حماسه التری در تاریخ فوتبال
مکزیک با دیوار آهنین رکورد جام جهانی را شکست
تیم ملی مکزیک با صعودی مقتدرانه و کسب سه پیروزی پیاپی بدون حتی یک گل خورده، برای اولین بار در تاریخ جام جهانی یک رکورد رویایی را به نام خود ثبت کرد.
به گزارش ایلنا، باشکوهترین و رویاییترین شب تاریخ فوتبال مکزیک رقم خورد؛ شب غرش ۸۰ هزار روحِ عاشق در استادیوم مکزیکوسیتی. «التری» کامل و بینقص، نهتنها تاریخ را بازنویسی کرد، بلکه طلسم و نفرین دیرینه خود را هم شکست.
آتشبازی و طوفانی که با گلهای ماتئو چاوز، جولیان کوئینونز و آلوارو فیدالگو به پا شد، پایانی بود بر تمام بدشانسیهای تاریخی مکزیک در ماجراجوییهای جام جهانی. یک صعود بینقص با طعم ۱۰۰ درصد پیروزی، برای اولین بار در تاریخ؛ دستاوردی که نه در ۱۹۷۰ به دست آمده بود و نه در ۱۹۸۶. صعود بدون حتی یک گل خورده؛ شاهکاری که پیش از این تنها شش تیم در کل تاریخ فوتبال به آن رسیده بودند. با کلینشیتی رویایی، تقدیری شایسته از یک دروازهبان افسانهای، رونمایی از جواهری بیقیمت، و قداست غیرقابلنفوذ یک دژ خانگی. همه اینها با خوندل خوردن، اشکها و لبخندها به دست آمد. تا پیش از این میگفتیم این رویاها هرگز اتفاق نمیافتد، اما حالا اگر واقعاً تعبیر شود چه؟
چرا که وقتی پای مکزیک در میان باشد، همیشه یک جای کار میلنگد و همهچیز میتواند خراب شود. هواداران در این سرزمین متناقض، سوررئال و تراژیک، سالهاست که به ناکامی در یکقدمی موفقیت عادت کردهاند؛ ضربات پنالتی کابوسوار مقابل بلغارستان در ۱۹۹۴، ضربه چیپ نافرجام لوئیس هرناندز در فرانسه ۹۸، شکست تلخ مقابل ایالات متحده در ۲۰۰۲، شلیک مهارنشدنی ماکسی رودریگز در آلمان ۲۰۰۶، اشتباه مهلک ریکاردو اوسوریو در ۲۰۱۰ و آن پنالتی مشکوک و لعنتی روبن در ۲۰۱۴.

همیشه همین بوده؛ ذهنیت مکزیکی با شکست پیوند خورده و همه میدانند که توپ تقریباً هیچوقت به نفع آنها نمیچرخد، اما با این حال تا زمانی که کورسوی امیدی هست، از آن لذت میبرند؛ زیرا در این فرهنگ، جشن و با هم بودن حتی از خود پیروزی هم مهمتر است. پیش از این، همه چیز خراب میشد و دیگر برای کسی مهم نبود، اما امروز ماجرا فرق میکند. امروز بالاخره همهچیز دارد به نفع ما پیش میرود؛ ستارهها در یک خط قرار گرفتهاند و زمان پادشاهی التری فرا رسیده است.
نیمه اول این نبرد نفسگیر در استادیوم CDMX با تساوی بدون گل به پایان رسید. ضربه چرخشی و خطرناک ویسینسکی اولین آه بلند و معروف تماشاگران را در ورزشگاه به آسمان بلند کرد؛ همان فریاد مطلق و کرکنندهای که مخصوص شبهای بزرگ آزتکا است. التری اما برای پاسخ دادن وقت را تلف نکرد؛ جایی که کوفال، مانند یک قطار تندروی برنو-پراگ، طول اتوبان تلالپان را استارت میزد و چِرو نمیتوانست تمام فضای سانتا اورسولا را پوشش دهد. در این میان، مارتینز به اندازه ۴۰ سال دوران جنگ سرد وقت نیاز داشت تا یک شوت به سمت دروازه شلیک کند و کمی بعد، هراناک در محوطه جریمه «مموت» را سرنگون کرد، اما فالکون پرز، قاضی میدان، اعتقادی به خطای پنالتی نداشت. وقت استراحت و نوشیدن آب نیز قفل بازی را باز نکرد؛ چرو و سادیلک با کمک کوفال و دودرا که جناحین را کاملاً قفل کرده بودند، کنترل میانه میدان را در دست گرفتند. گیلبرتو مورا در سیاهچاله دفاعی حریف اسیر شده بود و رومو مجبور بود برای خنثی کردن ویسینسکیِ تکنیکی که یادآور توماس روسیچکی بود، بیوقفه بجنگد.

