خبرگزاری کار ایران

روایت یک بازدید صنعتی؛ صنایع مادر چگونه در بحران مزیت رقابتی می‌سازند؟

اقتصاد در پناه سنگرهای صنعت

اقتصاد در پناه سنگرهای صنعت

در اقتصاد سیاسی بحران، عیار واقعی یک ملت نه در دوران رونق، بلکه هنگام گسست زنجیره‌های تأمین سنجیده می‌شود. به نظر می‌رسد ایران پس از جنگ رمضان، به‌تدریج از الگوی توسعه خطی صنعتی فاصله گرفته و در حال آزمودن پارادایمی تازه است: تاب‌آوری همه‌جانبه با تکیه بر هسته‌های صنعتی چندکارکردی. دیدارهای اخیر معاون اول رئیس‌جمهور با مدیران فولادمبارکه و هلدینگ خلیج‌فارس نیز نشانه‌ای از همین رویکرد است؛ جایی که صنعت صرفاً محل تولید نیست، بلکه به سنگر ژئواکونومیک، ابزار دیپلماسی اقتصادی و بستری برای بازسازی سریع تبدیل می‌شود. در این نگاه، صنایع باید هم‌زمان تولیدکننده ثروت، مولد سرمایه اجتماعی و اهرم چانه‌زنی ایران در اقتصاد منطقه‌ای و جهانی باشند.

به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی فولاد مبارکه، در اقتصاد سیاسی مدرن، بقا و توسعه صنایع مادر در زمانه بحران، عیار واقعی مزیت رقابتی یک ملت را مشخص می‌کند. پس از فروکش کردن التهابات ناشی از درگیری‌های اخیر در منطقه (جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان)، بررسی‌ها نشان می‌دهد که پیکره‌بندی صنعتی ایران در حال یک شیفت استراتژیک از مدل توسعه خطی به پارادایم تاب‌آوری همه‌جانبه است. دیدارهای اخیر معاون اول رئیس‌جمهور با عالی‌ترین سطوح مدیریتی فولاد مبارکه و هلدینگ خلیج فارس، مانیفست این دکترین جدید را عیان ساخت؛ دکترین که در آن، کارخانه‌ها صرفاً کانون تولید نیستند، بلکه سنگرهای ژئواکونومیک کشور به شمار می‌روند و حفظ تولید مهمترین هدف صنعت است. صحبت‌های مطرح شده در این دیدارها بر سه محور تحلیلی متمرکز است؛ پویایی زنجیره ارزش، برنامه‌ریزی تداوم کسب و کار و استراتژی نفوذ در بازار.

استراتژی دشمن در تخریب هسته های صنعت

در چارچوب مدل زنجیره ارزش، فلج کردن یک اقتصاد نیازمند هدف قرار دادن هسته های اصلی آن است؛ نقاطی که بیشترین ارزش افزوده و پیوندهای پسین و پیشین را در ساختار اقتصاد ملی دارا هستند. دقیقا همانند اهداف صنعتی که دشمن متجاوز در جنگ رمضان آن ها را مورد اصابت قرار داد؛ فولاد مبارکه و پتروشیمی‌های ماهشهر و عسلویه. معاون اول رئیس‌جمهور با درک دقیق این منطق، استراتژی مهاجمان را چنین تحلیل می‌کند: «فولاد مبارکه به دلیل نقش تعیین‌کننده خود در اقتصاد کشور، به‌صورت هدفمند مورد حمله دشمن قرار گرفت.» وی در جای دیگری این گزاره را بسط داده و می‌افزاید: «دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی در جنگ رمضان، راهبرد حمله به زیرساخت‌ها و صنایع کشور را در پیش گرفت و صنایع فولاد و پتروشیمی را هدف قرار داد تا ضمن ایجاد بیکاری، صنایع پیشران کشور را تخریب کند، اما این راهبرد نیز شکست خورد.»

شکست این راهبرد، ریشه در سرعت بازیابی و عمق توانمندی‌های درون‌زای تکنولوژیک دارد. در استانداردهای جهانی صنعت فولاد، واکنش سریع به شوک‌های برون‌زا یک مزیت حیاتی است. همان‌طور که عارف تصریح کرد: «با وجود این آسیب‌ها، روند بازسازی و نوسازی با سرعتی فراتر از پیش‌بینی‌ها در حال انجام است و دولت نیز تمام توان خود را برای حمایت از این روند به‌کار خواهد گرفت.»

پیشتر سعید زرندی نیز در دیدار با نمایندگان مجلس از اتخاذ استراتژی لازم در جهت کاهش التهاب موقت بازار ورق و پایداری تولید در پایین دست سخن گفته بود.

مدیریت ریسک و سناریوسازی در دوران پساجنگ

رهبران جهانی فولاد، سال‌هاست که برنامه‌های «تداوم کسب‌وکار» (BCP) را نه به عنوان یک پروتکل ایمنی، بلکه به عنوان هسته مرکزی استراتژی رقابتی خود می‌نگرند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دولت، صنایع مادر را به اتخاذ آن ملزم کرده که البته در فولاد مبارکه این رویکرد تحت عنوان رویکرد پایداری سالهاست از مرحله برنامه ریزی گذشته و با ارائه گزارش های مستمر پایداری به مرحله اجرا رسیده است.

