خبرگزاری کار ایران

علی مغازه‌ای در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد؛

وقتی موسیقی با موزه‌گردی درهم می‌آمیزد/ «موزیک تِک» کلوزآپ موسیقی در پیش چشم مخاطب است

وقتی موسیقی با موزه‌گردی درهم می‌آمیزد/ «موزیک تِک» کلوزآپ موسیقی در پیش چشم مخاطب است

از ابتدا هم قرار نبود گروه «لیان» برنامه یا اجرایی در موزه و در قالب «موزیک تک» داشته باشد. آقای شریفیان در ابتدا می‌خواست کاری کوچکتر و محدودتر را در موزه انجام دهد و از آن اجرا فیلمبرداری کند؛ اما زمانی که آن ایده را پیگیری می‌کرد، موضوع را با رییس موزه هنرهای معاصر و مدیرکل دفتر موسیقی مطرح کرده بود. در ادامه پیشنهاداتی به او شده بود که پروژه را بزرگتر کند و مانند «موزیک تک» بر تعداد اجراها هم اضافه کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، موسیقی در دنیای امروز محدود به سالن‌های کنسرت نیست همانطور که «تئاتر» و «هنرهای تجسمی» نیز با ترفندها و خلاقیت هایی، خود از قالب سالن‌ها و گالری‌ها خارج کرده‌اند. دقیق که بنگریم، متوجه خواهیم شد چندسالی است تئاترها به شکل‌های مختلف در گالری‌ها و دیگر اماکن فرهنگی اجرا می‌شوند. نمایشگاه‌های هنری نیز وسعتی به بزرگی شهرها دارند. با این حساب اجرای کنسرت نیز در اماکن تاریخی و باستانی دیگر تعجب برانگیز نیست. کوتاه اینکه در دنیای امروز تمام فضاهای فرهنگی را می‌توان در جهت اجراهای هنری به خدمت گرفت و این رویه در تمام کشورهای مدرن امروزی، روالی عمومی به خود گرفته است. 

در کشورمان اما این رویه تا به امروز محدود به تئاترها و پرفورمنس‌هایی بوده که به شکل محیطی در اماکن فرهنگی اجرا شده‌اند. به ندرت شاهد بوده‌ایم که خواننده‌ای در یک مکان فرهنگی و تاریخی به اجرای کنسرت بپردازد. در این زمینه علیرضا قربانی را می‌توان مثال زد که سال گذشته در محوطه تخت جمشید کنسرت داشت و البته با انتقادهایی از سوی دوستداران میراث فرهنگی همراه بود. 

اینکه در یک موزه معتبر موسیقی جریان داشته باشد و طی برنامه‌هایی مشخص بر اساس همان معماری و چیدمان، اجراهای موسیقی داشته باشیم، اتفاقی است که تا امروز در کشور، شاهدش نبوده‌ایم. با این حساب «موزیک تک» اولین پروژه‌ای است که در موزه هنرهای معاصر تهران و در فضای داخلی این بنا اجرا داشته است. 

این رویداد با مدیریت علی مغازه‌ای تاکنون چهار برنامه موفق در موزه هنرهای معاصر تهران داشته که اجرای گروه «لیان» با سرپرستی محسن شریفیان آخرین آن‌هاست. اجرای کنسرت گروه «یارآوا» یکی از سری برنامه‌های «موزیک تک» بود که بازخوردهای مثبتی داشته است. 

موضوع مهمی که عموما در پروژه‌های هنری با ابهام مواجه است، وجود سِمتی با عنوان مدیر پروژه است. این مسئولیت در واقع چه تعریفی دارد و عموما وظیفه مدیر پروژه در قبال گروه اجرای چیست؟ علی مغازه‌ای در اینباره به ایلنا توضیح داد. اما موضوع مهمی که در سلسله برنامه‌هایی چون «موزیک تک»، می‌تواند موجب موفقیت بیشتر شود، یک دستی و هم سویی موسیقی‌ها به لحاظ سبک و استایل و اجراهاست. «موزیک تک» در برنامه‌های اول، دوم و سوم چنین رویه‌ای را رعایت کرده بود. با اجرای گروه «لیان» این رویه به نوعی شکسته شد؛ چراکه موسیقی‌های فاخر و کلاسیک و ارکسترال قبلی جای خود را به موسیقی عامه پسند جنوب داده بودند. وجود چنین رویه‌ای و پرداختن به انواع موسیقی‌ها (بدون خط و ربطی مشخص)، می‌تواند برنامه‌های مستقل، علمی و فاخری چون «موزیک تک» را با شکست مواجه کند که علی مغازه‌ای در این زمینه نیز به بیان توضیحاتی پرداخت. 