مکزیک سرانجام پس از خارج شدن دودرا و کوفال از فرم ایدهآل و رهایی مورا از بند چرو، ریتم ویرانگر خود را پیدا کرد. سمفونی پاسهای کوتاه و بلند از چپ به راست، با نفوذ انفجاری آلوارادو از جناحین و پاس بلند و غریزی سانچز تکمیل شد که توپ را مستقیماً به کووار رساند.
شانس دوم بلافاصله خلق شد: مورا، این جواهر واقعی مکزیک، توپ را به زیباترین شکل ممکن برای آلوارادو کاشت، اما «پیوخو» توپ را به آسمان سیاتل فرستاد. دقایقی بعد، شوت سرکش کوئینونز میرفت که به کنج دروازه بچسبد، اما کووار با چشمانش مسیر اوج گرفتن توپ را تماشا کرد. التری بیوقفه تلاش کرد تا سرانجام از تاریکی خارج شد؛ جمهوری چک دیگر حتی نمیتوانست توپ را لمس کند و ویسینسکی به یک سایه کمرنگ در زمین تبدیل شده بود. با سوت نیمه اول توسط فالکون پرز، کوبک، سرمربی چک، با دستهای خالی راهی رختکن شد.

شاعر جوان و نابغهای که با توپ جادو میکند
با شروع نیمه دوم، مورا به یک روح آزاد در زمین تبدیل شد. این پدیده اهل توکسلا، با پاسهای کوتاه و خلاقانهاش، کنترل جریان بازی را به دست گرفت؛ او فضاهایی را میبیند که کمتر کسی قادر به دیدنشان است. با همان هوش و بینش ماورایی، او رومو را دید که خطوط دفاعی چک را شکافته بود. قهرمان گوادالاخارا در آن لحظه فاقد آن غریزه کشندهای بود که یک هفته پیش او را به اوج شکوه رسانده بود؛ او فقط پایش را زیر توپ زد تا از شر آن خلاص شود، اما خیلی زود راهی برای جبران پیدا کرد. رومو در یک جنگ تنبهتن و گلآلود با ویسینسکی و کریچی درگیر شد؛ جنگ ساقها و تکلهای خشن. و البته که جنگجوی آزتک برنده این نبرد شد.
سپس ماتئو چاوز، سرباز فداکار آاس آلکمار، با جرقههایی که از استوکهایش بلند میشد و با سنگینی رویای ۱۵۰ میلیون مکزیکی روی شانههایش، استارت زد. پسر «تیلون» عدالت خانوادگی را برقرار کرد؛ یک ضربه نرم و استادانه با پای چپ از فاصله ۳۰ متری، در حالی که کووار بدون هیچ کمکی از سوی مدافعانش فقط تماشاگر بود. توپ به آرامی در گوشه تور دروازه آرام گرفت تا یک زلزله فوتبالی تمام مکزیک را به مرز انفجار برساند.
مورا، همانطور که گفتیم، مثل یک شعر ناب و آزاد در زمین جاری بود؛ پدیدهای که توپ برایش مثل پر سبک است. این نابغه توپ را جلو آورد، به چپ و راست نگاه کرد، با پای چپ بدن زد، با آرامشی خاص پیشروی کرد و دوباره اطرافش را اسکن کرد تا اینکه متوجه شد خورخه سانچز چگونه پشت سر دودرا صاحب فضا شده است. مدافع کناری با کووار برخورد کرد، هولش تلاش کرد توپ را دور کند اما فقط توانست سانچز را سرنگون کند که با دروازهبان روی زمین غلت میخوردند. در میان این شلوغی و آشفتگی خندهدار خط دفاعی چک، کوئینونز زودتر از هولش نوک پای خود را به توپ زد، در حالی که سادیلک هرگز به گرد پای این حرکت هم نرسید.

