خبرگزاری کار ایران

کاظمی قمی:

امروز شاهد فرسایش جذابیت الگوی حکمرانی آمریکا در جهان هستیم

امروز شاهد فرسایش جذابیت الگوی حکمرانی آمریکا در جهان هستیم

سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در عراق گفت: قطب‌بندی‌های جدید و دور شدن از حکمرانی آمریکا در حال شکل‌گیری است و جایگاه جمهوری اسلامی ایران و مقاومت در این قطب‌بندی‌ها ویژه است.

به گزارش ایلنا،  حسن کاظمی قمی در گفتگویی  جبهه مقاومت و تأثیر این جبهه بر جنگ رمضان را واکاوی کرد و به پرسش‌ها در این زمینه پاسخ داد. متن کامل این گفت‌و‌گو به شرح زیر است:

سوال: در نگاه کلی اگر بخواهیم وضع جبهه مقاومت و اثرگذاری آن را در جنگ تحمیلی سوم بررسی کنیم و به‌ویژه نقش‌آفرینی که جبهه مقاومت در فرسایش قدرت نرم آمریکایی‌ها ایفا کرد، تحلیل شما چیست؟

کاظمی قمی: بسم الرحمن الرحیم. امروز محور مقاومت قدرتی شده که همه دنیا و افراد واقع بین اعتراف دارند به اینکه مقاومتی که ملت ایران شروع کرد تبدیل شد به فرآیند اجتماعی بزرگ. نه در ایران و در حوزه جهان اسلام که در کشور‌های خارج از جغرافیایی اسلام.

امروز در آمریکا و اروپا این جنبش‌های عظیم در مقابله با هژمونی، سلطه و زیاده‌خواهی‌های آمریکا دیده می‌شود. مقاومتی که از ملت ایران شروع شد و پویش مردمی جان فدا ظاهرش این است که الان سی و یک میلیون از جمعیت ایران ثبت‌نام کرده، اما حقیقت این، آن بخشی است که آمادگی خود را برای جهاد اعلام کرده با شمشیر با سلاح. خیلی از کودکان و سالخورده‌های ما نمی‌توانند در این پویش شرکت کنند الان همه اینها در این پویش مردمی، در این جهاد عظیم شرکت کرده‌اند.

نقشی که امروز مقاومت در لبنان، غزه، عراق و یمن ایفا کردند در کمک به ملت ایران در برابر تجاوز آمریکا و صهیون نتیجه اش چه شد؟ نتیجه اش این شد که اگر بخواهیم ارزیابی خیلی مختصر و کلان و راهبردی داشته باشیم آمریکایی‌ها با وجود ضرباتی که زدند و خسارت‌های سنگینی که ایجاد کردند نه در سطح راهبردی ولی در سطح عملیاتی نتوانستند هیچکدام از اهداف را محقق کنند.

می‌توان یک جمع‌بندی کرد و اینکه در حوزه نظامی، آمریکایی‌ها شکست خوردند. یعنی در قدرت سخت و نیمه سخت، شکست خوردند و از همه مهم‌تر در قدرت نرم. بله آمریکایی‌ها یکی دو دهه است به بهانه مبارزه با تروریسم آمدند به این منطقه.

در افغانستان و عراق شاهد فرسایش قدرت نرم آمریکایی‌ها بودیم، اما این تجاوز به ایران و این مقاومتی که ملت ایران انجام دادند و ملت مقاومت در منطقه، باعث شد فرسایش تدریجی، اما به صورت فزاینده از قدرت نرم آمریکا شرع شود و امروز بازآرایی نظم جدید در سطح بین‌الملل و جهانی برآیند این جنگ تحمیلی و مقاومت ملت ایران است. حالا اگر بخواهیم با نشانه‌هایی این افزایش قدرت نرم آمریکا را اشاره کنیم در چند فراز خدمت شما عرض می‌کنم.

