی دارد. کشورهای منطقه در شرایط فعلی تلاش میکنند از هر فرصتی برای احیای وضعیت گذشته استفاده کنند. در حال حاضر این ذهنیت در میان برخی از آنها وجود دارد که ممکن است آمریکاییها با ایران به تفاهم برسند و بخشی از اختلافاتشان حلوفصل شود. در چنین شرایطی، این نگرانی برای برخی بازیگران منطقهای مطرح است که مبادا در این میان جایگاه و نقش آنها تضعیف شود.
این دیپلمات پیشین تصریح کرد: از همین رو، اکنون در حال ارزیابی این هستند که در آینده باید در چه مسیری حرکت کنند؛ آیا باید تعامل بیشتری با ایران تعریف کنند یا همچنان مانند گذشته چارچوب روابط خود را بر همکاری با غرب و ایالات متحده استوار سازند. شواهد و تحرکات اخیر نشان میدهد که تمایل چندانی به پذیرش ساده شرایط جدید ندارند. برداشت من این است که تحت هر شرایطی حاضر نیستند بهراحتی نتایجی را که ممکن است ایران از این تحولات به دست آورد، بپذیرند یا نسبت به آن تمکین کنند. به نظر میرسد منافع برخی از آنها در این تعریف میشود که جنگ به گونهای پایان نیابد که به سود ایران تعبیر شود.
ایرانی گفت: تحرکاتی که این روزها مشاهده میکنیم از جمله صدور بیانیههای جدید یا همراهی با آمریکا در طرح موضوعاتی فراتر از مفاد تفاهمنامه تا حدی بیانگر همین رویکرد است. طرح مباحثی که اساساً در متن توافق یا تفاهمنامه پیشبینی نشده و برداشتن گامهایی جلوتر از چارچوب توافق، میتواند نشاندهنده نیت برخی طرفها برای تأثیرگذاری بر روند اجرا یا حتی تغییر مسیر آن باشد. این احتمال نیز وجود دارد که اگر فضا برایشان مهیا شود، تلاش کنند دوباره همان الگوی پیشین را احیا کنند؛ یعنی گره زدن امنیت خود به حضور نیروهای آمریکایی، فراهم کردن پایگاهها و امکانات نظامی و بازگرداندن شرایط سابق. چراکه همچنان سایه «ایرانهراسی» در ذهن برخی از این کشورها وجود دارد و همین ذهنیت در تصمیمات آنها اثرگذار است. به همین دلیل معتقدم ایران باید هرچه سریعتر به سمت تعریف جدیدی از معادلات منطقهای پس از جنگ حرکت کند.