خبرگزاری کار ایران

در مراسم تقدیر از عوامل فیلم «سفیر» مطرح شد:

کاش مسیر سینمای ایران با نگاه انقلابی پیش می‌رفت/ می‌گفتند ساخت فیلم برای سید الشهدا (ع) زود است

کاش مسیر سینمای ایران با نگاه انقلابی پیش می‌رفت/ می‌گفتند ساخت فیلم برای سید الشهدا (ع) زود است

در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی، فیلم «سفیر» در سالن سیف‌الله داد سازمان سینمایی به نمایش درآمد و با حضور رائد فریدزاده از سازندگان فیلم تقدیر شد.

به گزارش ایلنا به نقل از اداره کل روابط عمومی سازمان سینمایی، در ابتدا کامران ملکی که اجرای برنامه را بر عهده داشت، گفت: فیلم «سفیر» را پیش از آغاز این مراسم تماشا کردیم و باید گفت ساخت چنین اثری در شرایط امروز بسیار دشوار است. نمی‌دانم در آن زمان چه شرایطی فراهم شده بود که یک کارگردان توانست تا این اندازه آزادانه ایده‌های خود را اجرا کند و اثری چنین ماندگار خلق کند. زنده‌یاد فریبرز صالح در بسیاری از گفت‌وگوها و جلساتی که با ایشان داشتیم، از جمله در خانه سینما، اشاره می‌کردند که آقای جلایر آن‌قدر به ایشان آزادی عمل داده بودند که هر آنچه در ذهن داشتند را توانستند به تصویر بکشند. ایشان می‌گفتند: «اگر نیاز به مشورت داری، با من صحبت کن اما برو و کار خودت را انجام بده.» 

ملکی تاکید کرد: این شیوه برخورد، یکی از ایده‌آل‌ترین شرایط برای یک کارگردان است و نتیجه آن، فیلمی همچون «سفیر» شد؛ اثری که هنوز هم هنگام تماشای آن احساس می‌کنیم زنده، پویا و متعلق به امروز است و وجوه هنری و فنی آن همچنان تحسین برانگیز است. 

در ادامه گفت‌وگویی از زنده‌یاد فریبرز صالح کارگردان «سفیر» درباره جزییاتی از ساخت این فیلم پخش شد. 

سفیر در کارنامه قریبیان جایگاه مهمی دارد

در ادامه سام قریبیان فرزند فرامرز قریبیان بازیگر اصلی فیلم درغیاب پدرش که در خارج از کشور حضور دارد با بیان اینکه نمی‌توانم مواردی را فراتر از خود فیلم بیان کنم گفت: اما به عنوان کسی که این افتخار را داشتم که تا حدی در کنار یک بازیگر و هنرمند درجه یک حضور داشته باشم و به سهم خودم پرسش‌هایی را مطرح کرده و پاسخ‌هایی دریافت کنم تا کمی بیشتر با اتفاقات پشت صحنه سینمای ایران آشنا شوم، باید بگویم همکاری با آقای صالح تجربه ارزشمندی برای پدرم بوده است. 

وی با اشاره به تلاش سه سال گذشته‌اش برای نگارش زندگی‌نامه پدرش بیان داشت: فیلم «سفیر» در کارنامه هنری و شخصی ایشان جایگاه بسیار مهمی دارد و از چند جهت اثری قابل توجه محسوب می‌شود. آقای قریبیان فعالیت سینمایی خود را پیش از انقلاب آغاز کرده بودند. در برخی کتاب‌های سینمایی گاهی به اشتباه فیلم‌هایی که ایشان پیش از انقلاب بازی کرده اما پس از انقلاب به نمایش درآمده را به عنوان آثار پس از انقلاب معرفی کرده اند؛ برای مثال گفته شده که ایشان در سال ۱۳۵۸ در فیلمی حضور داشته‌اند در حالی که آن زمان اصلاً در ایران نبودند. 