اولین مسئله این است که امروز شاهد فرسایش جذابیت الگوی حکمرانی آمریکا در جهان هستیم و لیبرال دموکراسی را زمانی آمریکایی‌ها تلفیق کرده بودند دموکراسی، ثبات و توسعه و الگوی حکمرانی و خیلی کشور‌ها جذب چنین مدل حکمرانی شده بودند. اما امروز این موضوع به علت سیاست‌های متناقض، تصمیمات غلط، ورود به منازعه‌های پردامنه باعث شده آن ثبات رفت و از آن توسعه خبری نیست و امروز چالش‌های جدی در بین خود فرهیختگان و سیاست‌مداران خود آمریکا خارج فضای بین‌المللی شروع شده است. پس الگوی حکمرانی آمریکا و لیبرال دموکراسی که در سطح بین‌المللی و جهانی دارد رنگ میبازد و علائم دیگر. در این فرسایش قدرت نرم آمریکا آنهایی که در مدار قطب‌بندی‌های آمریکا بودند امروز به تدریج دارند جدا میشوندو یعنی آن انسجام ائتلاف‌های سنتی دارد رنگ میبازد و در نقطه مقابلش گرایش کشور‌ها به سمت قدرت‌های بزرگ دارد شکل می‌گیرد. یعنی الان دارد سرایت پیدا می‌کند به قدرت‌های بزرگ که چین و روسیه هستند، اما به اعتقاد بنده مهم‌تر از همه اینها قدرتی که امروز در حال ظهور است و بیش از هر چیزی قدرت نرمش را دارد به رخ جهانیان می‌کشاند مقاومت برخاسته از الهاماتی است که از گفتمان انقلاب اسلامی است به علت اینکه در گفتمان انقلاب اسلامی دیگران به موضوعات فرا دین اسلام هم باور دارند، اما مسلمان نیستند و مسئله عدالت‌خواهی، آزادی‌خواهی، ضدظلم اینها در آموزه‌ها و گفتمان انقلاب اسلامی امروز گرایش به این قطب‌های جدید دارد شکل می‌گیرد. به سمت چین و روسیه دارد می‌رسد. قطب بندی‌هایی که در منطقه ما دارد شکل می‌گیرد و اینها دورشدند.

به این معنا است که امروز شاهد این مسئله مهم هستیم که کشور‌ها دارند از آن نگاه تک بعدی که مثلاً با آمریکا در حوزه امنیت، دفاع، اقتصاد خودشان را پیوند بزنند دارند مسیر‌های جدید را برای خودشان می‌گشایند. در طول همین یکی دو سال اخیر اروپا جزو آن ائتلاف‌های سنتی تاریخی بود که با آمریکایی‌ها داشته‌اند در چارچوب ناتو و در چهارچوب سایر پیمان‌های راهبردی که با همدیگر داشتند، اما در طول این یکی دو سال حجم سفری که رهبران اروپا و چین داشته‌اند در شرایطی که این خوشایند آمریکایی‌ها نبود و یا اروپا در جنگ تحمیلی علیه ملت ایران وارد نشده.

وقتی فشار رئیس‌جمهور آمریکا به اینها زیاد شد اعلام کردند جنگی که خودت آغاز کردی بدون هماهنگی با ما چگونه انتظار دارید... چرا این گونه سخن می‌گویند؟ علتش این است که دیگر به آمریکا نمی‌توانند اعتماد کنند. به چه علت نمی‌شود اعتماد کرد؟ یک از این بعد که آمریکایی‌ها چیزی را که ادعا می‌کردند نیستند. دوم قابل اعتماد نیستند. چون آمریکایی‌ها آن چیزی که بهش می‌اندیشند فقط منافع خودشان است. پس امروز شاهد شکل‌گیری قطب بندی‌هایی جدید هستیم و در این قطب‌بندی‌های جدید آنچه بسیار مهم است جایگاه جمهوری اسلامی ایران و مقاومت در شکل‌گیری نظام جدید است.