عارف با تأکید بر گذار از مدیریت روزمره به مدیریت استراتژیک بحران، دستور کار جدیدی را روی میز مدیران قرار داد: «فولاد مبارکه باید برای تداوم تولید در شرایط بحران برنامه‌ریزی دقیق داشته باشد و سناریوهای مشخصی برای دوران پساجنگ رمضان طراحی کند، چراکه ایران پس از این جنگ با شرایط متفاوتی مواجه خواهد بود.»

گزارش ارائه‌شده توسط سعید زرندی، مدیرعامل فولاد مبارکه، مبنی بر «تشریح مدیریت بازیابی و تداوم کسب‌وکار» و همچنین «استراتژی‌های محوری این گروه در افق ۱۴۱۴»، نشان‌دهنده همگرایی بنگاه با این رویکرد کلان است. این بنگاه با تکیه بر برنامه کلان «اقتصاد جنگ» و «مقاوم‌سازی اقتصاد ملی»، اکنون در حال تدوین سناریوهایی است که در صورت بروز قطعی‌های زنجیره تأمین یا شوک‌های لجستیکی، جریان تولید حداقل آسیب را متحمل شود.

دیپلماسی صنعتی و نفوذ در بازارهای نوظهور

خروج از لاک دفاعی و اتخاذ یک رویکرد تهاجمی در بازارهای بین‌المللی، سومین رکن این دکترین است. استراتژی رقابتی حکم می‌کند که با تغییر موقعیت ژئوپلیتیک یک کشور، قلمرو بازارهای آن نیز باید بازتعریف شود. معاون اول رئیس‌جمهور با ابلاغ یک مأموریت ویژه به فولاد مبارکه، بر «ضرورت حضور قدرتمند این مجموعه در بازارهای اوراسیا و جهان اسلام» تأکید کرد. وی با رویکردی که یادآور تحلیل‌های واقع‌گرایانه در حوزه اقتصاد بین‌الملل است، اظهار داشت: «تحولات اخیر موقعیت کشور را تقویت کرده و به گفته برخی تحلیلگران خارجی، ایران در زمره قدرت‌های برتر جهان قرار گرفته است. بنابراین باید برنامه‌ریزی‌های ما با توجه به موقعیت ابرقدرتی ما در جهان تدوین شود.»

این نگاه، فولاد مبارکه را از یک بازیگر متمرکز بر تأمین نیاز داخل، به بازوی اجرایی دیپلماسی اقتصادی ایران در پیمان‌هایی نظیر بریکس و شانگهای ارتقا می‌دهد. استفاده از اهرم‌های ژئوپلیتیکی نظیر تنگه هرمز در کنار توسعه بازارهای صادراتی، به معنای ایجاد شبکه درهم‌تنیده‌ای از منافع با کشورهای منطقه است که هزینه هرگونه تحریم یا تخاصم در آینده را برای رقبا به‌شدت افزایش می‌دهد. این در حالی است که مدیران فولاد مبارکه در سفر سال گذشته وزیر صنعت به افغانستان، همکاری های مشترک بین المللی در حوزه زنجیره معدن و فولاد را در این کشور تعریف کردند.

سرمایه اجتماعی به مثابه مزیت پایه

هیچ صنعتی بدون داشتن پایگاهی مستحکم در جامعه پیرامونی خود نمی‌تواند در برابر طوفان‌های ژئوپلیتیک دوام بیاورد. مفهوم خلق ارزش مشترک که در استراتژی‌های مدرن جایگزین مسئولیت‌های اجتماعی سنتی شده، در اینجا نمود عینی می‌یابد. تأکید عارف بر اینکه فولاد مبارکه «علاوه بر تولید، مسئولیت‌های اجتماعی خود را نیز به‌خوبی ایفا کرده» و همچنین اشاره وی به نقش‌آفرینی مردم در خنثی‌سازی تحرکات دی‌ماه و نبردهای اخیر، بیانگر پیوند عمیق میان سرمایه اجتماعی و اقتدار صنعتی است. به تعبیر معاون اول، جمهوری اسلامی با اتکا به سه پشتوانه اصلی یعنی «میدان، خیابان و دیپلماسی» توانسته است این گذار تاریخی را مدیریت کند.

فولاد مبارکه و هلدینگ خلیج فارس، به عنوان ستون‌های اقتصاد ملی، از یک آزمون استرس بی‌سابقه با موفقیت عبور کرده‌اند. بیانات اخیر در سطح عالی اجرایی کشور و برنامه‌ریزی‌های افق ۱۴۱۴ نشان می‌دهد که راهبرد صنعتی ایران در دوران پساجنگ، بر پایه «افزایش تاب‌آوری از طریق نوسازی تکنولوژیک» و «گسترش بازارهای هدف در حوزه اوراسیا» استوار شده است؛ راهبردی که اگر با همان سرعت فعلیِ بازسازی، به مرحله اجرا درآید، مزیت رقابتی پایدار اقتصاد ایران را در دهه‌های پیش‌رو تضمین خواهد کرد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز