خبرگزاری کار ایران

جهان ایرانی و نظامات نوین بین‌المللی؛ از «هنجار» تا «رفتار»

جهان ایرانی و نظامات نوین بین‌المللی؛ از «هنجار» تا «رفتار»

به گفته رییس اداره گفت‌وگوهای فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در نظام جدید جهانی، جایی که قدرت نظامی و اقتصادی با «قدرت نرم و هنجاری» در هم آمیخته است، کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند ارزش‌های خود را به الگوهای رفتاری جهانی تبدیل کنند.

به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، هویت ایرانی با پشتوانه غنی و دیرینه فرهنگی و تمدنی خود، همواره به عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی در ایجاد انسجام و تاب‌آوری ملی در برابر چالش‌ها و تحولات جهانی عمل کرده است. در شرایط گذار نظام بین‌الملل به سوی نظم نوین جهانی، بازخوانی این هویت تمدنی و نقش بی‌بدیل آن در بازتولید همبستگی اجتماعی، ارائه الگوهای مبتنی بر صلح و مدارا، و شکل‌دهی به هندسه جدید قدرت نرم، اهمیت مضاعفی یافته است؛ هویتی که نشان می‌دهد چگونه حافظه تاریخی و پیوندهای عمیق فرهنگی می‌توانند تهدیدها را به فرصتی برای تداوم و شکوفایی تمدنی تبدیل کنند.

از همین رو، در سیزدهمین پیش‌نشست علمی جشنواره بین‌المللی تمدن نوین اسلامی که به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و موسسه تاریخ و فرهنگ دیارکهن با حضور محمدعلی ربانی، مدیرکل همکاری‌های علمی و دانشگاهی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، کیم سوآن استاد دانشگاه مطالعات خارجی هانکوک، دکتر عبدالمجید مبلغی عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سید عبدالله اسقاف استاد مطالعات غرب آسیا و مسئول اتاق ایران در دانشگاه براویجایا انگدونزی و امیر رضائی‌پناه مدرس دانشگاه و رییس اداره گفت‌وگوهای فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد؛ این موضوع مورد بحث و واکاوی قرار گرفت.

هویت ایرانی و نظم نوین جهانی؛ همبستگی در آینه فرهنگ و تمدن

در ابتدای این نشست ترکیبی محمدعلی ربانی، مدیرکل همکاری‌های علمی و دانشگاهی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در تبیین جایگاه هویت ایرانی در معادلات بین‌المللی اظهار کرد: هویت و تمدن ایرانی در مواجهه با فشارهای خارجی و تحولات نظم نوین جهانی، به جای فروپاشی، همبستگی و انسجام ملی را بازتولید می‌کند.

وی با اشاره به این «معجزه همبستگی» و تاب‌آوری شگرف، ریشه آن را در قدمت، استمرار تاریخی و ظرفیت‌های جهان‌شمول و تعاملیِ فرهنگ ایران دانست. به گفته وی، پیوندهای عمیق تاریخی و حافظه جمعی، ایران را به مثابه یک خانواده بزرگ انسجام بخشیده و تعلق تمدنی را فراتر از هرگونه اختلاف‌نظر سیاسی قرار داده است.

ربانی در ادامه تصریح کرد: عقلانیت و خردورزی ایرانی، همواره صلح و گفتگو را بر منازعه ترجیح می‌دهد؛ اما در زمان تهاجم، با تکیه بر فرهنگ حماسه (متبلور در شاهنامه) و پیوند آن با ارزش‌های دینی و عاشورایی، تهدید جنگ را به فرصتی برای بازسازی هویتی تبدیل می‌کند.

مدیرکل همکاری‌های علمی و دانشگاهی سازمان فرهنگ با استناد به شواهد تاریخی یادآور شد: تجربه تاریخی نشان می‌دهد تهاجمات ویرانگر (مانند حمله مغول‌ها) نه تنها به گسست جامعه ایرانی نینجامید، بلکه با هوشمندی تاریخی ایرانیان، مهاجمان نظامی در فرهنگ غنی این مرز و بوم هضم شده و به مبلغان تمدن ایرانی تبدیل شدند

وی در خصوص تقابل‌های معاصر و جنگ‌های ترکیبی افزود: در بحران‌های اخیر نیز، جامعه ایرانی در برابر منطق صرفاً مادیِ قدرت‌های خارجی، به «فرهنگ عزت» و پیوند وطن‌دوستی با ارزش‌های انسانی و دینی تکیه کرده است. بر این اساس، مردم به جای انفعال و فروپاشی روانی، به سمت خلق حماسه‌های جمعی و انسجام اجتماعی حرکت کرده‌اند.