الان در حال گذار هستیم از یک لحظه به ظاهر سلطه آمریکا و تعیین کننده بود آمریکایی‌ها به نظم جدیدی که در آن رقابت و توزیع قدرت است و خروجی این جنگ که مقاومت ملت ایران، مقاومت مؤمنانه است. این پویش جانفدا خیلی قدرت‌های بزرگ را به تامل وادار کرده. کشوری با این اعتقاداتش با رهبری با این مردم در آرایش مانور مردمی بالای سی میلیون رزمنده نه آنهایی که با زبانشان، نه آنهایی که امروز در تجمع‌های خیابان می‌آیند، نه آنهایی که با کمک‌های مالی و مادی. اگر بخواهید اینها را جمع بزنید عدد سی میلیون نیست که بیش از هشتاد درصد مردم ایران در پویش مردمی جانفدا شرکت دارند. آن سی میلیون در محاسبات دنیا جا باز کرده و این دارد الگو می‌شود برای دیگران که راه رشد و پیشرفت و توسعه و راه گریز از این جبهه سلطه این هست که ما این انسجام درونی را شکل دهیم.

سوال: یکی از شاخص‌ها این بود که گفته می‌شد ضعف و اشتباه تحلیلی آمریکایی‌ها از عوامل اصلی، انگیزه آن‌ها برای حمله بود. آن‌ها می‌گفتند وضعیت اقتصاد ایران، وضعیت انسجام ملی در ایران و کاهش نفوذ ایران در منطقه و جبهه مقاومت به ویژه مسئله سوریه، به نظر می‌رسد خیلی آن‌ها را دچار اشتباه کرده بود. یعنی کاهش نفوذ ایران در جبهه مقاومت و ضعیف شدن جبهه مقاومت یکی از انگیزه‌های اصلی آن‌ها بود که می‌توانند الان به ایران حمله کنند و این الان شد نقطه قوت ما.

کاظمی قمی: اینکه اشاره کردم محور مقاومت شد مقاومت محور و این تبدیل شده به حرکت‌های اجتماعی وسیع در حوزه‌های مختلف، مفهومش این است: امروز مسئله این نیست که جمهوری اسلامی ایران از مقاومت یمن حمایت می‌کند. نه فی نفسه مقاومت یمن، مقاومتی است هدف‌گذاری کرده. مردم پشت سر این اعتقادات و باور‌ها آمدند در برابر متجاوزین. در برابر اینکه باید از حاکمیت ملی حفاظت کرد. از استقلال و تمامیت ارضی باید از ارزش‌ها دفاع کرد. این نیست که گفته شود جمهوری اسلامی اگر دست حمایت از یمن بردارد حرکت انقلابی مردم یمن فرو می‌ریزد.

اما چه بسا پیوند‌های اعتقادی، پیوند‌هایی که در چارچوب منافع ملی و مصالح اسلامی و تهدیدات مشترک اینها را با هم جمع کرده. پس در این مسئله مقاومت این نیست که گفته شود مثل یک نظام کمونیستی یا نظام لیبرالیستی فردی در راس وجود دارد و دیگران تابع هستند. نه. در نظامی که بر پایه مقاومت شکل گرفته همگان برابرند. بر این مبنا است که امروز می‌بینید در لبنانی که در طول نزدیک به ۵۰ روز آتش بس بیشترین هجمه‌ها را رژیم اشغالگر قدس به حزب الله وارد کرد از فشار‌های داخلی تا فشار‌های نظامی. اسرائیل در قبال حزب الله و مردم لبنان از راه دور مناطق مسکونی را هدف قرار می‌دهد و بمباران می‌کند و این جنگ برابر نیست. حزب الله که در جغرافیایی محصور است، امروز حتی فشار‌های سیاسی هم وجود دارد. فشار‌های سیاسی را می‌بینید، آمریکایی‌ها و حوزه عربی فشار می‌آورند به دولت لبنان برای اینکه خلع سلاح شود. به سوریه هم می‌خواستند فشار وارد کنند، اما سوریه فریب این دام را نخورد. این جای تأمل دارد. امروز در سوریه باور‌هایی دارد به وجود می‌آید اینکه به آمریکا نمی‌شود اعتماد کرد. به کشور‌های عربی که در جهت جبهه به اسرائیل می‌ایستند نمی‌شود اعتماد کرد. به همین خاطر فشار‌هایی که می‌آورند که اینها علیه حزب الله وارد عمل شوند به تأمل وا داشته شده‌اند که این مسئله حزب الله نیست، این راهبرد صهیون است برای تجزیه کشور‌های اسلامی.

