گفتوگو با دکتر سارا شریعت پژوهشگر خوزستانی؛
آیین تشییع رهبر شهید، فراتر از وداع؛ بازسازی روان جمعی و تقویت همبستگی ملی
دکتر سارا شریعت، روانشناس و پژوهشگر حوزه روانشناسی اجتماعی و استراتژیک، با تأکید بر اینکه آیینهای وداعی تنها یک مراسم سوگواری نیستند، میگوید: این آیینها با مدیریت هیجانهای جمعی، بازسازی روان جامعه، تقویت هویت ملی و ایجاد همدلی فراتر از مرزها، نقش مهمی در افزایش تابآوری و سرمایه اجتماعی ایفا میکنند.
دکتر سارا شریعت در گفتوگو با خبرنگار ایلنا در خوزستان، با اشاره به ابعاد روانشناختی آیینهای وداع اظهار کرد: آیینهای باشکوه وداع با شخصیتهای ملی و تأثیرگذار، صرفنظر از ابعاد سیاسی و تاریخی، یکی از مهمترین سازوکارهای مدیریت هیجانهای جمعی محسوب میشوند. از منظر روانشناسی اجتماعی، این آیینها تنها مراسم بدرقه یک فرد نیستند، بلکه فرآیندی برای بازسازی روان جمعی، تقویت پیوندهای اجتماعی و افزایش انسجام جامعه در شرایط بحران به شمار میآیند.
وی با بیان اینکه جوامع پس از رخدادهای آسیبزا، جنگ یا فقدانهای بزرگ با پدیده «ترومای جمعی» مواجه میشوند، افزود: این نوع آسیب تنها افراد را درگیر نمیکند، بلکه اعتماد عمومی، احساس امنیت و انسجام اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین شرایطی، سوگواری جمعی بخشی از روند ترمیم روان جامعه است و به افراد کمک میکند هیجانهای خود را در بستری اجتماعی ابراز کرده و به تعادل روانی نزدیک شوند.
این روانشناس ادامه داد: پژوهشهای حوزه روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که اشتراکگذاری احساسات و تجربه سوگ در قالب مناسک جمعی، فشارهای روانی را کاهش میدهد و زمینه بازسازی روان جامعه را فراهم میکند. به همین دلیل، آیینهای وداعی نقشی فراتر از یک مراسم نمادین دارند و به تقویت احساس تعلق و همبستگی اجتماعی کمک میکنند.
دکتر سارا شریعت با اشاره به نقش مناسک جمعی در تقویت هویت ملی، گفت: هنگامی که اندوه فردی به تجربهای مشترک تبدیل میشود، جامعه از مسیر تنظیم هیجانهای جمعی، به سمت همدلی، شفقت اجتماعی، افزایش سرمایه اجتماعی، ارتقای امنیت روانی و تقویت تابآوری حرکت میکند. یکی از مهمترین کارکردهای این آیینها نیز «معناسازی جمعی» است؛ فرآیندی که به جامعه کمک میکند برای یک فقدان ملی، معنایی مشترک و آیندهنگر ایجاد کند و امید اجتماعی را حفظ کند.
وی افزود: امید، زمانی شکل میگیرد که جامعه علاوه بر حفظ انگیزه، مسیر عبور از بحران را نیز پیش روی خود ببیند. از این منظر، آیینهای وداعی میتوانند امید را از یک احساس فردی به سرمایهای اجتماعی تبدیل کنند و زمینه استمرار همبستگی ملی را فراهم آورند.
این پژوهشگر حوزه روانشناسی اجتماعی و استراتژیک در ادامه با اشاره به بازتابهای بینالمللی اینگونه مراسمها خاطرنشان کرد: آیینهای وداعی تنها کارکرد داخلی ندارند، بلکه در چارچوب روایت راهبردی، تصویری از هویت ملی، انسجام اجتماعی و سرمایه فرهنگی یک ملت را به افکار عمومی جهان منتقل میکنند. همچنین، گسترش احساسات انسانی از طریق رسانهها میتواند زمینه شکلگیری همدلی بینالمللی و افزایش حساسیت افکار عمومی جهان نسبت به رنج ملتها را فراهم کند.
وی حضور مقامات، سفیران و هیئتهای دیپلماتیک کشورهای مختلف در چنین مراسمی را نیز دارای ابعاد فراتر از تشریفات دیپلماتیک دانست و گفت: این حضور را میتوان در قالب دیپلماسی نمادین تحلیل کرد؛ حضوری که میتواند بازتابی از احترام به مناسبات بینالمللی، توجه به ابعاد انسانی بحرانها و تقویت قدرت نرم و سرمایه نمادین کشورها باشد. چنین رویدادهایی همچنین حساسیت افکار عمومی جهان را نسبت به پیامدهای انسانی خشونت، جنگ و تجاوز افزایش میدهد.
شریعت در پایان تأکید کرد: آیینهای وداعی را باید ظرفیتی اجتماعی برای تبدیل ترومای جمعی به همبستگی، همدلی، تابآوری و امید اجتماعی دانست. هرچه جامعه بتواند این فرآیند را آگاهانهتر مدیریت کند، علاوه بر بازسازی روان جمعی، هویت ملی، انسجام اجتماعی، اقتدار ملی و قدرت نرم خود را نیز در سطح داخلی و بینالمللی تقویت خواهد کرد.
به اعتقاد وی، در دنیای امروز اقتدار ملتها تنها بر قدرت سخت استوار نیست، بلکه کیفیت روان جمعی، سرمایه اجتماعی، قدرت روایت و توانایی تبدیل رنج مشترک به همبستگی ملی و همدلی جهانی، از مهمترین مؤلفههای قدرت کشورها به شمار میرود.