تحقق رویای ششتایی شدن اوچوا
ترکیب اصلی تیم کوبک کمکم تحت تاثیر ارتفاع بالا، خستگی شدید و جو وحشتناک استادیوم دچار فروپاشی شد. دودرا برای نفس کشیدن التماس میکرد، ویسینسکی هنوز گیجِ تغییرات تاکتیکی بود و کووار خود را در برابر دیوار تنها میدید. از آنجایی که خطر کاملاً رفع شده بود، خاویر آگیره به خواست پرشور تماشاگران تن داد: یک تعویض تشریفاتی و تاریخی در جام جهانی برای گیرمو اوچوا. نماد زنده فوتبال مکزیک پا به زمین گذاشت تا غرق در عشق و تشویقی شود که شایسته افسانه شش دوره حضور او در جام جهانی است؛ رانجل نیز با لبخندی بر لب این جایگاه را به او واگذار کرد.
سپس کوئینونز یک شوت سرکش دیگر به آسمان فرستاد، سوچک دچار مصدومیت شدید زانو شد و بازی مانند طوفانهای سهمگین مکزیکوسیتی جریان داشت تا اینکه فیدالگوی اسپانیایی، که حالا دیگر از هر مکزیکیِ اصیلی هم مکزیکیتر شده، با یک گل فوقالعاده زیبا، فرآیند پیوند خوردن خود به این سرزمین سورئال و زیبا را کامل کرد.
پیش از این گل، سانتی خیمنز یک موقعیت را از دست داده بود و آلوارادو در ریباند ترجیح داد فیدالگو را صاحب توپ کند که سانتا اورسولا را تبدیل به خانه خود کرده بود. اشکهای او قفل این فستیوال ملی را باز کرد؛ حالا جشن و پایکوبی در مکزیکوسیتی ابعادی به خود خواهد گرفت که حتی کافکا هم نمیتواند آن را توصیف کند؛ چه شب رویایی و جنونآمیزی!

برتری مطلق یوزهای آگیره در مستطیل سبز
تیم ملی مکزیک در نیمه دوم با به ثمر رساندن سه گل پیاپی، کار حریف اروپایی خود را یکسره کرد. نگاهی به آمارهای پایان بازی به خوبی نشاندهنده برتری مطلق و بیچونوچرای شاگردان آگیره در این نبرد تاریخی است:
امید گل (xG) ۱.۷۹ مکزیک: مکزیکیها موقعیتهای بسیار خطرناکتری را نسبت به جمهوری چک (۰.۴۷) ایجاد کردند که بازتابدهنده برتری مطلق فاز تهاجمی آنهاست.
۵ شوت در چارچوب: کارآمدی و دقت، کلید اصلی این برد بود؛ مکزیک در مجموع کمتر از رقیب خود شوت زد (۱۱ در برابر ۱۳)، اما نرخ شوتهای داخل چارچوب آنها به مراتب بالاتر بود (۵ در برابر ۱).
۱۱۰ پاس در یکسوم دفاعی حریف: مکزیک بسیار بیشتر از چک (۷۴ پاس) به منطقه جریمه حریف نفوذ کرد که نشاندهنده عمق و زهر تهاجمی آنها در زمین حریف است.
ضربات کشنده در ۶ دقیقه: گلهای ماتئو چاوز و جولیان کوئینونز در دقایق ۵۵ تا ۶۱ به طور کلی شیرازه دفاعی چک را از هم پاشید و جریان بازی را به نفع میزبان قفل کرد.