در گفتگو با سید سعید میرمحمد صادق مطرح شد؛
شاه عباس چگونه تنگه هرمز را پس گرفت؟
ایران همواره در طول تاریخ در معرض حملات متعدد کشورهای خارجی بوده است. هرگوشه از این خاک، برای یک کشور به قدری چشمنواز بود که برای تصرف آن دست به هر حملهای میزد. اما شاه عباس سیاست حمله و مذاکره را در پیش گرفت و سرانجام تنگه هرمز را با حمله از پرتغالیها پس گرفت. سلسله صفویه یکی از سلسلههای تاریخی بسیار مهم برای ایران است؛ از رسمی شدن مذهب شیعه تا بازپسگیری تنگه هرمز و بندرعباس و تبدیل شدن به هاب تجاری.
به گزارش خبرنگار ایلنا، ایران همواره در طول تاریخ در معرض حملات متعدد کشورهای خارجی بوده است. هرگوشه از این خاک، برای یک کشور به قدری چشمنواز بود که برای تصرف آن دست به هر حملهای میزد. اما شاه عباس سیاست حمله و مذاکره را در پیش گرفت و تنگه هرمز را با حمله از پرتغالیها پس گرفت. سلسله صفویه یکی از سلسلههای تاریخی بسیار مهم برای ایران است. از رسمی شدن مذهب شیعه تا بازپسگیری تنگه هرمز و بندرعباس. از تبدیل شدن به هاب تجاری تا حملات و مذاکرات بسیار.
سید سعید میرمحمدصادق، پژوهشگر و تاریخنگار، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا درباره پیامدهای جنگهای ایران و عثمانی در دوره صفویه گفت: جنگهای ایران و عثمانی در دوره شاه طهماسب طی چهار مرحله به وقوع پیوست و در نهایت به مذاکراتی منجر شد که نتیجه آن تعیین حدود و مرزهای دو کشور بود.
او درباره جایگاه تشیع در ایران پیش از صفویه اظهار کرد: در باب شیعیان پیش از صفوی علویان طبرستان، شیعیان زیدی، و اسماعیلی خاندان مرعشی مازندران و کیائان گیلان، مشعشعیان خوزستان، چلاویان مازندران همه نشان میدهد که پیش از صفوی شیعیان در نقاط مختلف حضور داشتند. در باب مذهب تشیع پیش از صفوی اسکندر بیگ منشی، مورخ دوره شاه عباس اول در کتاب عالمآرای عباسی مینویسد که پیش از صفویه پنج شهر ذاتا شیعه بودند، کاشان، قم، آوه، سبزوار و استرآباد، برخی جاها هم مثل ری، در آن شیعیان حضور داشتند.
این پژوهشگر تاریخ در ادامه با اشاره به وضعیت تجارت در عصر شاه عباس گفت: برخلاف تصور رایج، جزیره قشم در آن دوره مهمترین مرکز تجاری ایران نبود، زیرا تا مدتی در اختیار پرتغالیها قرار داشت. در آن زمان جزیره هرمز جایگاه ویژهای در تجارت بینالمللی داشت و به یکی از مهمترین مراکز مبادلات اقتصادی منطقه تبدیل شده بود.
میرمحمدصادق افزود: براساس گزارشهای جغرافیدانان و سفرنامهنویسان پرتغالی، انواع ارزها و پولهای رایج بینالمللی در هرمز مبادله میشد و کالاهای مختلف از ایران و دیگر سرزمینها وارد این جزیره شده و سپس به مقصد هند، پرتغال و دیگر نقاط جهان صادر میشدند.
او همچنین درباره تغییر مسیرهای تجاری در دوره شاه عباس توضیح داد: بخش مهمی از کالاهای ایرانی برای رسیدن به اروپا ناگزیر از عبور از قلمرو عثمانی بود، اما به دلیل درگیریهای طولانی میان دو دولت، این مسیر با محدودیتهایی مواجه شد. به همین دلیل مسیرهای جنوبی و دریایی اهمیت بیشتری پیدا کردند و کالاها از بنادر جنوبی ایران به وسیله کشتی به بازارهای جهانی منتقل میشدند.
گامبرون و تاریخ پرفراز و نشیب
این تاریخنگار با اشاره به پیشینه بندرعباس گفت: پرتغالیها در اوایل قرن شانزدهم میلادی در منطقهای که بعدها بندرعباس نام گرفت مستقر شدند. این منطقه در منابع آن دوره با نام «گامرون» شناخته میشد؛ نامی که به فراوانی خرچنگ در آن ناحیه اشاره داشت و پیش از شکلگیری بندرعباس رواج داشت.
میرمحمدصادق با اشاره به گسترش نفوذ پرتغالیها در خلیج فارس گفت: پرتغالیها پس از استقرار در جزایر منطقه، در گامبرون نیز قلعهای احداث کردند؛ اقدامی که با نارضایتی دولت صفوی مواجه شد، زیرا حضور آنان از محدوده جزایر فراتر رفته و به قلمرو سرزمینی ایران کشیده شده بود.
وی افزود: هدف پرتغالیها از حضور در این منطقه ایجاد عمق استراتژیک برای حفظ موقعیت خود در خلیج فارس بود. آنها میدانستند که دولت صفوی از حضورشان در جزیره هرمز رضایت ندارد. چنانکه پیش از آن نیز در بحرین حضور داشتند و شاه عباس توانسته بود این جزیره را از کنترل آنان خارج کند. از همین رو پرتغالیها درصدد تقویت مواضع خود در سواحل جنوبی ایران بودند.
این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: پرتغالیها برای تامین آب مورد نیاز هرمز، به جزیره قشم نیز وارد شدند و در بخشی از آن قلعهای ساختند. این اقدام حساسیت دولت صفوی را بیش از پیش برانگیخت. دولت ایران چندین بار تلاش کرد به مواضع پرتغالیها حمله کند، اما به دلیل نداشتن ناوگان دریایی قدرتمند، این تلاشها به نتیجه نرسید.
او با اشاره به سیاست خارجی شاه عباس گفت: شاه عباس به این نتیجه رسیده بود که برای بازپسگیری هرمز به نیروی دریایی نیاز دارد. از همین رو با انگلیسیها وارد مذاکره شد و از آنها کمک خواست. انگلیسیها در آن زمان دارای کشتیهای بزرگ اقیانوسپیما و ناوهای مجهز به توپخانه بودند و همین برتری دریایی امکان همکاری میان دو طرف را فراهم کرد.
میرمحمدصادق افزود: پیش از آغاز عملیات بازپسگیری هرمز، نیروهای صفوی به فرماندهی اللهوردیخان مناطق لار، شمیل، میناب و گامبرون را به تصرف درآوردند و کنترل سواحل جنوبی را در دست گرفتند. پس از تثبیت حاکمیت ایران بر این مناطق، گامبرون به افتخار شاه عباس «بندرعباس» نام گرفت.
او ادامه داد: دولت صفوی چند بار با امکانات محدود دریایی خود برای حمله به مواضع پرتغالیها اقدام کرد، اما لنجهای محلی توان مقابله با ناوگان پرتغال را نداشتند. در آن دوره پرتغال یکی از قدرتهای بزرگ دریایی جهان به شمار میرفت و ناوگان آن نقشی مشابه قدرتهای دریایی بزرگ در دورههای بعدی ایفا میکرد.
این تاریخنگار گفت: شاه عباس در مکاتبات خود با دولتهای اروپایی بارها خواستار خرید یا ساخت کشتیهای بزرگ جنگی شده بود، اما این درخواستها به نتیجه نرسید. در نهایت همکاری با انگلیسیها زمینه بازپسگیری هرمز را فراهم کرد و پرتغالیها از این منطقه اخراج شدند.
او اظهار کرد: پس از فتح هرمز، شاه عباس سیاست جدیدی را در پیش گرفت و اجازه نداد قدرتهای خارجی فعالیت تجاری خود را در جزایر ادامه دهند. از آن پس تجارت خارجی به سواحل ایران و بهویژه بندرعباس منتقل شد تا دولت صفوی کنترل بیشتری بر مبادلات اقتصادی و دریایی منطقه داشته باشد.
سیاست شاه عباس برای بازپسگیری هرمز
میرمحمدصادق با اشاره به سیاست دریایی شاه عباس پس از بازپسگیری هرمز گفت: پس از خروج پرتغالیها از هرمز، شاه عباس اجازه نداد جزایر خلیج فارس مانند گذشته به مراکز اصلی تجارت خارجی تبدیل شوند. دلیل این تصمیم نیز تا حد زیادی به ضعف ایران در حوزه دریانوردی و نداشتن ناوگان قدرتمند بازمیگشت. دولت صفوی ترجیح داد فعالیتهای تجاری در سواحل سرزمین اصلی ایران متمرکز شود تا امکان کنترل و حفاظت بیشتری بر آنها وجود داشته باشد.
وی درباره نسبت صفویه و تصوف نیز اظهار کرد: صفویان بر دو بستر مهم به قدرت رسیدند که یکی از مهمترین آنها تصوف بود. اجداد خاندان صفوی از مشایخ صوفیه به شمار میرفتند و خانقاه اردبیل، که به شیخ صفیالدین اردبیلی منسوب است، پایگاه اصلی نفوذ معنوی این خاندان بود.
این پژوهشگر تاریخ افزود: صفویان تنها یک سلسله سیاسی نبودند که ناگهان قدرت را به دست گرفته باشند. حدود دو قرن و نیم پیش از تاجگذاری شاه اسماعیل، خاندان صفوی از طریق خانقاه اردبیل در میان مردم نفوذ معنوی و مذهبی گستردهای پیدا کرده بودند. در واقع قدرت معنویای که طی چندین نسل شکل گرفته بود، در دوره شاه اسماعیل به قدرت سیاسی و سلطنتی تبدیل شد.
وی ادامه داد: برای درک جایگاه صفویه باید به تاریخ تصوف در ایران از قرن هفتم تا نهم هجری توجه کرد. هرچند تصوف پیش از آن نیز در ایران وجود داشت، اما در این دوره خانقاهها و جریانهای صوفیانه نقش مهمی در حیات فرهنگی و اجتماعی ایران ایفا کردند.
میرمحمدصادق با اشاره به تاثیر تصوف بر میراث فرهنگی ایران گفت: بخشی مهم از میراث ادبی و معنوی ایران در آثار صوفیانه حفظ شده است. آثاری مانند «مرصادالعباد» از جمله متون برجسته عرفانی هستند که جایگاه ویژهای در تاریخ زبان و ادبیات فارسی دارند. اگر سنت عرفانی و صوفیانه وجود نداشت، بخش قابل توجهی از این میراث فرهنگی و زبانی نیز به ما نمیرسید.
وی تاکید کرد: البته نباید تصوف تاریخی را با برداشتهای متاخر و گاه سطحی از صوفیگری یکسان دانست. تصوف در دورههای گذشته یک جریان فکری، فرهنگی و اجتماعی اثرگذار بود که باید در بستر تاریخی خود مورد بررسی قرار گیرد.
این تاریخنگار افزود: از قرن هفتم هجری به بعد، خانقاههای مهمی در نقاط مختلف ایران فعال بودند؛ از خانقاه شیخ صفیالدین اردبیلی در اردبیل گرفته تا خانقاه شیخ علاءالدوله سمنانی در سمنان و مجموعههای وابسته به ابو اسحاق کازرونی در فارس. این مراکز تنها محل فعالیتهای عرفانی نبودند، بلکه در تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران نیز نقش مهمی ایفا میکردند.
میرمحمدصادق در بخش دیگری از این گفتوگو به برخی آثار منتشرشده درباره دوره صفویه اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین آثاری که در این حوزه منتشر کردهایم، کتاب «دفاتر مالی عصر صفویه» است. این اثر از معدود منابعی است که تصویری روشن از ساختار مالی دولت صفوی، شیوه دریافت مالیات، نحوه پرداخت حقوق و سازوکار ثبت و ضبط امور مالی در آن دوره ارائه میدهد.
وی افزود: در حوزه ادبیات نیز آثار ارزشمندی از دوره صفویه منتشر شده است. از جمله «زبدهالرموز» و «حماسه هفت قلعه» که هر دو از متون مهم ادبی این دوره به شمار میروند.
این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: همچنین کتاب «گزارش رای» را منتشر کردهایم که به شرح چگونگی شکست پرتغالیها در قشم و هرمز میپردازد و از منابع مهم برای مطالعه تحولات خلیج فارس در دوره صفوی محسوب میشود.
وی با اشاره به دیگر آثار منتشرشده گفت: کتاب «دستور؛ رسالهای در فن قبالهنویسی به عرف قضات فارس» نیز از آثار مهمی است که به شناخت تاریخ اجتماعی و نظام حقوقی ایران در قرن نهم و دوره صفوی کمک میکند. افزون بر این، «دیوان حاجی گیلانی» نیز به عنوان بخشی از میراث ادبی عصر صفویه منتشر شده است.
جنگهای ایران و عثمانی
میرمحمدصادق درباره جنگهای ایران و عثمانی در دوره صفوی نیز اظهار کرد: نخستین رویارویی بزرگ دو دولت در دوره شاه اسماعیل و با نبرد چالدران رقم خورد. پس از آن نیز در دوره شاه طهماسب چندین جنگ میان دو طرف رخ داد که برخی از آنها تا اعماق خاک ایران ادامه یافت.
وی افزود: در یکی از این لشکرکشیها، نیروهای عثمانی تا نزدیکیهای زنجان پیشروی کردند، اما شرایط سخت آبوهوایی و سرمای شدید موجب تلفات گسترده در سپاه عثمانی شد. کمبود آذوقه و دشواریهای ناشی از زمستان نیز این وضعیت را تشدید کرد و در نهایت لشکر عثمانی ناچار به عقبنشینی شد.
این تاریخنگار ادامه داد: جنگهای دوره شاه طهماسب در نهایت به مذاکراتی میان دو طرف انجامید. این روند گفتوگوها حدود یک دهه ادامه داشت و به برقراری صلحی نسبتا پایدار منجر شد؛ صلحی که تا دوره سلطان محمد خدابنده دوام آورد.
وی گفت: با آغاز دوره سلطان محمد خدابنده، درگیریها بار دیگر از سر گرفته شد و عثمانیها موفق شدند بخشهایی از شمالغرب ایران و مناطقی از قفقاز، ارمنستان و گرجستان امروزی را تصرف کنند. آنها در این دوره تا تبریز نیز پیشروی کردند و یکی از مهمترین مراحل منازعات صفویان و عثمانیها را رقم زدند.