ابطحی در گفتوگو با ایلنا:
شکاف میان حاکمیت و ملت با حوادث اخیر بیشتر شده است/ زیاد امیدوار نیستم کسی به فکر تغییرات بزرگ باشد
یک فعال سیاسی اصلاحطلب درباره شکاف ایجاد شده بین حاکمیت و مردم بعد از گذشت بیش از چهل سال از پیروزی انقلاب، گفت: امسال، با حوادث تلخی که منجر به کشته شدن هزاران ایرانی شده شکاف و فاصله بین ملت و حاکمیت بیشتر شده است و بسیار کار سختی است که بتوانیم اصول مشترک را احیا کنیم.
محمدعلی ابطحی فعال سیاسی اصلاحطلب در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره اینکه بیش از چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته و امروز در آغاز جشنهای پیروزی انقلاب اسلامی شاهد یک شکاف عمیق میان حاکمیت و ملت هستیم به نظر شما چرا چنین اتفاقی افتاده است، گفت: یک نسل در ابتدای انقلاب اسلامی انقلاب کرد و همه تایید میکنند که تقریباً اکثریت قاطع جامعه ایران را شامل میشد. همانطور که امام خمینی (ره) میفرمودند، «همه با هم» انقلاب را پیش بردیم.
وی ادامه داد: متأسفانه در طول سالها زاویههایی ایجاد شد و این زاویهها به طور مداوم پیشرفت کرد تا هر سال این فاصله با آنچه که جامعه ایرانی در انقلاب اسلامی میخواست بیشتر شد در حالی که دلسوزان جامعه و انقلابیون اصیلی که مبنای حرکتشان مبارزه با ستم بود، طی سالها تذکرات مختلف دادند اما به نتیجه نرسید و کسی به آن توجه نکرد و این فاصلهها هر سال بیشتر شد.
این فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: الان هم امسال، با حوادث تلخی که منجر به کشته شدن هزاران ایرانی شده، این شکاف و فاصله بیشتر شده است و بسیار کار سختی است که بتوانیم اصول مشترک را احیا کنیم.
ابطحی گفت: من خودم از نسلی هستم که در انقلاب حضور داشت. اما امروز، میان آنچه خواست ما در سال ۵۷ بود و آنچه در واقعیت امروز کشور میبینیم، هیچ شباهتی وجود ندارد. با این حال، امیدوارم یک تحول جدی بعد از اینکه رابطه جامعه و حاکمیت مکدر شده است، رخ دهد تا بتوانیم دوباره به اصول مشترک بازگردیم، هرچند شخصاً زیاد امیدوار نیستم که کسی به فکر تغییرات بزرگ باشد.
وی ادامه داد: راهکارها مدتهاست از سوی بخشهایی از جامعه مطرح شده، ولی ارادهی تصمیمگیری در این زمینه وجود ندارد. شاید یکی از مهمترین راهکارها «بازگشت به مردم» باشد؛ یعنی مردم واقعاً احساس کنند خودشان در روند اداره کشور نقش دارند مردم ببینند که افراطیونی که نقش مردم را نادیده میگیرند و حاکمیت را محدود به خود میدانند، از چرخه تصمیمگیری و سیاستگذاری کنار گذاشته شوند. اینها میتواند راهکارهای اساسی باشد که طبیعتا میتواند تغییرات اساسی در استراتژیهای کلان کشور به همراه داشته باشد.