قریبیان با اشاره به دوران فعالیت حرفه‌ای پدر خود گفت: آخرین فیلمی که ایشان پیش از انقلاب در آن حضور داشتند، «سایه‌های بلند باد» بود که در اردیبهشت ۱۳۵۷ به سرانجام رسید و پس از آن از ایران خارج شدند. پس از بازگشت در سال ۱۳۵۹، نخستین پیشنهاد بازیگری ایشان فیلم «خط قرمز» به کارگردانی مسعود کیمیایی و بر اساس فیلمنامه «شب سمور» از بهرام بیضایی بود که قرارداد آن نیز بسته شد. ایشان قرار بود این فیلم را همراه با زنده‌یاد نعمت حقیقی کار کنند. هم‌زمان، پروژه «سفیر» نیز به ایشان پیشنهاد شد و به دلیل تداخل این دو پروژه، آقای حقیقی و آقای قریبیان تصمیم گرفتند در فیلم «خط قرمز» حضور پیدا نکنند. در نهایت، آقایان زرین‌دست و سعید راد جایگزین آن‌ها در «خط قرمز» شدند و این دو هنرمند به پروژه «سفیر» پیوستند. 

این کارگردان خاطرنشان کرد: یکی از دغدغه‌های مهم آن‌ها این بود که پس از انقلاب با توجه به تغییر شرایط سینما و نبود تعریف مشخص از وضعیت فعالیت بازیگران، باید مسیر بازیگری را دوباره از نقطه آغاز شروع کنند. در سال ۱۳۵۹ سیاست‌های سینمایی هنوز به شکل مشخص تثبیت نشده بود و بسیاری از فیلم‌ها نیز با مشکلات مختلفی از جمله توقیف مواجه می‌شدند. به همین دلیل برای یک بازیگر اهمیت زیادی داشت که نخستین حضورش پس از انقلاب، اثری قدرتمند و قابل دفاع باشد. 

این بازیگر با اشاره به اهمیت فیلم «سفیر»، یادآور شد: این اثر فیلمی بود که هم از نظر فروش موفق بود و هم نقشی که آقای قریبیان در آن ایفا کردند و یکی از نقاط درخشان کارنامه ایشان به شمار می‌آید. نکته دیگری که شاید برای بسیاری جالب باشد، این است که پدرم تا آن زمان تجربه سوارکاری نداشتند و تصمیم گرفتند این مهارت را بیاموزند. آقای قریبیان در یکی از همین تمرین‌ها دچار آسیب‌دیدگی و شکستگی از ناحیه دنده شدند اما با وجود این شرایط، کار را ادامه دادند و توانستند یکی از درخشان‌ترین سکانس‌های فیلم را رقم بزنند. 

ای کاش مسیر سینمای ایران با نگاه انقلابی پیش می‌رفت

در ادامه این برنامه، علی روئین‌تن کارگردان سینما نیر گفت: در تاریخ سینمای ایران، دو فیلم درباره عاشورا و امام حسین (ع) ساخته شده که مردم برای دیدن آن‌ها صف می‌کشیدند و استقبال گسترده‌ای از آن‌ها داشتند؛ یکی از آن‌ها «سفیر» بود که خود من پنج بار به تماشای آن نشستم. 

وی افزود: از مسئولین سینمایی که امروز این اتفاق را رقم زدند، از جمله آقای فریدزاده، مسعود نجفی و همه کسانی که پس از سال‌ها از «سفیر» تقدیر می‌کنند، سپاسگزارم. ای کاش پیش از آنکه فریبرز صالح از میان ما برود، می‌دانستیم که این فیلم و این هنرمند چه جایگاه ارزشمندی دارند و با قدردانی از ایشان، این بزرگی را در زمان حیات آن‌ها ارج می‌نهادیم. 

کارگردان «دلشکسته» در خصوص فیلم «سفیر» گفت: با وجود اینکه فیلم با ساختاری کلاسیک ساخته شده و فریبرز صالح تلاش کرده بود قواعد سینمای کلاسیک را رعایت کند، این فیلم اثری با یک نگاه آوانگارد و روایت متفاوت نیز به شمار می‌آید. زمانی که مسلم بن عقیل به کوفه می‌رود و پس از رخدادهایی که برای او اتفاق می‌افتد، امام حسین (ع) قیس بن مُسَهَّر را مأمور می‌کند تا پیگیر سرنوشت مسلم شود. تلفیق این دو روایت و تبدیل آن به یک نگاه تازه نسبت به واقعه کربلا، یکی از ویژگی‌های مهم فیلم است؛ روایتی که هم از نظر هنری قابل توجه است و هم توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند. 