مسئله این نیست که می‌خواهند حزب الله را از بین ببرند. مسئله این نیست که بخواهند حزب الله خلع سلاح شود. این آگاهی سازی که الان به وجود آمده دیگرانی را که در جهت مخالف حرکت می‌کردند به تأمل وا می‌دارد. همین حزب الله در طول این ۵۰ روز تا قبل از آتش بس در سخت‌ترین شرایط جنگی در حالی در زیر بمباران هوایی و پهپاد‌ها و موشک‌ها بودند که شش لشگر نظامی رژیم در مرز‌های جنوبی در پایین رودخانه لیتانی مستقر شده و آتش توپخانه می‌ریزد. این جنگ نابرابر نامتقارن بی سابقه در تاریخ جنگ‌ها است. یعنی هیچ وقت صدای شلیک‌ها قطع نشد. وقتی بمباران‌ها و موشک‌ها تمام می‌شد، پهپاد‌ها و ریزپرنده‌ها شروع می‌شد. در چنین فضایی حزب الله ماند. در چنین فضایی در طول این ۵۰ روز ۴ هزار و ۷۰۰ موشک، پهپاد و توپخانه به مواضع اسرائیل شلیک کرده است. عدد بالایی است که در این شرایط بتوانید موشک شلیک کنید. بتوانید بیش از ۲۳۵ تانک مرکاوا و سایر تانک‌های دیگر را هدف قرار دهید. بیش از هزار مرکز تجمع نظامی رژیم صهیون را هدف قرار دهید. نتیجه این شود که رژیم صهیونی چهار لشگرش را فرا بخواند و به منطقه دیگر ببرد.

در عراق هم همینطور، عراقی که آمریکایی‌ها تهدید می‌کردند اگر مقاومت وارد عمل شود، ما جلوی اسرائیل را نمی‌گیریم، مقاومت در عراق به گونه‌ای عمل کرد، نه در داخل عراق علیه مواضع آمریکا و اسرائیل، در خارج از جغرافیای عراق. از این جهت امروز می‌شود گفت این جنگ تحمیلی، مقاومت مردم ایران و مقاومت منطقه به فرسایش فزاینده قدرت نرم آمریکا و بازآرایی نظم جدید سرعت داد و از الان باید اندیشمندان و نخبگان ما بر چند موضوع مهم راهبردی در سطح بین المللی و منطقه‌ای کار کنند.

موضوع اول این که در نظم جدیدی که در عرصه بین الملل می‌خواهد شکل بگیرد، امروز جایگاه جمهوری اسلامی ایران و مقاومت کجا است؟ در قطب بندی‌های جدید و مهم درست است بعنوان یک قطب جدید داریم ظهور می‌کنیم بنام قدرت مقاومت، اما این قدرت مقاومت خواهان دارد در قدرت‌های دیگر. چه شد که یکباره جمهوری اسلامی را در شانگهای و سازمان بریکس وارد کردند؟ اگر این قدرت اقتداری اش نبود این کار صورت نمی‌گرفت.

پس یکی از اقداماتی که از هم اکنون به محض اینکه جنگ دارد پایان می‌یابد و نظم جدیدی در حال شکل گیری است، سلطه آمریکا دارد فرو می‌ریزد که فرو ریخته است. در همین سفری که ترامپ به چین داشت، موضوع خیلی مهمی است، برخلاف همه هیاهو‌هایی که کرده‌اند، چه دستاوردی به دست آورد؟

مسئله دوم که باید از الان کار کنیم، خارج از این نامهربانی‌هایی که در منطقه از برخی حکام دیده‌ایم، چون نگاه جمهوری اسلامی ایران برآمده از قرآن کریم و آموزه‌های دینی است. نگاه نمی‌کند حکام چگونه عمل کرده‌اند. رفته‌اند در دامن یهود و یسارا. دیدید این حرکتی که نخست وزیر اسرائیل کرد، تعمداً برای اینکه در وسط جنگ به کشور امارات سفر کردم و تکذیب کرد. بلافاصله دوباره دفتر نخست وزیر رژیم کد داد که در این سفر، در این تاریخ در این پرواز، نه فقط نخست وزیر که فرمانده جنگ هم رفت، رئیس موساد هم رفت. این چه پیامی را می‌دهد؟ پیام این است که در چشم اندازی که آنها می‌بینند این جنگ نتوانست آن اهداف شوم شان و اینکه جمهوری اسلامی ایران در وسط این معرکه که به این حکام می‌گوید نروید در جبهه یهود و نسارا، به جبهه اسلام بیایید و جمهوری اسلامی ایران در ورای این معرکه‌ها به این می‌اندیشد که در پس این جنگ ما باید ترتیبات منطقه‌ای در حوزه توسعه، دفاع و امنیت را بدهیم به کشور‌های منطقه.

امروز فرهیختگان و نخبگان ما باید روی این مسئله کار کنند که ترتیبات منطقه‌ای در حوزه دفاعی و امنیتی و توسعه به چه صورت است؟ طبیعی است می‌خواهید ترتیبات منطقه‌ای را شکل دهید. اولین مسئله این است که بیگانه دیگر نباید جایی در این منطقه داشته باشد. اینها پیامد‌های این جنگ است. پیامد‌های مقاومت ملت ایران است. اینکه در این تجمعات شب‌ها می‌ایستند و در پویش جانفدا شرکت می‌کنند. سیگنال‌هایی که امروز کشور‌های منطقه‌ای می‌دهند، مثلاً عربستان سعودی در این فضا تعریف جدیدی از همکاری هایش می‌کند خارج از آمریکا. قدرت‌های منطقه‌ای الان دارد وارد عرصه جدیدی می‌شوند. با فلان کشور اسلامی مثل پاکستان می‌آید توافقنامه دفاعی امضاء می‌کند. این پیامی دارد. آمریکایی که نصر را گرفت، در برابر امنیت امروز نه به این کشور‌ها امنیت داد که امنیت زدایی کرد. یعنی باعث شد اینها امروز در اثر تجاوزگری‌ها و سوءاستفاده آمریکا از اینها، جمهوری اسلامی ایران در دفاع از خودش وارد این معرکه قطعی شود که برای دنیا امروز واقعاً حیرتآور است. چگونه جمهوری اسلامی ایران به تنهایی درحالی که رهبر معظم اش را شهید کردند، تأسیسات اش را زدند، موشک هایش را هدف قرار دادند، این ملت یکپارچه به پا می‌خیزد؟

سؤال: انتخاب آقای الزیدی به نخست وزیری و اقدامی که در تصویب برنامه و اعضای دولت انجام داد، چقدر این را سرریز جبهه مقاومت در عراق می‌دانید؟

کاظمی قمی: فرآیند انتخاب دولت از رئیس جمهور، آغاز و بعد نخست وزیر و طبق قانون در گروه اکثریت مجلس انتخاب می‌شود. این مسیر گذرانده شد. بیشترین کرسی‌های مجلس را امروز شورای هماهنگی دارد. گروه تلفیق گفته می‌شود به دست دوستان شیعه ما است. رئیس جمهور انتخاب شد. نخست وزیر از گروه اکثریت انتخاب شد. نکته قابل توجه اینکه امروز بیشتر اعضای مجلس از مقاومت هستند. دولت باید در چارچوب خواسته مقاومت عمل کند. فشاری که آمریکایی‌ها به دولت می‌آورند، این است که مقاومت در دولت نباید باشد و خلع سلاح صورت بگیرد. اگر آمریکایی‌ها بخواهند این مسئله را ادامه دهند، با حرکت‌های اعتراضی بزرگ مردم، جبهه مقاومت، مجلس و دولت عراق روبرو خواهند شد.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز