عبداللهخانی:
«جنبش حفاظت از ایران» متعلق به همه ۹۰ میلیون ایرانی است
قائممقام معاونت راهبردی رئیسجمهور با توصیف تجمعات ۹۰ شب گذشته بهعنوان یک «جنبش ملی ضد استعماری» گفت: این حرکت متعلق به همه ایرانیان است و حتی کسانی که در آن حضور نداشتهاند نیز توسط گروههای مختلف حاضر در این جنبش نمایندگی شدهاند. وی همچنین با طرح ایده «دولت جنگ و دفاع میهنی» تأکید کرد که در شرایط کنونی هیچ موضوعی برای کشور مهمتر از «بقای ملی» نیست و همه ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باید در خدمت این اولویت قرار گیرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، علی عبداللهخانی در نشست خبری خود با عنوان «جنبش خیابانی، حفاظت از ایران» گفت: اولین چیزی که مهمترین و قابلبرداشتترین موضوع است، این است که آنچه در خیابان در این ۹۰ شب اتفاق افتاده، بنابر شاخصها و معیارهای متعدد، حقیقتاً یک جنبش اجتماعی و ملی بزرگ و یک جنبش اجتماعی و ملی ضد استعماری، ضد استعماری نوین و در راستای حفاظت از جمهوری اسلامی ایران بوده است.
معاونت راهبردی رئیسجمهور ادامه داد: ویژگی این جنبش، گستردگی مشارکت، سازماندهی مشارکت در جنبش و سپس اهداف جنبش است و آنچه در خیابان اتفاق افتاده، به معنای واقعی کلمه یک جنبش بوده است.
وی بیان کرد: تأکید ما بر بهکار بردن واژه «جنبش ملی» از این بابت است که بعضاً با این برداشت مخالفتهایی شده و همچنان مخالفتهایی وجود دارد؛ اما برداشت ما و نظر ما، بهعنوان معاونت راهبردی، با گفتوگوهای متعددی که صورت گرفته و مطالبی که مورد بررسی قرار گرفته، این است که یک جنبش بزرگ ملی، ضد استعماری و در راستای حفاظت از جمهوری اسلامی شکل گرفته است.
عبداللهخانی تأکید کرد: اگر به گستردگی مشارکت نگاه کنیم، حقیقتاً از ابعاد مختلف، از جمله میزان مشارکت، پراکندگی سنی، کیفیت تحصیلی و پراکندگی جغرافیایی، حسب نظرسنجیهای صورتگرفته، کاملاً مشخص میشود که این جنبش از هر جهت گسترده بوده است. از جهت درصد مشارکت، طبق آخرین نظرسنجی که در ۲۴ یا ۲۵ فروردین انجام گرفته، بیش از ۵۶ درصد مردم سراسر کشور حداقل یک بار در این جنبش مشارکت کردهاند؛ یعنی حداقل در یکی از این شبهای متعدد حضور داشتهاند. همچنین ۴۲.۱ درصد در تمام یا بیشتر این شبها مشارکت داشتهاند.
وی با بیان اینکه این عدد، برای یک جنبش اجتماعی، عددی بسیار بزرگ است، یادآور شد: این در حالی است که در انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ حدود ۱۰ درصد مردم در راهپیماییها و تظاهرات شرکت کردند و در اکثر انقلابهای جهان حداکثر ۵ درصد مردم مشارکت دارند. مشارکت اکثریت افرادی که در این جنبش حضور داشتهاند، که تقریباً اگر نوزادان زیر ۷ یا ۸ سال را کسر کنیم حدود ۸۰ میلیون نفر خواهد شد، به این معناست که حدود ۴۰ میلیون نفر در آن شرکت داشتهاند و کمتر از ۴۰ میلیون، یعنی حدود ۳۴ تا ۳۵ میلیون نفر، بارها و بارها در آن حضور پیدا کردهاند.
عبداللهخانی خاطرنشان کرد: از جهت گستردگی مشارکتکنندگان، تقریباً میتوان گفت نمونه بینظیری است و مشابه آن را نداریم؛ آن هم در شبهای متعدد و متوالی و در شرایطی خطرناک. در حالی که مشاهده کردیم حداقل در چند مورد، همزمان با این تجمعات خیابانی، بمبارانهای دشمن نیز رخ داده و حتی در این زمان شهید نیز داشتهایم. با وجود ریسک بالا و این شرایط دشوار، این عدد، عددی بینظیر است.
معاون رئیسجمهور بیان کرد: به لحاظ سنی نیز تمام سطوح سنی حضور داشتهاند. همین نظرسنجی نشان میدهد از مجموع افراد آمده، ۵۲ درصد افراد ۱۸ تا ۲۹ سال، ۵۸ درصد افراد ۳۰ تا ۴۹ سال و ۶۰ درصد افراد ۵۰ سال به بالا در این جنبش حضور داشتهاند. بنابراین دامنه حضور در تمام سنین گسترده بوده و نمیتوان گفت تنها یک گروه سنی خاص در آن مشارکت داشته است. به لحاظ تحصیلات نیز افراد در تمام سطوح تحصیلی حضور داشتهاند؛ ۶۲ درصد افراد زیر دیپلم، ۵۵ درصد افراد دارای دیپلم و ۵۲ درصد افراد دارای تحصیلات دانشگاهی. از جهت پراکندگی جغرافیایی نیز ۶۰ درصد روستاییان، ۵۹ درصد ساکنان شهرهای غیرمرکز استان و ۵۲ درصد ساکنان شهرهای مرکز استان در این جنبش مشارکت داشتهاند.
وی تأکید کرد: این اعداد و ارقام همگی نشاندهنده گستردگی مشارکت، هم به لحاظ جمعیت، هم به لحاظ تنوع و پراکندگی جغرافیایی و هم به لحاظ ویژگیهای جمعیتی و تحصیلی است.
عبداللهخانی با اشاره به اینکه دومین ویژگی جنبش، سازماندهی آن است، بیان کرد: در هفتههای اول این تجمعات خیابانی، سازماندهی از درون خیابان شکل میگرفت؛ یعنی تا زمانی که مردم در خیابان جمع نشده بودند، سازماندهی وجود نداشت، بلکه مردم جمع میشدند و از دل کسانی که در خیابان حضور داشتند، افرادی پیدا میشدند که مسئولیت سازماندهی آن جمعیت را بر عهده میگرفتند. بعدها این روند مقداری منسجمتر شد و گروههای مختلف مردمی، اعم از فرهنگی، در این سازماندهی شرکت کردند؛ اما باز هم جمعبندی صورتگرفته و دادههای موجود نشان میدهد که در میادین فرعی و کوچک شهرها، هماکنون نیز بخش زیادی از سازماندهیها خودجوش است.
وی افزود: ۷۱.۸ درصد کسانی که شرکت کردهاند، گفتهاند که ما برای دفاع از ایران و نظام حاکمیت، هر دو با هم، شرکت کردهایم؛ برای دفاع از اینها در برابر دشمن متجاوز، یعنی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا. هرچند درصدی هم داشتهایم که گفتهاند ما صرفاً برای ایران آمدهایم یا صرفاً برای نظام آمدهایم، اما این عدد در برابر ۷۱.۸ درصدی که گفتهاند برای هر دو آمدهایم، عدد بسیار کوچکتری است.
من از اینجا نتیجه میگیرم که برای حفاظت از هر دو آمدهاند؛ در برابر دشمن متجاوز. از این سؤال و این پاسخ، اینگونه نتیجه میگیریم که اساساً این مشارکت، مشارکتی برای حفاظت از جمهوری اسلامی ایران در برابر رژیم صهیونیستی و آمریکا بوده است. این، ماهیت جنبش و برداشت ما از ماهیت جنبش بود.
معاون رئیسجمهور بیان کرد: اگر بخواهیم به ویژگیهای جنبش اشاره کنیم، اولین و ممتازترین ویژگی جنبش، مبعوث شدن ملت است. انقلابهای مختلف یا نهضتهای مختلفی در ایران اتفاق افتاده است؛ از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ گرفته تا نهضت مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت. اگر نگاه کنید، تمام اینها پیشوایانی داشتهاند و این پیشوایان بودند که ملت را به حرکت درمیآوردند؛ امام خمینی(ره)، در نهضت مشروطه ستارخان، باقرخان و شیخ فضلالله، و در نهضت ملی شدن نفت آیتالله کاشانی و دکتر مصدق. اینها بودند که دیگران را به حرکت درمیآوردند. این بار، این مردم بودند که رهبری این جنبش و نهضت را به دست گرفتند.
وی ادامه داد: درست روزی که رهبر انقلاب، امام ما، شهید شد، آن روز روزی بود که رهبری این نهضت و این جنبش را مردم به دست گرفتند. عملاً این واژه «مبعوث شدن ملت»، با توجه به فرمایشات قبلی رهبر شهید نیز مطرح بوده است؛ اما حقیقتاً همه تأکید داشتند که ما برای اولین بار با جنبشی مواجه هستیم که این جنبش، رهبری نهضت ضد استعماری را بر عهده گرفته است. بهویژه در هفتههای اول، که دوستانی که حضور داشتند و شاهد بودند، همه میدانند که هنوز در روزهای نخست، رهبری نیز تعیین نشده بود و کشور هم به لحاظ فرماندهی و کنترل شرایط، انسجام خود را از دست داده بود. این مردم در خیابان بودند که عملاً به نوعی بقای کشور و موجودیت آن را تضمین و حفظ میکردند. بعدها آرامآرام شرایط مقداری پایدارتر شد.
معاونت راهبردی رئیسجمهور ادامه داد: در اینجا چند نکته را نیز میخواهم اضافه کنم که به نظر خودم بسیار مهم است. جنبشی که ما از آن با عنوان «جنبش مبعوث شدن ملت» یاد میکنیم، جنبشی است که در آن رهبری توسط مردم انجام شده و مردم رهبران این جنبش ضد استعماری هستند. این موضوع گفته شد و دوستان دیگر نیز بر آن تأکید میکردند. آنچه من نیز بر آن تأکید دارم، این است که ویژگی مبعوثشدگی ملت و رهبری مردم، چند نکته را به ما دیکته میکند. یکی اینکه نباید گروههای سیاسی به دنبال مصادره این جنبش به نفع خود باشند. این جنبش نیاز به آگاهی دادن ندارد، نیاز به توجیه کردن ندارد. یعنی عدهای تصور نکنند که باید بروند و مردم حاضر در خیابان را آگاه یا توجیه کنند. این مردم خود بزرگترین آگاهیدهندگان هستند. اینها در واقع رهبران این نهضت هستند.
وی تأکید کرد: بنابراین، همه ما، هر کسی که در جایگاه جریانهای سیاسی قرار دارد، باید بیشتر به دنبال فهم این جنبش، حمایت از این جنبش و حرکت کردن پشت سر این جنبش باشد. در واقع، این مردم هستند که رهبری را بر عهده دارند و دیگران باید به نوعی پیرو آنان باشند؛ زیرا این مردم، پیشوایان جامعه هستند. در اینجا پیشنهادی نیز مطرح شد که با توجه به عاملیت ملت، که در این مقطع زمانی خود را نشان داد و بروز داد، ما بر اساس اصل سوم و چهارم قانون اساسی، بهویژه بند ۸ اصل سوم قانون اساسی، بهتر است نقش مردم و مشارکت مردم را در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به نقشی برجسته و ممتاز تبدیل کنیم.
عبداللهخانی خاطرنشان کرد: به گونهای نباشد که همچنان، مانند شرایط پیش از این، در بهترین حالت رابطه ملت و دولت، رابطه خادم و مخدوم باشد؛ یعنی دولت خدمت کند و مردم صرفاً خدمت دریافت کنند. در اینجا مردم باید رهبری اداره کشور را با نقشی برجسته بر عهده بگیرند.
وی عنوان کرد: ویژگی دوم این بود که همه آمده بودند. البته بعضاً گفته میشود که بر اساس گزینش جمعیت، برداشت خود را تأیید میکنیم؛ یعنی به دنبال آن هستیم که روایت خود از این جنبش، این نهضت و این مردمی را که در خیابان آمدهاند، تأیید کنیم. اما ویژگیهای افرادی که آمده بودند، بر اساس همین نظرسنجیها نشان میدهد که ما از هر سه جبهه اساسی جامعه، که میتوان آنها را قشر طرفداران وضع موجود، قشر خواهان اصلاح وضع موجود و قشر خواهان تغییر وضع موجود دانست، در این جمعیت حضور داشتهایم.
وی افزود: جالب است که از میان کسانی که آمده بودند، ۱۳.۷ درصد خواهان حفظ وضع موجود بودهاند، ۷۵.۵ درصد خواهان اصلاح وضع موجود بودهاند؛ چه اصلاح جزئی و چه اصلاح عمیقتر و اساسیتر؛ و ۵.۳ درصد نیز خواهان تغییر وضع موجود بودهاند. معنا و مفهوم این ارقام آن است که این جنبش متعلق به تمام ملت ایران است. حتی آنهایی که نیامدهاند نیز متعلق به این جنبش هستند؛ زیرا در میان حاضران نیز افرادی خواهان اصلاح وضع موجود بودهاند. بنابراین میتوان گفت این جنبش فقط متعلق به کسانی که آمدهاند نیست، بلکه متعلق به کسانی که نیامدهاند نیز هست؛ زیرا هر سه دسته در این مجموعه نماینده داشتهاند.
خانی گفت: جالب است که از میان کسانی که آمدهاند، ۶۷.۳ درصد در انتخابات ۱۴۰۳ شرکت کردهاند و ۳۲.۷ درصد در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۰ شرکت نکرده بودند؛ یعنی در انتخابات حضور نداشتند، اما در این جنبش حضور داشتهاند.
قائم مقام معاونت راهبردی رئیسجمهور گفت: این موضوع نیز دامنه حضور ملت را تأیید میکند. من از اینجا نتیجه میگیرم که این جنبش، جنبش ۹۰ میلیون انسان است. حتی آنهایی که نیامدهاند نیز بخشی از آن هستند. البته آن پنجاه و چند درصدی که حضور داشتهاند، عدد بسیار قابل توجهی است و بالاخره کنش اجتماعی و کنش قهرمانانه داشتهاند؛ اما حتی آنهایی که نیامدهاند نیز، چون توسط این جمعیت نمایندگی شدهاند، در این جنبش حضور دارند. بنابراین نتیجه میگیرم که اساساً این جنبش متعلق به همه بوده است.
وی تأکید کرد: ویژگی بعدی، زنانگی جنبش بود. این نیز از مواردی بود که بر آن تأکید میشد. بر اساس اطلاعات موجود، نزدیک به ۷۰ درصد شرکتکنندگان در تجمعات خیابانی را زنان تشکیل میدادند؛ یعنی ۷۰ درصد مشارکتکنندگان. به این معنا که عاملیت اصلی خیابان در دست زنان بوده است. جالب آنکه زنان نهتنها عاملیت اصلی را در خیابان داشتهاند، بلکه نهضت پشتیبانی از خیابان نیز در اختیار آنان بوده است. این زنان شبها در خیابان کنش اجتماعی داشتهاند و روزها نیز در مساجد یا مراکز متعددی که به نوعی مسئول پشتیبانی فرهنگی و پشتیبانی لجستیکی از خیابان بودهاند، حضور داشته و فعال بودهاند.
قائممقام معاونت راهبردی رئیسجمهور تأکید کرد: حضور زنان در تجمعات، موقعیت و هویت زن را در جامعه ایرانی احیا کرد و این حضور و نقشآفرینی در این شرایط سخت، بسیار جالب توجه بود. از این بابت که حضور زنان باعث غیرخشونتآمیز بودن این نهضت شد. آغشته شدن فرهنگ این ماجرا، یعنی تجمعات، به فرهنگ زنانه، حتی در لبخندها و همدلیهای موجود در میدان، آثار بسیار مثبتی داشت.
وی افزود: تجمعات خیابانی، همراه با حضور خانوادهها صورت میگرفت و در واقع زیبایی مدنظر، زیبایی مدرن به معنای امروزی آن، یعنی عریانی، نبود. آقای دکتر زمانیان بیشتر تأکید داشتند که خون امام شهید در رگهای این جنبش جاری بود.
عبداللهخانی ادامه داد: اینکه این جنبش از چه زمانی آغاز شد، دقیقاً از صبحی بود که خبر شهادت رهبر معظم انقلاب اعلام شد. مردمی که به تعبیر رایج، در حیرت و شوک به سر میبردند، سراسیمه و بدون آنکه کسی به آنان گفته باشد کاری انجام دهند، پس از پایان نماز صبح به میدان آمدند.
من همان روز، حدود ساعت پنج صبح، خودم به سمت میدان ولیعصر حرکت کردم. خودرو را گذاشتم و پیاده به سمت میدان انقلاب آمدم. از نقاط مختلف، جمعیتهای متنوع و پراکنده با شکلهای گوناگون در حال حرکت بودند. از همان روز این نهضت آغاز شد؛ یعنی روزی که رهبر انقلاب شهید شدند.
معاون سیاسی، بینالملل و قائممقام معاونت راهبردی رئیسجمهور خاطرنشان کرد: به همین دلیل، به نظر میرسد آغاز این جنبش با شوک ناشی از شهادت همراه بوده است. البته برداشت دیگری نیز دارم. به نظر میرسد آن شوک هنوز اجازه نداده است که درک روشنی از این شهادت برای ما شکل بگیرد.
تصور من این است که پس از تشییع پیکر رهبر انقلاب و خانواده ایشان، که احتمالاً با توافق اولیه در تهران برگزار خواهد شد، شتاب بسیار زیادی به این نهضت داده خواهد شد. فکر میکنم این ماجرا که ملت در خیابان حضور خواهند یافت، با توجه به پیشبینی حضور حدود ۱۵ میلیون نفر از سراسر کشور در تهران، شرایط جدیدی را رقم خواهد زد.
وی تأکید کرد: به گمان من، این رویداد جنبش را وارد مرحلهای نوین خواهد کرد. بالاخره از زمان رحلت امام تا امروز، با شهادت رهبری که زعامت ملت را بر عهده داشته باشد و رهبر دینی جامعه باشد، با این شکل و شمایل مواجه نبودهایم. میتوان گفت این شهادت نیز خود پدیدهای کاملاً متفاوت است.
معاونت راهبردی رئیسجمهور بیان کرد: یکی از نگرانیها این بود که در آینده، چه در ده سال آینده و چه در بیست سال آینده، این نهضت با این ابعاد، این بزرگی و این عظمت، آنگونه که واقعاً اتفاق افتاده است، مستند نشود و به ملت ایران و مردم جهان ارائه نگردد. این نگرانی از آن جهت وجود داشت که درباره جنگ تحمیلی، با وجود زیرساختهایی که فراهم شد و رشد رسانهای، کتابها و سایر فعالیتهای مرتبط، هنوز هم روایتهایی از جنگ ساخته میشود که کاملاً با واقعیت فاصله دارد. دوستان نیز به این مسئله اشاره کردند که امروز جعلیات فراوان شده است. سؤال این بود که چه باید کرد تا درباره این جنبش بزرگ نیز چنین جعلیاتی شکل نگیرد؟ این نگرانی وجود داشت که احتمال چنین اتفاقی زیاد است.
وی یادآور شد: درباره نام این جنگ نیز ابهاماتی مطرح شد. گفته میشد نامهایی که انتخاب شدهاند، مانند «جنگ رمضان» یا «جنگ تحمیلی سوم»، نامهای مناسبی نیستند و قابلیت تبیینکنندگی این نهضت را ندارند. «جنگ رمضان» به دلیل تکراری بودن آن، زیرا پیشتر در ارتباط با فلسطین نیز چنین نامی به کار رفته بود، و «جنگ تحمیلی سوم» نیز معنای روشنی را منتقل نمیکند. بنابراین پیشنهادهایی در این زمینه مطرح شد. دغدغه دوم، نگرانی درباره نقطه پایان تجمعات خیابانی بود؛ اینکه این تجمعات چگونه باید پایان یابند. بالاخره روزی این تجمعات و این نهضت، دستکم در معنای خیابانی آن، به پایان خواهد رسید. این پایان یافتن باید در چه زمانی و با چه شکلی صورت گیرد؟
وی گفت: هرچند برخی از دوستان معتقد بودند که این دغدغه، دغدغهای است که در زمان خود پاسخ خواهد یافت و مسیر طبیعی خود را طی خواهد کرد، اما از آنجا که دو یا سه نفر از دوستان این مسئله را مطرح کردند، مشخص بود که در میان جمع نیز چنین نگرانیای وجود دارد که بالاخره این حرکت با چه شکل و شمایلی به پایان خواهد رسید. پایان یافتن یک نهضت بزرگ و عظیم نیز باید متناسب با عظمت و بزرگی خود آن نهضت باشد.
قائممقام معاونت راهبردی رئیسجمهور خاطرنشان کرد: دغدغه دیگری که مطرح شد، این بود که باید نسبت به نهضت خیابانی و جنبش خیابانی انعطافپذیر باشیم. معنا و مفهوم این سخن آن بود که دامنه حضور مردم در این جنبش باید گستردهتر شود. همه متفقالقول بودند که این جنبش از گشودگی بسیار بالایی برخوردار است. همانگونه که توضیح دادم، وقتی میگوییم از هر سه رویکرد غالب سیاسی و اجتماعی کشور در این جنبش حضور داشتهاند، معنای آن این است که ظرفیت پیوستن افراد بیشتری به این جنبش وجود دارد و این دامنه باید افزایش یابد.
وی افزود: نگرانی این بود که اقدامات لازم برای حضور گستردهتر مردم به اندازه کافی انجام نمیشود؛ در حالی که شواهد مختلف نشان میدهد ظرفیتهای فراوانی وجود دارد. نمونه آن، بازگشت یک میلیون و پانصد هزار مهاجر در زمان جنگ است. برخلاف آنچه معمولاً در جنگها رخ میدهد، در این جنگ روند معکوس اتفاق افتاد و یک میلیون و پانصد هزار نفر وارد کشور شدند، نه اینکه از کشور خارج شوند. همچنین ماجرایی که در مرزهای ترکیه اتفاق افتاد و خبرنگار ایران اینترنشنال به امید آنکه با افرادی که قصد خروج از کشور دارند مصاحبه کند، اما با واقعیتی متفاوت مواجه شد. یا روایت حضور دو هزار نفر از مردم در بهشت زهرا برای انجام داوطلبانه غسل اموات، یا ثبتنام ۳۰ میلیون نفر در پویش «جان فدا». همه اینها نشان میدهد که جنبش از ظرفیت گشودگی بسیار بیشتری برخوردار است.
خانی خاطرنشان کرد: پوشش رسانهای نیز یکی دیگر از دغدغهها بود. این باور وجود داشت که پوشش رسانهای، پوشش مناسبی نبوده است. برخی پوششها گزینشی بودهاند. برای مثال، بیشتر میادین اصلی شهر دیده شدهاند. البته طبیعی است که به دلیل حجم جمعیت، میادین اصلی بیشتر مورد توجه قرار گیرند؛ اما دغدغه این بود که میادین فرعی نیز باید پوشش داده میشدند. چهبسا پوشش میادین فرعی، معانی عمیقتر و بلندتری را منتقل میکرد؛ زیرا در این نقاط، نقشهای داوطلبانه و خودجوش بیشتر قابل مشاهده بود.
وی گفت: همچنین برخی موضوعات مهم کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند؛ از جمله تنوع رنگها و طیفهایی که در میدان حضور داشتند. این رنگها به طور کامل دیده نشدند و بیشتر توجهها معطوف به این بود که در میان جمعیت چه تعداد زن کمحجاب یا بیحجاب حضور داشتهاند. در حالی که تنوع موجود به این موضوع محدود نمیشد. رنگهای مختلف، ایدهها و نگرشهای بسیار متنوعی در میدان وجود داشت. برای مثال، خانوادههایی که دارای تفاوتهای فکری و سبک زندگی بودند؛ خانوادهای که در آن زنی در این تجمعات حضور داشته و در خیابان مشارکت کرده است، اما مابقی خانواده ۴۰ شب شمال بودند. دوستان معتقد بودند که این پوشش رسانهای نتوانسته است رنگارنگی خیابان را از نظر ایدهها، کنشهای رفتاری، سبکهای زندگی و سایر ابعاد موجود منعکس کند.
وی تأکید کرد: آخرین دغدغهای که مطرح شد و من نیز به آن موضوعی متفاوت بود؛ موضوعی که کمتر به آن پرداخته شده است و آن «دست خدا» بود. در حالی که به اعتقاد برخی دوستان، دست خدا بالاترین نقش را در این نهضت داشته است. اینکه با وجود آن شرایط، مردم در خیابان حاضر شدند، با وجود خطرات مختلف و با وجود تحلیلهای متفاوتی که درباره این ماجرا وجود داشت، امری بود که از نگاه آنان بدون توجه به نقش اراده الهی قابل تبیین نبود. به اعتقاد آنان، این دست خدا به اندازه کافی دیده نشده است و خوب است که این مسئله نیز مدنظر قرار گیرد.
عبداللهخانی ادامه داد: برداشت دیگری که مطرح بود، این بود که اساساً روشنفکری در جامعه ایرانی نتوانست در رابطه با این ماجرا رسالت خود را ایفا کند. از این بابت که جامعه روشنفکری ایران، آنچه را که در خیابان اتفاق افتاد، بهصورت معکوس تحلیل کرد؛ هم پیشبینی معکوس داشت و هم روایت درستی ارائه نکرد. منظور از پیشبینی معکوس این است که تصور بخشهایی از جامعه روشنفکری این بود که اگر جنگی رخ دهد، به محض آغاز جنگ، مردم به عنوان معترض به خیابانها خواهند آمد.
وی ادامه داد: و نیز روایتی که بخشی از جامعه روشنفکری ما داشت، این بود که اگر جنگ شود، نظام سیاسی از درون فرو خواهد پاشید. هر دو پیشبینی معکوس از آب درآمد. مردم به خیابان آمدند، اما نه در اعتراض به نظام یا کشور، بلکه در حمایت از کشور. نظام نیز نهتنها فرو نپاشید، بلکه علیرغم تمام تلاشهایی که صورت گرفت، حتی یک نفر جداشونده از نظام مشاهده نشد. در مقابل، تا دلتان بخواهد ایستادگی وجود داشت و تا دلتان بخواهد شهادت در مسیر این ایستادگی رخ داد.
قائممقام معاونت راهبردی رئیسجمهور بیان کرد: کار به جایی رسید که حتی رئیسجمهور آمریکا نیز برای موضوعاتی از این دست وارد میدان شد؛ بهگونهای که درباره چهار ورزشکار ایرانی که در استرالیا حضور داشتند و چند خانم که آنجا بودند، تلاش شود اقدامی صورت گیرد تا آنان پناهنده شوند. یعنی در این حد تنزل پیدا کرد تا نشان داده شود که جنگ توانسته است اتفاقاتی را رقم بزند. نظر دوستان این بود که روشنفکری در ایران از این بابت شکست خورده است. حتی اکنون نیز روایتهایی که از نهضت خیابانی ارائه میشود، با آنچه ما در خیابان و در شبها مشاهده میکنیم، تفاوت دارد.
وی افزود: احساس شنیده شدن و دیده شدن بود. دو نفر از خانمها بهطور ویژه بر این موضوع تأکید داشتند که برای اولین بار، با وجود اینکه پیش از این نیز در تجمعات مختلف شرکت کرده بودند، احساس دیده شدن، احساس شنیده شدن، احساس عاملیت و احساس اینکه میتوانند نقشآفرینی داشته باشند را در اینجا تجربه کردهاند. آقای ربیعی نیز تأکید داشتند که باید این نهضت و این میدان را از سیاست داخلی جدا کنیم. گروههای سیاسی نباید به دنبال بهرهبرداری سیاسی از خیابان باشند. این یک جنبش ملی و متعلق به تمام ملت است و باید از آلودگیهای سیاسی داخلی کاملاً مبرا باشد.
عبداللهخانی گفت: موضوع «دولت جنگ و دفاع میهنی» به این نتیجه رسیدم که دو جنبه از این ماجرا کمتر مورد توجه قرار گرفته یا بهدرستی فهمیده نشده است. این ایده فعلاً در حد موضوعی است که آن را با جامعه، کشور، مردم و سیاستمداران خود به اشتراک میگذاریم تا شنیده شود، درباره آن بحث و بررسی صورت گیرد و مورد واکاوی قرار بگیرد. پس از آن، اگر این ایده مورد اقبال و حمایت قرار گرفت، میتواند بهصورت یک طرح به دولت ارائه شود و سپس مسیر و فرآیند خود را طی کند. اگر در آن مرحله، بنا بر نظرات کارشناسی بخشهای مختلف و با در نظر گرفتن جمیع جهات، مناسب تشخیص داده شد، آن زمان میتواند وارد مرحله اجرا شود.
وی افزود: من به عنوان کسی که در معاونت راهبردی حضور دارم، این مطلب را مطرح میکنم. این موضوع فعلاً در حد یک ایده است. معنا و مفهوم آن این نیست که اکنون در دولت به یک سیاست یا تصمیم تبدیل شده باشد. اصلاً در این حد نیست. صرفاً یک ایده است و طبیعی است که مخالفتها نیز میتواند ناشی از دغدغههای جدی باشد. من با این مسئله مشکلی ندارم و حتی فکر میکنم چالش نسبت به این ایده میتواند مفید باشد. اصل ماجرا این است که همه کشورها در نظام وستفالیایی، دولت ـ ملت هستند. همه ملتها یک دغدغه اساسی دارند و آن «بقا» است. در امنیت ملی هر کشوری، مرکزیترین و حیاتیترین موضوع، بقای آن کشور است. یعنی تا زمانی که بقای یک کشور تضمین و پایدار نشود، هیچ بنای دیگری را نمیتوان بر روی آن ساخت.
عبدالله خانی گفت: وقتی قرار است عمارت یک دولت ـ ملت مستحکم شود، ساخته شود و ارتقا پیدا کند، فونداسیون و پیششرط آن، بقای کشور است. باید حدی از بقا وجود داشته باشد تا توسعه معنا پیدا کند. بدون بقا، توسعه بیمعناست و حداقل پرداختن به سایر موضوعات نیز بدون تأمین بقا، بیمعنا خواهد بود.
وی با بیان اینکه «بقا چیست؟» موضوع مهمی است، افزود: اکنون کشور در شرایطی قرار دارد که هیچ موضوعی به اندازه بقای ملی اهمیت ندارد. اما اگر بپذیریم که کشور در وضعیت پایداری ملی قرار دارد، تمام اولویتها، امکانات و قابلیتهای کشور باید بر روی چند اولویت اساسی متمرکز شود. از جمله اینکه چه باید کرد تا تمامیت ارضی کشور به خطر نیفتد؛ چه باید کرد تا از دست رفتن خاک کشور به یک مطالبه اجتماعی یا هویتی تبدیل نشود؛ چه باید کرد تا وحدت سرزمینی کشور مورد طمع همسایگان یا دشمنان غیرهمسایه قرار نگیرد؛ و اگر قرار گرفت، چگونه بتوان پایداری ایجاد کرد.
قائممقام معاونت راهبردی بیان کرد: موضوع سوم، نظم و انتظام ملی است. اینکه چگونه از شکلگیری گروههای مافیایی جلوگیری کنیم؛ چگونه مانع تسلط آنان بر بخشهای مختلف کشور شویم؛ و چگونه اجازه ندهیم جرم و جنایت سازمانیافته در کشور فراگیر شود.
وی تأکید کرد: موضوع دیگر، معیشت ملی است؛ اینکه چگونه از فراگیر شدن مشکلات معیشتی جلوگیری کنیم و تأمین و توزیع کالاها را پایدار نگه داریم. در حوزه زیست ملی نیز موضوعات متعددی وجود دارد. مرجع ما در این زمینه سه تهدیدی است که اکنون به آستانه فعلیت رسیدهاند. نخست، جنگ خارجی است که اکنون با آن مواجه هستیم و بزرگترین تهدید و خطر فعال کشور محسوب میشود.
عبداللهخانی خاطرنشان کرد: مسئله دیگر، گذار در نظم بینالمللی است؛ موضوعی که بیش از یک دهه است جهان با آن روبهرو شده است. نظام بینالملل در شرایطی قرار گرفته که بینظمی جای نظم را گرفته، قدرت عریان جای قواعد را گرفته و حتی بنیانگذاران نظم کنونی، خود به دولتهای یاغی نسبت به همان نظم تبدیل شدهاند. آمریکاییها بیش از هر کشور دیگری در شکلگیری نظم کنونی نقش داشتند، اما خود به نخستین شورشگران علیه آن تبدیل شدهاند. قدرت عریان، زور عریان و تبدیل نظام بینالملل به وضعیتی شبیه جنگل، که به تعبیر هابز در آن «انسان گرگ انسان است»، نشان میدهد که در شرایط خطرناکی قرار گرفتهایم. سومین موضوع نیز وضعیت بحرانی زیست ملی در برخی حوزههاست.
خانی تأکید کرد: این سه عامل به ما میگویند که بقا اهمیت بسیار بالایی دارد. اما وقتی موضوع را بررسی میکنیم، دو بخش دارد؛ نخست خطرات موجود، یعنی بازیگران خارجی یا ساختارهای بینالمللی که برای ما تهدید تولید میکنند و دوم وضعیت داخلی ما. خوشبختانه، هرچند در همه این حوزهها با تهدید مواجه هستیم، اما تعادلهای پایداری نیز برقرار است. برای مثال، در حوزه تمامیت ارضی، تعادل پایدار وجود دارد. آخرین کنش دشمن نیز نشان داد که با وجود بررسی همه سناریوها، اشغال خاک ایران امری ناشدنی است. در حوزه وحدت سرزمینی نیز تعادل پایدار برقرار است. دشمن تمام تلاش خود را کرد تا وحدت سرزمینی ایران را از بین ببرد و این مسئله در مرحله نهایی تقابل با رژیم صهیونیستی به محک گذاشته شد؛ اما مشخص شد که وحدت سرزمینی ایران خدشهبردار نیست.
قائممقام معاونت راهبردی رئیسجمهور گفت: در حوزه نظم و انتظام نیز، با وجود اینکه کشور و نیروی انتظامی درگیر بودند، بخش عمدهای از مراکز انتظامی آسیب دیده بودند و زیرساختها هدف قرار گرفته بودند، باز هم مشخص شد که تعادلهای موجود بسیار قوی هستند. بهگونهای که حتی در بدترین شرایط نیز جرم و جنایت سازمانیافته یا گروههای مافیایی در کشور شکل نگرفت. البته در برخی حوزهها، از جمله ثبات و پایداری نظام سیاسی، آسیبپذیریهای جدی وجود دارد. این موارد به ما دیکته میکند که بقا اهمیت اساسی دارد.
وی ادامه داد: اما توضیح اصلی درباره این بود که دولت چگونه باید باشد. ما سه نوع دولت در شرایط جنگی داریم: دولت در جنگ، دولت جنگی و دولت جنگسالار. دولت جنگسالار، دولتی است که اساساً ایده حاکم بر آن جنگ است و پایه حکومت خود را بر جنگ بنا مینهد. آنچه مدنظر ماست، دولت جنگی است؛ یعنی دولتی که حتی در دوران آتشبس نیز باید با منطق شرایط جنگی اداره شود. برای این دولت مجموعهای از اصول و تدابیر مطرح شد که به اختصار به آنها اشاره میکنم؛ زیرا کمتر به آن پرداخته شده است. نخست اینکه دولت جنگی باید سه نقش اساسی داشته باشد: تولید قدرت، تولید تابآوری و ایجاد وحدت ملی.
وی تأکید کرد: در دورانی که مسئله اصلی ما بقاست، همه صفبندیهای سیاسی باید بازتعریف شوند. تنها یک صفبندی وجود دارد و آن صفبندی میان خائنان به وطن و حامیان رژیم صهیونیستی و آمریکا، در برابر جمهوری اسلامی است. در نشستی که درباره تجمعات خیابانی برگزار شد نیز توضیح دادم که دیگر نمیتوان به این صورت نگاه کرد که یک دولت خدمترسان وجود دارد و یک ملت خدمتگیرنده. همه در یک کشتی نشستهاند و اگر آب وارد کشتی شود، هم دولت و هم ملت به یک اندازه آسیب خواهند دید.
این مقام دولتی خاطرنشان کرد: دولت جنگ و دفاع میهنی، دولتی است که بخشی از نظام بازرسیهای چندلایه در آن تعلیق میشود. اکنون حدود ۱۷ نهاد بازرسی و نظارتی داریم. پیشنهاد این بود که چنین دولتی نمیتواند با این حجم از نظارتهای موازی بهطور مؤثر عمل کند و بهتر است برای هر دستگاه، حداکثر یک نهاد نظارتی وجود داشته باشد. دولت دفاع میهنی، دولت زنان و مردان قهرمان، ممتاز و پیشتاز است. همانگونه که در دوران دفاع مقدس، فرماندهان برجستهای از دل مردم برخاستند و دفاع مقدس را اداره کردند.
وی گفت: برای مثال، فرمانده لشکر امام حسین(ع)، شهید حاج حسین خرازی، کسی نبود که از پیش برای آن جایگاه تعیین شده باشد؛ بلکه از بطن مردم برخاست و آن نقشآفرینیها و موفقیتهای بزرگ را در عملیاتها رقم زد. این دولت، دولتی است که باید به زنان و مردان ممتاز خود میدان دهد تا کار کنند؛ زیرا نظام اداری دارای ضعفها و کاستیهای فراوانی است و این عیبها و ضعفها را باید زنان و مردان بزرگ جبران کنند.