روئین‌تن خاطرنشان کرد: در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب، شرایط سینمای ایران بسیار متفاوت بود. بسیاری از فیلم‌ها به موضوعات انقلابی، فضای ساواک، مسائل سیاسی آن دوره می‌پرداختند. بسیاری از شرکت‌های تولیدی تعطیل شده بودند. در چنین شرایطی، حسن جلایر متوجه شد که سینمای ایران به تولید بزرگ، به امکانات تازه و به پیوند دادن مفاهیم انقلاب با فرهنگ عاشورا و اهل‌بیت (ع) نیاز دارد. او بدون ترس وارد میدان شد، برای فراهم کردن امکانات تلاش کرد و شرایطی را ایجاد کرد که چنین فیلمی ساخته شود. در این مسیر، افراد بزرگی حضور داشتند؛ از جمله زنده‌یاد کیهان رهگذر، کاظم افرندنیا و دیگرانی که هرکدام نقش مهمی ایفا کردند. 

روئین‌تن در خصوص حضور فرامرز قریبیان به عنوان نقش اصلی فیلم «سفیر» نیز گفت: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «سفیر»، انتخاب فرامرز قریبیان به عنوان نقش اصلی بود. بازیگری که پیش از انقلاب به عنوان یکی از ستاره‌های سینمای ایران شناخته می‌شد و در سینمای روشنفکری جایگاه ویژه‌ای داشت، جایزه سپاس گرفته بود و در کنار بزرگان سینما فعالیت کرده بود. اینکه چنین هنرمندی پس از انقلاب ریسک کند و وارد یک پروژه تاریخی شود، تصمیمی مهم بود. قطعا «سفیر» بدون حضور و نقش‌آفرینی فرامرز قریبیان، فیلم دیگری می‌شد. 

وی تاکید کرد: نقشی که قریبیان در «سفیر» ایفا کرد، نشان‌دهنده شناخت عمیق او از درام، میزانسن، دوربین و بازیگری است. او تنها یک بازیگر نبود؛ هنرمندی بود که شناخت دقیقی از سینما داشت. ای کاش مسیر سینمای ایران همیشه با همین نگاه انقلابی پیش می‌رفت؛ با همان جسارت و انقلابی‌گری که باعث شد چنین اثری ساخته شود. متأسفانه جریانی که جلایر و امثال او را از میدان دور کرد، باعث شد سینما بعدها میان دو جریان مختلف تقسیم شود؛ بخشی در مدیریت فرهنگی و بخشی در حوزه‌های دیگر و نتیجه آن شرایطی بود که بر سینمای ایران گذشت. 

روئین‌تن بیان کرد: ما همچنان به فیلم‌هایی مانند «سفیر» نیاز داریم؛ آثاری که پس از گذشت دهه‌ها هنوز قابل تماشا هستند. سال‌ها پس از ساخت این فیلم، همچنان می‌توان از فیلمبرداری، طراحی صحنه، بازی‌ها و فضای اثر لذت برد. ای کاش سازندگان این فیلم در زمان حیات خود می‌دیدند که اثرشان تا چه اندازه مورد تحسین و ستایش قرار گرفته است. باور کنید فریبرز صالح تصور نمی‌کرد چنین جایگاهی پیدا کند و چنین تقدیری از او شود. امیدوارم مسیری که سازمان سینمایی امروز آغاز کرده است، به تولید آثار ماندگار دیگری منجر شود. 

این فیلمساز در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: امروز سازمان سینمایی دارای اندیشه، آرمان و مدیرانی پویا است، اما مسئله مهم، تأمین منابع مالی و امکانات است. من به عنوان فیلمسازی که سال‌هاست امکان ساخت فیلم برایم فراهم نشده، همچنان علاقه‌مند به فیلمسازی هستم، اما شرایط اقتصادی و محدودیت منابع را درک می‌کنم و می‌دانم مدیران امروز نیز با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو هستند و امیدوارم سایر ارگان‌ها به کمک سازمان سینمایی بیایند. 

روئین‌تن در پایان بیان داشت: ای کاش جلایر را بیشتر می‌شناختیم و از او قدردانی می‌کردیم. امیدوارم مراسم بزرگداشت ایشان در جشنواره فیلم فجر برگزار شود زیرا جایگاه و تأثیر او در سینمای ایران شایسته چنین توجهی است. در پایان باید پرسید چرا پس از سال‌ها کسی به سراغ چنین هنرمندانی نرفت تا از اندیشه و تجربه آن‌ها استفاده کند و چرا اجازه ندادیم چنین نگاه‌هایی ادامه پیدا کند. 

جلایر برای هنرمندان زیادی فرصت تولید فراهم کرد

در ادامه احمدرضا معتمدی، استاد رشته فلسفه و فیلمساز، گفت: شنیدن خبر برگزاری چنین مراسمی به‌ویژه برای تقدیر از کسانی که در آغاز این مسیر زحمات فراوانی کشیدند و چرخ این جریان را به حرکت درآوردند، بسیار ارزشمند است. 

کارگردان «قاعده بازی» افزود: اگر بخواهیم با زبان سینمایی صحبت کنیم، می‌توان گفت هر حرکت و هر جریان، نیازمند یک محرک اولیه، یک انگیزه و یک آغاز است؛ علتی که همه معلول‌های پس از خود را شکل می‌دهد. در تاریخ سینمای ایران نیز افرادی وجود داشته‌اند که آغازگر بوده‌اند و به نوعی علت نخستین بسیاری از اتفاقاتی هستند که امروز شاهد آن هستیم. یکی از این افراد، استاد جلایر است؛ شخصیتی که در حوزه مدیریت و در زمینه تولید، منشأ خدمات ارزشمند و جریان‌ساز بود. 

معتمدی با بیان اینکه ایجاد یک جریان، نیازمند وجودی است که خود سرچشمه و منشأ باشد، خاطرنشان کرد: همان‌گونه که گفته‌اند: «ذات نایافته از هستی‌بخش، کی تواند که شود هستی‌بخش.» کسی که می‌خواهد چیزی را ایجاد کند، باید خود واجد آن حقیقت باشد. از اینکه امروز فرصتی فراهم شده تا از پیشگامان این عرصه تقدیر شود، بسیار سپاسگزارم. این سنت ارزشمندی است که در سال‌های اخیر آغاز شده و امیدوارم همچنان ادامه پیدا کند. وجود اندیشمندانی مانند آقای فریدزاده که افتخار آشنایی با پدر دانشمند ایشان را نیز داشته‌ام، برای من ارزشمند است. همچنین خاندان ایشان با سابقه‌ای فرهنگی، اندیشه‌ورز و حکمت‌محور، همواره در عرصه‌های فکری و فرهنگی حضور داشته‌اند. مهدی فریدزاده نیز که مدتی معاونت سینمایی را بر عهده داشتند، از همین خانواده فرهنگی بودند و در دوره‌ای از من خواستند در این حوزه همکاری کنم و من نیز برای مدتی کوتاه در این مسیر حضور داشتم. 

معتمدی تاکید کرد: امروز توقع ما از مدیران فرهنگی این نیست که تنها از محدودیت‌ها و کمبودها سخن بگویند. حکیم کسی نیست که در برابر دشواری‌ها تنها از تنگناها بگوید؛ بلکه وظیفه او این است که در دل کمبودها، امکان آفرینش و خلق را فراهم کند. در سال‌های گذشته، آقای جلایر بارها تلاش کردند زمینه فعالیت و تولید آثار مهمی را برای هنرمندان فراهم کنند. از جمله برای زنده‌یاد ناصر تقوایی تلاش کردند تا پروژه‌ای بر اساس متن عرفانی «انسان کامل» از عزیزالدین نسفی که توسط ایشان به متن سینمایی تبدیل شده بود، ساخته شود؛ اما این اتفاق به دلیل‌عدم همکاری مدیران وقت به نتیجه نرسید. 

وی بیان کرد: حتی استاد جلایر به من نیز پیشنهاد دادند که اگر امکان دارد برای پیشبرد این پروژه اقدامی انجام دهم و امروز از اینکه آن پیشنهاد را نپذیرفتم، متأسفم. نمونه‌های دیگری نیز وجود داشت؛ از جمله پروژه‌ای از بهمن فرمان‌آرا با عنوان «دل دیوانه» که اقتباسی از «باده کهن» بود و آن نیز به دلایلی متوقف شد. ما زمانی که جوان‌تر بودیم، تصور می‌کردیم باید از برخی بزرگان فاصله بگیریم و بعدها که وارد سنین میانسالی شدیم، به اشتباه خود پی بردیم. 

این فیلمساز با اشاره به اینکه سینما مانند شعر یا نقاشی نیست که فرد بتواند در خلوت خود اثری خلق کند و به تنهایی پیش برود، افزود: سینما نیازمند همکاری، حمایت و حضور مجموعه‌ای از افراد است. امیدوارم شرایطی فراهم شود که دست‌ها گشاده‌تر شده و امکان تولید آثار بزرگ بیشتر شود. امید داریم این امکانات فراهم شود تا سینمای ایران بیش از پیش آباد و پویا شود. 

