آیا فولاد مبارکه میتواند تجربههای گذشته را برای بازسازی آینده همافزا کند؟
بازسازی فولاد مبارکه؛ آزمون بزرگ صنعت ایران
بازسازی برای هر مجتمع صنعتی یک آزمون فنی و مهندسی است، اما برای فولاد مبارکه آزمونِ ظرفیت دانشی و مدیریتی چهار دهه فعالیت است؛ مجموعهای که دههها محور شکلگیری دانش فنی فولاد در ایران بوده، پس از حادثه اخیر بار دیگر در برابر یک پرسش راهبردی قرار گرفته است: آیا فولادمبارکه میتواند تجربه انباشته نسلهای مختلف مدیریتی و ظرفیت گسترده صنعتی خود را همافزا کرده و بازگشتی سریع، ایمن و هوشمندانه به مدار تولید رقم بزند؟ نشست اخیر مدیرعامل فولاد مبارکه با مدیران نسل اول و پیشکسوتان دوران ساخت و بهرهبرداری نیز دقیقاً حول همین دغدغه شکل گرفت؛ اینکه بازسازی تنها یک عملیات اجرایی نیست، بلکه نیازمند وفاق داخلی، انضباط مهندسی و بهرهگیری از سرمایه دانشی چهار دهه فعالیت این مجموعه است.
به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی فولاد مبارکه؛ نام بازسازی که به میان میآید، ناخودآگاه نگاهها به فولاد مبارکه دوخته میشود؛ مجموعهای که دههها سنگبنای شکلگیری دانش فنی و مهندسی فولاد در کشور بوده و امروز، پس از حادثه اخیر، بار دیگر در نقطهای سرنوشتساز ایستاده است.
نشست مشترک مدیرعامل فولاد مبارکه با مدیران نسل اول و پیشکسوتان ساخت و دوران بهرهبرداری، فارغ از محتوای تخصصی آن، حامل یک پیام مهم بود: بازسازی، کاری صرفاً اجرایی نیست؛ نیازمند وفاق، انسجام و بازگشت به روح حرفهای فولاد مبارکه است.
در این نشست، از محمد حسن عرفانیان تا بهرام سبحانی و معاونین اسبق بهرهبرداری و تکنولوژی، یک مفهوم مشترک را برجسته کردند:
بازسازی باید بر دو اصل بنا شود؛ اتکا به دانش انباشته و استفاده هوشمندانه از ظرفیت داخلی.
اما پرسش کلیدی این است:
آیا فولاد مبارکه میتواند این حجم از تجربه و توان پراکنده را دوباره همافزا کرده و در قالب یک استراتژی جامع برای بازگشت سریع و ایمن به مدار تولید بهکار گیرد؟

پیشکسوتان و خبرگان صنعت فولاد ایران در این نشست بر چند محور حیاتی تأکید داشتند:
اول. اسناد ساخت، ستون فقرات بازسازی:
نسل اول مدیران فولاد مبارکه یادآور شدند که مستندات و نقشههای ساخت اولیه، سرمایهای بیبدیل است؛ سرمایهای که اگر مبنا قرار گیرد، میتواند سرعت و دقت بازسازی را چند برابر کند.
پرسش این است که آیا این گنجینه عظیم بهطور نظاممند در اختیار تیمهای بازسازی قرار میگیرد؟
دوم. ضرورت ارزیابی دقیق و مدیریت زمان:
تجربههای سالهای بهرهبرداری نشان میدهد مرحله شناخت و ارزیابی، تعیینکنندهترین بخش مسیر بازسازی است.
مدیران اسبق هشدار دادند که هر تغییر کوچک در برنامه، میتواند پروژه را ماهها عقب بیندازد.
آیا سازوکارهای کنترل پروژه و مدیریت تغییر بهاندازه کافی سختگیرانه طراحی شدهاند؟
سوم. تکیه بر توان داخلی؛ نه از سر شعار، بلکه از سر ضرورت
تقریباً همه کارشناسان حاضر تأکید کردند که فولاد مبارکه در طول ۴۰ سال گذشته، بخش بزرگی از زنجیره مهندسی، ساخت، تعمیرات و پشتیبانی خود را بومی کرده است.
آیا این ظرفیت عظیم در تعمیرگاهها، شرکتهای مهندسی و اکوسیستم پیرامونی فولاد مبارکه، در اولویت تصمیمگیری قرار میگیرد؟

چهارم. اهمیت امنیت سایبری و کارایی انرژی:
بازسازی امروز تنها بازسازی فیزیکی نیست.
نسل جدید تکنولوژی، بازسازی را به یک پروژه سایبری–فنی تبدیل کرده است.
مدیران تکنولوژی هشدار دادند که بازسازی بدون بازطراحی امنیت سایبری و انرژی، پایدار نخواهد بود.

پنجم. تصمیمگیری سریع؛ حلقه مفقوده پروژههای بزرگ:
پیشکسوتان یادآور شدند که در دوران ساخت فولاد مبارکه، بسیاری از تأخیرها با یک ماده واحده و کاهش بروکراسی حل شد.
پرسش این است: آیا بازسازی امروز نیز نیازمند همان سطح از اختیارات ویژه نیست؟
ششم. تجربه ساخت؛ نقشه راه امروز:
تقریباً تمام مدیران نسل اول بر موضوعی واحد تأکید کردند:
بازسازی، سختتر و پیچیدهتر از ساخت است.
اما همان روحیهای که زمانی توانست یک مجتمع فولادی عظیم را از صفر بسازد، امروز نیز میتواند این مجموعه را قویتر از گذشته احیا کند.
هفتم. مستندسازی؛ سرمایه فردا:
پیشنهاد مهم دیگر، ثبت کامل تجربه بازسازی است.
همانطور که اسناد ساخت اولیه امروز به کار آمدهاند، ثبت این تجربه نیز میتواند دارایی نسلهای بعد باشد.
با وجود سنگینی حادثه و پیچیدگیهای بازسازی، نگاه مشترک مدیران قدیمی روشن است:
فولاد مبارکه ظرفیت بازگشت دارد؛ به شرط آنکه بازسازی نه یک عملیات مکانیکی، بلکه یک پروژه ملی–دانشی دیده شود.
در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست:
آیا فولاد مبارکه میتواند با تکیه بر همگرایی داخلی، انضباط مهندسی و مدیریت چابک، مسیر بازسازی را به الگویی ملی تبدیل کند؟
پاسخ این پرسش، در نحوه اجرا و هماهنگی امروز نهفته است؛ در اینکه این مجموعه بتواند تجربه گذشته، توان امروز و ضرورت فردا را در یک نقطه به هم برساند.
