میراث جام جهانی تاریخی کانادا
آیا جادوی جسی مارش و پسرانش مقطعی بود؟
درخشش تاریخی تیم ملی کانادا در جام جهانی خانگی، حالا فوتبال این کشور را با یک سوال حیاتی مواجه کرده که چطور باید از این دستاورد بزرگ برای تضمین آینده استعدادهای خود استفاده کند.
به گزارش ایلنا، اگر تنها یک کلمه بتواند جام جهانی ۲۰۲۶ کانادا را تعریف کند، آن کلمه «اولینها» است؛ حتی کسب رتبه دوم در مرحله گروهی باعث شد تا آنها به اولین کشور میزبانی تبدیل شوند که یک مسابقه را در خارج از کشور خود برگزار میکند.
این اولین جام جهانی مردان بود که در خاک کانادا برگزار میشد. مرحله گروهی اولین امتیاز، اولین پیروزی و اولین نمایش چند گله آنها را به همراه داشت. یک پیروزی دراماتیک مقابل آفریقای جنوبی نیز اولین برد آنها را در مرحله حذفی رقم زد، پیش از آنکه مراکش پس از یک نیمه اول امیدوارکننده، به این روند پایان دهد.
فوتبال در کانادا دیگر در آن جایگاهی که قبل از آغاز مسابقات بود، قرار ندارد. تعداد کاناداییهایی که یک جام جهانی را تماشا کردهاند، هرگز تا این حد نبوده است. تا زمانی که تیم ملی مردان کانادا از این مسابقات کنار رفت، در مجموع ۲۸.۲ میلیون بیننده منحصربهفرد حداقل بخشی از آن را تماشا کردند که این رقم ۶۹ درصد از جمعیت این کشور را شامل میشود. ونکوور و تورنتو در زمره بهترین شهرهای میزبان جام جهانی مورد تمجید قرار گرفتند؛ به طوری که تقریباً بلیطهای تمام مسابقات به فروش رفت و سه بازی خانگی تاریخی برای لِهروژ ثبت شد. همانقدر که این جام جهانی میتواند یک بازیگر تعیینکننده برای فوتبال کانادا باشد، دلایلی برای امیدواری و البته تردید در مورد مسیر آینده آن وجود دارد.

خوب: علاقه و اشتیاق در بالاترین حد خود در تمام دوران
کانادا پیش از این در دو جام جهانی مردان بازی کرده بود و به عنوان یکی از چندفرهنگیترین کشورها، همیشه علاقه وافری به جام جهانی داشته است. این بار، همانند ایالات متحده، این اشتیاق به اوج بیسابقهای رسید. هر یک از مسابقات مرحله گروهی در میان پربینندهترین برنامههای پخش زنده فوتبالی بل مدیا و در زمره پربینندهترین برنامههای تلویزیونی سال ۲۰۲۶ قرار گرفتند؛ به طوری که برخی از بازیهای خاص حتی از آمار بینندگان هاکی مردان در المپیک ۲۰۲۶ میلان-کورتینا—که اولین تورنمنت با حضور بازیکنان NHL از سال ۲۰۱۴ بود—فراتر رفتند.
شکست در مرحله یکهشتم نهایی مقابل مراکش به طور متوسط ۵.۴ میلیون کانادایی را پای گیرندهها کشاند و در مجموع به بیش از ۱۱ میلیون بیننده رسید؛ این یعنی بیش از ۲۰ درصد از مردم کشور به این بازی چشم دوخته بودند. در مقایسه با ۳۰ میلیون بینندهای که رکورد پخش فوتبال در ایالات متحده را برای بازی آمریکا و بلژیک ثبت کردند، این آمار سهم بسیار بزرگتری از جمعیت کانادا را نشان میدهد، چرا که رقم ثبتشده در آمریکا تنها ۸.۵ درصد از کل جمعیت بود.
در حالی که آمار بینندگان کمیترین معیار برای سنجش میزان علاقه است، عادی شدن تماشای فوتبال کانادایی در این کشور نیز کاملاً مشهود بود. ناگهان هر برنامه ورزشی روی جام جهانی تمرکز کرد، حتی زمانی که نقلوانتقالات آزاد NHL—که جنبه کلیدی روز کانادا و اول جولای است—توجه زیادی را به خود جلب کرده بود. کیتهای جدید نیز به سرعت از قفسهها ناپدید شدند و فدراسیون فوتبال کانادا و نایکی بالاترین نرخ فروش تاریخ را برای هر نوع کیتی پیشبینی کردند. میزان علاقه به کانادا در جام جهانی شبیه به هیچ چیز دیگری که قبلاً دیده شده بود، نبود. اکنون این امیدواری وجود دارد که این موضوع بتواند به پوشش رسانهای بیشتر تیم در آینده ترجمه شود و پتانسیل این را داشته باشد که فوتبال کانادا را حتی بدون جذابیت جام جهانی، در یک کانون توجه منظم قرار دهد.

خوب: جسی مارش استانداردها و انتظارات را بالا میبرد
دو سال پیش، زمانی که تیم ملی مردان کانادا در آستانه از دست دادن کوپا آمهریکا ۲۰۲۴ بود، به نظر میرسید که جام جهانی ۲۰۲۲ ممکن است نقطه اوج این تیم بوده باشد. سپس، آنها صعود کردند و به مرحله نیمهنهایی رسیدند و استانداردهای و انتظارات را در جام جهانی خانگی بالا بردند. با این حال، انتظارات احتمالاً به اندازه آنچه تیم به دست آورد بالا نبود، به خصوص بدون حضور آلفونسو دیویس، مارسلو فلورس و اسماعیل کونه.
با راهیابی به مرحله یکهشتم نهایی و شکست دادن آسان تیمهایی که انتظار میرفت، انتظارات از شاگردان مارش افزایش یافته است. در حالی که آنها تیم سید یک و سرگروه بودند، احساس خواهند کرد که با چهار سال آمادهسازی بیشتر، میتوانند به جایی که در سال ۲۰۲۶ به کار خود پایان دادند یا پتانسیل صعود به مرحله یکچهارم نهایی در سال ۲۰۳۰ بازگردند و همچنین یک جام منطقهای را دنبال کنند؛ افتخاری که از زمان جام طلایی کونکاکاف در سال ۲۰۰۰ از کانادا دور مانده است.
خوشبختانه، آنها مرد مناسبی را برای این کار تا سال ۲۰۳۰ در اختیار دارند. جسی مارش، هر چند ممکن است با سبک پر سروصدا و پرشور خود مایه رنجش برخی افراد شود، اما کانادا را در دو تورنمنت مهمی که مربیگری کرده به اوجهای جدیدی رسانده است. در حالی که ممکن است به برخی تعدیلها نیاز باشد—مانند یک دوره آرامش احتمالی پس از سوت پایان قبل از انجام مصاحبه—او مربی و رویکرد مناسبی برای این شغل است و فرصت حضور در یک چرخه کامل جام جهانی را خواهد داشت.
مارش گفت: «ما کار بسیار بیشتری برای انجام دادن داریم. من میدانستم وظیفه من کمک به موفقیت هرچه بیشتر تیم ملی است و میدانستم که این بهترین کاری است که میتوانیم برای این ورزش انجام دهیم: کمک به این مردان جوان برای ارائه بهترین عملکردشان، و آنها این کار را انجام دادند. کار ما تمام نشده است و فکر میکنم یک اثر موجی عظیم در رابطه با امکانات توسعه بازیکنان جوان و مربیان جوان در این ورزش در کشور ایجاد خواهد شد.»
انتظارات بالاتر، هیجانزده شدن تیم را برای نتایج کوچک چالشبرانگیزتر میکند، اما در عین حال اجازه میدهد تا رویاهای بزرگ و واقعی برای کسب جامها و صعودهای عمیق مانند قبل وجود داشته باشد؛ و هر چیزی جز این باید به عنوان یک شکست بزرگ تلقی شود.
این جام جهانی بستری را برای بسیاری از هستههای جوان کانادا فراهم کرد تا خود را نشان دهند و دوران بعدی برنامههای تیم ملی را با ستارههایی که همگی زیر ۲۵ سال سن دارند، پایهگذاری کنند؛ از جمله لوک دی فوگرول (۲۰)، اسماعیل کونه (۲۴)، ناتان سالیبا (۲۲)، پرومیس دیوید (۲۵) و نیکو سیگور (۲۲). از دیگر بازیکنان کلیدی احتمالی برای آینده در گروه فعلی میتوان به دیویس (۲۵) اشاره کرد که اگر بتواند به سلامت کامل بازگردد، در سومین جام جهانی احتمالی خود ۲۹ ساله خواهد بود و بومبیتو که ۳۰ ساله و در سن اوج برای یک مدافع میانی فیکس خواهد بود.
با این حال، آن استعدادهای زیر ۲۵ سال تا حد زیادی نشان دادند که میتوانند در سطح جام جهانی در میان نخبگان باشند و با تشکیل هسته بعدی تیم ملی، فرصتهای بسیار بیشتری خواهند داشت. اینکه چه کسانی در اطراف آنها قرار میگیرند به عنوان یک راز باقی مانده است. در حالی که مسیرهای استعدادیابی کشور رشد کرده است، بازیکنی مانند بومبیتو تا سن ۲۲ سالگی در درفت سوپر لیگ فوتبال آمریکا (MLS)، پس از گذراندن کالج کوچک و بدون اینکه هرگز برای کانادا در سطوح پایه بازی کند، کشف نشده بود. احتمال دارد دیگران نیز از شکافهای مشابهی عبور کرده باشند و بتوانند در چند سال آینده ظهور کنند.
