بررسی تاریخ نهفته در دل حاشیهنویسیها و لالاییها در گفتگو با یک محقق؛
منابع تاریخی تنها به متون رسمی محدود نمیشوند/ یادداشتهای کوتاه امروز به مثابه «روزشمارهای پنهان» تاریخ عمل میکنند
استفاده از واژههایی مانند «احتمالا» نه نشانه تردید، بلکه بیانگر پایبندی به روش علمی است؛ زیرا تاریخ حاصل تطبیق مستمر روایتها، اسناد و شواهد گوناگون است و به ندرت میتوان درباره آن حکم قطعی صادر کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، تاریخ تنها در کتابها نوشته نمیشود، گاهی میتوان آن را در کالبد شهر خواند. همانگونه که تاریخ فقط در متن فرمانها و روایتهای رسمی دربار نوشته نشده است؛ گاه در حاشیه نسخهای فلسفی با خطی ریز، در یادداشتی کوتاه درباره تصرف یک دروازه، یا در گفتوگویی که سالها بعد ثبت شده، ردپای واقعیتهای پنهان گذشته دیده میشود. از حواشی نسخههای خطی دوره صفویه تا پروژههای تاریخ شفاهی پس از سال ۱۳۵۷، منابعی وجود دارند که بیرون از ساختار رسمی شکل گرفتهاند و امروز به یکی از مهمترین ابزارهای بازخوانی تاریخ اجتماعی و سیاسی تبدیل شدهاند.
سید سعید میرمحمدصادق، تاریخپژوه به خبرنگار ایلنا گفت: در بسیاری از مناطق ایران چیدمان معماری معنای خاصی را روایت میکند، مثلا در میدان نقش جهان اصفهان، کاخ، بازار و مسجد در کنار یکدیگرند که کاخ عالیقاپو مفهوم قدرت، مسجد معنای معنویت و بازار سمبل تجارت است.
او با اشاره به اسنادی که به عنوان میراث ناملموس در اختیار مورخان قرار دارد، بیان کرد: بخشی از آثار ادبی مانند اشعار مکتوب و بخشی دیگر همانند افسانهها و داستانها ناملموس بوده و سینه به سینه نقل شدهاند. یکی از این میراث ناملموس لالاییها و ترانههای محلی هستند.
میراث ناملموس؛ از لالاییها تا تاریخچه ناسزاها
میرمحمد صادق گفت: همواره تصور میکردم ناسزا جزئی از تاریخ شفاهی کشور ماست اما در لغتنامههای خارجی انواع ناسزاهای ایرانی را یافتم. دو هندو در اواخر دوران صفویه و اوایل افشاریه این لغتنامهها را نوشتند و ایرانیهای مهاجر زمانی که در هندوستان ناسزا میگفتند، این ناسزاها توسط هندوها گردآوری شدند.
او افزود: اگر بخواهیم از منظر رفتارشناسی تاریخی به منابع مکتوب نگاه کنیم، با پدیدهای روبهرو میشویم که در آن یک «ذهنیت» طی چند قرن تداوم مییابد، در حافظه جمعی رسوب میکند و مدام بازتولید میشود. این ذهنیت را میتوان در آثاری دید که نه در متن قدرت، بلکه در حاشیه دربار و بر اساس مشاهدات و شنیدههای نویسندگان شکل گرفتهاند.
این پژوهشگر تاریخ در ادامه بیان کرد: در دوره قاجار، برای مثال، حقایق الاخبار ناصری نوشته محمدجعفر خورموجی از جمله منابعی است که به واقعه قتل امیرکبیر در عصر ناصرالدین شاه میپردازد. اهمیت این اثر در آن است که نویسنده درباری نبوده و تاریخ همعصر خود را بر اساس دیدهها و شنیدههایش روایت کرده است؛ روایتی که از زاویهای بیرون از ساختار رسمی قدرت شکل گرفته و به همین دلیل، برای فهم لایههای اجتماعی و ذهنی آن دوره اهمیت دارد.
او افزود: در نمونهای دیگر، کتاب بدایع الاخبار که به وقایع حمله افغانها و سقوط اصفهان میپردازد، تصویری انتقادی از ساختار حاکمیت ارائه میدهد. در این روایت، ضعف و ناتوانی حکومت عاملی دانسته میشود که زمینه پیشروی افغانها تا اصفهان و سپس بهبهان را فراهم کرده است. نویسنده، نیروهای نظامی را بیکفایت توصیف میکند و از چرایی افول ساختار قدرت میپرسد؛ پرسشی که نشان میدهد نقد سیاسی و اجتماعی، محدود به متون رسمی نبوده است.
میرمحمد صادق گفت: افزون بر این، شماری از رسالهها و منظومههای انتقادی نیز وجود دارد که بیرون از دستگاه دیوانی نوشته شدهاند. بخشی از این آثار توسط رسول جعفریان منتشر شده است. این متون، که در قالب شعر یا رسالههای مستقل تدوین شدهاند، منابع تاریخی ارزشمندی به شمار میروند؛ چراکه تصویری متفاوت از روایتهای درباری عرضه میکنند و به پژوهشگران امکان میدهند فهم دقیقتری از ذهنیت اجتماعی و انتقادی دورههای مختلف تاریخ ایران به دست آورند.
او افزود: منابع تاریخی ایران، برخلاف تصور رایج، تنها به متون رسمی و درباری محدود نمیشوند؛ بخش مهمی از دادههای تاریخی در حاشیه نسخههای خطی، یادداشتهای شخصی و روایتهای شفاهی نهفته است؛ منابعی که گاه تصویری دقیقتر و اجتماعیتر از وقایع به دست میدهند.
میرمحمد صادق بیان کرد: یکی از این عرصهها، حاشیههای نسخههای خطی است. در بسیاری از کتابهای فلسفی، نجومی، پزشکی یا تاریخی، کاتبان در پایان نسخه، با خطی بسیار ریز ــ که نشان میدهد کاغذ محدود بوده ــ وقایع روزگار خود را ثبت کردهاند؛ از سیل و زلزله گرفته تا حمله افغانها و تصرف دروازههای شهرها. همین یادداشتهای کوتاه امروز به مثابه «روزشمارهای پنهان» تاریخ عمل میکنند.
او افزود: در همین چارچوب، کتاب «بدایع الاخبار» که به تصحیح پژوهشگر منتشر و از سوی موسسه پژوهشی میراث مکتوب چاپ شده، بخشی از این حواشی را گرد آورده است؛ یادداشتهایی که وقایع روزانه دوره سقوط صفویه و پیشروی افغانها را مستند میکند و نشان میدهد نویسندگان حتی در متن کتابهای غیرسیاسی نیز نسبت به رخدادهای پیرامون خود واکنش داشتهاند.
میرمحمد صادق گفت: نمونهای دیگر، اثری منسوب به احمد غلام، کارمند کتابخانه سلطنتی در زمان سلطان حسین صفوی است که با عنوان «جنگ احمد غلام» شناخته میشود. او هنگام هجوم افغانها، با این نگرانی که کتابها از بین برود، به بازنویسی نسخههای موجود پرداخت و در پایان هر کتاب، شرحی کوتاه از وقایع روز نوشت؛ جملاتی مختصر مانند «امروز افغانها فلان دروازه را گرفتند» که اکنون به عنوان منبعی مستقل ارزش یافتهاند.
تاریخ شفاهی؛ مرز باریک میان واقعیت و حقیقت
میرمحمد صادق گفت: در دوره معاصر، بهویژه از سال ۱۳۵۷ به بعد، تاریخ شفاهی نیز به یکی از منابع مهم پژوهش تاریخی تبدیل شده است. در این روش، پژوهشگر با اطلاعات اولیه به سراغ افراد مطلع ــ از مقامهای سیاسی گرفته تا شاهدان عینی حوادث ــ میرود و از طریق پرسش و پاسخ، روایتها را استخراج و مستندسازی میکند. پروژههای تاریخ شفاهی در دانشگاه هاروارد نمونهای از این شیوه ثبت حافظه سیاسی هستند.
او افزود: با این حال، تاریخ شفاهی با چالشهایی همراه است. حافظه افراد پس از گذشت چند دهه ممکن است دچار خطا شود؛ گاه راوی بر موفقیتها تاکید میکند و ضعفها را کمتر بازگو میکند، مگر آنکه پرسش دقیق مطرح شود. از همین رو، پژوهشگر ناگزیر است روایتها را با اسناد و شواهد دیگر تطبیق دهد تا میان «واقعیت» و «حقیقت» تمایز بگذارد؛ واقعیت ممکن است وقوع یک انفجار یا حادثه باشد، اما حقیقت تاریخی زمانی روشن میشود که روایتهای مختلف کنار هم قرار گیرند و سنجیده شوند.
بازخوانی جغرافیا و روستاهای از یاد رفته
میرمحمد صادق گفت: در حوزه مطالعات دوره قاجار نیز آثاری مانند «تاریخ ایران» نوشته سر جان ملکم و «تاریخچه جغرافیایی شاهنشاهی ایران» اثر جان مکدونالد کینیر در زمان فتحعلی شاه قاجار از اسناد مهم به شمار میروند. این آثار که در بستر رقابتهای سیاسی و نگرانی از پیشروی ناپلئون به سوی هند نوشته شدند، اطلاعات دقیقی درباره راهها، شهرها و روستاهای ایران ارائه میدهند. امروز با تطبیق این دادهها بر نقشههای قدیمی قاجاری روشن میشود که برخی روستاها از میان رفتهاند و برخی همچنان پابرجا هستند؛ موضوعی که نشان میدهد این کتابها از نخستین اسناد مدون درباره پیشینه تاریخی بسیاری از مناطق ایران به شمار میروند.
او افزود: در مجموع، چه در حاشیه نسخههای خطی و چه در تاریخ شفاهی، مورخ ناگزیر است با احتیاط داوری کند. استفاده از واژههایی مانند «احتمالا» نه نشانه تردید، بلکه بیانگر پایبندی به روش علمی است؛ زیرا تاریخ حاصل تطبیق مستمر روایتها، اسناد و شواهد گوناگون است و به ندرت میتوان درباره آن حکم قطعی صادر کرد.