کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با ایلنا:
تعداد تلفات آمریکاییها بالا رفته است/ اظهارات طرف مقابل بوی مصالحه نمیدهد/ حمله زمینی به ایران آخرین گزینه آمریکا است
جریان حامی تفاهم در آمریکا دست بالا را ندارد
یک کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به تداوم تنش میان تهران و واشنگتن، از افزایش تلفات نیروهای آمریکایی در درگیریهای اخیر خبر داد و با تاکید بر اینکه اظهارات مقامهای آمریکایی «بوی مصالحه نمیدهد»، گفت جریان حامی تفاهم در آمریکا دست بالا را ندارد و به همین دلیل گزینه مذاکره فعلاً تقویت نشده است. به گفته او، هرچند حمله زمینی به ایران آخرین گزینه آمریکا محسوب میشود، اما در شرایط کنونی شواهدی از قریبالوقوع بودن چنین سناریویی وجود ندارد.
امیرعلی ابوالفتح کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره اظهارات ضد و نقیض ترامپ از ادامه حملات و گستردهتر شدن آن تا تمایل مردم آمریکا به مذاکره گفت: هشت الی نه روز است که دوباره درگیریها شروع شده است و آمریکا حمله میکند. در یک الی دو روز اول به نظر میرسید که آمریکاییها انتظار داشتند ایران یا جواب ندهد یا درخواست بازگشت تفاهم مطرح را کند که این اتفاق نیفتاد.
تعداد تلفات آمریکاییها بالا رفته است
وی با اشاره به اظهارات مارکو روبیو درباره مذاکره با ایران ادامه داد: در حال حاضر هم تعداد تلفات آمریکاییها بالا رفته است. همچنین گزارشهایی که خودشان منتشر میکنند نشان میدهد که توانمندی موشکی ایران افزایش پیدا کرده است، هم به لحاظ کمی و هم کیفی و ایران موشکهای جدید به کار میگیرد که میتواند اهداف آمریکا را در منطقه با دقت بالا بزند. به هر حال این موضوع شاید علتی شده که آمریکاییها یک مقدار تجدیدنظر کنند یا در اظهارات تند و تهدیداتی که انجام میدادند، تغییری انجام دهند.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: البته از آنجا که آمریکاییها خیلی شگفتیساز هم هستند، نباید این را واقعاً به عنوان سیاست جدید آنها بدانیم. ترامپ بارها زمانی که از تخریب کامل ایران صحبت کرده، نیم ساعت بعد از آن گفته میخواهم مذاکره کنم. زمانی که از مذاکره و گفتوگو صحبت کرده، به ایران حمله کرده است. من نمیدانم؛ پشت این حرفهایی که میزند چیست و اینکه آیا میخواهد با ایران وارد گفتوگوی جدید شود، یا اینکه میخواهد افکار عمومی را آماده کند و حمله دیگری انجام دهد؟
ابوالفتح تاکید کرد: همه احتمالات وجود دارد؛ یعنی از بازگشت ایران و آمریکا به تفاهمنامه شروع میشود تا حمله شدیدتر، حالا حمله زمینی، یا مثلاً حمله به این کوه کلنگ که نزدیک نطنز است. همه اینها میتواند باشد. نمیتوانم با قاطعیت بگویم که در پس ذهن مقامات آمریکایی چه میگذرد و واقعاً روی چه اصول و اساسی از این حرفها میزنند.
وی در بخش دیگری از صحبتهایش درباره اینکه در سی روز باقیمانده از یادداشت تفاهم اسلام از نظر شما آیا دوباره به میز مذاکره بازمیگردیم و اگر برگردیم ممکن است با توجه به اتفاقاتی که در این ده روز اخیر افتاده، آمریکا درخواستهای دیگری داشته باشد، تصریح کرد: درخصوص تفاهمنامه اسلام آباد دوطرف میگویند که این تفاهمنامه کنار گذاشته شده است؛ یعنی آمریکا گفته ما دیگر به آن عمل نمیکنیم، ایران هم گفته ما هم دیگر به آن عمل نمیکنیم و تکلیفش هم مشخص نیست.
اختلاف بر سر تنگه هرمز، تفاهم را به بنبست کشاند
دیر یا زود، تهران و واشنگتن ناچار به گفتوگو میشوند
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: البته این احتمال وجود دارد که دوباره طرفین به تفاهمنامه برگردند یا یک توافقی حاصل شود که یک بخشی از این تفاهمنامه را در دل خودش داشته باشد، ولی بالاخره هر اتفاقی که بیفتد، در نهایت باید با گفتوگو موضوع حل شود. در واقع یا از طریق نظامی باید حل شود، که از طریق نظامی حلشدنی نیست؛ نه آمریکا میتواند ایران را به شکل مطلق شکست دهد و شکست مطلق را به ایران وارد کند و ایران تسلیم بیقید و شرط شود، نه ایران میتواند آمریکا را شکست دهد به گونهای که آمریکا تسلیم بیقید و شرط شود.
ابوالفتح گفت: بنابراین تنها گزینهای که میماند گزینه مذاکره است؛ یعنی یا باید جنگ همراه شکست باشد یا مذاکره، چون امکان جنگ نیست. یعنی طرفین نمیتوانند خواسته خودشان را صرفاً از طریق جنگ به طرف مقابل تحمیل کنند. در نهایت گفتوگو میشود؛ به قول معروف دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. ایران هم برای گفتوگو آماده است اما به شرطی که آمریکاییها بخواهند به آن عمل کنند. نه اینکه دائم تهدید کنند.
این کارشناس مسائل بینالملل عنوان کرد: در همان چند هفتهای که تفاهمنامه داشت اجرا میشد، ترامپ چپ و راست تهدید میکرد. حتی تهدید میکرد که مقامات و مذاکرهکنندههای ایران در سوئیس را بدزدند، تحقیر میکرد، توهین میکرد. آرایش نظامی در منطقه داشتند، همه اینها تحریکآمیز بود؛ یعنی مشخص بود که آمریکاییها نیامدهاند با حسن نیت تفاهم را اجرا کنند، در ماجرای تنگه هرمز هم اختلاف برداشت طرفین باعث شد که این اتفاقات رخ دهد.
انتظار بستن پایگاههای آمریکا در کشورهای عربی واقعبینانه نیست
وی درباره رویکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس در درگیریهای اخیر بین ایران و آمریکا گفت: کشورهای حاشیه خلیج فارس در برابر ایالات متحده آمریکا استقلال عمل چندانی ندارند، پایگاههای آمریکا در این کشورها مستقر هستند و آنها از نظر اقتصادی هم بهشدت وابستهاند. میلیونها دلار از اموال و سرمایههای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در بانکهای آمریکایی قرار دارد و اگر بخواهند از خط آمریکا خارج شوند، ممکن است داراییهایشان مصادره شود مانند اموال روسیه. وابستگی این کشورها به آمریکا آنقدر زیاد است که عملاً نمیتوانند در برابر واشنگتن موضع مستقلی بگیرند. توقع زیادی از کشورهای عربی نیست و بنابراین انتظار اینکه مثلاً پایگاههای آمریکا را ببندند، واقعبینانه نیست، چون توان چنین کاری را ندارند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تصریح کرد: ترامپ هم رسماً در مورد عمان تهدید کرد و گفت اگر عمان بخواهد همان مسیری را برود که ایران میخواهد، یعنی در مورد تنگه هرمز بخواهد عوارض بگیرد، آمریکا آن را بمباران میکند. ترامپ یک ویژگی دارد و آن هم این است که خیلی رک و مستقیم حرف میزند؛ برخلاف بسیاری از سیاستمداران، حرفهایش را در پشتپرده دیپلماتیک نمیزند و گاهی حتی در توییتهایش صریحاً میگوید که ما بمباران میکنیم و واقعاً هم چنین کارهایی را انجام میدهد.
ابوالفتح خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، این کشورها نمیتوانند نقش مؤثری ایفا کنند. اصل ماجرا بین ایران و آمریکا است و این کشورها نه میتوانند میانجیگری مؤثری داشته باشند و نه تهدید کنند. حتی اگر فرض کنیم بعضی از کشورهای عربی در این مدت به ایران حمله کرده باشند یا اهدافی را زده باشند، باز هم وقتی آمریکا خودش نمیتواند مشکل را حل کند، یک کشور عربی که همه چیز آن، حتی مهماتش به آمریکا وابسته است، چگونه میتواند کاری از پیش ببرد؟
ابوالفتح عنوان کرد: بنابراین دعوا، دعوای ایران و کشورهای عربی خلیج فارس نیست؛ دعوا بین ایران و آمریکا در زمین آنهاست؛ چراکه زمینشان در کنترل آمریکاست و نمیتوانند از این کنترل خارج شوند. این واقعیتی است که هم دنیا میداند، هم خود آن کشورها و هم خودشان به آن اذعان دارند.
کشور باید برای همه سناریوها آمادگی داشته باشد
حمله زمینی به ایران آخرین گزینه آمریکا خواهد بود
وی درباره اینکه آیا احتمال اقدام به حمله زمینی از جنوب و غرب وجود دارد، گفت: همه این احتمالات وجود دارد و هیچکدام صفر نیستند. کشور باید برای همه این سناریوها آمادگی داشته باشد. البته تصرف سرزمینی، با توجه به موقعیت جغرافیایی، وسعت سرزمینی و جمعیت ایران، کار بسیار پرریسکی است. آمریکاییها شاید چنین کاری را در نظر بگیرند، اما معمولاً آن را بهعنوان آخرین گزینه در نظر میگیرند، چون بسیار پرهزینه است؛ هم از نظر انسانی و هم از نظر مادی.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه در حال حاضر نشانهای از این اقدام نیست، تصریح کرد: برای چنین اقدامی به ۴۰ تا ۵۰ هزار، یا حتی ۱۰۰ هزار نیرو نیاز است. این نیروها باید در جایی مستقر شوند، پایگاه داشته باشند و پشتیبانی لجستیکی کامل داشته باشند تا بتوانند از ساحل وارد عمل شوند و منطقهای را تصرف کنند. در عراق، آمریکاییها نیروهایشان را در عربستان مستقر کردند و از راه زمینی، از عربستان و کویت وارد خاک عراق شدند.
وی افزود: در مورد ایران، یک دریا یعنی خلیج فارس و دریای عمان میان ایران و کشورهای جنوبی خلیج فارس قرار دارد. مگر اینکه بخواهند از عراق اقدام کنند که در آن صورت هم استقرار این تعداد نیرو در عراق باعث میشود نیروهای آمریکایی در عراق هدف قرار بگیرند؛ همانطور که پس از سرنگونی صدام هم هدف قرار گرفتند. بنابراین این گزینه بسیار پرمخاطره و پرریسک است.
ابوالفتح ادامه داد: غیرممکن نیست، یعنی احتمال آن صفر نیست، اما فعلاً شواهد و قرائن نشان نمیدهد که چنین اقدامی قریبالوقوع باشد، مگر اینکه آمریکاییها از سوی ایران چنان خطری احساس کنند که بخواهند این ریسک را بپذیرند. در حال حاضر، به نظر من، در کوتاهمدت این احتمال ضعیف است.
جریان حامی تفاهم در آمریکا دست بالا را ندارد
وی درباره اینکه آیا اسرائیل هم ممکن است در حملات اخیر ورود کند، گفت: واقعا نمیدانم. این هم یکی از احتمالات است. فعلا که اسرائیل وارد نشده، اما اینکه در آینده چه اتفاقی بیفتد، مشخص نیست. پسذهن آنها را ما دقیق نمیدانیم.
این تحلیلگر مسائل آمریکا درباره ورود میانجی ها و سفر وزیر کشور به پاکستان گفت: در سالهای اخیر همیشه کشورهایی بودهاند که تلاش کردهاند راهحلی پیدا کنند، میانجیگری کنند و طرحی ارائه دهند. این هم یکی از همان تلاشهاست. احتمالا درست است، اما بستگی دارد که آمریکاییها آن را بپذیرند یا نه. بخش عمده ماجرا به آمریکا برمیگردد.
وی گفت: درست است که روبیو ادعا کرده که کسانی که طرفدار مذاکره هستند، هنوز در ایران دست بالا را پیدا نکردهاند، اما ما که به آمریکا حمله نکردیم؛ این آمریکا بود که حمله کرد. از طرف دیگر، وقتی پرسیده میشود آیا کسانی که خواهان تفاهم هستند در آمریکا دست بالا را دارند یا نه، پاسخ این است که متاسفانه ندارند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: آن جریان، جریانی نیست که در حال حاضر دست بالا را داشته باشد؛ برای همین هم آمریکا به حملاتش ادامه میدهد. مهم نیست که در ایران چه کسانی هستند، آن کسی که حمله میکند نباید حمله کند، بنابراین رویکرد آمریکا باید تغییر کند.
اظهارات آمریکاییها بوی مصالحه نمیدهد
ابوالفتح تاکید کرد: حرفهایی هم که میزنند، بوی مصالحه نمیدهد. مثلا همین روبیو گفته ایران میخواهد سر تنگه هرمز باج بگیرد و ما نمیتوانیم اجازه بدهیم ایران باج بگیرد. وقتی چنین حرفی میزند، معنایش این است که میخواهد بجنگد؛ چون اگر قرار باشد ایران از تنگه هرمز عایدی یا حق مدیریت داشته باشد، یا باید این واقعیت پذیرفته شود یا در غیر این صورت درگیری رخ میدهد.
وی افزود: تنگه هرمز هم مثل کانال پاناما یا کانال سوئز است؛ بالاخره کشورهای ساحلی در آن نقش و نوعی مدیریت دارند. حالا میگویند عوارض نگیرد، بسیار خوب، اما اگر اساسا نخواهند این مدیریت را بپذیرند، طبیعی است که دعوا و جنگ پیش میآید. در این هفت، هشت روزی هم که آمریکاییها حمله کردهاند تا ایران از مواضع خود کوتاه بیاید که ایران کوتاه نیامده است. نه تنها کوتاه نیامده، بلکه گزارش رسانههای خودشان هم میگوید توانمندی موشکی ایران بیشتر شده و این موضوع مشکل آنها را مضاعف کرده است.
موفقیت هر طرح میانجیگری به تصمیم آمریکا بستگی دارد
ابوالفتح گفت: در چنین شرایطی، طبیعی است که کشورهای منطقه هم نگران شوند؛ چون میبینند خسارت به همه طرفها وارد میشود، تنگه هرمز بسته میشود و اقتصاد جهانی هم تحت تاثیر قرار میگیرد. برای همین، کشورهایی مثل عراق، پاکستان، عمان و قطر ممکن است وارد شوند و تلاش کنند میان دو طرف راهحلی پیدا کنند.
وی خاطرنشان کرد: تا وقتی واشنگتن رویکردش را تغییر ندهد، خیلی امیدی نیست که این طرحها به نتیجه برسد و حتی اگر هم به نتیجه برسد، معلوم نیست پایدار بماند، چون هر لحظه ممکن است آمریکا تحت فشار اسرائیل توافقی را که انجام میدهد را بر هم بزند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: من از جزئیات سفر آقای مومنی خبر ندارم، اما به طور کلی میدانم که پاکستانیها دارند تلاش میکنند، عمانیها تلاش میکنند، قطریها هم تلاش میکنند و هر کسی که بتواند، دنبال ایجاد یک راهحل است. با این حال، فعلا این تلاشها به مشکل خورده است.