ربانی در بخش پایانی سخنان خود با بررسی جایگاه ایران در مناسبات نظم نوین جهانی تاکید کرد: ملت‌های دارای پشتوانه تمدنی، در این مناسبات مقاوم‌تر و نظم‌سازترند. سرمایه فرهنگی ایران که بر پایه نظامی «اعتمادپایه» و مشارکت‌پذیر استوار است، نه تنها منبعی پایان‌ناپذیر برای تاب‌آوری و تولید امید در داخل است، بلکه ایران اسلامی را در جایگاه کانون هندسه جدید جهانی قرار می‌دهد. وی در نهایت خاطرنشان ساخت که در دوران پساجنگ، نخبگان می‌توانند با تکیه بر این هوشمندی تاریخی و ظرفیت‌های جهان اسلام، نقش بی‌بدیل ایران را در مهندسی و شکل‌دهی به نظم نوین تمدنی ایفا نمایند.

حافظه تمدنی و همبستگی تاب‌آور؛ هویت ایرانی در نظم نوین جهانی از نگاه یک پژوهشگر کره‌ای

 کیم سوآن استاد دانشگاه مطالعات خارجی هانکوک از کشور کره جنوبی، در تبیین جایگاه هویت ایرانی در مناسبات جهانی تاکید کرد که همبستگی جامعه ایرانی در برابر فشارهای خارجی، صرفاً یک واکنش سیاسی و مقطعی نیست، بلکه تبلور «حافظه تمدنی»، کرامت فرهنگی و تعلق ملی مشترک است.

وی از منظر یک پژوهشگر کره‌ای که کشورش تجربیات تاریخی مشابهی از جنگ، استعمار و تهدیدات خارجی را از سر گذرانده است، خاطرنشان کرد که هویت تمدنی، حیاتی‌ترین منبع تاب‌آوری و استقامت اخلاقی یک ملت به شمار می‌رود. این استاد دانشگاه با بیان اینکه ایران تنها یک دولت-ملت مدرن نیست، تصریح کرد: ایران تمدنی با لایه‌های هویتی پیچیده و عمیق اعم از ابعاد باستانی، اسلامی، شیعی، ادبی و تجربه مقاومت است. به گفته وی، این استمرار تمدنی در مواقع بحران، به جامعه زبان اخلاقی و روایت مشترکی برای بقا می‌بخشد.

استاد دانشگاه مطالعات خارجی هانکوک در ادامه با اشاره به استعاره «ایران به مثابه یک خانواده» افزود: این مفهوم به خوبی نشان می‌دهد که هرچند در داخل جامعه تفاوت‌ها، انتقادات و شکاف‌هایی وجود دارد، اما در برابر تهدیدات خارجی، پیوندهای عاطفی و تاریخیِ عمیق‌تر از سیاستِ روزمره، انسجام و همبستگی ملی را بازتولید کرده و پدیده‌ای تحت عنوان «معجزه همبستگی» را رقم می‌زنند.

وی ضمن بررسی مکاتبِ رایجِ نظم نوین جهانی اظهار داشت: در این مکاتب، قدرت اغلب مادی پنداشته می‌شود؛ اما در جوامع کهن شرقی مانند ایران و کره، «کرامت ملی» یک قدرت استراتژیک است. بر این اساس، حفظ استقلال، هویت و احترام، راهی برای تبدیل رنج و بحران به بیداری جمعی و اعتمادبه‌نفس ملی محسوب می‌شود.

این استاد دانشگاه با هشدار نسبت به اینکه امروزه جهان درگیر «جنگ شناختی» است، توضیح داد: این نبرد، ذهن، حافظه، روایت و امید ملت‌ها را هدف قرار می‌دهد تا اعتماد به نفس جمعی را دچار فروپاشی کند. در این عصر، سرمایه تمدنی و فرهنگ غنی ایران فراتر از یک میراث تاریخی بوده و به عنوان یک سپر دفاعی استراتژیک عمل می‌کند.

کیم سوآن در پایان تاکید کرد: جایگاه آینده ایران در نظم نوین جهانی تنها با استراتژی و قدرت مادی تضمین نمی‌شود، بلکه به عمق حافظه تمدنی، حفظ کرامت و تبدیل تهدیدها به همبستگی وابسته است؛ چرا که یک ملت بیش از هر چیز، با به یاد آوردن اینکه «چه کسی است» زنده می‌ماند و تاب می‌آورد.

