افشا و برخورد قاطع قضایی با «باجنیوزها» یک ضرورت و وظیفه ملی است
رحمتالله بیگدلی در یادداشتی با عنوان «باجنیوزها؛ دشمنان آزادی بیان و شرکای فساد» با تأکید بر اینکه باجنیوزها نهتنها مانع شفافیت و مبارزه با فساد هستند، بلکه خود به بخشی از چرخه تولید فساد تبدیل شدهاند، نوشت: برخورد قاطع، عادلانه و قانونمند با اخاذی رسانهای نه محدود کردن آزادی بیان، بلکه دفاع از حقیقت، عدالت، حقوق ملت و رسانههای مستقل است.
به گزارش ایلنا، رحمتالله بیگدلی در یادداشتی با عنوان «باجنیوزها؛ دشمنان آزادی بیان و شرکای فساد» نوشت:
اگرچه فساد مالی معمولا با جابهجایی پول آغاز میشود، اما خطرناکترین نوع فساد، آنجاست که حقیقت به کالای خریدوفروش و ابزار فساد تبدیل میشود.
هر جامعهای دو سرمایه بنیادین دارد: حقیقت و اعتماد عمومی. اگر حقیقت قربانی معامله شود و اعتماد عمومی فرو بریزد، نه آزادی بیان باقی میماند، نه رسانه مستقل، نه مبارزه مؤثر با فساد و نه امکان تحقق عدالت.
رسانه، وجدان بیدار جامعه و دیدهبان منافع عمومی است، اما آنگاه که خبر از ابزار آگاهی به ابزار تهدید، اخاذی و معامله بر سر آبرو و اطلاعات تبدیل شود، دیگر با رسانه روبهرو نیستیم؛ با باجنیوز روبهرو هستیم.
باجنیوزها از اطلاعرسانی ارتزاق نمیکنند؛ از هراسافکنی و ارعاب ارتزاق میکنند. سرمایه آنان حقیقت نیست، ترس است. آنان اطلاعات را نه برای آگاهی مردم، بلکه برای وادار کردن اشخاص و نهادها به سکوت، امتیازدهی یا پرداخت وجوه مالی بهکار میگیرند. این رفتار صرفا یک تخلف حرفهای نیست؛ بلکه پیوند آشکار فساد رسانهای با عمل مجرمانه است.
هیچ فساد سازمانیافتهای بدون سکوت جامعه دوام نمیآورد. سکوت، اکسیژن فساد است و آگاهی عمومی، نخستین شرط مهار آن.
افشای مستند باجنیوزها، انتقامگیری نیست؛ دفاع از حق مردم برای دانستن است. افشا، قدرت ارعاب را درهم میشکند و اجازه نمیدهد عنوان مقدس «رسانه» به پوششی برای سوءاستفاده تبدیل شود.
باید با صراحت گفت: باجنیوزها نهتنها مانع شفافیت و مبارزه با فساد هستند، بلکه خود یکی از کانونهای تولید فسادند.
آنان با ایجاد ترس، مسیر افشای فساد واقعی را مسدود میکنند و سپس همان ترس را به کالایی برای معامله تبدیل میسازند؛ یعنی هم حقیقت را محدود و هم فساد را بازتولید میکنند.
البته افشای باجنیوزها هم تنها زمانی مشروع و اخلاقی است که بر اسناد، ادله و رعایت حقوق اشخاص استوار باشد؛ نه بر شایعه، افترا، تسویهحساب شخصی یا تعرض وقیحانه به حریم خصوصی افراد.
اما افشا پایان راه نیست؛ آغاز راه است. اگر پس از افشا، قانون خاموش بماند، پیام خطرناکی به جامعه داده میشود: جرم هزینهای ندارد.
آزادی بیان، حق گفتن حقیقت است؛ نه حق معامله بر سر حقیقت.
آزادی مطبوعات، حق نظارت بر قدرت است؛ نه حق تبدیل خبر به ابزار اخاذی.
برخورد قاطع و قانونمند با باجنیوزها، محدود کردن آزادی بیان نیست، بلکه دفاع از آن است؛ زیرا اگر اخاذی رسانهای با روزنامهنگاری یکی پنداشته شود، نخستین قربانیان آن رسانههای مستقل و خبرنگاران شرافتمند خواهند بود.
البته قاطعیت بدون عدالت نیز مشروعیت نمیآورد. همانگونه که مماشات با باجنیوزها خطرناک است، برخورد گزینشی، سلیقهای یا سیاسی نیز اعتماد عمومی را فرومیریزد.
قانون باید برای همه یکسان اجرا شود؛ نه با منتقدان سختگیرانه و با باجگیرانِ خودی مداراگرانه!
امروز مسأله فقط چند کانال یا صفحه مجازی نیست؛ مسأله امنیت حقوقی جامعه، اعتبار رسانه، اعتماد عمومی، سلامت مبارزه با فساد، امنیت روانی مردم و حفظ شجاعت تصمیمگیری و عمل مدیران است.
اگر باجنیوزها مهار نشوند، فردا هر شهروند، هر مدیر، هر فعال اقتصادی، هر استاد، هر پزشک، هر قاضی، هر نماینده و هر روزنامهنگاری ممکن است قربانی چرخه تهدید و اخاذی شود.
ازاینرو:
افشای مستند باجنیوزها یک مسؤولیت اجتماعی است.
برخورد قاطع، عادلانه و قانونمند با آنان یک تکلیف حاکمیتی است.
دفاع از آزادی بیان، بدون مقابله جدی با باجگیری رسانهای ممکن نیست.
مدارا با باجنیوزها، مدارا با فساد است.
و مبارزه قانونمند با باجنیوزها، دفاع از حقیقت، عدالت، آزادی بیان و حقوق ملت است؛ زیرا رسانهای که حقیقت را ابزار معامله کند، دیگر خدمتگزار آگاهی عمومی نیست، بلکه به بخشی از چرخه فساد تبدیل میشود.
رحمتاله بیگدلی