آلیستر جانستون گفت: «من فکر میکنم این ورزش راه طولانی را پیموده است و هنوز از نظر عجین شدن با هویت کانادایی راههایی در پیش دارد... اما ما میدانیم که با توجه به ساختار جمعیت کانادا از نظر دموگرافی واقعی و تمام فرهنگهای مختلف، هیچ دلیلی وجود ندارد که فوتبال نباید یکی از محبوبترین، اگر نه محبوبترین ورزش باشد. اگر به این کار ادامه دهیم، خیلی تعجب نخواهم کرد اگر این بازی به رشد خود ادامه دهد و این چیزی است که ما به عنوان بازیکن، همانطور که کادر فنی گفتند، همه میخواهیم انجام دهیم، زیرا میخواهیم این بازی تا حد امکان بزرگ شود و همچنین میخواهیم تیم ملی ما به برداشتن گامهایی برای رقابت در سطوح بالاتر و بالاتر با گذشت سالها ادامه دهد.»
با این حال، مهمترین بخش از کل این روند ممکن است جوانان آماده برای سال ۲۰۳۰ نباشند، بلکه اثری باشد که افزایش علاقه بر هواداران در میان جوانان کانادایی گذاشته است؛ کسانی که میتوانند بیش از هر زمان دیگری به دنبال رویاهای فوتبالی خود بروند و پتانسیل پایهریزی برای سال ۲۰۳۴ و فراتر از آن را داشته باشند. اگر المپیکهای گذشته به میزبانی کانادا در سالهای ۱۹۷۶، ۱۹۸۸ و ۲۰۱۰ نشانهای از فاکتور الهامبخش پایهریزی برای موفقیتهای آینده باشد، پس باید امیدهای زیادی برای دهه آینده ورزشکاران وجود داشته باشد.

چالشبرانگیز: آیا لیگ برتر کانادا میتواند دوام بیاورد؟
اگر فوتبال کانادا قرار است روی افزایش علاقه سرمایهگذاری کند، باید مسیرهایی برای ورود به بازی حرفهای و فراتر از آن وجود داشته باشد. برای بخش زیادی از کشور، این موضوع به لیگ برتر کانادا (CPL) بستگی دارد که در هشتمین فصل خود قرار دارد اما برای به دست آوردن جایگاهی در جریان اصلی با مشکل مواجه بوده و با وجود اضافه شدن دو باشگاه برای حفظ یک لیگ هشت تیمی، شاهد انحلال دو تیم بوده است.
در حالی که داشتن یک لیگ داخلی برای هر کشوری مهم است، سطح بازی و تعداد تماشاگران در CPL برای برداشتن گامهای بزرگ با چالش روبرو بوده است. این لیگ با دستمزدهای پایین دست به گریبان است، به این معنی که بسیاری از بازیکنان باید راههای ثانویهای را برای کسب درآمد مناسب دنبال کنند. در سال ۲۰۲۶، حداقل دستمزد این لیگ ۳۰۰۰۰ دلار کانادا است و کسانی که قراردادهای توسعهای دارند حداکثر ۲۵۰ دلار در هفته درآمد دارند که هر دو بر اساس سرشماری سال ۲۰۲۱، بسیار پایینتر از میانگین درآمد متوسط ۴۲۶۰۰ دلار کانادا قرار میگیرند. اگرچه CPL گزارشهای مالی کامل را منتشر نکرده است، اما تعداد کمی از تیمها تماشاگران زیادی را به خود جلب میکنند که این امر درآمدهای بلیتفروشی را محدود میکند.

پیش از این، یک قرارداد سودآور رسانهها و سرگرمیهای فوتبال کانادا (CSME) را به لیگ برتر کانادا متصل میکرد و از درآمدهای پخش و حمایت مالی فوتبال کانادا به این دو سازمان پول تزریق میکرد و جنبه کلیدی در زنده نگه داشتن لیگ بود. با این حال، اکنون آن قرارداد مجدداً تعدیل شده است و وجوه بیشتری را به فوتبال کانادا اختصاص میدهد، اما وضعیت مالی CSME و CPL را با مشکل مواجه میکند. با این نگرانیهای مالی، آینده برای سطح اول فوتبال مردان مبهم است؛ لیگی که تا حدودی—مانند MLS در سال ۱۹۹۶—برای تضمین جام جهانی ۲۰۲۶ معرفی شده بود.
کوین بلو، دبیرکل و مدیر اجرایی فدراسیون فوتبال کانادا پس از این دوره از رقابتهای جام جهانی گفت: «هرچه فوتبال حرفهای در این کشور بیشتر باشد، بهتر است. شرایطی که فوتبال حرفهای را قادر به شکوفایی میکند، شامل یک اکوسیستم رسانهای قوی و سالم است که در آن سرمایهگذاری میکند و شرکتهای کانادایی که در آن سرمایهگذاری انجام میدهند. به طور فزایندهای، سرمایهگذاران، خواه سرمایهگذاران خصوصی باشند یا برندهایی که به دنبال بازگشت بازاریابی هستند، این فرصت را دارند که یاد بگیرند و درک کنند که این ورزش سریعترین رشد و بیشترین ارتباط جهانی را در کانادا دارد.»
منبع: گل