جایی که معادلات جهانی بازنویسی میشود؛
روایت یک آمریکایی از نظم نوین جهانی: وارونگی تاریخی در تنگه هرمز
«ما شاهد وارونگی تاریخی نظم اقتصادی هستیم.» این جمله را نه یک تحلیلگر ایرانی، که یک فیلمساز آمریکایی و موسس برند رسانهای Propaganda and Co، از دل تنگه هرمز روایت میکند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، دیمتری لاسکاریس و تیم اندرسون (فیلمساز آمریکایی و موسس برند رسانهای Propaganda and Co) سوار بر کشتی سری به تنگۀ هرمز زدند تا از فرصت تاریخی این تنگه مستندی تهیه کنند. شاید بتوان گفت او تنها آمریکایی حاضر در این آبراه حیاتی بود که از نزدیک شاهد عبور و مرور کشتیها و نفتکهای غولپیکر از این تنگه بوده است. این فیلمساز پس از دیدن تنگه، آنچه را که با چشمان خود دیده، به زبان ساده اما معنادار توصیف کرده است: ما شاهد وارونگی تاریخی نظم اقتصادی هستیم.
تنگه هرمز، این آبراه باریک اما سرنوشتساز، روزگاری نماد سلطه بیچونوچرای قدرتهای بزرگ بر شریانهای انرژی جهان بود. ناوهای آمریکایی با تمام قدرت در آن میتاختند و معادلات منطقه را به نفع خود تنظیم میکردند اما امروز، تصویر کاملاً متفاوت است.
آنچه این فیلمساز آمریکایی از نزدیک شاهد آن بوده، وارونگی تاریخی نظم اقتصادی است؛ وارونگیای که در آن:
ابزارهای قدرت جابهجا شدهاند: روزگاری آمریکا با حضور نظامی خود در تنگه هرمز، امنیت خطوط مواصلاتی جهان را تضمین میکرد. امروز، همین حضور به نمادی از ضعف و انفعال تبدیل شده است.
هزینههای تهدید تغییر کرده است: هر کشتی جنگی آمریکایی که وارد آبهای خلیج فارس میشود، دیگر نه یک تهدید، که یک هدف آسیبپذیر است. موازنه وحشت به نفع کسی رقم خورده که در خانه خود بازی میکند.
نقش بازیگران منطقهای متحول شده است: کشوری که روزگاری مجبور بود برای تأمین امنیت منافع کشورهای دیگر را تامین کند، امروز معادلات امنیتی منطقه را با اتکا به توان داخلی و راهبردهای هوشمندانه مدیریت میکند.
اما این وارونگی تاریخی از کجا نشأت میگیرد؟
جغرافیا: ایران در تنگه هرمز، در خانه خود بازی میکند. هر نقطه از این آبراه برای نیروهای مسلح ایران چون پشت دست شناخته شده است. در چنین میدانی، برتری با کسی است که جغرافیا را نفس میکشد.
صبر راهبردی: ایران با صبر و محاسبه دقیق، قدرت خود را در تنگه هرمز به کار گرفته است، نه با شتابزدگی و نمایش قدرت توخالی. این همان تفاوتی است که آمریکایی حاضر در تنگه هرمز با چشم خود آن را لمس کرده است.
و درنهایت آنچه رخ داده است؛ شکست همه کشورها در برابر اراده یک ملت است. واقعیتی که امروز برای همگان روشن شده، این است که هیچ کشوری نمیتواند در تنگه هرمز بر ایران پیروز شود. نه آمریکا با تمام ناوهای جنگیاش، نه متحدان منطقهایاش، و نه هیچ قدرت دیگری. این شکست، شکست نظامی نیست که در میدان نبرد رقم خورده باشد؛ بلکه شکست در فهم معادلات جدید است. قدرتهای بزرگ همچنان با ذهنیت دهههای گذشته به این منطقه مینگرند، غافل از اینکه نظم اقتصادی جهان وارونه شده است.
تنگه هرمز امروز بیش از یک آبراه است؛ آینه تمامنمای تحولات عمیق در معادلات قدرت جهانی است. آنچه فیلمساز آمریکایی با شگفتی آن را روایت میکند، برای ایرانیها یک حقیقت آشکار است: روزگاری که قدرتهای بزرگ با یک ناو جنگی معادلات منطقه را تعیین میکردند، به پایان رسیده است.
پیام ایران به جهان روشن است: هرکس بخواهد در این آبها مزاحمتی ایجاد کند، هزینه آن را با ناامنی در اقتصاد جهانی خواهد پرداخت. این نه یک تهدید، که یک واقعیت جغرافیایی و راهبردی است که حتی یک فیلمساز آمریکایی از نزدیک آن را لمس کرده و به آن اعتراف میکند.
این فیلمساز شاید بهتر از بسیاری از تحلیلگران سیاسی دریافته است که نظم نوین جهانی در حال شکلگیری است و ایران، با در دست داشتن کلید تنگه هرمز، نقشی بیبدیل در این نظم نوین ایفا میکند.