معتمدی با اشاره به توان بازیگری فرامرز قریبیان نیز گفت: من در فیلم «آلزایمر» افتخار همکاری با ایشان را داشتم. بازیگری واقعی، بیش از هر چیز در «واکنش» معنا پیدا می‌کند. اگر به کسی بگوییم مادرت فوت کرده است، بیان این خبر شاید کار دشواری نباشد؛ اما نشان دادن واکنش انسانی و درونی فردی که با این خبر مواجه شده، کاری بسیار پیچیده است. بازیگری در سکوت، بازیگری در لحظه‌های ناپیدا و درونی، همان چیزی است که بسیاری از بزرگان سینما به آن دست یافته‌اند. بازیگران بزرگ در حرکت‌های نمایشی خود را نشان نمی‌دهند، بلکه در لحظات بحرانی، زمانی که درام شکل می‌گیرد، تعلیق ایجاد می‌شود و کشمکش به اوج می‌رسد، توانایی واقعی خود را آشکار می‌کنند. 

معتمدی ادامه داد: فرامرز قریبیان از جمله بازیگرانی است که به این مرحله از شناخت و درک بازیگری رسیده است. در طول سال‌ها با بسیاری از بزرگان سینمای ایران کار کرده‌ام و این ویژگی را در ایشان برجسته دیده‌ام. 

وی در پایان بیان داشت: امیدوارم این تقدیر تنها به یک مراسم محدود نشود و از تجربه، نگاه و اندیشه ایشان برای آینده سینمای ایران استفاده شود. 

«سفیر» با ۷ میلیون ساخته شد

در ادامه حسن جلایر، تهیه‌کننده فیلم «سفیر» با بیان اینکه وقتی توکل ایجاد شود، جهاد و حرکت نیز شکل می‌گیرد، گفت: در مورد فیلم «سفیر» که باید بگویم هرچه در این فیلم اتفاق افتاد، متعلق به من نبود. آنچه امروز درباره این اثر صحبت می‌کنیم، حاصل یک جریان و یک نیت اولیه بود که در وجود افرادی شکل گرفت. در آغاز انقلاب، مهم‌ترین مسئله‌ای که در آن با کمبود مواجه بودیم، کادرسازی بود؛ اینکه افراد توانمند تربیت شوند و مسیر را ادامه دهند. اما در ادامه، گاهی فراموش کردیم که نقش ما چیست و صاحب اصلی این حرکت چه کسی است. 

وی در خصوص انتخاب فریبرز صالح به عنوان کارگردان «سفیر» توضیح داد: در مورد انتخاب ایشان باید بگویم، ابتدا نام وی به شکل دیگری مطرح شد و گفته می‌شد ایشان فیلمی درباره ساواک ساخته است. در آن زمان ما به دنبال کارگردانی بودیم که بتواند چنین پروژه‌ای را انجام دهد. آقای هاشمی طبا گفتند شنیده‌ام می‌خواهید چنین کاری انجام دهید. گفتم بله، اما دنبال کارگردان هستیم. گفتند کسی را می‌شناسم؛ اگر جرأت کار کردن داری، سراغ او برو. آن فرد، فریبرز صالح بود. او پیش‌تر فیلمی درباره سرگذشت سرلشکر مقربی، یکی از جاسوسان مهم شوروی، ساخته بود. فیلم را دیدیم و متوجه شدیم توانایی انجام این کار را دارد. از آنجا به بعد، اتفاقات به شکل طبیعی پیش رفت و مسیر خودش را پیدا کرد. 

این تهیه‌کننده پیشکسوت ادامه داد: در آن زمان برخی دوستان مذهبی معتقد بودند ساخت فیلم‌های مذهبی زود است و هنوز زمان آن نرسیده است. من در شرایطی قرار گرفته بودم که باید تصمیم می‌گرفتم؛ اینکه صرفاً به جایگاه مدیریتی خود تکیه کنم یا مسیر درست را دنبال کنم. جلسات مختلفی برگزار شد و در نهایت با آقای کلاهدوز صحبت کردم. گفتم می‌خواهم فیلمی درباره حضرت سیدالشهدا (ع) در تلویزیون بسازیم اما برخی دوستان می‌گویند هنوز زود است. ایشان بدون تردید گفتند بیایید به سپاه برویم؛ من این مسیر را برای شما فراهم می‌کنم و این‌گونه مسیر ساخت «سفیر» آغاز شد. بعد از شهادت ایشان هم نگران بودیم مسیر ساخت متوقف شود اما خود صاحب اصلی اثر مسیر را بهتر از قبل هموار کرد. 

جلایر با اشاره به اینکه فیلم «سفیر» در مجموع حدود ۳۵۰۰ کیلومتر جابه‌جایی و سفر داشت، گفت: در مسیر تولید این پروژه، کار را از تهران آغاز کردیم، به کاشان رفتیم، بعد به برازجان رسیدیم؛ جایی که تقریباً هیچ‌کس را نمی‌شناختیم. در برازجان، ساختمانی را که متعلق به بانک ملی بود و مدتی تعطیل شده بود، در اختیار ما گذاشتند. در یزد نیز دانشکده‌ای که هنوز افتتاح نشده بود در اختیار گروه قرار گرفت. این امکانات را اگر بخواهیم حساب کنیم، خودش هزینه بزرگی بود اما در محاسبات مالی فیلم لحاظ نمی‌شد. 

وی افزود: تقریباً دو کامیون تجهیزات داشتیم؛ دوربین، وسایل فنی و امکانات مختلف و حتی برای تهیه دوربین هم ماجرا داشتیم. دوربین ۳۵ میلی‌متری، ژنراتور ۱۰۰ یا ۱۲۰ کیلوواتی و دیگر تجهیزات را فراهم کردیم. با وجود تمام این امکانات، فیلم حدود هفت میلیون تومان هزینه خالص داشت. اگر هزینه‌های دیگر را هم اضافه کنیم، شاید نزدیک به ۹ میلیون تومان می‌شد؛ در حالی که بودجه اولیه حدود سه میلیون تومان بود. 

در ادامه جلایر با اشاره به دشواری‌های فراهم آوردن هنروران پرتعداد، بیان داشت: در برازجان، بخش مهمی از کار مربوط به جمعیت و سیاهی‌لشکر بود. آن زمان من دیگر در بنیاد مستضعفان نبودم. دوستانی مانند آقای دعایی با اصرار من را به مدیریت مسئولی و سردبیر مجله جوانان رسانده بودند و درگیر آن کار بودم. یکی از اتفاقات جالب این بود که در یزد و برازجان تعداد زیادی کارگر افغان حضور داشتند. ما برای صحنه‌های فیلم به سیاهی‌لشکر نیاز داشتیم. گفتیم به هر نفر ۱۰۰ تومان می‌دهیم تا در فیلم حضور پیدا کند و آن‌ها هم با خوشحالی آمدند. 

تهیه‌کننده «سفیر» بیان داشت: چند روز که گذشت و فهمیدند این مبلغ برایشان صرف ندارد گفتند باید بیشتر پرداخت شود. در نهایت، یک روز دیدیم همان افراد با لباس‌های فیلم و لباس‌های خودشان فرار کردند و دیگر کسی برای سیاهی‌لشکر باقی نماند. 

وی یادآور شد: در برازجان همه چیز آماده بود؛ دکورها ساخته شده بود، اسب‌ها آماده بودند، تجهیزات فراهم بود، اما کسی نبود که در صحنه حضور پیدا کند. گفتم حالا که اتفاق افتاده، باید کاری کنیم. با خودم فکر کردم این همه دکور، این همه هزینه و این همه برنامه‌ریزی، حالا چه کنیم؟ ابتدا سراغ مسئول مربوطه رفتیم و از او پرسیدیم چرا برای ما سیاهی‌لشکر فراهم نکرده است. نشسته بودم و هنوز مدت زیادی نگذشته بود که آقای مجتبی عربی با خوشحالی آمد و گفت نگران نباش. یک گروه بسیجی با فرمانده‌شان از شیراز حرکت کرده‌اند و از مسیر برازجان در حال رفتن به جبهه هستند. این از عجایب روزگار بود؛ همان چیزی که لازم داشتیم، به شکلی غیرمنتظره فراهم شد. 

علاقه زیادی به همکاری با بیضایی داشتم

جلایر با اشاره به علاقه خود در همکاری با بهرام بیضایی نیز گفت: فشارهای زیادی در آن دوران وجود داشت. درباره آقای بیضایی حرف‌های مختلفی مطرح می‌شد. ایشان هنرمند بزرگی بود و پدرش هم شاعر خوبی بود و من هم به دلیل علاقه‌ای که به شعر داشتم، دوست داشتم فرصتی فراهم شود تا بتوانیم از این ظرفیت استفاده کنیم. با وجود همه بحث‌ها و فشارهایی که وجود داشت، نگاه من این بود که باید هنر و توانایی افراد را دید. 

وی تاکید کرد: ساخت فیلم «روز واقعه» با فیلمنامه‌ای از ایشان مطرح شد اما در نهایت، به دلیل همان فشارها و شرایط موجود، فیلمنامه را در اختیار دوستی قرار دادیم که خودم او را برای کارگردانی دعوت کرده بودم و تازه از آمریکا آمده بود. 

جلایر با بیان اینکه مشکل امروز سینما و تلویزیون ما این است که از اصل مسیر فاصله گرفته‌ایم، ادامه داد: امیدوارم به خاطر خدا و به احترام بزرگان و پیشکسوتانی که این راه را آغاز کردند، حرکتی درست و اساسی شکل بگیرد. وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز که از خانواده‌ای فرهنگی و اهل علم هستند، امیدوارم بتوانند این مسیر را اصلاح کنند. 

جلایر در خصوص میزان بودجه فیلم «سفیر» نیز گفت: بودجه فیلم بسیار محدود بود و رقم قابل توجهی نقدینگی برای ساخت آن لازم بود. یادم می‌آید گفته بودم کاری که احساس کنم درست است را انجام می‌دهم. اگر وارد این پروژه شوم، مطمئن هستم هزینه‌اش بازخواهد گشت و جای نگرانی نیست. در اولین اکران فیلم «سفیر»، فروشش به ۱۹ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسید. قیمت بلیت آن زمان دو یا پنج تومان بود. نیمی از درآمد متعلق به سینماها بود و سهم ما حدود ۹ میلیون و ۷۵۰ هزار تومان شد. اگر هزینه هفت میلیون تومانی تولید را کنار بگذاریم، در همان اکران اول حدود ۲ میلیون و ۷۵۰ هزار تومان سود حاصل شد. این اتفاق باعث شد فیلم جایگاه ویژه‌ای پیدا کند. 

خاطرات جلایر از رهبر شهید

جلایر همچنین به ذکر خاطرات خود از رهبر شهید پرداخت و گفت: من اولین بار ایشان را زمانی دیدم که ۱۵ساله بودم؛ در مسجد امام حسن (ع) مشهد و ایشان آن زمان ۲۸ساله بودند. این ماجرا گذشت تا زمانی که «سفیر» ساخته شد و صحبت‌های زیادی پیرامون آن شکل گرفت. در آن مقطع مرتب تماس‌هایی از سوی مسئولان مختلف گرفته می‌شد و مسئولین سه قوه می‌خواستند فیلم را ببینند؛ از جمله آقای هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی. در جلسه‌ای که در ریاست‌جمهوری برای نمایش فیلم برگزار شد، ما روی زمین نشسته بودیم و هوا سرد بود. آقای هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی نیز روی زمین نشسته بودند و در طول نمایش فیلم، مرتب درباره بخش‌های مختلف سؤال می‌کردند و واکنش نشان می‌دادند. در اواخر نمایش فیلم، آقای خامنه‌ای نیز رسیدند و به تماشای «سفیر» نشستند. 

وی ادامه داد: بعدها ایشان خواستند تا دوباره به تماشای این اثر بنشینند و خواسته بودند تا من هم هنگام نمایش حضور داشته باشم. باید یادآور شوم که رهبر شهید در آن زمان بسیار خوش‌پوش بودند. ما پیش از انقلاب گاهی درباره روحانیون نقدهایی داشتیم اما وقتی با ایشان مواجه شدیم، به دلیل نوع پوشش، رفتار و سخن گفتنشان نگاه متفاوتی پیدا کردیم. در آن جلسه پس از نمایش فیلم، گفت‌وگوهایی شکل گرفت. ایشان بر لزوم ساخت چنین آثاری تاکید کردند. 

تهیه کننده «سفیر» اظهار کرد: من گفتم می‌توان فیلم‌های دیگری را درباره شخصیت‌های تاریخی به سرانجام رساند. آقای خامنه‌ای گفتند من درباره شهید فخر محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن که از مدعیان اولیه مهدویت در میان جریان فاطمیون بود، تحقیقاتی انجام داده‌ام و داستانی درباره آن نوشته‌ام. ایشان کتاب‌های خود را از منزل به ریاست جمهوری منتقل نکرده بودند و قرار شد بعدها قصه این شخصیت را در اختیار ما قرار دهند. همین موضوع زمینه‌ساز ادامه گفت‌وگوها شد. 

«سفیر» بر صدق و ایمان استوار است

در ادامه رئیس سازمان سینمایی در سخنانی، ضمن عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری امام حسین (ع) گفت: مجلس بسیار دلنشین و آموزنده‌ای بود. از لطف و محبت همه بزرگوارانی که در این برنامه حضور دارند، تشکر می‌کنم. 

رائد فریدزاده با ذکر خاطره نخستین مواجهه خود با فیلم «سفیر» افزود: اولین تجربه مربوط سینما رفتن برای من، در سینما هویزه مشهد و با تماشای فیلم «سفیر» رقم خورد. آن زمان برای نخستین بار وارد سالن تاریک سینما شدم. البته باید بگویم فیلم «سفیر» برای سن من مناسب نبود؛ به‌خصوص صحنه‌ای که مرحوم فریبرز صالح از جدا شدن سر از بدن به تصویر کشیده بودند. آن صحنه تأثیر زیادی روی من گذاشت و مدت‌ها کابوس می‌دیدم. 

وی بیان کرد: اتفاق مهم این بود که «سفیر» باعث آشتی میان قشر مذهبی جامعه و سینما شد. پیش از ساخت و نمایش این فیلم، جامعه مذهبی با سینما ارتباط چندانی نداشتند و وارد سالن سینما نمی‌شدند. بعد از انقلاب، فیلم‌های انقلابی ساخته می‌شد، اما آن اثری که توانست پیوندی جدی ایجاد کند و باعث شود جامعه مذهبی سینما را بپذیرد، همین فیلم سالم، درخشان و ارزشمند «سفیر» با بازی فرامرز قریبیان بود. 

معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرد: همان‌طور که اشاره شد، یکی از ویژگی‌های مهم این اثر، شیوه درست روایت آن است. برای مواجهه با مفاهیم عمیق دینی باید زبان دیگری را اتخاذ کرد. اگر قرار باشد تا پیام اثر به صورت مستقیم بیان شود، هم تصویر و هم کلام با محدودیت‌هایی مواجه هستند. اما هنر فیلم در این است که مخاطب را از یک مسیر غیرمستقیم به حقیقت می‌رساند. «سفیر» نیز از همین جنس روایت بهره می‌برد؛ حرکت از بیراهه‌ای که در نهایت انسان را به راه می‌رساند. 

وی افزود: این فیلم در زمان خود اثری کم‌نظیر بود و هنوز هم نمونه‌ای برجسته در سینمای ایران محسوب می‌شود. از همکاران عزیز در روابط عمومی سازمان سینمایی تشکر می‌کنم که تلاش می‌کنند بخشی از حافظه سینمایی، تاریخی و ملی ما از طریق روایت و یادآوری آثار بزرگان حفظ شود. 

فریدزاده در پایان بیان داشت: نکته‌ای که دوستان در این برنامه درخصوص منابع مالی و امکانات مطرح کردند، بسیار مهم است. امکانات لازم است و بدون آن بسیاری از کارها پیش نمی‌رود اما در کنار آن، چیزی که اهمیت بیشتری دارد صدق و ایمان است. امیدوارم همه ما از تعلقات و نفسانیات فاصله بگیریم و بر اساس همان چیزی که «سفیر» بر آن استوار بود، یعنی صدق و ایمان، حرکت کنیم. اگر این دو عنصر در کارها حضور داشته باشد، ان‌شاءالله شرایط برای همه بهتر خواهد شد. 

در انتهای این مراسم با حضور رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی از حسن جلایر تهیه کننده فیلم تقدیر شد و سام قریبیان لوح تقدیر فرامرز قریبیان بازیگر فیلم سینمایی «سفیر» را دریافت کرد. 

در این برنامه همچنین پیام قدردانی فرزند فریبرز صالح که در خارج از کشور زندگی می‌کنند نسبت به برگزاری این مراسم و زنده نگاه داشتن یاد فیلم «سفیر» و سازندگان آن پخش شد. 

روح الله حسینی معاون نظارت و ارزشیابی، حسین سیفی معاون توسعه مدیریت و منابع، علیرضا اسماعیلی معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی، شهرزاد راستانی مدیرکل دفتر نظارت بر مراکز، مشاغل و مجامع، حسین یزدان‌شناس مدیرکل دفتر مطالعات، توسعه دانش و مهارت‌های سینمایی، سید حجت طباطبایی دستیار رییس سازمان و مدیر کل حوزه ریاست و مسعود نجفی مشاور رییس و مدیرکل روابط عمومی سازمان سینمایی از حاضران در این برنامه بودند.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز