از موضوع بنزین کرمان تا تغییر ناگهانی مدیرعامل تأمین اجتماعی/ چه کسی پاسخگوست؟
وزارت تعاون هنوز بهطور روشن اعلام نکرده است که سالاری به چه دلیل کنار گذاشته شد. اگر تغییر ناشی از ارزیابی عملکرد بوده، این ارزیابی میتواند اعلام شود. اگر اختلاف مدیریتی یا سیاستی وجود داشته، توضیح درباره ماهیت آن میتواند بخش مهمی از ابهام موجود را برطرف کند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، اعلام عرضه بنزین با نرخ تمامشده در کرمان و توقف آن در فاصلهای کوتاه، در کنار تغییر ناگهانی مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی در روز تعطیل رسمی، دو پرونده متفاوت را به یک پرسش مشترک رسانده است: تصمیمهای مهم در دولت با چه سازوکاری گرفته و هماهنگ میشوند و مسئول توضیح درباره آنها چه کسی است؟
بنزین کرمان؛ تصمیم از کجا آمد؟
ماجرای کرمان از یک خبر غیررسمی آغاز نشد. معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان اعلام کرد بنزین بدون یارانه با نرخ تمامشده پالایشگاهی، لیتری ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان، در ۲۰۴ جایگاه استان عرضه خواهد شد و اجرای طرح را به «تصمیمات ملی و ستاد سوخت کشور» نسبت داد.
طرح اما اجرا نشد. پس از پیگیریهای انجامشده، عرضه سوخت مطابق روال قبلی ادامه یافت و پنج شنبه شب رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی اعلام کرد هیچیک از سناریوهای مطرح درباره تغییر شیوه عرضه یا قیمت بنزین، مصوبه مکتوب و نهایی دولت نیست و گزینهها همچنان در حال بررسیاند.
ابهام اصلی همینجاست: اگر تصمیم نهایی وجود نداشت، طرحی که قرار بود در ۲۰۴ جایگاه اجرا شود بر چه مبنایی تا مرحله اعلام رسمی پیش رفت؟ و اگر تصمیم یا مجوزی برای اجرای آزمایشی وجود داشت، چرا بعدتر بر نبود مصوبه نهایی تأکید شد؟
این پرسش فراتر از بحث درباره قیمت بنزین است. موضوع، نحوه هماهنگی میان دولت مرکزی، استانداری و دستگاههای مسئول در تصمیمی است که مستقیماً بر افکار عمومی و انتظارات اقتصادی اثر میگذارد.
رئیسجمهور نیز پیشتر درباره تصمیمهای مرتبط با بنزین تأکید کرده بود که چنین موضوعاتی نمیتواند ناگهانی و بدون گفتوگو و هماهنگی اجرا شود. از همین رو، آنچه در کرمان رخ داد، بیش از آنکه صرفاً یک مناقشه درباره قیمت سوخت باشد، پرسشی درباره زنجیره تصمیمگیری در دولت است.
تأمین اجتماعی؛ چرا این زمان و این شیوه؟
تقریباً همزمان، احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، مصطفی سالاری را از مدیریت سازمان تأمین اجتماعی کنار گذاشت و غلامحسین محمدی، رئیس سازمان آموزش فنیوحرفهای، به عنوان سرپرست این سازمان منصوب کرد.
اصل اختیار وزیر برای تغییر مدیران محل مناقشه نیست همانگونه که اصل حق ذی نفعان برای اطلاع از دلیل تغییر نیز محل بحث نیست و ابهام درباره زمان، شیوه و دلایل این تغییر باید اعلام شود .
جابهجایی مدیرعامل تأمین اجتماعی در روز تعطیل رسمی رحلت پیامبر اسلام(ص)، آن هم بدون اعلام همزمان دلایل تصمیم، از منظر شیوه حکمرانی پرسشهایی جدی ایجاد کرده است. تأمین اجتماعی نهادی با میلیونها بیمهشده، بازنشسته و مستمریبگیر است و تغییر مدیریت آن صرفاً یک جابهجایی داخلی در یک وزارتخانه انهم با تصمیم وزیر رفاه و حلقه اطرافیانش محسوب نمیشود.
از این منظر، مسئله فقط رعایت تشریفات قانونی نیست. نحوه انتقال مسئولیت، اطلاعرسانی به ذینفعان، توضیح ارزیابی مدیر پیشین و معیار انتخاب مدیر بعدی نیز بخشی از مسئولیت عمومی دولت است.
وزارت تعاون هنوز بهطور روشن اعلام نکرده است که سالاری به چه دلیل کنار گذاشته شد. اگر تغییر ناشی از ارزیابی عملکرد بوده، این ارزیابی میتواند اعلام شود. اگر اختلاف مدیریتی یا سیاستی وجود داشته، توضیح درباره ماهیت آن میتواند بخش مهمی از ابهام موجود را برطرف کند.
این پرسش برای دولتی که «گفتوگو» و «وفاق» را از محورهای خود معرفی کرده، اهمیت بیشتری دارد. گفتوگو در حوزه عمومی فقط به مواجهه با منتقدان محدود نمیشود؛ توضیح درباره تصمیمهای مهم دولت نیز بخشی از همان رویکرد است.
ابهام دیگری درباره سطح هماهنگی این تصمیم وجود دارد. تاکنون توضیح روشنی ارائه نشده که آیا شخص رئیسجمهور یا معاون اول پیش از تغییر سالاری در جریان تصمیم بودهاند یا نه. از همین رو، این پرسش مطرح است که تغییر مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی در چه سطحی از دولت هماهنگ شده بود.
معیار انتخاب محمدی چه بود؟
بخش دیگر ماجرا به انتخاب غلامحسین محمدی بازمیگردد.
محمدی پیش از این ریاست سازمان آموزش فنیوحرفهای را برعهده داشته و سابقه مدیریت اجرایی دارد. با این حال مشخص است هیچ تجربه مستقیمی در مدیریت سازمان تأمین اجتماعی، بیمههای اجتماعی یا شبکه درمانی این سازمان ندارد .
پرسش قابل طرح این است که وزارت تعاون بر مبنای چه شاخصهایی او را برای سرپرستی نهادی انتخاب کرده که همزمان با بیمه، بازنشستگی، درمان، وصول حقبیمه و مدیریت منابع و مصارف گسترده سروکار دارد.
همچنین روشن شدن وضعیت مسئولیت محمدی در سازمان آموزش فنیوحرفهای اهمیت دارد؛ اینکه آیا او همزمان هر دو مسئولیت را برعهده خواهد داشت یا مدیریت آن سازمان نیز تغییر خواهد کرد.