خبرگزاری کار ایران

خواجویی در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد؛

روایت ترامپ بخشی از جزئیات مذاکرات آمریکا و چین بود نه همه واقعیت/ بازی زمان تعیین‌کننده است؛ نفس تازه در مذاکرات یا تنش جدید در عرصه میدان

روایت ترامپ بخشی از جزئیات مذاکرات آمریکا و چین بود نه همه واقعیت/ بازی زمان تعیین‌کننده است؛ نفس تازه در مذاکرات یا تنش جدید در عرصه میدان

یک کارشناس مسائل بین الملل گفت: در حال حاضر خیلی زود است که در مورد نتایج سفر ترامپ به چین صحبت کنیم، چون باید داده‌های دقیقی را ما دریافت کنیم و ببینیم دقیقا این سفر چه چیزی را به همراه داشته. آیا توانسته این سفر به حل و فصل اختلافات در منطقه از طریق مذاکرات و از طریق روند توافقی کمک کند؟ اگر اینگونه باشد، ما احتمالاً ظرف روزهای آینده شاهد نفسی تازه در مذاکرات بین ایران و آمریکا خواهیم بود. اما اگر سفر نتوانسته باشد به این روند کمکی کند، قاعدتاً آنچه که در روزهای آینده شاهد خواهیم بود، تنش در عرصه میدانی است.

محمد خواجویی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، درباره نتایج سفر ترامپ به چین و تاثیر آن بر ایران و منطقه گفت: این سفر در شرایطی انجام شد که طبیعتاً موضوع مناسبات دو طرف به عنوان دو قدرت بزرگ جهان به خودی خود موضوعات قابل توجهی هستند که در اولویت مذاکرات دو طرف بوده، به ویژه موضوعات مربوط به مناسبات تجاری‌شان، موضوع تراز تجاری و همینطور موضوع تعرفه‌های تجاری مطرح بوده است. اما به هر حال مسئله ایران، اگر نگوییم موضوع محوری این سفر نبود اما دست‌کم یکی از موضوعات اصلی بوده است.

وی ادامه داد: باتوجه به نوع مناسباتی که چین با ایران دارد و از طرفی جنگی که آمریکا درحال حاضر با آن روبرو است و با توجه به شرایطی که در تنگه هرمز دارد و تاثیراتی که اتفاقاً در عرصه اقتصادی دارد، بنابراین طبیعی است که ایران یکی از اصلی‌ترین موضوعات این سفر باشد.

خواجویی گفت: در حال حاضر خیلی زود است که در مورد نتایج سفر ترامپ به چین صحبت کنیم، چون باید داده‌های دقیقی را دریافت کنیم و ببینیم دقیقا این سفر چه چیزی را به همراه داشته است. آیا این سفر توانسته به حل و فصل اختلافات در منطقه از طریق مذاکرات و از طریق روند توافقی کمک کند؟ اگر اینگونه باشد، ما احتمالاً ظرف روزهای آینده شاهد نفسی تازه در مذاکرات بین ایران و آمریکا خواهیم بود، اما اگر نه، یعنی سفر نتوانسته باشد به این روند کمکی کند، قاعدتاً آنچه که در روزهای آینده شاهد خواهیم بود، تنش در عرصه میدانی است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: به هر حال ترامپ در شرایطی به این سفر رفت که انتظار اصلی‌اش این بود که چینی‌ها با روابط ویژه‌ای که با ایران دارند، به ویژه در عرصه اقتصادی، به ایران فشار بیاورند، اولا در مورد موضوع تنگه هرمز که ایران این تنگه را باز نگه دارد و دوما در ارتباط با آنچه ایران به هر حال توافقی را با ایالات متحده بخواهد بپذیرد که پایان‌بندی این جنگ را رقم بزند، توافقی که مدنظر آمریکا باشد و این انتظار آمریکا از این سفر بود.

خواجویی گفت: یک نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم؛ در مورد روایتی است که آمریکا از این سفر ارائه کرده به نظر می‌رسد که چندان نمی‌شود به این روایت اعتماد کامل کنیم. به این دلیل که به نظر می‌رسد که آنچه که کاخ سفید از این مذاکرات ارائه کرد، به ویژه تاکید بر اینکه هم آمریکا و هم چین مخالف دستیابی ایران به سلاح اتمی هستند و همینطور هر دو طرف به دنبال باز شدن تنگه هرمز و مخالف اخذ تعرفه‌هایی، اخذ عوارضی برای عبور از این تنگه هستند، بخشی از آن واقعیتی باشد که بین دو طرف در جریان است.

وی ادامه داد: البته ما از این روایتی که کاخ سفید هم ارائه کرد، خیلی متعجب نشدیم، به این جهت که به ویژه در موضوع مسئله هسته‌ای و تنگه هرمز، موضع چین موضوع روشنی بود و خیلی چیز عجیب و غریبی نبود. قبلاً هم چینی‌ها این موضوع را مطرح کرده بودند. اولا چین یک قدرت هسته‌ای است، مثل همه قدرت‌های هسته‌ای، طبیعتاً مخالف این است که کشوری به سمت سلاح هسته‌ای حرکت کند که البته ایران بارها اعلام کرده که به دنبال این موضوع نیست. در مورد مسئله تنگه هم چینی‌ها نه در مذاکراتشان با آمریکا، بلکه پیشتر و حتی در سفر آقای عراقچی به چین، این موضوع را اعلام کردند که به هر حال چین نظرش بر این است که وضعیت تنگه هرمز به گذشته برگردد و ما شاهد بسته بودن تنگه هرمز نباشیم. بنابراین این موضوع چندان به خودی خود عجیب نبود. اما به نظر می‌رسد آن چیزی که آمریکایی‌ها دارند پنهان می‌کنند، بخش دیگری از نظرات چین است که در اینجا به نظر می‌رسد که تفاوت در آن وجود دارد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: به طور مثال در مورد موضوع هسته‌ای، گرچه چین مخالف دستیابی کشور جدیدی به سلاح اتمی است، اما بارها این موضوع را هم اعلام کردند که ایران حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را دارد. چین بخشی از توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۵، معروف به برجام بود که در آن توافق ایران مجوز غنی‌سازی اورانیوم را داشت، تأسیسات اتمی‌اش ولو به صورت محدود فعال بود. بنابراین این بخش از موضوعی است که چینی‌ها تأکید برحق ایران برای استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای دارند، این چیزی‌ست که به هر حال آمریکایی‌ها در روایتشان ارائه نکردند و به نظر می‌رسد که اصل ماجرا هم همین است که در شرایطی که آمریکا بر تعطیلی کامل برنامه اتمی ایران، اصرار دارد چین با این موضع حداکثری آمریکا کاملاً مخالف است و در مجامع بین‌المللی هم طرف چینی به این موضوع بارها هم اشاره کرده است.

خواجویی گفت: در مورد مسئله تنگه هرمز هم به نظر می‌رسد که موضع، روایتی که کاخ سفید از موضع چین ارائه کرده، باز هم این بخشی از ماجرا و بخشی از آن موضع چین است. به این معنا که درست است که چین مخالف بسته بودن تنگه هرمز است، حتی مخالف این است که یک رژیم عبور و مرور جدیدی بر تنگه هرمز اعمال شود. اما در کنار این موضع، موارد دیگری را هم طرف چینی مطرح می‌کند. از جمله اینکه چین بحران کنونی را ناشی از جنگ آمریکا علیه ایران می‌داند؛ یعنی آنچه که در مورد تنگه هرمز گذشته و رخ داده و چین با این موضوع در حال حاضر مخالف است و مسائل پیش آمده را در نتیجه جنگی می‌داند که آمریکا و اسرائیل به ایران تحمیل کردند.

وی با اشاره به بخش دیگری از تعارض در روایت کاخ سفید گفت: مسئله بعدی که در روایت کاخ سفید از موضع چین غایب است، این است که چین درحال حاضر هم گرچه تأکید می‌کند بر اینکه مخالف بسته بودن تنگه هرمز است، اما در عین حال برحل مسئله را از طریق مذاکره تأکید می‌کند و نه از طریق نظامی. یعنی این موضوع، موضوع بسیار مهمی است. به این معنا که چین با استمرار جنگ و استمرار فشارهایی که آمریکا علیه ایران وارد می‌کند، مخالف است. اما اینکه ما ببینیم دقیقاً دو طرف در مورد موضوع ایران به چه نتیجه‌ای رسیدند، به نظر می‌رسد که آینده این را روشن خواهد کرد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: چین و آمریکا رقابت‌های تنگاتنگی با همدیگر دارند. چینی‌ها بر اساس سنتی که در رفتار سیاسی‌شان حاکم است، معمولاً ترجیح می‌دهند خودشان را وارد تقابل عریان به ویژه در نزاعی که یک طرف آن آمریکایی‌ها هستند، نکنند. اما به نظر می‌رسد که چینی‌ها در عین حال برایشان مهم است که آمریکا پیروز مطلق جنگ کنونی نباشد، یعنی به عبارتی، طرف چینی هم نمی‌خواهد که به صورت رایگان کاری کند که آمریکا از این جنگ با پیروزی بیرون بیاید و ایرانی که به هر حال طرف نزدیک به چین هست، بخواهد یک طرف ناکام از این جنگ باشد. بنابراین به نظر می‌رسد که چینی‌ها در این موضوع رندانه برخورد می‌کنند که تلاش شود آمریکا هم طرفی نباشد که صد صد طرف پیروز باشد و از اینکه آمریکا در یک وضعیت فرسایشی قرار گرفته، چنین به نظر می‌رسد که ناخرسند هم نیستند، اما بسیار بسیار این سیاست را رندانه و هوشمندانه جلو می‌برند و از تقابل مستقیم با آمریکا خودداری می‌کنند و در تلاش هستند که فرصتی برای تحرک در جاهایی برای خودشان فراهم کنند که آمریکایی‌ها به دلیل نوع محاسبات بدشان این فرصت را برای تحرک به چینی‌ها دادند.

وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره اینکه در حال حاضر بازیگران متعددی در حال میانجیگری هستند، مثل چین، عمان، پاکستان. اگرچه که ایران اعلام کرده که میانجیگر اصلی پاکستان است، ولی می‌بینیم حتی اسم قطر هم در بین کشورهای میانجی برده می‌شود. از نظر شما این رایزنی به حل بحران ایران و آمریکا کمک می‌کند یا به قفل شدن مسیر دیپلماسی دامن می‌زند، گفت: به نظر می‌رسد که روندی که آغاز شده بعد از جنگ از طریق پاکستان و میانجیگری پاکستان، روندی‌ست که کشورهای دیگر از جمله چین هم این روند را حمایت می‌کنند. یعنی نقش‌آفرینی چین در کاهش تنش در منطقه، خارج از چارچوبی نیست که در اسلام‌آباد در جریان است. به هر حال اسلام‌آباد روابط نزدیکی با چینی‌ها دارد، در عین حال که روابط نزدیکی با ایران دارد و همینطور معتمد آمریکایی‌ها هم هست. فرصتی برای نقش‌آفرینی‌اش فراهم شده. بنابراین روندی که در اسلام‌آباد آغاز شده مورد حمایت چین هم هست و قرار نیست که چین یک روند جدیدی را آغاز کند. اگر هم صحبتی است، صرفاً تأکید بر این است که این روندی که آغاز شده به ناکامی نینجامد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: تحرکات دیگر کشورها هم مثل ترکیه یا عربستان سعودی یا مصر و کشورهای از این قبیل هم به نظر می‌رسد که همه در راستای موفقیت روند اسلام‌آباد است. آن چیزی که به نظر می‌رسد باعث آسیب است و  این روند را در خطر فروپاشی قرار داده، شکاف‌هایی است که بین دو طرف وجود دارد. و الا طرف‌های میانجی به دلایل مختلف، از جمله آسیبی که خود این طرف‌ها از ناحیه جنگ خوردند، از جمله چینی‌ها یا کشورهای عربی منطقه، به دنبال این هستند که این روند به یک نتیجه روشنی برسد که جنگ را خاتمه دهد اما به نظر می‌رسد که شکاف‌ها و اختلاف‌های دو طرف به قدری است که فعلاً به نظر نمی‌رسد که این روند چشم‌انداز روشنی  برای رسیدن به یک توافق داشته باشد.

خواجویی درباره اینکه با توجه به اینکه در رسانه‌ها مطرح می‌شود ترامپ نتوانسته دست پر از چین برگردد، فکر می‌کنید که این عدم حمایت چین از آمریکا چه پیامدی برای آینده بحران در این منطقه دارد، گفت: واقعیت مسئله اینجاست که در حال حاضر در شرایط کنونی برای آمریکا بازگشت به جنگ طبیعتاً نه می‌تواند گزینه نامحتمل و نه کاملاً مردود باشد، در عین حال گزینه بسیار پر ریسکی است. یعنی این پرسش مطرح می‌شود که در ۴۰ روز اگر قرار بود این جنگ ثمربخش باشد و بتواند اهداف استراتژیک آمریکا را تأمین کند، قاعدتاً محقق می‌شد. پس این سؤال مطرح است که قرار است در جنگ بعدی و در تقابل بعدی آمریکا به چه چیز جدیدی برسد؟

وی ادامه داد: تجربه جنگ ۴۰ روزه اتفاقاً نشان داد که هرچه زمان گذشت، معادلات جدیدی خلق شد که در پیش از جنگ حتی شاید در محاسبات آمریکایی‌ها هم نبود. از جمله مسئله تنگه هرمز موضوعی بود که از دل این جنگ بیرون آمد. یعنی به تعبیری نه تنها موضوع هسته‌ای ایران در خلال این جنگ حل نشد، بلکه مسائل جدیدی هم به آن اضافه شد، از جمله تنگه هرمز، از جمله آسیبی که کشورهای منطقه خوردند. بنابراین بازگشت آمریکا به آن شکل قبلی به تقابل عریان و تقابل فراگیر بسیار پرهزینه است و به نظر می‌رسد که طرف آمریکایی، هم در حال حاضر احتیاط می‌کند از اینکه به آن شرایط برنگردد و این نشان می‌دهد که اتفاقاً نسبت به مثمر ثمر بودن جنگ و بازگشت دوباره به جنگ تردید داردو به این موضوع واقف است. اما بدی این شرایط استمرار وضعیت فرسایشی کنونی است. یعنی به عبارتی آمریکا در شرایط کنونی به جای جنگ، ترجیح می‌دهد که از طریق فشار تدریجی، از جمله از طریق محاصره دریایی، ایران را تحت فشار قرار بدهد بلکه این شرایط منجر شود به این که ایران پای میز مذاکره بیاید و توافقی را بپذیرد که مورد نظر آمریکا هست.

این کارشناس مسائل سیاست خارجی گفت: در این جا به نظر می‌رسد که بازی زمان تعیین‌کننده است. یعنی آن چیزی که من از شرایط فهم می‌کنم این است که هم در آمریکا و هم در ایران روی گذر زمان تکیه می‌شود. ایران تلقی‌اش بر این است که گذر زمان و ادامه بستن تنگه هرمز، بحران اقتصاد جهانی را باعث خواهد شد، بحران در داخل آمریکا هم بحران سیاسی و هم بحران اقتصادی را ایجاد خواهد کرد و این وضعیت باعث این می‌شود که در نهایت آمریکایی‌ها به پایان جنگ و همینطور رسیدن به یک توافق متوازنی که ایران هم این توافق را بپذیرد، تن بدهند. در عین حال آمریکا هم این نگاه را دارد که ادامه محاصره، اقتصاد ایران را تحت فشار قرار می‌دهد و ایران را در موضع ضعف قرار می‌دهد.

وی گفت: در شرایط کنونی تنش دو طرف، تنش در دریا است. نکته اینجاست که تجربه این چند روز اخیر هم نشان داد که دو طرف تلاش می‌کنند که در عین حال که این رویارویی را در دریا دارند، این رویارویی را تا آستانه یک جنگ فراگیر پیش ببرند. اما مسئله اینجاست که این موضوع چندان قابلیت کنترل ندارد. به این جهت که روی هر دو طرف، یعنی هم روی ایران و هم روی آمریکا فشار زمانی وجود دارد و هر دو طرف می‌خواهند در یک بازه زمانی کوتاه چند هفته‌ای به نتیجه برسند و این فشار زمانی آن‌ها را ممکن است به رفتارهای رادیکال هم سوق دهد. ایران می‌خواهد  از این روند فرسایشی و محاصره دریایی خارج شود و آمریکا هم می‌خواهد بالاخره به یک نتیجه برسد و این جنگ را خاتمه دهد و به یک دستاوردی برسد که بتواند  در عرصه داخلی بفروشد.

خواجویی گفت: این وضعیت، یعنی یک وضعیت معلق کنونی، در عین حال که تنش بین دو طرف وجود دارد، باعث می‌شود که اگر در چنین شرایطی یک توافق دیپلماتیک شکل نگیرد، تنش‌ها گام به گام افزایش پیدا کند و به رغم اینکه دو طرف تمایلی به بازگشت به جنگ فراگیر ندارند، صحنه و معادلات میدانی دو طرف را مجدداً به بازگشت به جنگ سوق بدهد. در این شرایط طرف‌های مختلف از جمله طرف‌های میانجی در تلاش هستند که مانع از بازگشت این دو طرف به شرایط جنگی شوند که لازمه این هم این است که به ویژه طرف آمریکایی از موضع حداکثری خودش فاصله بگیرد.

وی ادامه داد: من چرا اصرار می‌کنم به ویژه طرف آمریکایی؟ چون داده‌های ما، چه در مورد مذاکراتی که قبل از جنگ داشت رخ می‌داد و چه حتی در مذاکراتی که بعد از جنگ رخ داد، نشان می‌دهد که طرف ایرانی بسیار تلاش کرد که موضع خودش را نرم‌تر کند، به ویژه در موضوع هسته‌ای. اما  آن نگاه حداکثری که طرف آمریکایی دارد عملاً باعث می‌شود که هیچ توافق متوازنی شکل نگیرد و مانع از این می‌شود که این روند به یک روند نتیجه‌بخشی برسد. یعنی صحبت‌های آقای ترامپ و رفتار تیم مذاکراتش هم تاکنون این را نشان داده است.

خواجویی عنوان کرد: یک نگاه حداکثری در واشنگتن حاکم است و عملاً از نگاه حداکثری به نتیجه نخواهد رسید و این دیپلماسی را نابود می‌کند. طبیعتاً ما این را می‌فهمیم که آمریکا هم در یک موضع دشواری قرار گرفته، چون هم بازگشت به جنگ می‌تواند پر هزینه و بی‌نتیجه باشد برای طرف آمریکایی، هم در عین حال رسیدن به یک توافق متوازن با ایران مستلزم این است که این‌ها در موضوع هسته‌ای امتیازاتی را به ایران بدهند، از جمله اینکه مثلاً حق غنی‌سازی ایران را به رسمیت بشناسند یا در مورد موضوع ذخایر اورانیوم‌های غنی شده انعطاف به خرج دهند،در شرایطی که آمریکایی‌ها یک جنگی را علیه ایران آغاز کردند، توافقی که ایران بتواند با سربلندی از آن خارج شود، به منزله شکستی قاطع برای ترامپ تلقی خواهد شد.

وی گفت: در شرایط کنونی که ترامپ تحت فشارهای داخلی برای توجیه ورود به جنگ قرار دارد، چنین توافقی که ایران بتواند روایتی از پیروزی از آن ارائه دهد، یک باخت تمام‌عیار برای او خواهد بود. تحلیل فعلی ترامپ بر این استوار است که با تشدید فشارها، به‌ویژه از طریق محاصره دریایی و اعمال فشار بر بازیگرانی چون چین، بتواند مواضع ایران را نرم کرده و جنگ را به سمت نتیجه دلخواه سوق دهد. با این حال، امید چندانی به این رویکرد وجود ندارد. به نظر می‌رسد تا زمانی که آمریکایی‌ها از مواضع حداکثری خود فاصله نگیرند و به سمت یک توافق متوازن حرکت نکنند، شرایط فرسایشی کنونی، ما را به سمت نوعی جنگ سوق خواهد داد. اگرچه جنگ ممکن است اولویت اصلی هیچ‌کدام از طرفین، چه ایران و چه آمریکا، نباشد، اما شرایط موجود می‌تواند هر دو طرف را به سمت درگیری سوق دهد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: نکته حائز اهمیت دیگر در این شرایط فرسایشی، فشار شدیدی است که از سوی اسرائیل بر آمریکایی‌ها وارد می‌شود تا مجدداً وارد عرصه جنگ شوند. اسرائیل که هنوز احساس می‌کند به هدف اصلی خود، یعنی تغییر نظم امنیتی منطقه، دست نیافته است و نتانیاهو هم با توجه به نزدیکی به انتخابات، نیازمند تقابل با ایران و ادامه شرایط جنگی است.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز