ایران کوهی است که ما به آن تکیه میکنیم!
لبنانیها را در پهنه تاریخ با واژههای متعددی توصیف کردهاند؛ مردمی سرشار از زیبایی، ایستادگی و غیرتی که در رگهای جبلعامل و ضاحیه جریان دارد. اما فراتر از تمام اینها، یک خصلت بارز دیگر میان ما و آنها پیوندی ناگسستنی ایجاد کرده است: «معرفت». معرفتی از جنس پیوندهای قدیمی، از روزهای سخت جنگ رمضان تا سالهای پرالتهاب مقاومت در برابر اشغالگری.
به گزارش ایلنا از همراه اول، این بار اما قصه متفاوتی در جریان است. با شهادت رهبر فقید انقلاب، بیروت سراپا اندوه شد و بسیاری از عاشقان راه مقاومت در لبنان، تمام تلاش خود را به کار بستند تا خود را به تهران برسانند. آنها آمدند تا در آیین وداع با رهبری شرکت کنند که او را تکیهگاه و پیشوای خود میدانستند. در حاشیه این حضور میلیونی، موکب خدمات رسانهای همراه اول میزبان یک خانواده هنرمند لبنانی بود. گفتگویی گرم و صمیمانه میان امیر تاجیک، مستندساز و فیلمساز ایرانی، با «مهدی فخرالدین» کارگردان و بازیگر لبنانی که از فلسفه حضور خود در تهرانِ داغدار سخن گفت.
فیلم «ابوزینب» مسیر زندگی مرا تغییر داد
در گرمای شدید تابستان تهران، استودیوی موکب رسانهای همراه اول پناهگاهی برای روایتهای شنیدنی است. مهدی فخرالدین به همراه همسرش «ریان طه» و دو دختر خردسالش در استودیو حضور دارند. فخرالدین که فارسی را با تسلط و لهجهای دلنشین صحبت میکند در ابتدا خانوادهاش را معرفی میکند. همسر او، ریان، با وجود سکوت محجوبانهاش در برابر دوربین عقبهای حماسی دارد. او خواهرزاده شهید استشهادی برجسته لبنانی، «ابوزینب» است.
فخرالدین درباره پیوند هنر و زندگی شخصیاش داستان جذابی را روایت میکند: «من ابتدا گرافیک خواندم و سپس وارد دنیای سینما و تئاتر شدم. به عنوان بازیگر در حدود ۱۸ یا ۱۹ فیلم و سریال ایفای نقش کردم. یکی از بزرگترین برکات زندگی هنری من، بازی و مسئولیت گروه کارگردانی در فیلم سینمایی «ابوزینب» بود. این اثر که به سفارش شخصی شهید سید حسن نصرالله درباره زندگی این شهید استشهادی و مادر فداکارش ساخته شد، مسیر زندگی مرا تغییر داد. در جریان ساخت این فیلم با خانواده واقعی شهید آشنا شدم و این آشنایی به ازدواج من با ریان انجامید. من اکنون داماد این خانواده مقاوم هستم؛ از طرف خودم دو عموی شهید دارم و از طرف همسرم، یک دایی شهید استشهادی.»
ایران را باید از نزدیک دید، نه از دریچه رسانههای غربی
فخرالدین که پیش از این نیز بارها به ایران سفر کرده، عظمت مراسم وداع را بیسابقه میداند. او از دوگانگی تصویر رسانهای ایران و واقعیت جامعه میگوید: «این بار اول من در ایران نیست، اما اولین بار است که چنین شکوه، انسجام ملی و وحدت بینظیری را از نزدیک لمس میکنم. ایران کوهی است که ما به آن تیکه میکنیم. رسانههای غربی و حتی برخی رسانههای منطقهای همواره تصویری مخدوش از ایران ارائه میدهند؛ تصویری که در آن ایران کشوری عقبمانده و محصور در تحریم و تسلیحات نظامی معرفی میشود. اما واقعیت چیز دیگری است. من همیشه به دوستانم در لبنان میگویم ایران کشوری سرشار از پیشرفت، علم، تمدن کهن، فرشهای دستباف هنری و مردمی بینهایت مهربان است. حتی همسرم عاشق ادویهها و غذاهای ایرانی مثل کباب کوبیده و جوجهکباب شده و با خود ادویه ایرانی به لبنان میبرد.»
او یادگیری زبان فارسی را افتخاری برای خود میداند و با بیانی ادامه میدهد:«تمدنی که برق را اختراع کرد، زبانش در جهان فراگیر شد؛ پس چرا ما زبان تمدنی را که علم جبر را به بشریت هدیه داد و فرهنگ و دین را با هم آمیخت، یاد نگیریم؟ شجاعت این ملت در ایستادگی مقابل ظلم جهانی، شایسته ستایش است. شهادت آقای خامنهای خیلی مسائل را برای مردم جهان روشن کرد.»
این کارگردان همچنین به نقل از همسرش به انضباط شگفتانگیز مراسم تشییع اشاره میکند و میگوید برایشان بسیار عجیب بوده که کشوری داغدیده که فرماندهان بزرگی را از دست داده، چنین مراسم عظیمی را با این نظم مدیریت کند.