نسبت هویت ایرانی و نظم نوین جهانی؛ افق بلندمدت صلح

عبدالمجید مبلغی، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، به بررسی نسبت هویت ایرانی و نظم نوین جهانی با تمرکز بر افق بلندمدت صلح پرداخت.

وی با گذر از افق کوتاه‌مدت (مبتنی بر قدرت سخت و رقابت‌های ژئوپلیتیک)، هدف اصلی را چگونگی ارتقای استعداد صلح در نظم جهانی دانست.

مبلغی تاکید کرد هویت تمدنی خاص ایران با جایگاه میانه‌اش (نه شرقی و نه غربی)، اهمیت راهبردی ویژه‌ای دارد. مسئله محوری در این دیدگاه، بهره‌گیری از ظرفیت هویت ایرانی برای بهبود صلح‌آفرینی در عرصه جهانی است.

عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی با نقد الگوی توسعه قدرت‌محور ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم اظهار داشت: این الگو که بر انباشت قدرت نظامی، اقتصادی و فناورانه متمرکز بود، اگرچه به رشد سریع منجر شد، اما ذاتاً مبتنی بر رقابت و دوقطبی‌سازی «ما و دیگران» بود و صلح را صرفاً به معنای فقدان جنگ بزرگ تعریف می‌کرد، نه فقدان خشونت ساختاری.

وی در مقابل، به الگوهای توسعه چین و هند اشاره کرد و افزود: چین با تکیه بر خلاقیت جمعی و ظرفیت تاریخی تمدن خود، «روندهای بهینه»ای برای مدیریت جامعه فراگیر ایجاد کرده که بدون تکرار مسیر غرب، به ثبات و رفاه رسیده است. هند نیز الگویی بر پایه خلاقیت فردی و آزادی عمل اشخاص ارائه می‌دهد که ارزش افزوده جمعی را از دل نقش‌آفرینی هوشمندانه افراد بیرون می‌کشد.

مبلغی با تاکید بر جایگاه منحصربه‌فرد ایران تصریح کرد: کشورمان دارای ظرفیتی فرهنگی و محقق‌نشده مبتنی بر مزیت‌های تاریخی و تمدنی است که فراتر از شاخص‌های مادی قرار دارد. وی خاطرنشان کرد: اگر این توسعه مستند به سنت ایرانی محقق شود، ایران می‌تواند با پل‌زدن میان اقلیم‌های متفاوت جهان، بدون تحمیل هویتی واحد، به نظم نوین جهانی الگویی توانمندتر از نظم قدرت‌محور فعلی بیاموزد.

وی در پایان با اشاره به اینکه موقعیت میانه‌ای ایران، استعداد واسطه‌گری وجودی را به آن می‌بخشد، نتیجه‌گیری کرد: در افق بلندمدت، نظم نوین جهانی برای تحقق صلح، نیازمند بازتعریف خود از دل هویت‌های تمدنی متکثر است. توسعه ایرانی، می‌تواند معرف الگویی از هم‌زیستی فرهنگی، میانجی‌گری هویتی و گفت‌وگوی تمدن‌ها باشد و ایران را به «ظرفیتی برای صلح» در نظم جهانی تبدیل کند و جایگاه آن را از حاشیه به مرکز گفت‌وگوهای تمدنی منتقل سازد.

برساخت هویت تاب‌آور (مقاوم) ایران

سید عبدالله اسقاف، استاد مطالعات غرب آسیا و مسئول اتاق ایران در دانشگاه براویجایا اندونزی، در تبیین موضوع «برساخت هویت تاب‌آور ایران» عنوان کرد که تاب‌آوری ملی و سیاسی ایران در برابر فشارهای شدید خارجی را نمی‌توان صرفاً با شاخص‌های مادی،نظامی و اقتصادی سنجید؛ بلکه این امر ریشه در بنیان‌های عمیق فرهنگی، تاریخی و تمدنی دارد.

از نظر این مدرس دانشگاه، از منظر تفکر استراتژیک غربی و مکتب واقع‌گرایی (رئالیسم)، تخریب مادیِ ناشی از جنگ یا تحریم باید به فروپاشی سیستماتیک بینجامد، اما تجربه ایران یک «ناهنجاری (استثنای) تاریخی» را نشان می‌دهد که در آن به جای فروپاشی، شاهد مقاومت و بسیج عمومی هستیم. وی افزود برای درک این پدیده، باید از تحلیل صرفاً مادی فراتر رفت و به چارچوب «معنا» و حافظه تاریخی توجه کرد.

اسقاف خاطرنشان کرد: یکی از مفاهیم کلیدی در این تاب‌آوری، «پارادایم کربلا» است. در این چارچوب، رنج‌ها و فشارهای ناشی از تحریم یا حملات نظامی، نه به عنوان یک شکست، بلکه به عنوان فداکاری، مقاومت و یک مبارزه اخلاقی تاریخی بازتفسیر می‌شوند

بدین ترتیب، رنج مادی به جای تضعیف سیستم، به مشروعیت سیاسی و انسجام هویتی تبدیل می‌گردد و حضور توده‌های مردم نیز نقش یک «زیرساخت سیاسی غیرمادی» را برای نشان دادن تداوم همبستگی ایفا می‌کند.

او تاکید کرد: در نظم نوین جهانی، میدان نبرد تنها نظامی نیست، بلکه عرصه نبرد روایت‌ها و «جنگ معنا» است.در چارچوب هویت ایرانی، آمار و ارقامِ تخریب به نمادهای شهادت و مقاومت تبدیل می‌شوند. این پویایی یک «حلقه بازخورد» ایجاد می‌کند: شوک خارجی منجر به بسیج عمومی شده، انسجام داخلی را بالا می‌برد و سیاست خارجیِ مبتنی بر مقاومت را بازتولید می‌کند

در پایان، اسقاف افزود که تحلیل رفتار ایران نیازمند تلفیق مکتب واقع‌گرایی با سازه‌انگاری است؛ چرا که قدرت ایران تنها در ظرفیت‌های فیزیکی خلاصه نمی‌شود، بلکه در توانایی شگرف آن برای تبدیل رنج به معنا، فشار به مشروعیت و تبدیل بحران به تداوم تمدنی نهفته است.

جهان ایرانی و نظامات نوین بین‌المللی؛ از هنجار تا رفتار

امیر رضائی‌پناه، مدرس دانشگاه و رییس اداره گفت‌وگوهای فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در تبیین جایگاه «جهان ایرانی» تصریح کرد که این مفهوم فراتر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی، یک افق تمدنی، هنجاری و فرهنگی گسترده است. به گفته وی، هویت این جهان نه بر پایه خون و خاک، بلکه بر محور «فرهنگ و فضیلت» استوار بوده و با پیوستار زبان فارسی، سنت‌های دیرینه حکمرانی و عرفان ایرانی-اسلامی پیوند خورده است.

وی با اشاره به ظرفیت‌های هنجاری عمیق این حوزه تمدنی برای نقش‌آفرینی در نظم نوین جهانی، سه هنجار بنیادین را دارای قابلیت ترجمه به سازوکارهای جهانی برشمرد:

نخست، «عدالت و فضیلت» به عنوان محور مشروعیت که در عصر بحران بی‌اعتمادی به نهادهای بین‌المللی، می‌تواند الهام‌بخش عدالت‌محوری نهادی باشد؛ دوم، «فرهنگ خردورزی و گفت‌وگو» که بدیلی عقلانی و مستدل در برابر گفتمان‌های افراطی و قطبی‌ساز ارائه می‌دهد؛ و سوم، «تکثرگرایی فرهنگی و رواداری اجتماعی» که محصول تجربه تاریخی همزیستی اقوام و ادیان گوناگون بوده و الگویی کارآمد برای مدارا در جهان چندقطبی امروز به شمار می‌رود.

رضائی‌پناه تاکید کرد: در نظام بین‌المللِ در حال گذار، جایی که قدرت نظامی و اقتصادی با «قدرت نرم و هنجاری» در هم آمیخته است، کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند ارزش‌های خود را به الگوهای رفتاری جهانی تبدیل کنند.

وی تحقق این هدف را منوط به ایجاد همبستگی در سه سطح دانست: «درون‌ملی» (تقویت انسجام اجتماعی با تکیه بر عناصر مشترک)، «فراملی» (همکاری‌های علمی و فرهنگی با کشورهای هم‌حوزه) و «جهانی» (ایفای نقش تاریخی میانجی‌گری میان شرق و غرب).

در پایان، رییس اداره گفت‌وگوهای فرهنگی، راهبردهای عملی برای گذار از این هنجارها به رفتارهای نهادینه را شامل توسعه دیپلماسی علمی و دانشگاهی، سرمایه‌گذاری در ایران‌شناسی، گسترش شبکه‌های فرهنگی و تقویت نقش نخبگان دانست.

وی خاطرنشان کرد: که نقش‌آفرینی هویت ایرانی در نظم نوین جهانی نیازمند خودآگاهی تاریخی، انسجام فرهنگی و تعامل فعال با جهان است تا بتواند میراث تمدنی خود را به زبان امروز ترجمه و متجلی سازد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز