سفیر پیشین ایران در فرانسه در گفتوگو با ایلنا:
ترامپ، در جمعبندی زمانی و مکانی، بار دیگر حرکت به سمت مذاکره را ترجیح داده است/ حتی با فرض احتمال نقض مجدد توافقات، باید از مذاکره استقبال کنیم
یک دیپلمات پیشین گفت: ترامپ، در یک جمعبندی زمانی و مکانی، بار دیگر ترجیح میدهد به سمت مذاکرات حرکت کند. ادعای او این است که در مرحله نخست میخواهد اطمینان حاصل کند که ایران به سمت ساخت سلاح هستهای نخواهد رفت و در مرحله دوم هم تنگه هرمز باز باشد و این آبراه، بر پایه صلح و امنیت، مسیر عبور و مرور کشتیها و نفتکشها باشد؛ همان طور که پیش از رخدادهای دو یا سه جنگ اخیر بر تنگه هرمز حاکم بود.
ابوالقاسم دلفی سفیر پیشین ایران در فرانسه در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره ارزیابیاش از اتفاقات اخیر و تهدید ترامپ و بعد از آن توقف حملات گفت: به هر حال وضعیت عمومی منطقه و همچنین روابط میان ایران و آمریکا، همچنان بسیار شکننده است و در شرایطی قرار دارد که نه میتوان آن را بهطور کامل جنگ دانست، نه صلح و نه حتی آتشبسی که تعریف مشخصی داشته باشد. در این مدت هم دو یا سه نوبت درگیری نظامی رخ داده و آخرین مورد آن، مربوط به ۱۲ روز گذشته است که بر اساس ادعای آمریکاییها، به دلیل اینکه ایران یادداشت تفاهم را نقض کرده و اقداماتی درباره کشتیها در تنگه هرمز انجام داده بود، حملات خود را علیه ایران آغاز کردند.
وی ادامه داد: اینکه چه کسی ابتدا تعهدات را نقض کرده و چه کسی آغازکننده درگیری بوده است، موضوعاتی است که اثبات یا رد آنها به سادگی امکانپذیر نیست. اما آنچه اکنون میان ایران و آمریکا در جریان است، این است که یادداشت تفاهمی میان رؤسای جمهور دو کشور به امضا رسیده است؛ یعنی آقای پزشکیان و آقای ترامپ آن را امضا کردهاند. این یادداشت تفاهم همچنان معتبر است و تاکنون هیچیک از طرفین بهصورت رسمی از بیاعتبار شدن آن سخن نگفتهاند.
این دیپلمات پیشین تصریح کرد: البته بندهای مختلف این یادداشت تفاهم، از بند نخست تا بند چهاردهم، هنوز بهطور کامل اجرایی نشده و همچنان درباره آنها بحث و گفتوگو وجود دارد. به همین دلیل هم زمانی که این یادداشت تفاهم امضا شد، اعلام کردند که یک تا دو ماه فرصت برای مذاکره درباره نحوه اجرای مفاد آن در نظر گرفته شده است.
دلفی تصریح کرد: آنچه اکنون به نظر میرسد این است که اختلافات میان ایران و آمریکا از جمله مسائلی نیست که بتوان انتظار داشت ظرف یک یا دو ماه به نتیجه نهایی برسد. با این حال، همانگونه که همه دنیا هم اذعان کردهاند، در مجموع، بخش عمدهای از مفاد این یادداشت تفاهم تأمینکننده منافع جمهوری اسلامی ایران بوده و در چارچوب منافع ملی کشور تنظیم شده است.
وی ادامه داد: اگر این یادداشت تفاهم نقض شد یا دوباره شاهد آغاز جنگ در منطقه بودیم، معنای آن این است که همچنان افراد یا جریانهایی وجود دارند که تمایلی به اجرای این توافق و خروج روابط ایران و آمریکا از فضای تنش و حرکت به سمت گفتوگو ندارند؛ چه در منطقه و چه در خارج از منطقه.
ترامپ در جمعبندی جدید، مسیر مذاکرات را به ادامه جنگ ترجیح داده است
سفیر پیشین ایران در فرانسه گفت: مهمترین مخالف چنین روندی، اسرائیل است. همانگونه که مشاهده کردید، نتانیاهو برای پنجمین بار طی یک سال و اندی گذشته که ترامپ برسرکار بوده، به آمریکا سفر کرد و با وی دیدار داشت. او تمام تلاش خود را به کار گرفت تا آمریکاییها و شخص ترامپ را متقاعد کند که شرایط جنگی دوباره در منطقه برقرار شود؛ با این ادعا که ایران به سمت برنامه هستهای نظامی و ساخت سلاح هستهای حرکت کرده و همچنین با این ادعا که اسناد و مدارکی در این زمینه در اختیار دارند.
دلفی خاطرنشان کرد: در مقابل، بر اساس آنچه در رسانهها منتشر شد، نتیجه این سفر آن بود که ترامپ، برخلاف سفرهای گذشته، چندان این دیدار را جدی تلقی نکرد و آنگونه که نتانیاهو انتظار داشت، بر اساس دیدگاههای وی موضعگیری نکرد. هم ترامپ و هم نتانیاهو، وضعیت داخلیشان به گونهای است که در آستانه انتخابات قرار دارند و تلاش میکنند شرایطی ایجاد نشود که انتخابات به عاملی منفی علیه آنها تبدیل شود. اگر جمهوریخواهان نتوانند در انتخابات میاندورهای کنگره پیروز شوند، طبیعتاً در انتخابات ریاستجمهوری بعدی هم با مشکلات جدی مواجه خواهند شد.
این دیپلمات پیشین گفت: روی نتانیاهو هم فشارهای داخلی بسیار افزایش یافته است. چه در موضوع غزه و چه در موضوع لبنان، نتوانستهاند آنچه را که مدعی دستیابی به آن در غزه بودند، محقق کنند؛ برای مثال، درباره غزه ادعا میکرد که اوضاع را آرام کرده و کنترل آن را در اختیار دارند، اما شرایط موجود نشان میدهد که چنین نیست. در لبنان هم وضعیت به همین شکل است. اگرچه حملات علیه حزبالله و برخی مناطق لبنان همچنان ادامه دارد، اما آرامش در شمال اسرائیل برقرار نشده است.
دلفی تصریح کرد: مجموع این شرایط نشان میدهد که ترامپ، در یک جمعبندی زمانی و مکانی، بار دیگر ترجیح میدهد به سمت مذاکرات حرکت کند. همانگونه که خود هم اعلام کرده، این مذاکرات را انجام میدهد. ادعای او این است که در مرحله نخست میخواهد اطمینان حاصل کند که ایران به سمت ساخت سلاح هستهای نخواهد رفت و در مرحله دوم هم تنگه هرمز باز باشد و این آبراه، بر پایه صلح و امنیت، مسیر عبور و مرور کشتیها و نفتکشها باشد؛ همان طور که پیش از رخدادهای دو یا سه جنگ اخیر بر تنگه هرمز حاکم بود.
وی ادامه داد: بنابراین، به نظر میرسد او ترجیح میدهد مسیر گفتوگو را دنبال کند. البته تجربه به ما نشان داده است که پس از هر مذاکره و پس از هر جنگ، دوباره چرخه «گفتوگو، جنگ، گفتوگو و جنگ» تکرار میشود. طبیعی است که نسبت به این مذاکرات هم تا حدی تردید و بدبینی وجود داشته باشد.
موضوع تنگه هرمز این بار با جدیت بیشتری در مذاکرات دنبال میشود
سفیر پیشین ایران در فرانسه گفت: با این حال، اگر همه تلاشهای کشور، دستگاه دیپلماسی و میدان بر این متمرکز باشد که سایه جنگ از کشور دور شود و ایران از وضعیت بمباران و خسارتهایی که در اثر حملات نظامی متحمل میشود، فاصله بگیرد، بدون تردید منافع ملی کشور تأمین خواهد شد.
وی گفت: البته برای تحقق این منافع، موضوع تنها به ایران محدود نمیشود. طرفهای مقابل هم باید به دستاوردهایی برسند تا بتوانند این روند را در عرصه داخلی و همچنین در سطح بینالمللی برای افکار عمومی خود توجیه کنند. به همین دلیل است که این بار موضوع تنگه هرمز و گفتوگوها درباره چگونگی تردد کشتیها در این آبراه، با جدیت بیشتری دنبال میشود.
دلفی تصریح کرد: مذاکرات میان ایران و عمان هم در این زمینه در حال انجام است، اگرچه هنوز تا رسیدن به یک تفاهم نهایی فاصله زیادی وجود دارد. تنگه هرمز، حتی از دوران پیش از انقلاب، دارای سازوکار مدیریتی مشخصی بوده که میان ایران و عمان تدوین شده و همچنان هم معتبر است و میتواند مبنای استناد طرف عمانی باشد.
جنگ ۱۲ تا ۱۴ روزه نشان داد تضعیف حاکمیت ایران بر تنگه هرمز از طریق جنگ امکانپذیر نیست
سفیر پیشین ایران در فرانسه گفت: با این حال، تلاش آمریکاییها این است که در درجه نخست، در صورت امکان، حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را تضعیف کنند. اما جنگ ۱۲ الی ۱۴ روزه گذشته نشان داد که تحقق این هدف از طریق جنگ امکانپذیر نیست و باید از مسیر گفتوگو و مذاکرات سیاسی در سطح دیپلماتیک، راهحلهایی پیدا شود که هم شرایط جنگی از منطقه دور شود و هم امکان ایجاد فضایی مسالمتآمیز برای این آبراه فراهم آید.
وی ادامه داد: کشورهای منطقه هم در جریان درگیریهای اخیر دریافتند که ادامه جنگ به زیان آنها خواهد بود. حضور آمریکا در کشورهای مختلف منطقه، نه تنها امنیتی برای آنها به ارمغان نیاورده، بلکه موجب افزایش ناامنی نیز شده است. عربستان، کویت، امارات، بحرین و قطر، همگی به دلیل در اختیار قرار دادن پایگاههای نظامی به آمریکاییها، خسارتهایی را متحمل شدهاند. از این رو، آنها هم بهطور کلی خواهان ادامه جنگ نیستند، اما در عین حال تمایل ندارند ایران از شرایط کنونی با موقعیتی برتر و اقتداری بیشتر در منطقه خارج شود. بنابراین، ما هم باید مناسبات خود با کشورهای منطقه را به گونهای تنظیم کنیم که بتوانیم وضعیت امنیتی و ثبات منطقه را بهصورت جمعی و با شرایطی که پیش از این هم پیشنهادهایی درباره آن مطرح شده است، مدیریت کنیم. طرحهایی از سوی ایران و عربستان ارائه شده که میتواند برای ایجاد ثبات در منطقه مورد استفاده قرار گیرد.
دلفی گفت: در مجموع، مذاکراتی که اکنون درباره آن صحبت میشود و از طریق میانجیها در حال انجام است، طبیعتاً باید مورد استقبال قرار گیرد. حتی اگر فرض ما این باشد که آمریکاییها ممکن است در طول مذاکرات، پس از مذاکرات یا به بهانههای مختلف آن را نقض کنند، باز هم ارزش آن را دارد که از مذاکرات استقبال کنیم، آن را ادامه دهیم و اجازه ندهیم مخالفان مذاکرات و مخالفان صلح و ثبات منطقه که عمدتاً اسرائیل و برخی کشورهای منطقه هستند، به اهداف و خواستههای خود دست یابند.
ورود مهاجران به اسپانیا را باید در چارچوب تحولات داخلی اروپا و خاورمیانه تحلیل کرد
وی در بخش دیگری از صحبتهایش درباره اینکه در چند روز گذشته شاهد ورود غیرمنتظره و گسترده تعداد زیادی از مهاجران به اسپانیا بودیم. آیا میتوان این موضوع را با توجه به مواضع متفاوت اسپانیا در قبال فلسطین، ایران و همچنین انتقادهای این کشور از اسرائیل و آمریکا، نسبت به سایر کشورهای اروپایی، مرتبط دانست؟، گفت: این اتفاق و ورود تعدادی از مهاجران آفریقایی که عمدتاً مراکشی بودند، به خاک اسپانیا، ریشه در اظهارنظر مقامات قضایی اسپانیا دارد. اگر آن اظهارنظر دادستان اسپانیا مبنی بر اینکه اگر مهاجران از طریق دریا وارد خاک اسپانیا شوند، امکان بازگرداندن آنها وجود ندارد، یا مطلبی با همین مضمون، مطرح نمیشد، شاید چنین وضعیتی شکل نمیگرفت. بنابراین، منشأ این اتفاق را باید در همان موضوع داخلی اسپانیا جستوجو کرد.
سفیر پیشین ایران در فرانسه گفت: اینکه پس از این اتفاق، اسرائیلیها و آمریکاییها تلاش کردند از آن برای تحت فشار قرار دادن یا ایجاد مشکل برای اسپانیا استفاده کنند، موضوعی طبیعی است. به هر حال، مواضع اسپانیا درباره فلسطین و همچنین جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، نسبت به بسیاری از کشورهای اروپایی متفاوت بوده است. آمریکاییها هم در برخی موارد بهصورت علنی با این رویکرد مخالفت کردهاند.
وی گفت: حتی به یاد دارید که آقای ترامپ هنگام حضور در اجلاس سران ناتو، در واکنش به مواضع اسپانیا، روابط اقتصادی آمریکا و اسپانیا را هم قطع کرد که این موضوع پیش از رخداد مربوط به مهاجران اتفاق افتاده بود. از این رو، این مسئله را باید در یک چارچوب کلانتر تحلیل کرد؛ یعنی هم در ارتباط با مسائل داخلی اسپانیا، هم اتفاقاتی که در داخل این کشور رخ داده و هم اختلافات دیرینه میان اسپانیا و مراکش بر سر موضوعاتی مانند مالکیت و نوع روابط میان دو کشور.
سفیر پیشین ایران در فرانسه گفت: به هر حال، پس از وقوع این اتفاق و اظهارنظر مقامات دادستانی اسپانیا، زمینه سوءاستفاده از آن فراهم شد. ترامپ، مقامات اسرائیلی و سایر بازیگرانی که در این موضوع ذینفع بودند، از این وضعیت بهرهبرداری کردند. با این حال، به نظر میرسد کشورهای اروپایی در سطح کلان تلاش میکنند این موضوع را تا حد زیادی مدیریت کرده و از شدت تنشها بکاهند. مسئله مهاجرت و ورود مهاجران غیرقانونی به اروپا، یکی از چالشهای جدی این قاره در سالهای اخیر بوده است. از زمان آغاز جنگ سوریه در سال ۲۰۱۱ تاکنون، اروپا همواره با این تهدید مواجه بوده که موج مهاجران از خارج از قاره، بهویژه از آفریقا و خاورمیانه، به سمت آن روانه شود و این وضعیت همچنان ادامه دارد.
دلفی تصریح کرد: بنابراین، این موضوع را باید در چارچوب گستردهتر مسائل داخلی اروپا و همچنین نحوه مدیریت اسپانیا در قبال تحولات خاورمیانه تحلیل کرد. البته اهمیت این مسئله از آن جهت است که موضع اسپانیا درباره ایران و فلسطین تا حدودی با دیگر کشورهای اروپایی تفاوت دارد و طبیعی است که برخی فشارها با هدف وادار کردن دولت اسپانیا به تعدیل مواضع پیشین خود اعمال شود.