لازم به ذکر است که این گفتگو به دلیل تفصیلی بودن و پرداختن به مقولات مختلف در دو بخش تنظیم شده که بخش دوم در روزهای آتی در خبرگزاری ایلنا منتشر خواهد شد. مغازه‌ای در بخش دوم صحبت‌ها به مسائلی چون حمایت‌های دولتی، علل انتخاب عنوانی چون «موزیک تک»، به خدمت گرفتن بنا و چیدمان داخلی مکانی چون موزه هنرهای معاصر در اجرای برنامه‌های موسیقایی، پرداخته است. او همچنین به ارزیابی موزیک تک‌های ۱.۲، ۳ و ۴ و بازخورد مخاطبان نسبت به اجراها پرداخته است. 

علی مغازه‌ای (موسیقی پژوه) که مدیریت «موزیک تک» را به عهده دارد، درباره جزییات این رویداد و اجرای اخیر موسیقی به سرپرستی محسن شریفیان در موزه هنرهای معاصر تهران، با ایلنا گفتگو کرد. 

اولین سوال درباره عنوان شما در «موزیک تک ۴» است. در این رویداد شما مدیر پروژه هستید. این عنوان در کشورمان گاه تعریف‌های نابجایی دارد. مثلاً اینکه به فردی که صرفاً امور تولید را انجام می‌دهد، می‌گوییم مدیر پروژه! یا مثلاً (با احترام همه فعالان در این بخش)، دلالان حوزه هنر را مدیر پروژه می‌دانیم. این عنوان به نظر شما چه تعریفی دارد؟ 

بدون تردید مدیریت پروژه‌های هنری مسئولیت مهمی است، اما ما در موزه هنرهای معاصر و مجموعه گالری‌های موزه، اجراهای متنوعی از استایل‌های خاص موسیقی با حضور جمع پرشماری از هنرمندان و مخاطبان را داریم که این اجراهای گسترده با موضع و استیتمنت خاص هر اجرا را، «موزیک تک» نامگذاری کرده‌ایم  و به همین اعتبار این شکل پیچیده و پرتعداد استیج و اجراهای موسیقی، گردانندگی یا کارگردانی پیچیده و گاه توانفرسایی هم دارد که ما در روز نخست و بدون در نظر گرفتن زوایایی که شما از مدیریت پروژه عنوان کردید، این اسم را برای این مسئولیت انتخاب کردیم. اما در همین لحظه که گفتید، قبول دارم این اسم ممکن است انتخاب مناسبی نباشد. همچنین ممکن است در برنامه‌ای دیگر هنری، روابط و شرایط دیگری در پسِ این عنوان باشد اما در حوزه موسیقی و به ویژه در موزه هنرهای معاصر چنین مسئولیتی نیازمند دانش و ظرفیت ویژه‌ای است. اما پرسش و بیانتان من را نیز به فکر می‌اندازد تا درباره‌اش، تجدیدنظر کنم و شاید لازم باشد نام دیگری را برای آن انتخاب کنیم. اتفاقاً من بدون اینکه به مواردی که شما مطرح کردید اندیشیده باشم، در «موزیک تک ۴»، در زمان طراحی پوستر، عنوان کارگردان را مطرح کردم ولی دوستمان آقای رفیعیان که از کارکنان موزه است (و اگر نبود، کار برای ما خیلی دشوار می‌شد)؛ گفت فعلاً بهتر است با همان روش قبلی پیش برویم تا یکدستی پوسترها را حفظ کنیم، اما در این لحظه قبول دارم که اگر این اسم تلقی دوگانه یا منفی دارد، باید آنرا کنار گذاشت. 

بگذارید این طور بپرسم که در ابتدا چرا فکر کردید چنین عنوان یا نقشی را ایجاد کنید؟ 

از همان ابتدا و زمانی که پروژه «موزیک تِک» را شروع می‌کردیم، نیازمند این بودیم که در هر نوبت یکی از میانمان باید مسئولیت کیوریتوری کار را برعهده بگیرد که در فارسی معادل معنایی آن «هنرگردانی» است. بدون شک من و دیگر دوستان همراه و به ویژه شخص رییس موزه، برای کیوریتوری هر اجرا، ارزش زیادی قائل بودیم. اما در پروژه «موزیک تک»، کیوریتور می‌توانست فقط با تعداد محدود و مشخصی از موزیسین‌ها و گروهای موسیقی ارتباط داشته باشد و چیدمان و هماهنگی کل پروژه در موزه نیازمند یک نقش دیگری بود. از طرفی، پرسنل موزه با وجود تجارب و توانایی بالایی که در امور چیدمان و اجرای آثار تجسمی دارند، این وقت و توانایی را ندارند که انجام امور یک پروژه بزرگ موسیقی را به عهده بگیرند. بنابراین باید یک فرد دیگری جدای از کیوریتور باشد تا بتواند با شناختی که از موسیقی و روابط و نیازهای هنرمندان و مخاطبان موسیقی دارد به کارگردان و سازماندهی امور متنوع چنین کاری بپردازد. یعنی هر کسی که قرار باشد پروژه را مدیریت کند، باید از سوابق و تجارب اجرایی و هنری کافی برخوردار باشد. به طور مثال قرار بوده آروین صداقت کیش، موضوع رهبری و صدای ارکستر ایرانی را برای «موزیک تک سوم» ما طراحی کند. او با حضور مدیر پروژه خیالش از انجام امور راحت بود و می‌دانست فردی با اطلاعات و توان کافی در جایگاه مذکور قرار دارد که لازم نیست خودش نگران موضوعات متنوع و پیچیده باشد. ما تک تک اجراها و نفرات را با هم چک می‌کردیم، حتی باید بر رپرتواری که قرار است اجرا شود و هنرمندان در کدام نقطه از گالری قرار بگیرند، نظارت داشتیم و من همیشه در موارد مختلف پیشنهادهای مشخصی در جهت تقویت کار، ارائه می‌کنم که دوستان همواره استقبال می‌کنند. البته مسئولیت من در این نقش از طراحی پروژه شروع می‌شود تا روزهای اجرا و گاه روزها و هفته‌ها پس از اجرا که همواره درگیر ماجراهای متنوعی هستم. 

وقتی موسیقی با موزه‌گردی درهم می‌آمیزد/ «موزیک تِک» کلوزآپ موسیقی در پیش چشم مخاطب استبخشی از اجرای «لیان» در «موزیک تک ۴» با عنوان «درنگی در موسیقی جنوب ایران»

از تجربه همکاری با گروه «لیان» به سرپرستی محسن شریفیان بگویید. 

محسن شریفیان البته بر اساس شرایط و کیفیت اجراها خودش همواره افرادی را در نقش‌های مختلفی در تیمش دارد و زمانی که همراه با اعضای تیم خودشان به موزه آمدند، توقعات خودشان را داشتند. پیشنهاداتی را هم مطرح کردند. مثلاً اینکه نورپردازی باید اینگونه باشد یا چیدمان اجراها چنین باشند. یا اسم برنامه باید فلان باشد. در چنین موقعیتی دیگر نقش من به عنوان مدیر پروژه مطرح بود که بیایم و توضیح دهم و افراد را قانع کنم؛ به عنوان مثال اینکه بهتر است اسم این برنامه «صداهای جنوب» با زیر عنوانِ «درنگی در موسیقی جنوب ایران» باشد. یا مثلاً جای این مدل نورپردازی در موزه نیست. یا مثلاً آن کیفیتی که دوستان توقع داشتند متعلق به سالن کنسرت است، نه موزه و مواردی از این دست. البته ما در اینجا اسم موزه را به طور عام به کار می‌بریم، اما می‌توانیم بگوییم این فضاهای موزه‌اند که اقتضائات خودشان را دارند و در واقع فضا، چگونگی ارائه را ایجاب یا تحمیل می‌کند. من و هرکس دیگر که در کسوت مدیر پروژه یا کیوریتوری بایستیم، باید به چنین مسائلی آگاه و مسلط باشیم. مهمتر اینکه باید بر چنین مواردی نظارت داشته باشیم. به هرحال ارکسترها و هنرمندان توقعاتی دارند که باید این توقعات در هماهنگی با فضاها، مدیریت شوند. 

در رویدادهایی چون «موزیک تک» نظر و ایده مدیر پروژه چقدر می‌تواند بر نوع اجرا و حتی قطعات موثر باشد؟ 

ایده‌ها و نظراتی که ما می‌دهیم گاه باعث می‌شود که گروه یا ارکستر رپرتوارش را تغییر دهد. اما خب باید آن‌ها را متقاعد کرد که کاری که قرار است انجام شود، به این روش به اتفاق بهتر و موثرتری تبدیل می‌شود. اما کلاً از اینکه درباره نقش مدیر پروژه در موزه و «موزیک تک» و طرز تلقی بیرونی از این عنوان پرسش کردید، از شما ممنون هستم. 

به هرحال نام مدیر پروژه با تعاریف اشتباه به سطح برده‌ایم در صورتی که این مسئولیت نوعی تخصص مهم است. 

بله همینطور است. در این لحظه که بر روی موضوع تمرکز می‌کنم، دقیقاً دو روی یک برگ یا سکه را می‌توانیم تصویر یا تصور کنیم. در این پروژه‌ها کیوریشن (curation) و دایرکشن (direction) را داریم که این دو سِمت در واقع مکمل یکدیگر هستند. کیوریتور و دایرکتور باید تمام امور را در هماهنگی با هم و در اینجا زیر نظررییس موزه به پیش ببرند. اما مدیریت پروژه که بهتر است دیگر از واژه کارگردانی به جایش استفاده کنیم، در هر پروژه، شرایط و نیازهای خود را دارد. به طور مثال در اجرای ارکستر «یارآوا» کیوریتور توانایی به نام مهدی جلالی را داشتیم که از نظر کیفی و علمی نسبت به سایر پروژه‌ها نوعی دیگر از موسیقی را اجرا و ارائه می‌کرد، که طبعاً مدیریت آن پروژه هم با اجراهای دیگر تفاوت داشت. پروژه محسن شریفیان هم که از عنوان طراح و دبیر برای خود استفاده کرده بود، تفاوت‌ها و نیازمندی‌های متفاوتی در بخش مسئولیت من در پروژه داشت.

اصلاً چه شد که گروه «لیان» را به «موزیک تک» آوردید. به هرحال موسیقی جنوب و بخصوص نوع اجراهای محسن شریفیان عامه پسندتر از کنسرت ارکستر «یارآوا» است. انگار فرمت کار را تغییر داده‌اید و به سمت موسیقی‌های عامیانه‌تر رفته‌اید. 

از ابتدا هم قرار نبود گروه «لیان» برنامه یا اجرایی در موزه و در قالب «موزیک تک» داشته باشد. آقای شریفیان در ابتدا می‌خواست کاری کوچکتر و محدودتر را در موزه انجام دهد و از آن اجرا فیلمبرداری کند؛ اما زمانی که آن ایده را پیگیری می‌کرد، موضوع را با آقای دبیری‌نژاد رییس موزه هنرهای معاصر و از طریق ایشان با آقای بابک رضایی مدیرکل دفتر موسیقی مطرح کرده بود. در ادامه پیشنهاداتی به او شده بود که بیاید و پروژه را بزرگتر کند و مانند «موزیک تک» بر تعداد اجراها هم اضافه کند. آقای شریفیان هم با شرط و شروطی پذیرفته بود. سپس آقای دبیری نژاد با مشورت دوستان دیگر، موضوع را با من مطرح کرد و پای «موزیک تک» به میان آمد. البته ناگفته نماند در نهایت هم اجراها مربوط به گروه «لیان» نبود، بلکه هنرمندان و گروه‌های دیگر در «موزیک تک ۴» حضور داشتند. 

دبیری‌نژاد چقدر اهل همکاری و تعامل است؟ 

من سال‌هاست ایشان را می‌شناسم و نسبت به یکدیگر و کارهایی که انجام می‌دهیم، شناخت و اعتماد داریم. او در کارش تخصص و دانش بالایی دارد و به نظرم در موزه هنرهای معاصر در جایگاه و نقش به جا و درستی قرار گرفته است و حتا معتقدم که او بهترین فرد برای اداره موزه هنرهای معاصر است. همچنین با هنر و هنرمندان مواجهه بسیار خوبی دارد. ایشان ابتدا گفتند که خوب است که اجرای آقای شریفیان را در برنامه «موزیک تک» قرار دهیم. 

و چه شد که پذیرفتید؟ 

دوستان شاهد هستند که من یکی دو بار مطرح کردم که بهتر است اجراهایی که محسن شریفیان در نظر گرفته است، به صورت مستقل در موزه اجرا شوند و در قالب «موزیک تک» نباشد. البته نه به سبب داوری یا ارزش‌گذاری روی کار شریفیان یا دیگر دوستان؛ که به دلیل تفاوت‌های سبکی و شکلی خود «موزیک تک» با این طرح! اما خب از طرفی، دوستان هم نظرات درخور توجهی داشتند. از جمله اینکه به این دلیل که «موزیک تک» در پی رویدادهای سیاسی و جنگی مدتی خاموش شده بود و این امکان وجود داشت که در شرایط فعلی هنرمندان برای اجرا در موزیک تک آمادگی نداشته باشند؛ می‌توانیم این اجرا را به عنوان شروع دوباره در نظر بگیریم که در نهایت توافق و تصمیم بر این شد که با اجرای این پروژه در «موزیک تک»، پیش برویم. 

تصور بر این بود که «موزیک تک» قرار است به موسیقی فاخر بپردازد، هرچند حضور گروهی چون «لیان» هم بد نیست، حتا اگر موسیقی‌شان عامه‌پسند است! 

البته نباید سوءتفاهم ایجاد کنیم. اینکه می‌گویم مایل به این انتخاب نبودم، واقعاً به معنای ارزش‌گذاری نیست. حرف من دقیقاً ناظر بر این بود که ما توانسته بودیم برندی را ایجاد کنیم که ساختاری متفاوت دارد و می‌توانیم با تداوم در کار و این روند، استایل‌های موسیقی و شیوه‌های اجرایی دیگری را تجربه کنیم. در استایل‌هایی که در موزیک تک یک، دو و سه داشتیم، به موسیقی‌ها و اجراهایی پرداختیم که این فرصت را ندارند که همیشه و در هرجا برگزار شوند. نوع موسیقی محسن شریفیان به گونه‌ای است که او می‌تواند در هر زمان و مکان کنسرت بگذارد و این نوع موسیقی مخاطب خودش را هم دارد. و همانطور که گفتید این نوع موسیقی نسبت به بقیه، عامه پسندتر و لاجرم پرطرفدارتر است. به هر حال چنین فرصتی برای شریفیان و گروه خودش «لیان» و تمام گروه‌های مشابه، بسیار وجود دارد. اما همانطور که گفتم در جمع‌بندی به این موضوع رسیدیم که این اجرا در این شرایط شاید بتواند در جهت پیشبرد برنامه‌ها و اهداف ما در «موزیک تک» باشد. تاکید می‌کنم که این نوع موسیقی هم در جایگاه و نوع خودش ارزشمند است. 

به هرحال موزه هنرهای معاصر مخاطبانی دارد که نمی‌توان آن‌ها را عامه مردم دانست. البته اینکه به واسطه یک کنسرت بر تعداد مخاطبان موزه بیفزاییم، خود اتفاق خوبی است، چون افراد جدیدی را به موزه آورده‌ایم. از سویی در شرایط بغرنج فعلی و در کشاکش جنگ و مذاکره، شاید مخاطبان به موسیقی شاد بیش از موسیقی فاخر نیاز دارند؛ چون حال کلی آن‌ها خوب نیست. 

کاملاً حرفتان درست است. در برنامه‌های قبلی «موزیک تک»، بسیاری از مخاطبان واقعاً افرادی بودند که در برنامه‌های فرهنگی هنری زندگی‌شان موزه‌گردی و به ویژه بازدید از موزه هنرهای معاصر همواره جایگاه مشخصی داشته. آن‌ها زمانی که مطلع شده بودند موسیقی در موزه درحال اجراست، با همان اشتیاق همیشگی آمدند؛ اگرچه بخشی از مخاطبان سه نوبت پیشین هم صرفاً مخاطبان موسیقی و گروه‌ها یا هنرمندان حاضر در آن اجراها بودند و به خاطر خود موسیقی و حضور در اجراها آمده بودند. در مجموع اما برخورد مخاطبان، مواجهه افرادی بود که کاملاً با فضای موزه، آشنایی داشتند. 

وقتی موسیقی با موزه‌گردی درهم می‌آمیزد/ «موزیک تِک» کلوزآپ موسیقی در پیش چشم مخاطب است

عکسی از اجرای گروه «یارآوا» در موزه هنرهای معاصر تهران در قالب برنامه «موزیک تک»

در اجرای محسن شریفیان چه؟ 

در اجرای شریفیان نگرانی ما از این بود که اگر مثلاً دو، سه هزار نفر جمعیت بیایند، ما باید چه تصمیمی بگیریم؟! چراکه موزه واقعاً ظرفیت محدودی دارد. به همین دلیل از انجام تبلیغات گسترده (با اینکه یک روز زودتر اتفاق افتاد)، نگران بودیم. حتا دوستان تیم اجرایی آقای شریفیان هم نگران بودند. و در این اجرا، بخشی از علاقمندان و افرادی که محسن شریفیان را دنبال می‌کردند و از زمان و مکان اجرا پیدا کرده بودند به موزه آمدند. اما همان تعداد که آمده بودند، (بر اساس الگوی کنسرت‌های قبلی این هنرمند)، درست راس ساعت سه آمده بودند؛ چون تصورشان این بود که برنامه ساعت سه آغاز می‌شود و درهای ورودی بسته می‌شوند و طبعا یک یا دو ساعت بعد، برنامه به پایان می‌رسد. در حالی که در موزیک تک‌های قبلی مخاطبان می‌دانستند که می‌توانند راس ساعت در موزه حاضر باشند، یا دیرتر بیایند و وارد موزه شوند؛ چراکه هر ساعت که برسند برنامه را از دست نمی‌دهند و شاهد دومین یا سومین تکرار اجراها خواهند بود و قرار هم نیست در موزه مثل سالن‌های کنسرت راس ساعت بسته شود. 

با این حساب موزه هنرهای معاصر تهران حال مخاطبان جدیدی دارد. 

بله همینطور است. همین افرادی که پای اجرای گروه‌های این نوبت از «موزیک تک» حاضر شدند، دیگر می‌دانند در موزه نیز اتفاقات موسیقایی رخ می‌دهد. با این حساب، شاید بتوان گفت؛ هم به تعداد مخاطبان موزه افزوده شد، هم اینکه بعد از این ممکن است مخاطبان موسیقی، منتظر اطلاع رسانی‌های بعدی باشند تا در زمان مقرر به موزه بیایند. در این شیوه مواجهه با موسیقی، مخاطب به مرور درخواهد یافت که اگر راس ساعت سه یا هر ساعتی بیاید، بهره کافی خواهد برد و چیزی مناسب و کافی از اجرا را خواهد دید؛ در حالی که بر خلاف اجرای سالن‌های کنسرت، به جای خرید بلیت‌های نسبتاً گران قیمت، بهای ناچیزی به عنوان ورودی به موزه پرداخت کرده است. در کل فضای موزه این امکان را به ما می‌دهد که مخاطبان متفاوت و جدیدی پیدا کنیم و در همان نسبت شیوه ارائه متفاوتی از موسیقی داشته باشیم که در آن همانگونه که همیشه گفته‌ام مخاطب با هنرمند موسیقی به عنوان اثر هنری روبرو می‌شود و به قول سینمایی‌ها کلوزآپ یا حتی اکستریم کلوزآپی از هنرمند را پیشروی خود دارد. این یک ارائه ویژه و متمایز برای هر دو طرف این رودرویی هنری یعنی هنرمند و مخاطب است که با این کیفیت و تنوع سابقه ندارد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز