خبرگزاری کار ایران

تحلیلی از تغییر معادله قدرت در جهان؛

تماشاچیانِ دیروزِ نسل‌کشی امروز گرفتار نکبت‌اند

تماشاچیانِ دیروزِ  نسل‌کشی امروز گرفتار نکبت‌اند

آنجلو جولیانو، روزنامه‌‌نگار و تحلیلگر ایتالیایی با انتشار تصویری از شهرک نشینان غیرقانونی که روزگاری نه چندان دور روی تپه‌های مشرف به غزه با تنقلات و نوشیدنی‌ها جمع می‌شدند تا نسل‌کشی فلسطینی‌ها در غزه را تماشا کنند، نوشت: این روزها تل‌آویو زیر ضربات سنگینی قرار دارد. هرگز فراموش نکنید که آن‌ها چه کسانی هستند و چه کردند!

به گزارش خبرنگار ایلنا، نسل‌کشی کمترین جرمی‌ست که میلیون‌ها صهیونیست در کمتر از یک قرن در فلسطین مرتکب آن شدند. تصویر منتشر شده توسط آنجلو جولیانو، روزنامه‌‌نگار و تحلیلگر ایتالیایی، از شهرکنشینان غیرقانونی اسرائیلی که بر فراز تپه‌های مشرف به غزه، با تنقلات و نوشیدنی درحالیکه نظاره‌گر بمباران و کشتار مردم فلسطین بودند، چیزی فراتر از یک صحنه‌ی هولناک از بی‌اخلاقی تاریخی را به تصویر می‌کشد. این قاب، روایت‌گر فصلی از تاریخ هفتادوچندساله‌ی فلسطین است؛ فصلی که در آن یک «پروژه‌ی استعماری-آپارتاید» با پشتوانه‌ی قدرت نظامی بی‌نظیر (و حمایت بی‌چون‌وچرای غرب و آمریکا) کوشید تا مردمی را از سرزمین‌شان پاک کند، در اردوگاه‌ها زندانی کند، و هرگونه مقاومت را با «نظریه‌ی امنیت» و بمباران‌های سالانه سرکوب نماید. اما آنچه امروز در حال رخ دادن است، نه یک جنگ معمولی، بلکه فروپاشی این معادله‌ی هفتادساله از درون و بیرون است. 

تماشاچیانِ دیروزِ  نسل‌کشی امروز گرفتار نکبت‌اند

اول: هفتاد سال قتل‌عام سیستماتیک؛ از نکبت تا نسل‌کشی

اسرائیل از همان آغاز (۱۹۴۸) پروژه‌ی خود را بر پایه‌ی «پاک‌سازی قومی» بنا نهاد. نکبت ۱۹۴۸ تنها آغاز راه بود: بیش از ۱۵۰۰۰ فلسطینی در جریان تصرف شهرها و روستاها قتل‌عام شدند و بیش از ۷۵۰ هزار نفر به زور از خانه‌های خود رانده شدند. در ۱۹۶۷، کرانه‌ی باختری، غزه و قدس شرقی به اشغال درآمد و شهرک‌سازی غیرقانونی به ابزاری برای تغییر دموگرافیک و حذف حافظه‌ی مکانی فلسطینیان تبدیل شد. 

در طول این دهه‌ها، اسرائیل فلسطینیان را در سه حلقه‌ی فشار گرفتار کرد: 

۱. اردوگاه‌های پناهندگان که به کلاس‌های درس مقاومت و در عین حال نماد تحقیر و محرومیت تبدیل شدند. 

۲. محاصره‌ی اقتصادی و نظامی که غزه را به بزرگ‌ترین زندان روباز جهان بدل کرد. 

۳. بمباران‌های دوره‌ای (مانند عملیات‌های سرب‌گداخته، ستون ابر، سنگر محکم و…) که هر بار هزاران غیرنظامی را قربانی می‌کرد، اما رسانه‌های غربی آن را در چارچوب «درگیری متقارن» یا «حق دفاع از خود» توجیه می‌نمودند. 

در تمام این سال‌ها، شهرکنشینان اسرائیلی - درست مانند همان تصویر روی تپه‌های غزه - با خون فلسطینیان جشن می‌گرفتند، مشغول خوردن و آشامیدن بودند و از امنیتی که ارتش اشغالگر برایشان فراهم کرده بود، لذت می‌بردند. آن‌ها خود را «تماشاگر» می‌پنداشتند، نه بخشی از ماشین کشتار. 

دوم: تغییر معادله؛ چگونه مقاومت و محور آن اسرائیل را به چالش کشیدند

آنچه امروز در فلسطین تاریخی می‌گذرد، نتیجه‌ی دو تحول راهبردی است: 

۱- بلوغ و یکپارچگی جبهه‌ی مقاومت

از انتفاضه‌ی اول و دوم تا جنگ‌های غزه، مقاومت فلسطین مسیری از «نبرد نامتقارن» را طی کرد. اما تحول بزرگ پس از ۲۰۰۶ و تسلط حماس بر غزه رخ داد: نیروهای مقاومت نه تنها توان موشکی خود را افزایش دادند، بلکه به معماری جنگی پیچیده‌ای دست یافتند که عمق اسرائیل را هدف قرار می‌دهد. با عملیات «طوفان‌الاقصی» در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، مقاومت ثابت کرد که دیوارهای امنیتی - که اسرائیل با صرف میلیاردها دلار ساخته بود - شکستنی‌اند و «معادله‌ی بازدارندگی» قدیم فروپاشیده است. 

۲- نقش ایران در تغییر توازن قوا

جمهوری اسلامی ایران با راهبردی چندلایه، محور مقاومت را از یک ائتلاف سیاسی-ایدئولوژیک به یک قدرت نظامی-منطقه‌ای تبدیل کرد. ایران با انتقال دانش موشکی، پشتیبانی تسلیحاتی، و بازطراحی محور هماهنگ‌کننده (از حزب‌الله در لبنان تا جهاد اسلامی در فلسطین) توازن قدرت را به نفع طرف فلسطینی تغییر داد. امروز اسرائیل نه با شبه‌نظامیانی پراکنده، بلکه با یک ارتش‌های هماهنگ‌شده‌ی منطقه‌ای روبرو است که قادرند در یک جنگ ترکیبی، تمامیت ارضی و زیرساخت‌های حیاتی اسرائیل را هدف قرار دهند. 

سوم: تل‌آویو زیر ضربات سنگین

اظهارات آنجلو جولیانو درباره‌ی «تل‌آویو زیر ضربات سنگین» صرفاً اشاره به موشک‌ها و تلفات مادی نیست. این «ضربات سنگین» شامل:

شکست‌های میدانی: ارتش اسرائیل با وجود حملات هوایی و زمینی گسترده، نتوانست به اهداف راهبردی خود در غزه دست یابد و تلفات انسانی و تجهیزاتی آن فراتر از حد انتظار بوده است. 

شکاف داخلی: جامعه‌ی اسرائیل بیش از هر زمان دیگری دچار شکاف سیاسی و اجتماعی شده است؛ از اعتراضات علیه اصلاحات قضایی تا بحران اعتماد به دولت و ارتش. 

انزوای بین‌المللی: حتی کشورهای غربی نیز به دلیل تصاویر نسل‌کشی در غزه و رفتار آشکارا غیرانسانی، دست‌کم در ظاهر از حمایت بی‌قیدوشرط اسرائیل فاصله گرفته‌اند. طرح‌های کیفرخواست در دیوان کیفری بین‌المللی و شکاف در سازمان ملل نشان‌دهنده‌ی پایان عصر مصونیت مطلق اسرائیل است. 

چهارم: آغاز محاکمه

تصویری که جولیانو منتشر کرده، تنها نمادی از «عادی‌سازی وحشت» در فرهنگ شهرک‌نشینی اسرائیل است. کسانی که روی تپه‌ها می‌نشستند تا نسل‌کشی را تماشا کنند، همان کسانی بودند که باور داشتند هرگز هزینه‌ی جنایاتشان را نخواهند پرداخت.  اما امروز، آن‌ها و حامیانشان در پشت دیوارهای بتنی پناه گرفته‌اند، شهرهایشان زیر موشک‌ها خالی می‌شود، و امنیت وعده‌داده‌شده‌ی صهیونیسم به کابوسی تبدیل شده است. 

و برای فروافتادن در این سراشیبی سقوط و درماندگی برای صهیونیست‌ها، سهم ایران فراتر از یک بازیگر دولتی صرف است؛ ایران به مثابه‌ی «مردمی‌ترین ستون محور مقاومت» عمل کرده است. آنچه امروز اسرائیل را در وضعیت فروپاشی بازدارندگی قرار داده، حاصل سه لایه‌ی به‌هم‌پیوسته از نقش‌آفرینی ایران است: 

۱. پشتیبانی همه‌جانبه‌ی مردمی و فرهنگی

ایرانیان از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، فلسطین را نه یک «مسئله‌ی خارجی»، بلکه «امت اسلامی» و «اولین قبله‌ی مسلمین» دانسته‌اند. این باور در بطن جامعه ریشه دوانده و در قالب حضور میلیونی در راهپیمایی‌ها، کمک‌های مردمی به جبهه‌های مقاومت، و تولید گفتمانی که «مقاومت» را یک ارزش فراملی تعریف می‌کند، تبلور یافته است. این پشتیبانی مردمی، به دولت ایران اجازه داده است تا با پشتوانه‌ای مستحکم، هزینه‌های سنگین حمایت از جبهه‌های مقاومت را در طول چهار دهه متحمل شود. 

۲. بازطراحی معماری امنیتی منطقه

نقش راهبردی ایران در تغییر توازن قوا تنها به ارسال سلاح یا مستشاران نظامی محدود نمی‌شود. جمهوری اسلامی با ایجاد «محور مقاومت» - از حزب‌الله لبنان گرفته تا حماس و جهاد اسلامی در فلسطین و گروه‌های مقاومت در سوریه و عراق - توانسته است حلقه‌ی محاصره‌ی اسرائیل را تکمیل کند. این محور، اسرائیل را از یک بازیگر مسلط منطقه‌ای به یک موجودیت در محاصره‌ی جبهه‌های هماهنگ‌شده تبدیل کرده است. جنگ‌های اخیر نشان داد که تصمیم‌گیری‌های نظامی در تل‌آویو دیگر بدون در نظر گرفتن واکنش هماهنگ این جبهه‌ها ممکن نیست. 

۳. انتقال دانش و فناوری‌های راهبردی

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های شکست هژمونی اسرائیل، دستیابی مقاومت به توانمندی‌های موشکی و پهپادی پیشرفته است. ایران با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی و دانش بومی، الگویی از خودکفایی دفاعی را به جبهه‌های مقاومت منتقل کرده که وابستگی آن‌ها به منابع خارجی را کاهش داده و قدرت بازدارندگی را به سطحی رسانده که شهرهای عمق اسرائیل در تیررس مستقیم قرار گرفته‌اند. این تحول، معادله‌ی «امنیت بی‌چون‌وچرای اسرائیل» را برای همیشه از بین برده است. 

۴. هزینه‌کردن در مسیر آرمان فلسطین

برخلاف تصور رایج در تحلیل‌های غربی، جمهوری اسلامی نه از سر رقابت‌های ژئوپلیتیک، بلکه بر اساس یک اصل اعتقادی و راهبردی، حمایت از فلسطین را در صدر سیاست‌های خود قرار داده است. این حمایت همراه با تحریم‌های ظالمانه و فشارهای بین‌المللی علیه خود ایران بوده، اما جامعه‌ی ایرانی با وجود تمام مشکلات، همچنان بر موضع اصولی خود پای فشرده است. این ویژگی، محور مقاومت را از ائتلاف‌های متغیر منطقه‌ای متمایز کرده و به آن استحکامی ایدئولوژیک بخشیده که در آزمون‌های سخت تاریخی تاب آورده است. 

۵. ایران؛ هدف بعدی دشمن شکست‌خورده‌ در پروژه‌ی تفرقه

پروژه‌ی نسل‌کشی در فلسطین و تضعیف محور مقاومت، همواره با هدف نهایی «تغییر معادلات به نفع اسرائیل و مهار ایران» طراحی می‌شد. اما مقاومت فلسطین و پایداری ایران باعث شد که این پروژه نه تنها به نتیجه نرسد، بلکه اسرائیل را در عمیق‌ترین بحران اعتبار و امنیت خود فرو برد. ایرانیان با ایستادگی در برابر تحریم‌ها، ترور دانشمندان، و جنگ‌های ترکیبی، ثابت کردند که «مقاومت» یک راهبرد زودگذر نیست، بلکه یک هویت تمدنی است که به جبهه‌ای فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. 

از این رو در برابر تصویر شهرک‌نشینان اسرائیلی که روزگاری بر فراز تپه‌های غزه؛ نسل‌کشی را تماشا می‌کردند، هزاران تصویر در اختیار همان صهیونیست‌ها قرار داده است از میلیون‌ها ایرانی که در راهپیمایی‌ها، با شعار «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا»، حمایت خود را از فلسطین به نمایش می‌گذارند؛ از سردارانی که جان خود را در مسیر شکستن محاصره‌ی مقاومت فدا کردند و از انواع موشک‌ها و پهبادهای ایرانی که در اختیار جبهه‌ی مقاومت قرار گرفته و جهان را شگفت‌زده نبوغ و توانایی خود کرده است. تقابل این تصاویر با تصویر اول نشان می‌دهد که آنچه امروز تل‌آویو را زیر ضربات سنگین قرار داده، نه صرفاً توان نظامی، بلکه اراده‌ی جمعی مردمی است که «مسئله‌ی فلسطین» را به ترازوی سنجش حق و باطل در منطقه تبدیل کرده‌اند. نقش ایرانیان در این نبرد تاریخی، از هرگونه حمایت مادی فراتر رفته و به «تغییر ژرف ساختار قدرت در غرب آسیا» انجامیده است؛ تغییری که نقطه‌ی پایانی بر هفتاد سال نسل‌کشیِ یک‌طرفه خواهد بود.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز