رییس پایگاه میراث فرهنگی الموت در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛
۷ قلعه الموت در مسیر ثبت جهانی است/ از دژ حسن صباح تا آخرین سنگر مقاومت اسماعیلیه در برابر مغول
بیش از هشت قرن از زمانی که مغولان به الموت رسیدند و به حکومت اسماعیلیان پایان دادند میگذرد، اما شبکهای از دژهایی که روزگاری مرکز یکی از پیچیدهترین نظامهای دفاعی ایران بودند، حالا بار دیگر در کانون توجه قرار گرفتهاند؛ اینبار نه به عنوان سنگرهای مقاومت، بلکه در قامت نامزدهای ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو درانتظار رای مثبت این سازمان جهانی است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، پرونده «منظر فرهنگی و تاریخی قلعههای الموت» در حالی در مراحل نهایی بررسی یونسکو قرار گرفته که در صورت تصویب، سیامین اثر ایران در فهرست میراث جهانی خواهد بود. تفاوت این پرونده با بسیاری از آثار ثبت شده ایران در آن است که موضوع آن یک بنای منفرد نیست؛ بلکه مجموعهای از هفت قلعه تاریخی را در بر میگیرد که در کنار یکدیگر، ساختار حکومتی و دفاعی اسماعیلیان را شکل داده بودند.
حمیده چوبک، رئیس پایگاه میراث فرهنگی الموت که نزدیک به ۳۰ سال در این منطقه به کاوش و حفاظت مشغول بوده است، به ایلنا گفت: «استحکامات نظامی هفت قلعه الموت ثبت و پرونده آن آماده شده است. مراحل اولیه ارزیابی هم انجام شده و اکنون در مرحله نهایی قرار دارد.»
قلعه الموت، که بیشتر با نام قلعه حسن صباح شناخته میشود، مهمترین دژ این مجموعه است؛ اما به گفته چوبک، ارزش جهانی این پرونده در پیوند میان قلعهها نهفته است.
او گفت: «قلعه الموت به تنهایی مطرح نبوده است. مقر حکومت مرکزی، خود قلعه الموت بوده و پس از آن لمبسر به عنوان نایبالحکومه عمل میکرده است. دیگر قلعهها نیز وظیفه کنترل مسیرهای ارتباطی را برعهده داشتهاند.»
در این شبکه، هر دژ نقش مشخصی داشته است. قسطینلار بر مسیر دشت قزوین نظارت میکرده، نبیذرشاه یکی از مرتفعترین نقاط منطقه را در اختیار داشته و قلعههای ایلان، شمسکلایه و شیرکوه نیز حلقههای دیگر زنجیره دفاعی الموت بودهاند.
تاریخ قلعههای الموت البته به دوران اسماعیلیان محدود نمیشود. برخی پژوهشها نشان میدهد که تعدادی از این دژها پیش از استقرار پیروان حسن صباح نیز وجود داشتهاند.
چوبک در این باره گفت: «ممکن است تاریخ قلعه لمبسر حتی به دوره ساسانی بازگردد. قلعه الموت نیز پیش از حسن صباح در اختیار علویان بوده است.»
با این حال، آنچه نام الموت را در تاریخ ماندگار کرد، ورود حسن صباح به این منطقه در اواخر قرن پنجم هجری بود. او در سال ۴۸۳ هجری قمری کنترل قلعه الموت را به دست گرفت و این دژ را به مرکز فرمانروایی اسماعیلیان نزاری تبدیل کرد؛ حکومتی که حدود ۱۸۰ سال دوام آورد.
کاوشهای باستانشناسی انجام شده در الموت، بخشهایی از این تاریخ را روشنتر کرده است. رئیس پایگاه میراث فرهنگی الموت گفت: «در حفاریهای قلعه الموت، غیر از چند قطعه سفال، نشانه شاخصی از دوره پیش از حسن صباح پیدا نکردیم، اما شواهد متعددی از دوره حکومت اسماعیلیان به دست آمده است.»
او معتقد است یکی از مهمترین ارزشهای این مجموعه، شناخت نظام دفاعی آن است؛ نظامی که توانست در جغرافیایی دشوار، امکان بقا و مقاومت طولانیمدت را فراهم کند.
چوبک توضیح داد: «این قلعهها به گونهای ساخته شدهاند که از هر سو با درههای عمیق احاطه شدهاند. انتخاب محل استقرار، تأمین آب و شیوه دسترسی به آنها نشاندهنده دانش بالای سازندگانشان است.
به گفته او، دژهای الموت تنها سازههای نظامی نبودهاند، بلکه بخشی از یک قلمرو گسترده را تشکیل میدادند؛ قلمرویی که روستاها و جوامع پیرامون نیز در آن نقش داشتهاند. روستاهایی که در اطراف این قلعهها شکل گرفتهاند، بخشی از حیات آنها بودهاند. بدون این آبادیها، اداره چنین ساختاری ممکن نبود.
منطقه الموت در مجموع حدود دو هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و صدها روستا و آبادی تاریخی را دربرمیگیرد. همین ویژگی باعث شده پرونده ثبت جهانی آن تنها بر پایه معماری دژها شکل نگیرد، بلکه مفهوم «منظر فرهنگی» در مرکز توجه قرار گیرد.
بررسیهای باستانشناسی همچنین از وجود بناها و تزئینات ارزشمند در این منطقه حکایت دارد. قطعات آجرهای نقشدار، کاشیها و ظروف کشف شده نشان میدهد که بخشهایی از این مجموعه از کیفیت هنری بالایی برخوردار بودهاند.
چوبک از بنایی موسوم به «مولاسرا» نیز نام میبرد؛ بنایی با گنبدخانهای به وسعت ۱۱۰ متر مربع که به گفته او، آمیزهای از سنتهای معماری سلجوقی و فاطمی را در خود جای داده است.
با وجود شهرت جهانی نام «الموت»، رئیس پایگاه میراث فرهنگی این منطقه تأکید کرد که این دژها بخشی از شبکهای گستردهتر بودهاند؛ شبکهای که از البرز و خراسان تا شام و آسیای مرکزی امتداد داشته است.
او گفت: «موضوع الموت از ابتدا موضوعی جهانی بوده است. این ارتباطات محدود به مرزهای امروز ایران نمیشود.»
اکنون، پس از سالها پژوهش، حفاظت و تهیه مستندات، پرونده قلعههای الموت در انتظار رأی نهایی یونسکو قرار دارد؛ رأیی که در صورت مثبت بودن، نه فقط هفت قلعه تاریخی، بلکه بخشی از روایت کمتر شناختهشده تاریخ ایران را وارد فهرست میراث جهانی خواهد کرد؛ روایتی از دژهایی که روزگاری بر فراز کوهستانهای البرز، قلب تپنده حکومتی بودند که نزدیک به دو قرن دوام آورد.