محسن محمدحسنی در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد؛
تمام تجربههای هنریام به «هزارتو» رسید
محسن محمدحسنی از مسیر بازیگری، تجربه حضور در سریال هزارتو و شکلگیری شخصیت «مسعود» گفت.
محسن محمدحسنی، بازیگر سریال «هزارتو» در گفتگو با خبرنگار ایلنا، در رابطه با مسیر بازیگری خود گفت: «دیر رسیدن» برای من بیشتر شبیه تقدیر بود تا تأخیر، من سال ۱۳۶۸ با عشق به بازیگری وارد سینما شدم و تصورم این بود که بهسرعت وارد مسیر حرفهای مقابل دوربین میشوم، اما مسیر زندگی همیشه همان نیست که ما طراحی میکنیم. من وارد سینما شدم، اما شرایط حرفهای و واقعیتهای زندگی مرا به سمت شاخههای دیگری از هنر برد. این تغییر مسیر شاید در ابتدا برایم ناخوشایند بود، اما امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم هر سالی که از بازیگری دور بودم، در واقع در حال نزدیکتر شدن به آن بودم.
او افزود: هر کدام از این مسیرها، آجرهایی بودند که به تدریج ساختمان نگاه هنری مرا ساختند. امروز که دوباره مقابل دوربین ایستادهام، احساس میکنم آن سالها به من کمک کردند بفهمم تصویر چیست، سکوت چه نقشی دارد، نور چگونه حس را شکل میدهد و دوربین چگونه باید به شخصیت نزدیک شود. شاید اگر زودتر وارد جریان بازیگری میشدم، این سطح از فهم و پختگی همراه من نبود.
محمدحسنی خاطرنشان کرد: بازگشت من به بازیگری دیگر از جنس هیجان و عطش جوانی نبود. امروز بازیگری برای من یک عمل آگاهانه است. امروز نقش را فقط بازی نمیکنم؛ تلاش میکنم آن را زندگی کنم، حسش کنم و بفهمم چرا در جهان اثر حضور دارد. این فاصله باعث شد نگاه من از «دیده شدن» به «درست بودن» تغییر کند.
بازیگر سریال هزارتو درباره نقش «مسعود» نیز گفت: مسعود از همان ابتدا برایم جذاب بود، چون شخصیتی تکبعدی نبود. او نه فقط یک نویسنده است و نه فقط فردی عملیاتی. ذهنی تحلیلی و هنری دارد، اما در عین حال در موقعیتهای حساس، آرام، مسلط و دقیق عمل میکند. همین تضادها باعث شد شخصیت برای من واقعی و قابل لمس شود.
او ادامه داد: نکته دیگری که باعث شد با این نقش احساس نزدیکی کنم، وجه هنری مسعود بود. اینکه او سناریست است، یعنی با تصویر، روایت و ساختن جهان داستان سروکار دارد. این بخش از شخصیت او برای من آشنا بود. کسی که سالها با روایت و تصویر زندگی کرده، حتی وقتی وارد موقعیتهای سخت میشود، همچنان ذهنی تصویرمحور و منطقی دارد.
بازیگر سریال «رویای نیمه شب» بیان کرد: در اجرای این نقش سعی کردم آرامش حرفهای او را حفظ کنم. مسعود از بیرون آرام است، اما درونش دائم در کشمکش است. این تضاد بیرون آرام و درون فعال، نوعی کنترل درونی میطلبید. بهجای اینکه احساساتش را بیرون بریزد، آنها را مدیریت میکند.
او درباره تجربه حضور در «هزارتو» نیز اظهار کرد: برای من، هر همکاری با بازیگران پیشکسوت و حرفهای نوعی آموزش زنده است. کنار کسانی بودن که سالها بدون وقفه در مقابل دوربین کار کردهاند، به آدم یاد میدهد که نسبت به متن، صحنه و گروه چگونه رفتار کند.
این بازیگر افزود: در «هزارتو» فرصت داشتم همزمان بازی کنم و یاد بگیرم. کار گروهی، ریتم تمرینها، حساسیت به جزئیات و احترام به صحنه، فضای کار را حرفهایتر میکرد و از این فضا بسیار آموختم.
محمدحسنی در پایان گفت: از آقای محمدصادق آذین، که مثل یک معلم دلسوز همراهم بودند، از سیدعلی هاشمی بابت اعتماد و راهنماییها، و از سیدسجاد قافلهباشی تهیهکننده اثر بابت حمایتها و کسی که در تمام این سالها کنارش بوده و نقش مهمی در ادامه مسیر او داشته است قدردانی میکنم. هماکنون در پروژه نگین ارباب به کارگردانی محمدحسین لطیفی نیز حضور دارم.